مستقل فعالیت می نماید و فعالیت وی ایجاد واحد های جدید در سازمان ، ارائه محصولات ، خدمات و فرآیند های جدید می باشد که شرکت ها را به سوی رشد و سودآوری سوق می دهد.تعریفی که پینکات ارائه می دهد با کارآفرین مستقل شباهت زیادی دارد ، تنها تفاوت آن در این است که در داخل سازمانی که قبلا به وجود آمده است ، انجام می پذیرد.شومپیتر عمده فعالیت های کارآفرینان سازمانی را شامل توسعه کالا و خدمات جدید ، معرفی روش های جدید تولید ، تشخیص بازارهای جدید ، پیدا کردن منابع جدید و توسعه و بهبود سازمان می داند.کارآفرینان سازمانی ، با ایجاد نوآوری در سازمان سبب تحول اساسی در آن شده و همواره پیشتاز و پیشگام توسعه محصولات و خدمات جدید هستند و معمولا فرآیند نوآوری را از شکل گیری ایده تا به وجود آمدن محصولات و یا خدمات جدید و یا اصلاحی در ساختار تولید ، خود بر عهده می گیرند و در کلیه فرآیندها ناظر و یا مجری هستند. در مجموع ، کارآفرینی سازمانی به این معنی است که سازمان ها می توانند نوآوری های سودآور را از طریق تشویق کارکنان برای فکر کردن ، مانند کارافرینان مستقل توسعه دهند و به آن ها برای تعقیب برنامه هایشان، آزادی و انعطاف دهند ، بدون این که اعضا را در باتلاق بوروکراتیک قرار دهند. کارآفرینی سازمانی از طریق تجدید عملیات سازمان ها ، تعریف مجدد مفهوم کسب و کار و افزایش ظرفیت های نوآوری برای اطمینان از بقا در یک محیط پویا ، ضروری است. فرای نیز معتقد است که کارآفرینی سازمانی فرآیندی است که محصولات ( خدمات ) یا فرآیندهای نوآورانه به وسیله خلق فرهنگ کارآفرینانه در یک سازمان ایجاد می گردد.کرونوال و پرلمن معتقدند که اصول کارآفرینی سازمانی صرفا به سازمان های انتفاعی و بخش خصوصی محدود نمی شود ، بلکه می توان همین فرآیندها را در قبال سازمان های غیر انتفاعی و غیر دولتی نیز به کار برد ( قلی پور و دیگران ، 1387، صص117-116). کارآفرینی سازمانی مجموعه فعالیت هایی است که بهره برداری از مزایای رقابتی نوآوری را در یک سازمان امکان پذیر می کند و رهیافتی در نهادینه کردن نوآوری در سازمان هاست. در حقیقت کارآفرینی سازمانی به عنوان دریچه ای به سوی بهره برداری از مزایای رقابتی پایدار و پیشگامی و نوآوری برای سازمان ها قلمداد می شود(ایمانی پور،1387،ص12).

2ـ 3-7) ویژگی های افراد کارآفرین
نیاز به موفقیت : تمایل به انجام کار در استانداردهای عالی به قصد موفقیت در موقعیت های رقابتی.
استقلال طلبی : نیاز به استقلال از ویژگی هایی است که به عنوان یک نیروی انگیزشی مهم برای کارآفرینان، بر آن تاکید شده است و با عباراتی نظیر ” کنترل بر سرنوشت خویش ” ، ” کاری را برای خود انجام دادن”و ” رئیس خود بودن ” تعریف کرد.
تحمل ابهام : قدرت ابهام عبارت است از پذیرفتن عدم قطعیت به عنوان بخشی از زندگی ، توانایی ادامه حیات با دانش ناقص درباره محیط و تمایل به آغاز فعالیتی مستقل ، بدون آنکه شخص بداند موفق خواهد شد یا خیر.
کانون کنترل درونی : کارآفرینان تمایل دارند فکر کنند که خودشان راه و روش هر چیزی را می دانند و شانس و اقبال ، نقش و تاثیری در زندگی شخصی و کاری آنان ندارد.چنین افرادی به قدرت و توانایی خویش اعتماد دارند و سرونوشت خود را قابل کنترل می دانند.
مخاطره پذیری : لاینرو بروکهاوس معتقد بودند که تمایل به پذیرش مخاطره های معتدل ، از ویژگی های بارز کارآفرینان است و کارآفرینان موفق ، کمتر از مدیران از مخاطره پرهیز می کنند ( سلاجقه و همکاران، 1391، ص6).

2- 3-8) فرآیند کارآفرینی
کارآفرینان افرادی هستند که با توجه و دقت در محیط اطراف خود ، فرصت های جدیدی را شناسایی می کنند و بعد از ارزیابی فرصت مشاهده شده و در صورتی که با اهداف و علایق کارآفرین هماهنگی داشته باشد و آینده روشنی را پیش روی کارآفرین ترسیم کند ، کارآفرین اقدام به شروع فعالیت کارآفرینانه که همان ارایه و تولید محصول یا خدمتی جدید است می نماید ( روزبهان ، 1391 ، ص 21 ). فرآیند مذکور را می توان در چهار مرحله مشخص به شرح زیر بیان نمود :
شناسایی و ارزیابی فرصت- قطعا شناسایی و ارزیابی فرصت ، با اهمیت ترین مرحله در فرآیند کارآفرینی است که خود نیز به دو قسمت مجزا قابل تفکیک است. در قسمت اول کارآفرین باید دقت و توجه کافی را داشته باشد تا بتواند فرصت ها را ببیند. نگاه به مشتری به او کمک خواهد کرد تا خواسته ها و حتی نیازهایی را که تبدیل به خواسته نشده اند را نیز مورد توجه قرار دهد. اکثرا نمی توان راهکار مشخصی را برای شناسایی فرصت ها ارایه کرد اما ابزارهایی وجود دارند که می توانند در شناسایی فرصت بسیار موثر باشند که از جمله آن ها می توان مصرف کنندگان ، همکاران تجاری و شرکت های رقیب ، اعضای نظام توزیع و متخصصین مربوطه را نام برد. در قسمت بعد باید فرصت شناسایی شده مورد ارزیابی قرار گیرد و در این رابطه ارزش حقیقی و کلی فرصت ، مورد مطالعه قرار گیرد به این معنی که مثلا اندازه بازار و محدوده دریچه فرصت ، مورد مطالعه قرار گیرد به این معنی که مثلا اندازه بازار و محدوده دریچه فرصت ایجاد شده چه مقدار است ، گروه های مصرف کننده و محدوده جغرافیایی مصرف کنندگان کجاست. میزان ریسک سرکایه گذاری در کنار میزان بازدهی احتمالی آن نیز باید محاسبه شوند و شاید از همه مهم تر میزان تناسب فرصت شناسایی شده با علایق فرد کارآفرین و مهارت های او نیز اهمیت زیادی خواهد داشت. زیرا در صورت عدم وجود علاقه و مهارت کافی ، امکان تمرکز و تلاش کافی کمتر وجود خواهد داشت (روز بهان ،1391،ص21 ).
تدوین طرح تجاری – تهیه طرح تجاری که از آن با نام های دیگری مثل طرح شغلی و طرح کسب و کار نیز نام برده می شود ، برای کارآفرین اهمیت فوق العاده ای دارد.شاید این مرحله را بتوان مشکل ترین قسمت در روند کارآفرینی نامید. یک طرح تجاری خوب می تواند نشان دهنده و تبیین کننده فرصت واقعی باشد. هم چنین در تعیین منابع مورد نیاز ، اعم از منابع انسانی ، منابع مادی و منابع مالی و نحوه به دست آوردن و مصرف آن ها و اداره موفقیت آمیز فعالیت کارآفرینانه ضروری است. طرح تجاری ، چشم انداز مالی فعالیت کارآفرینانه را به صورت واضح و شفاف آشکار می سازد. طرح تجاری را می توان اعلامیه کارفرما نیز نام نهاد ، اعلامیه ای که برای همگان آشکار می سازد که هدف او چیست ، چگونه می خواهد به هدفش برسد و هریک از کارکنان و همکاران او در این مسیر چه نقشی دارند و چگونه باید نقش خود را ایفا نمایند در یک طرح تجاری ، علاوه بر صفحه عنوان ، فهرست مندرجات و خلاصه مدیریتی ، باید خلاصه مراحل اجرایی شامل، شرح فعالیت اقتصادی ، شرح صنعت ، طرح بازاریابی ، طرح مالی ، طرح تولید ، طرح سازمانی ، طرح عملیاتی ، به همراه ضمائم و مدارک مربوطه که می تواند مجوزها ، تفاهم نامه ها و موارد مشابه باشد ، آورده شود ( روزبهان ، 1391،صص22-21 )
تامین منابع مورد نیاز- برای انجام فعالیت کارآفرینانه منابع مالی مورد نیاز است و کارآفرین باید در ابتدا منابع فعلی خود را مورد توجه قرار داده و سپس سایر راه های تامین منابع را مورد بررسی و توجه قرار دهد. بانک ها و سرمایه گذاران می توانند جز تامین کنندگان منابع مالی باشند. میزان و تنوع منابع مورد نیاز از جمله مواردی است که نباید کم اهمیت جلوه کنند ، کسب به موقع منابع نیز باید مورد توجه کارآفرین قرار گیرد. نکته حائز اهمیت آن است که کارآفرین باید تا آنجایی که امکان دارد ، مالکیت خود را در شرکت توسعه داده و آن را در شروع فعالیت کارآفرینانه تثبیت نماید ( روزبهان ،1391،ص22 ).
مدیریت بنگاه اقتصادی – مدیریت یک بنگاه اقتصادی نوپا از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است بالاخص با توجه به اینکه کارآفرین محصول یا خدمتی نو را به جامعه عرضه کرده و نیاز به مدیریت و انسجام بیشتری برای هدایت شروع فعالیت اقتصادی است. استفاده از ساختار سازمانی مناسب به همراه بهره برداری از فنون برنامه ریزی و کنترل ، در کنار مباحث کاربردی شیوه های مدیریت و هدایت بنگاه های اقتصادی ، می تواند تضمین کننده موفقیت کارآفرین باشد (روزبهان ، 1391،ص22-23 ).

مطلب مشابه :  پایان نامه شناخت و آگاهي بر علل حقوقي و بيان مصاديق آن در مورد خشونت عليه زنان

2- 3-9) کار آفرینی استراتژیک
کارآفرینی استراتژیک از ترکیب خصوصیات و ویژگی های استراتژی ( طراحی اهداف شرکت ، مدیریت منابع شرکت ، افزایش مزیت های رقابتی و سودآوری شرکت ) و کارآفرینی ( خلاقیت و نوآوری ، تاسیس واحدهای جدید ، شناسایی و استفاده از فرصت ها ) به وجود آمده است.
کارآفرینی استراتژیک عبارت است از تدوین یک استراتژی کارآفرینانه که از ادغام چندین استراتژی کارآفرینانه در تعامل با محیط خارجی حاصل می گردد.
کارآفرینی استراتژیک عبارت است از فعالیت های کارآفرینانه ای که در چهارچوب استراتژی کسب و کار به انجام می رسد و به توسعه تخصص در مهارت ها و منابع اصلی پرداخته و از اهرم کاربرد و انتقال دانش در مهارت ها و منابع برای تولید محصولات و خدمات و یافتن بازارهای جدید استفاده می کند .
کارآفرینی استراتژیک عبارت است ترکیب دیدگاه کارآفرینانه ( مانند جستجوی فرصت ) و دیدگاه استراتژیکی ( مانند جستجوی مزیت رقابتی ) ، برای طراحی و اجرای استراتژی های کارآفرینانه سود آور ( خزایی پور و همکاران ، 1391،ص6 ).
توانایی پیش بینی تغییرات محیطی و سپس واکنش مناسب به تغییرات یکی از دستاوردهای مهم کارآفرینی استراتژیک اثربخش است.فی الواقع ، به واسطه کارآفرینی استراتژیک ، سازمان تمایل دارد که به نوآوری و انتفاع آن ، به عنوان منشای مزیت رقابتی پایدار و پاسخگویی موثر به تغییرات مداوم محیطی تکیه کند.به کارگیری کارآفرینی استراتژیک موثر باعث شده که سازمان ها متوجه شوند که انطباق با تغییرات ، مستلزم آراستن تازگی در قالب نوآوری است.در حقیقت تحقیقات نشان داده است که بین 30 تا 50 درصد از فروش و سود سازمان ها ، از محصولات تجاری شده در 5 سال اخیر ناشی شده است.این درصد ها که در سر تا سر دهه گذشته کاملا پایدار مانده اند ، ضرورت ایجاد جریان های پایدار ابداع و نوآوری را جهت بقا موفقیت سازمانی پر رنگ می کند.کارآفرینی استراتژی یک اصطلاح استفاده شده به وسیله شرکت هایی که به طور هم زمان از یک مزیت رقابتی امروزه بهره برداری می کنند در حالی که در حال بررسی نوآورهایی هستند که پایه و اساسی برای مزیت های رقابتی آینده خواهد بود.با توجه آنچه براساس نوشته ها و تجربیات فرضیه ای در تعدادی از شرکت های در حال رشد متعهد شده به فعالیت های کارآفرینی استراتژیک مشاهده کردیم، ما معتقدیم که کارآفرینی استراتژی اثربخش به شرکت ها کمک می کند تا به انواع تغییرات محیطی مهمی که سازمان های امروزی روبرو می شوند ، پاسخ بدهد.به علاوه و مهم تر از همه اینکه ، کارآفرینی استراتژی اثربخش به شرکت ها کمک می کند تا به طور نسبی مزیت های رقابتی مورد تاکید را توسعه بدهند.علاوه بر آن وجود مزیت های با ارزش و کمیاب به علت نبود درک درست برای رقبا مشکل است تا به طور کامل از آن آگاهی یابند و یا آن را تقلید کنند. کارآفرینی استراتژیک عبارت است از فعالیت هایی که سازمان برای اکتشاف مداوم فرصت های مبتنی بر نوآوری ، با هدف انتفاع انجام می دهد ( مانند ترکیب های سازمانی جدید ، محصولات جدید و…). یا به عبارتی ” خلق مزیت رقابتی از طریق جریان های مداوم نوآوری” نقطه اشتراک میان مدیریت استراتژیک و کارآفرینی استراتژیک ، کمک به سازمان ها برای کسب مزیت های رقابتی و ایجاد فرصت هایی به وسیله مزیت های رقابتی در آینده است.کارآفرینی استراتژیک مجموعه ای از فعالیت های سازمانی است که توانایی سازمان را در رقابت با سازمان های موجود در صنعت مورد نظر ، برای کسب موقعیت برتر افزایش می دهد. جریان تازگی خلق شده از طریق کارآفرینی استراتژیک ، از تعادل میان فعالیت های معطوف به اکتشاف و انتفاع ناشی می شود.به طور مهم این تعادل شرکت را در موقعیت کسب سود از مزیت های موجود و فرصت های آتی قرار می دهد.انتفاع ، سطوح جاری عملکرد را از طریق توسعه افزایشی پایگاه دانش تثبیت شده سازمان ها جفظ می کند و یا احتمالا افزایش می دهد.انتفاع همچنین تلاش های اکتشافی شرکت را حمایت می کند .اکتشاف هنگامی رخ می دهد که شرکت دانش های گوناگون را با ذخایر دانش موجود تلفیق کند.جذب دانش جدید در صورتی در سازمان ها قابل دستیابی است که اکتشاف ، شالوده . بنیان فعالیت های انتفاعی آتی شود.کارآفرینی استراتژیک موثر ، به ترکیب اثربخشی و کارایی گرایی شکل گرفته از تازگی منتهی می شود . منشا مزیت رقابتی پایدار است.محصولات جدید ، فرآیندهای جدید که برای تولید محصولات به کار می روند ، و روش های جدید برای پی ریزی یک سازمان جهت تسهیل نوآوری ، همگی مثال هایی از تازگی هستند که کارآفرینی استراتژیک می تواند ایجاد کند.ابداعات محصولات به عنوان نتیجه ارضای انتظارات بازار ، منبع اثربخشی هستند ،در حالی که فرآیند و نوآوری های ساختاری ، هنگامیکه سازمان به طور معقول از منابعش استفاده می کند زیربنایی برای کارایی می باشند.اگرچه محصولات جدید ، قوه ابداع و اعتبار سازمان را برای جهان پر رنگ می کنند برخی دانش پژو هان اظهار داشته اند که ابداعات فرآیند و اجرایی در درون سازمان پنهان است در نتیجه برای رقبا مشکل است که این ابداعات را تقلید یا مهندسی آن را معکوس نمایند.چیزی که در ابداعات محصول به آسانی و به سرعت قابل انجام است( کیاکجوری ،1388، ص3-4)
ابعاد مشخص کارآفرینی استراتژیک طبق

مطلب مشابه :  پایان نامه مبانی عرفی و فقهی مسقط مسئولیت مدنی