شود و علاوه بر حمایت هایی که بخش عمومی و دولتی از کارآفرینان به عمل می آورند ، بخش خصوصی نیز با تاسیس مراکز مذکور با هدف سودآوری ، از کارآفرینان جامعه حمایت می کنند.بدیهی است که این حمایت ها نه فقط در زمینه های مالی ، بلکه در زمینه های مشاوره مالی ، مدیریتی و فنی نیز صورت می گیرد که ثمره آن ظهور شرکت هایی با بازدهی مالی بسیار مناسب است ( روزبهان ، 1391، ص19).در سال های اخیر در جریان رقابت شدید در بازار ، جهانی سازی و گسترش فناوری ، نوآوری و تمایز به عنوان یک ضرورت برای هر شرکتی در نظر گرفته شده است. شرکت ها برای رسیدن به موفقیت بازار و حفظ مزیت رقابتی ، نیاز به بهره برداری از فرصت های جدید ، توسعه محصولات و خدمات دارند(Tajeddini,2010,p222). هرجامعه و هر شرکت موفق افراد کلیدی و یا کارآفرینانی دارد که توانایی شناسایی فرصت ها و به دست آوردن منابع ( اقتصادی ، فنی و انسانی ) لازم برای برآوردن نیازهای جدید و نیازهای موجود بهتر را دارا هستند .بسیاری از پژوهشگران بر اهمیت کارآفرینی در ایجاد ثروت و توسعه جامعه و شرکت ها تاکید کرده اند ( Hansemark ,1998,p28). تحقیق در زمینه کارآفرینی در دوره معاصر ، به فعالیت یک اقتصاددان به نام شومپیتر (1950-1883) بر می گردد.شومپیتر کارآفرینی را به عنوان یک فرآیند ” تخریب خلاق ” می داند که در آن کارآفرین به طور مستمر به جایگزین نمودن یا کنار گذاشتن محصولات و روش های موجود در تولید ، با محصولات و روش های جدید اقدام می کند.فعالیت های کارآفرینانه ، پیامد تعامل افراد و گروه ها در سطوح مختلف سازمان می باشند و نتیجه این بررسی ها ، مفهوم سازی کارآفرینیبه عنوان یک پدیده در سطح سازمان یا شرکت می باشد. فرض اصلی که مبنای ایده کارآفرینی سازمانی است ، این است که کارآفرینی سازمانی یک مقوله رفتاری است ( Barringer & Bluedorn ,1999,p422 ) و تمام شرکت ها بر روی پیوستاری که در یک سر آن مفهوم بسیار محافظه کار و در سمت دیگر آن بسیار کارآفرین واقع شده ، قرار می گیرند.شرکت های کارآفرین ، ریسک پذیر ، نوآور و پیشگام هستند. در نقطه مقابل ، شرکت های محافظه کار ، ریسک گریز ، نوآوری در سطح پایین و در حال انتظار و منفعل هستند ( ابراهیم پور و دیگران ، 1390،ص122). جایگاه یک سازمان بر روی این پیوستار ، بستگی به میزان و شدت کارآفرینی آن دارد (Barringer & Bluedorn , 1999 , p422). شرکت ها در دنیای رقابت امروزی برای مقابله با چالش های محیطی باید دست به اقدامات نوآورانه و مخاطره آمیز بزنند تا بتوانند در این دنیای رقابتی موفق عمل کنند. پارسلون و اسلمسر کارآفرینی را از شرایط ضروری توسعه اقتصادی می دانند ( روزبهان ،1391،ص19)

2ـ 3-2) مفهوم کارآفرینی
برای مفهوم کارآفرینی تعاریف متعددی ارایه شده است. علت تفاوت ، چشم انداز و زاویه دید متفاوتی است که از آن به کارآفرینی توجه شده است.اما دیدگاه دانشمندان علوم اقتصادی ، اجتماعی ، روانشناسی و مدیریت با دیدگاه فوق متفاوت است. هرچند هر کدام از آن ها تعاریف متفاوتی از کارآفرینی ارایه می دهند.اما همگی آن ها بر این نکته اشتراک نظر دارند که کارآفرینان با تفکر خلاق خود و ارایه نظرات نو و تازه و اجرایی کردن آن ها ، موجبات رشد ، پویایی و توسعه اقتصادی جامعه را پدید می آورند. در قرن شانزدهم میلادی واژه فرانسوی ( کارآفرین ) اولین بار برای افرادی مورد استفاده قرار گرفت که خود را در ماموریت های نظامی به خطر می انداختند.بعدها این واژه به کسانی اطلاق شد که خطر یک فعالیت اقتصادی و تجاری را پذیرفته و آن را سازماندهی و اداره می کردند.دنبال تغییر است و پیتر دراکر کارآفرین را فردی می داند که با استفاده از سرمایه خود یک فعالیت کوچک و جدید اقتصادی را شروع می کند.ارزش ها را تغییر داده و ماهیت آن ها را متحول می کند ، خطرپذیر است و به درستی تصمیم می گیرد.برای انجام فعالیت اقتصادی خود از سرمایه دیگران هم استفاده می کند، به همیشه به دنبال فرصت های جدید است شومپیتر که او را پدر علم کارآفرینی می نامند ، اصطلاح کارآفرینی را برای اولین بار با مفهوم فعلی آن به کار برد.او معتقد بود که رشد و توسعه اقتصادی زمانی محقق خواهد شد که افرادی با پذیرفتن خطر ، اقدام به نوآوری کرده و روش ها و راه حل های جدیدی را جایگزین راه حل های کهنه و ناکارآمد کنند.( تخریب خلاق ) او کارآفرینی را نیروی محرکه اصلی در توسعه اقتصادی می دانست هیسریچ فرآیند کارآفرینی را خلق چیزی نو می داند که همراه با تلاش زیاد و پذیرش خطرات مختلف روحی ، مالی و اجتماعی برای به دست آوردن رضایت شخصی و پول است که شامل فعالیت های منظم که منبعث از خلاقیت و نوآوری برای پاسخگویی به نیازهای بازار است .ژان باتیست سی ، کارآفرین را فردی می داند که منابع اقتصادی را از محلی که بهره وری و سود کمتری دارد در جایی که بهره وری و سود بالاتری دارد منتقل می کند.کرایزنر معتقد است بهره برداری از فرصت های شناسایی شده برای کارآفرین اهمیت زیادی دارد.تیمونز کارآفرینی را خلق چیزی ارزشمند از هیچ می داند ( روزبهان ، 1391،صص17-16). کارآفرینی را فرآیند شکار فرصت ها به وسیله افراد ، یه طور انفرادی ( کارآفرینی مستقل ) یا در سازمان (کارآفرینی سازمانی)، بدون در نظر گرفتن منابع موجود در اختیار آن ها می دانند. (رضاییان ، 1385،ص28). لگ و هایندل (1997) معتقدند که کارآفرین فردی است که اقدام به ایجاد یک فعالیت اقتصادی جدید می کند ، چه به صورت یک سازمان جدید و چه به صورت کار ابتکاری در سازمان ( Blackman et al,2000.p2). کارآفرینی را فرآیندی می دانند که درآن فرد کارآفرین با ایده های نو و خلاق و شناسایی فرصت های جدید و با بسیج منابع ، مبادرت به ایجاد کسب و کار و شرکت های نو ، سازمان های جدید و نوآور و رشد یابنده که توام با پذیرش مخاطره و ریسک است و منجر به معرفی محصول و یا خدمت جدیدی به جامعه می گردد ، می نماید ( Mirjam et al,2007,p168) .استیونسون کارآفرینی را فرآیند خلق ارزش همراه با منابعی منحصر به فرد جهت بهره برداری از یک فرصت می داند( حسینی و همکاران،1391،ص6). کارآفرینی عبارتست از فرآیند شناسایی ، ارزیابی ، کسب فرصت و هماهنگی منابع لازم برای موفقیت. در بازنگری از تحقیقات مربوط به کارآفرینی ، بیشتر مقالات ، کارآفرینی را از جنبه عملکرد مالی مورد بررسی قرار دادند و آن را به عنوان یک شاخص موفقیت در نظر گرفتند که معیارهای متداول مربوط به عملکرد مالی رشد درآمد و رشد سهم بازار می باشد(فلاح، 1386،ص4) .کارآفرینی فرآیند به وجود آمدن چیزهای جدید یا متفاوت است که ارزش درونی دارد و می تواند شامل چیزهای جدید ، مشخص کردن بازارهای جدید یا توسعه موسسه های سازمانی جدید باشد( دهاقین ، 1391،ص583).

مطلب مشابه : 

2- 3-3) رویکردهای کارآفرینی
به منظور مطالعه کارآفرینی به طور عمده سه رویکرد به عنوان مبنا مد نظر می باشد (کاظمی و همکاران ،1386،صص172-170):

مطالعه براساس خصوصیات روان شناختی و جمعیت شناختی – رویکرد شخصی
مطالعه براساس خصوصیات رفتاری-رویکرد رفتاری
مطالعه بر اساس خصوصیات محیطی ( اطرافیان و جامعه )- رویکرد محیطی

رویکردهای شخصی – تحقیقات اخیر در کارآفرینی اشاره به خصوصیات روان شناختی کارآفرینان می نماید همچنین یکی از دلایل مهم و اساسی که سبب شد روش خصوصیات شخصی در مورد مطالعه کارآفرینی به کار رود عدم پیشرفت کارهای روان شناختی اخیر بود و این احساس صحیح نبود که مشخصات روان شناختی کارآفرینان را از دیگر افراد متمایز می سازد.اما در عین حال ترجیح داده شد که دیدگاه ها و روش ها در تعریف این مشخصات به کار رود.

ویژگی های شخصیتی ( روان شناختی ) افراد کارآفرین – در خصوص مشخصات روانی و گرایش های کارآفرینان مطالعات نسبتا زیادی شده و ویژگی های بسیار متنوعی ارائه شده است اما از یک سو اشخاصی که خود را واقعا درگیر کارهای کارآفرینانه می کنند سخت پیدا می شوند.از سوی دیگر هیچ یک از آن ها کارآفرین صرف به شمار نمی آیند و به خصوص همواره و در همه امور نیز کارآفرین نیستند ، از این رو تشخیص ویژگی های آنان مشکل است و به دلیل پیچیدگی زیاد ابعاد روانشناسی ، اغلب ویژگی های عمومی معرفی شده ، و از دقت ، روایی و اعتبار کافی برخوردار نمی باشد.به طور کلی ویژگی های شخصی افراد کارآفرین را به شرح زیر می توان بر شمرد :
الف- احساس نیاز به انجام کارهای بزرگ ، بهره مند از هوش کافی ، تاثیر گذار بر دیگران ، عمل گرا ، تمایل به انجام کارهای ابداعی و نه انطباقی ، خلاق و نوآور ، واقع گرا ، مقاومت در مقابل شکست ، مسئولیت پذیر ، اعتماد به نفس ، زمان شناس ، امیدواری دائمی به کسب موفقیت و تمایل نسبی به پذیرش ریسک
ب- ویژگی های جمعیت شناختی کارآفرینان
در این مورد سعی بر آن است تا با استفاده از اطلاعات و داده های آماری مثل سن ، تحصیلات ، سابقه خانوادگی و… مشخصات کلی کارآفرینان در مقایسه با دیگران بررسی شود.

مطلب مشابه :  مالیات، سودآوری، موجودی‌ها، به‌عنوان، LIFO، نقدی

رویکرد رفتاری – برخـلاف رویکـرد روانشناختی که بر ویژگـی های یا شخصیتی فرد کارآفرین تاکیـد می کرد، رویکرد رفتاری بر فعالیت های کارآفرین تاکید دارد. در دیدگاه رفتاری فرد کارآفرین به عنوان یکی از عوامل مهم در فرآیند کارآفرینی مورد توجه قرار می گیرد.هافر در بیان ویژگی های کارآفرینی عوامل رفتاری زیر را در موفقیت فعالیت ها و ایجاد کسب و کارهای جدید موثر می داند :
-کارآفرینان موفق بهتر از دیگران قادر به شناسایی فرصت های شغل بالقوه هستند.
-کارآفرین موفق از نوعی تعجیل در امور برخوردار است.
-کارآفرینان موفق معمولا به جزییات عوامل کلیدی مورد نیاز برای موفقیت در صنعت اشراف دارند .افراد کارآفرین موفق معمولا برای تکمیل مهارت های خود از منابع و افراد خارج از سازمان کمک می گیرند.
رویکرد محیطی – در مطالعه فرآیند کارآفرینی ، به اجبار باید به شرایط محیطی پاسخگو بود ، لذا محیط و نقش آن ، به واقع اطرافیان و جامعه که بر کارآفرینی تاثیر گذارند ، از جایگاهی ویژه برخوردارند ، زیرا کارآفرین در محیطی پیچیده و اجتماعی زندگی کرده و با یک رشته ارتباطات خاصی سروکار دارد.اگر برآیند خصوصیات شخصی و رفتاری را در قالب سرمایه انسانی یعنی مجموعه ای از توانایی های خدادادی و مهارت های مکتسب کارآفرینان قلمداد نماییم ، سرمایه اجتماعی بعد محیطی فضای کارآفرینی را برجسته می سازد.
با مروری بر بحث انقلاب صنعتی به این نکته پی می بریم که ورود افراد کارآفرین به صحنه فعالیت های تولیدی و تجاری مستلزم پیش شرط هایی است که عمدتا ریشه در عوامل محیطی داشته و در واقع در آن زمان ویژگی های جامعه باز انگلستان به ویژه در مناطق شمالی ، زمینه ساز ظهور ، رشد و تعالی افراد کارآفرین شده و جایگزین شدن این گروه با طبقه اعیان سنتی این کشور موجب پیدایش شرایط محیطی مناسب برای بروز خلاقیت و نوآوری گردیده است.طبیعی است شرایط مناسب اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی به منظور کمک به اطلاعات بین گروه های اجتماعی و ایجاد جو اعتماد بین دولت و گروه های کارآفرین از یک سو و بین افراد کارآفرین از سوی دیگر از اهمیت زیادی برخوردار است

2ـ 3-4) مدل های کارآفرینی
تلاش محققین در ارائه مدل های کارآفرینی با توجه به جنبه های رویکرد ویژگی ها و تعاریف کارآفرینی انجام می گردد.در واقع می توان دو دسته مدل را ارائه نمود : مدل های فرآیندی و مدل های محتوایی .

2-3-3-1) مدل های محتوایی – کلیه تلاش های محققین در خصوص مطالعه رویکرد ویژگی ها که منجر به شناسایی خصوصیات فردی و شخصی افراد می گردد ، جزئی از این طبقه بندی محسوب می گردد.آنچه که می بایستی مورد توجه قرار گیرد این است که هدف محققین در رویکرد ویژگی ها و مدل های محتوایی یافتن یک چهارچوب روانشناسانه و ارائه تعریف کارآفرینی بر مبنای یک سری ویژگی های فردی بوده است که با توجه به محدودیت تحقیقات در پرداختن و اظهار نظر قطعی راجع به این ویژ گی های فردی ، ارائه مدل محتوایی فراگیر همواره عقیم مانده است. بر این اساس ، محققین به جای پرداختن به رویکرد ویژگی ها ، به رویکرد رفتاری و مدل های فرآیندی روی آورده اند.

2-3-3-2) مدل های فرآیندی – مدل های فرآیندی شامل دو دسته اصلی می باشند ، که در ادامه تحت بررسی قرار خواهند گرفت :
الف- فرآیند رویدادی – در این دیدگاه ، کارآفرینی فرآیندی است که درآن فرد کلیه فعالیت های کارآفرینانه را برنامه ریزی ، اجرا و کنترل می نماید.به علاوه ، در این بین مفاهیمی وجود دارد که بر هر رویداد در فرآیند کارآفرینانه تاثیر می گذارند.طرفداران این دیدگاه معتقدند که بروز برخی عوامل محیطی و تاثیر آن بر فرد ، نقش بسیار تعیین کننده ای در تصمیم وی به کارآفرین شدن ، دارد.در ادامه به بررسی مهمترین دیدگا ه ها پرداخته می شود.( احمدپور داریانی ، 1391،ص75)

1) مدل رویدادی آلبرت شاپیرو (1975):
او پیشنهاد داد که بیش از آنکه بر فرد کارآفرین تمرکز صورت گیرد باید به ” رویداد کارآفرینی” توجه نشان داد در برگیرنده موارد زیر است (سلجوقی، 1389، ص 45):
-ابتکار : یک فرد یا گروه ، ابتکاری را انجام می دهد.
– سازمان : منابع لازم در یک سازمان شناسایی و در جهت برآروده کردن اهداف به کار گرفته می شوند.
– مدیریت اجرایی : مدیران مبتکر که اداره سازمان را بر عهده می گیرند.
– استقلال نسبی : مبتکران به آزادی نسبی برای تخصیص منابع نیاز دارند.
– مخاطره پذیری : مدیران و