فرآیندها، زمانبندی ها و توانمندی ها به تولیدکنندگان کمک می کند تا برنامه ی تولیدی خود را توسعه داده و کالاها را به موقع تولید کنند و عملکرد تحویل خویش را بهبود بخشند. بیشتر ادبیات اخیر درخصوص مدیریت زنجیره تامین نیز، بر روی تلاش های تولیدکنندگان برای فرآیندهای یکپارچه سازی و شکل های ائتلاف با تامین کنندگان، تمرکز کرده اند که به طور موثرتر و کارآ تر خرید و بخش عرضه را مدیریت می کند و تحقیقات اخیر بر تعهد تامین کنندگان در طراحی فرآیند و محصول و فعالیت های بهبود مستمر، تاکید دارند (Flynn and Flynn, 2004).
در خلال دهه گذشته، یکی از موضوعات اصلی در اربیات مدیریت زنجیره تامین، نقش یکپارچگی به عنوان یک عامل مهم در دستیابی به موفقیت می باشد (Swink et al.., 2007). زنجیره تامین یکپارچه متفاوت از زنجیره تامین سنتی است. یک زنجیره تامین سنتی به علت اینکه بر جریان اطلاعات گسسته یا مجزا تاکید دارد، یکپارچه نیست. سابث (1995)، بیان داشت که یک زنجیره تامین سنتی (غیر یکپارچه) حداقل دو اشکال دارد. ابتدا، در نتیجه ی عقب افتادگی های پلکانی در زنجیره تامین، دقت پیش بینی به علت افزایش در عدم تقاضا به عنوان یک نتیجه از جریانهای اطلاعات منفصل، کاهش خواهد یافت (اثر شلاق چرمی). پیش بینی نادرست، معمولا موجودی اضافی را برای تامین کنندگان و تولیدکنندگان به همراه دارد. دوم، معمولا به علت اینکه فرآیندهای کسب و کار در سرتاسر بخش های زنجیره تامین به صورت یکپارچه به یکدیگر مرتبط نیستند، یک زنجیره تامین سنتی به آهستگی به تغییرات تقاضا واکنش نشان می دهد. در نتیجه چنین رویکردی، اغلب با سطوح بالتری از عدم اطمینان محیطی روبه رو می شود، بنابراین ادبیات زنجیره تامین از نیاز برای یکپارچگی بیشتر جهت روبه رویی با عدم اطمینان محیطی حمایت می کند. در حقیقت، منظور از زنجیره تامین یکپارچه، درجه ای است که تولیدکننده به طور استراتژیکی با شرکای زنجیره تامین تشریک مساعی کرده و به صورت گروهی فرآیندهای داخل و خارج سازمان را مدیریت می کند. هدف زنجیره تامین یکپارچه، دستیابی به جریان های موثر و کارآ از محصولات و خدمات، اطلاعات، پول و تصمیمات جهت فراهم کردن بیشترین ارزش برای مشتری با هزینه کم و سرعت بالا می باشد. هماهنگی عملیاتی تنها می تواند منجر به سودهای عملیاتی شود اما هماهنگی استراتژیکی، سودهای استراتژیکی و عملیاتی را فراهم می کند (Flynn and Flynn, 2004).

2-2-2) ضرورت استقرار نظام یکپارچه
تحول در روندهای جهانی، تغییر قواعد رقابت و بروز نیروهای نوین در محیط فعالیت سازمان ها، ضرورت بازنگری در روش های کسب و کار را تشدید نموده و سازمان ها را ناگزیر از همکاری و هماهنگی با یکدیگز جهت ایجاد ارزش بیشتر برای مشتریان و در نتیجه کسب منفعتی افزون تر نموده است. بررسی ویژگی های زنجیره تامین سنتی و مقایسه ی آن با شرایط نوین که در جدول شماره 2-2-4 نشان داده شده است، ضرورت استقرار نظام هماهنگی و یکپارچگی را بیش از پیش آشکار می نماید. همانطور که در جدول مذکور مشاهده می شود، در گذر زمان فعالیت ها و روابط مجزا جای خود را به فعالیت هایی یکپارچه و همکاری متقابل داده اند. به طور کلی مهمترین محرک های موج نوین یکپارچگی را می توان بدین صورت بیان نمود:
افزایش رقابت بر سر هزینه
کوتاه شدن چرخه حیات محصولات
تسریع در چرخه ی توسعه ی محصولات
جهانی شدن و سفارشی سازی محصولات
افزایش کیفیت محصولات
بدین ترتیب استقرار سیستم یکپارچه در زنجیره تامین به عنوان پاسخی به تحولات محیطی توجه بسیاری از سازمان ها را به خود جلب نموده است، به گونه ای که هم اکنون بسیاری از سازمان های موفق، حیات خود را در گرو تعامل بیشتر با همکاران تجاری خود در زنجیره تامین می دانند (Simatupang & Sridharan, 2002).

جدول 2-4) مقایسه زنجیره تامین سنتی و زنجیره تامین یکپارچه (منبع: Simatupang and Sridharan, 2002)
ویژگی های زنجیره تامین سنتی ویژگی های زنجیره تامین یکپارچه
وجود رقابت میان سازمان ها و تأمین کنندگان توأم با مذاکراتی به شکل برنده- بازنده همکاری میان سازمان ها و تأمین کنندگان توأم با مذاکراتی به شکل برنده- برنده
توجه اندک به تسهیم منافع و مخاطرات اهمیت یافتن تسهیم منافع و مخاطرات
تمرکز کوتاه مدت، توجه اندک به موفقیت متقابل بلندمدت تمرکز بلندمدت، در جستجوی موفقیت متقابل بلندمدت
تأکید بر هزینه و تحویل محصول، توجه اندک به ارزش افزوده توجه جدی به خلق ارزش افزوده
ارتباطات محدود ارتباطات گسترده
برقراری اندکی تعامل بین تولیدکنندگان تجهیزات اصلی و تأمین کنندگان فعال در لایه های سوم به بعد برقراری تعاملات مناسب بین تولیدکنندگان تجهیزات اصلی و تأمین کنندگان لایه های مختلف

مطلب مشابه :  ، ، رگرسیون، خطاها، (مومنی،، می‌شود

2-2-3) پیش نیازهای استقرار سیستم یکپارچگی
استقرار نظام یکپارچگی، مستلزم برآورده شدن پیش نیازهای مختلفی است. در این بخش سه پیش نیاز محوری که زمینه ساز ایجاد نظام همکاری پایدار است، ذکر می گردد. اولین نکته ای که باید بدان توجه نمود این است که برقراری روابط همکاری، ماهیتا مستلزم تخصیص منابع قابل توجهی توسط شرکت ها است. این امر سبب می شود که همه روابط بین شرکت ها را نتوان یر پایه ی یکپارچگی بنا نمود. بنابراین، مدیران باید پیش از استقرار زنجیره تامین یکپارچه، تصمیمات مقتضی را در ارتباط با انتخاب روابطی که می تواند با استفاده از استراتژی یکپارچگی بیشترین بازدهی را برای شرکت ها فراهم نماید، اتخاذ کنند. در ارزیابی فرصت های یکپارچگی، سازمان باید در برقراری یک ارتباط نزدیک و عمیق تمرکز کند نه اینکه به دنبال یکپارچگی با همه باشد. بنابراین، مدیران بایستی براساس انتظارات خود از منافع و همچنین ریسک روابط با شرکای مختلف، سازمان هایی را که بیشترین تناسب را با کسب و کارشان دارند به عنوان شریک برگزینند. وجود ارتباط و آشنایی دیرین با سازمان، امکان به اشتراک گذاری دارایی های مالی، قابلیت های فنی، نیروی انسانی و ماشین آلات مورد نیاز، امکان استفاده از شایستگی ها و توانمندی های منحصر به فرد و دسترسی به بازار از جمله معیارهای انتخاب شریک به شمار می روند (Matopoulos et al.., 2007,). دومین پیش نیاز استقرار نظام یکپارچگی، انتخاب فعالیت هایی است که شرکت ها در خصوص آنها به هماهنگی می پردازند. از آنجایی که همه فعالیت ها به یک میزان نیازمند برقراری روابط نزدیک و درگیر شدن در شرکت های یکپارچه نیستند، ضروری است فعالیت های خاصی که نیازمند یکپارچگی میان شرکت هاست انتخاب گردند. تدارکات، مدیریت موجودی، طراحی محصول و توسعه محصول جدید، برنامه ریزی تولید، امور سفارش، حمل و نقل/ توزیع، فروش، مدیریت تقاضا و خدمت رسانی به مشتریان برخی از فعالیت های زنجیره تامین هستند که شرکاء در انجام آنها با به صورت یکپارچه عمل می نمایند (Simatupang and Sridharan, 2002). جدول شماره 2-5 منافع ایجاد یکپارچگی در زمینه فعالیت های مختلف زنجیره تامین را نشان می دهد. سازمان ها باید فعالیت هایی را جهت یکپارچگی برگزینند که بیشترین منفعت را برایشان دربر داشته باشد.

جدول2-5) منافع یکپارچگی زنجیره تامین ( منبع: Matopoulos et al.., 2007)
فعالیت های زنجیره تامین منافع یکپارچگی
تدارکات صرف زمان کمتر جهت جستجوی تامین کنندگان و برگزاری مناقصات جدید
تسهیل در مدیریت تامین کنندگان به علت تعداد کمتر آنها
ثبات بیشتر قیمت ها
مدیریت موجودی نگهداری موجودی کمتر
استفاده بیشتر از دارایی ها
طراحی محصول و توسعه محصول توسعه سریع محصولات
به اشتراک گذاشتن دانش و افزایش ظرفیت نوآوری
افزایش کیفیت به دلیل درگیر شدن تامین کنندگان در طراحی
برنامه ریزی تولید افزایش کیفیت محصولات
به حداقل رسیدن انقطاع در تامین
امور سفارش دهی افزایش پاسخگویی
توزیع تحویل سریع تر
افزایش انعطاف پذیری در تحویل
فروش دسترسی سریع به بازارها
افزایش سهم بازار
بهبود فعالیت های ترویجی
مدیریت تقاضا افزایش دقت پیش بینی ها
حل موارد اختلاف در پیش بینی ها
خدمت رسانی به مشتریان بهبود دسترسی به محصولات
کاهش زمان تحویل

پس از انتخاب فعالیت ها، سومین موضوع، تعیین سطح یکپارچگی بین شرکاء است. در اغلب نظام های یکپارچع، رویکردی سه سطحی در قالب سطوح استراتژیک، تاکتیکی و عملیاتی به نوع یکپارچگی سازمان ها وجود دارد. بدین ترتیب که متناسب با فعالیت های یکپارچگی، سطح روابط فی مابین مشخص می شود. بدیهی است هرکدام از این سطوح دارای الزامات خاصی بوده و بر نظام یکپارچگی شرایط متفاوتی را حاکم می کنند.
ترکیب سه تصمیم فوق، تعیین کننده ی میزان یکپارچگی می باشد. هرچه تعداد شرکای عضو بیشتر باشد (از دو یا چند همکار به یکپارچگی بالادستی-پایین دستی)، وسعت آن افزون تر می شود. از هماهنگی در زمینه فعالیت های ساده ی زنجیره تامین به سمت هماهنگی در توسعه ی محصول جدید و در نهلیت هرچه عمق هماهنگی بیشتر باشد، از سطح عملیاتی به سمت سطح استراتژیک، میزان یکپارچگی بیشتر خواهد بود (Matopoulos et al.., 2007).
2-2-4) مولفه های تشکیل دهنده ی نظام یکپارچگی در زنجیره تامین
هماهنگی شرکت های عضو زنجیره تامین، مستلزم برقراری نظامی کارا و اثربخش است که مولفه های گوناگون موثر بر یکپارچگی شرکت ها را مدیریت نماید. این نظام باید الزامات سطوح مختلف یکپارچگی و هماهنگی بین شرکت ها را مورد توجه قرار دهد و بستر مناسبی را جهت یکپارچه سازی فعالیت های مختلف زنجیره تامین فراهم سازد. مهمترین مولفه های تشکیل دهنده ی ایجاد یکپارچگی در زنجیره تامین در شکل2-8 در سه سطح نشان داده شده اند که تامین کنندگان، تولید کنندگان و توزیع کنندگان را دربر می گیرند. سطوح سه گانه عبارتند از: سطح استراتژیک یکپارچگی، سطح فعالیت های یکپارچگی و سطح زیرساخت های یکپارچگی.
سطح اول: سطح استراتژیک
ایجاد یکپارچگی درصورتی پایدار خواهد ماند که مولفه های استراتژیک یکپارچگی مورد توجه جدی قرار گیرند. مولفه های تشکیل دهنده ی این سطح عبارتند از: سیاست گذاری، کنترل استراتژیک، اشتراک منابع و توسعه قابلیت ها و پشتیبانی درون سازمانی. این سطح از این نظر استراتژیک شمرده می شود که نیازمند تصمیماتی استراتژیک در سطوح ارشد شرکت های عضو بوده و همچنین بقاء و پایداری روابط، منوط به توجه اساسی به مولفه های آن می باشد.
سطح دوم: سطح فعالیت های یکپارچگی
سطح دوم مولفه های تشکیل دهنده ی یکپارچگی به فعالیت هایی اختصاص دارد که شر کت ها در انجام آنها اقدام به یکپارچگی نموده اند. همانطور که پیشتر بیان شد، انتخاب فعالیت های صحیح و هماهنگی همه جانبه جهت انجام آنها از جمله مسایلی است که بایستی به عنوان پیش نیاز برقراری نظام همکاری مورد توجه قرار گیرد. برت (2004)، فعالیت های برنامه ریزی زمانی تولید، برنامه ریزی تامین، ارایه محصول جدید، بازپرسازی تقاضا، برنامه ریزی مشارکتی و توزیع مشترک را از جمله فعالیت هایی می داند که می توانند در نظام همکاری استراتژیک به طور مشترک به انجام برسند. اما به طور کلی انتخاب فعالیت ها بستگی به تحلیل شرکت ها از مطلوبیت هرکدام از آنها دارد. پس از انتخاب فعالیت ها، به عنوان پیش نیاز ایجاد یکپارچگی، برنامه ریزی، اجرا و کنترل تاکتیکی و عملیاتی آنها موضوع دیگری است که در این سطح بدهن پرداخته می شود. هرکدام از فعالیت ها باید به طور مناسب و بر مبنای مشارکت تمامی اعضای درگیر و براساس تصمیم گیری مشارکتی، برنامه ریزی، اجرا و کنترل شوند. انجام این امور در تعامل کامل با سطح استراتژیک یکپارچگی است. بدین معنا که برنامه ریزی، اجرا و کنترل تاکتیکی و عملیاتی فعالیتهای مرتبط با یکپارچگی از یک سو، از اقداماتی که در سطح استراتژیک به عنوان سیاست گذاری و کنترل به انجام رسیده است، تاثیر پذیرفته و از سوی دیگر، بر آنها تاثیر می گذارد. مسیر ترسیم شده در شکل 2-2-1 به این فضای تعاملی و مشارکتی اشاره دارد (Barratt, 2004).

مطلب مشابه :  یکپارچگی، ، شرکای، رقابت، تامین،، مساعی

سطح سوم: زیرساخت های یکپارچگی
یکپارچگی زنجیره تامین نیازمند زیرساخت هایی است تا انجام موثر یکپارچگی را پشتیبانی نماید. به طور کلی سه زیرساخت فرهنگی، تکنولوژیکی و انگیزشی، بدنه ی اصلی مولفه های سطح سوم را تشکیل می دهند.
1.زیرساخت فرهنگی
یکی از زیرساخت های اصلی یکپارچگی، فرهنگ همکاری و مشارکت است. بسیاری از فرهنگ های سازمانی موجود در حمایت و پشتیبانی از همکاری و هماهنگی درون و برون سازمانی، ناتوان هستند. از اینرو ایجاد فرهنگ مشارکتی، از عوامل کلیدی موفقیت ایجاد یکپارچگی به شمار می رود. برخی از صاحب نظران وجود اهداف متقابل، سیاست های یکپارچه و تبادل اطلاعات را از جمله الزامات فرهنگی ایجاد یکپارچگی می دانند اما به طور کلی می توان زیرساخت فرهنگی ایجاد یکپارچگی را متشکل از سه بخش اصلی دانست: اعتماد، تبادل اطلاعات و ارتباطات شفاف (Pidduck, 2006).
2.زیرساخت تکنولوژیکی
فناوری، یکی از زیرساخت های ایجاد یکپارچگی به شمار می رود. با وجود اینکه برخی از صاحب نظران معتقدند، همکاری لزوما مبتنی بر فناوری نیست، اما امروزه با پیشرفت روزافزون فناوری، استفاده از آن به راهکاری مناسب و حتی ضروری تبدیل شده است. در این میان نکته کلیدی، درک مشترک اعضای زنجیره تامین از فعالیت ها، فرآیندها و اطلاعات لازم جهت انجام همکاری است. باید به این نکته توجه داشت که فناوری تنها نقش دهنده اطلاعات و ارتباط دهنده ی یکپارچگی را ایفا می نماید.