سایت مقالات فارسی – 
اثر استرس در دوران های  مختلف زندگی در موش صحرایی مادر بر ابتلای به  …

سایت مقالات فارسی – اثر استرس در دوران های مختلف زندگی در موش صحرایی مادر بر ابتلای به …

– سیستم سمپاتیک[۵۵](SAM) [48[
– سیستم هیپوتالاموس- هیپوفیز- آدرنال[۵۶](HPA) [49]
سیستم SAM جزئی از بخش سمپاتیک و سیستم عصبی خودمختار است که موجب آزاد سازی اپی نفرین (آدرنالین) از مدولا یا مرکز غده آدرنال می گردد. اپی نفرین نیز سبب افزایش در تسهیل گردش خون و بسیج سریع منابع سوخت و ساز و در مجموع پاسخ ستیز / گریز است[۵۰].
سیستمHPA، تولید و ترشح گلوکوکورتیکوئیدها(GCs)(کورتیزول در بدن انسان، کورتیکوسترون در جوندگان)، که هورمون هایی استروئیدی هستند را به عهده دارد. بر خلاف اپی نفرین که از سد خونی مغزی به میزان قابل توجهی عبورنمی کند، مغز یک هدف عمده GCs است[۵۱]. همچنین بر خلاف اپی نفرین، تولید GCs مدتی طول می کشد [حدود ۲۵ دقیقه به سطوح اوج]، و بسیاری از اثرات آن در بدن و مغز، از طریق تغییر در بیان ژن ها رخ می دهد. در نتیجه، اثرات GCs کندتر توسعه پیدا کرده و برای دوره های طولانی تر ادامه می یابد [۵۲].
تنظیم و همگرایی سیستم های SAM و HPA در سطح هیپوتالاموس، به نوعی هماهنگ کننده ی عملکرد اتونومیک و آندوکرین با رفتار است [۵۳].علاوه بر این، مسیرهای قشری – لیمبیکی نیز در این همگرایی نقش دارند [۵۴].
۱-۳-۴-۱ سیستم سمپاتیک(SAM)
سلول های کرومافین[۵۷] از مدولای آدرنال، سلول هایی تکاملی با عملکرد ترشحی بوده و جزء نورون های سمپاتیک postganglionic در نظرگرفته شده و بخشی از سیستم عصبی سمپاتیک محسوب می گردد [۵۵]. که منشاء آنها نورون های سمپاتیک پیش گانگلیونی ساکن دربخش جانبی ماده خاکستری نخاع می باشد [۵۶].
آکسون نورون های پیش گانگلیونی سمپاتیک از مسیر ریشه شکمی نخاع خارج شده و با سلول های کرومافین تشکیل سیناپس کولینرژیک می دهد. تحریک این سلول ها باعث آزاد سازی کاتکول آمین ها، عمدتا اپی نفرین (EPi) و برخی از نوراپی نفرین (NE)می گردد [۵۵].
EPi وNE با اتصال به گیرنده های خود در ارگان هدف، نقش های متعدد خود را در واکنش های ستیز / گریز انجام می دهند به عنوان مثال هر دو آنها سبب ، افزایش ضربان قلب و حجم برون ده قلب و باعث اتساع عروق در عضلات و تنگ شدن رگهای خون در پوست و دستگاه گوارش می شوند [۵۶].
این تغییرات سبب اطمینان خاطر از جریان خون به مغز و عضلات در حال بحران خواهد شد، EPi همچنین موجب تجزیه گلیکوژن در کبد شده، که منجر به افزایش سطوح سرمی گلوکز و در نتیجه بالا رفتن انرژی به عنوان سوخت واکنش های دفاعی خواهد شد.
۱-۳-۴-۲ محور لیمبیک- هیپوتالاموس- هیپوفیز- آدرنوکورتیکال
آبشاری از وقایعی که منجر به تولید گلوکوکورتیکوئیدها توسط قشر آدرنال خواهد شد، با ترشح هورمون آزاد کننده کورتیکوتروپین[۵۸](CRH)و آرژنین وازوپرسین[۵۹](AVP) از سلول های موجود در هسته های پاراونتیکولار هیپوتالاموس شروع می گردد [۵۷[.
انتقالCRH وAVP نیز از طریق عروق خونی کوچک به هیپوفیز قدامی، جایی که آزاد شدن هورمون آدرنوکورتیکوتروپین[۶۰] (ACTH) آنها را تحریک می کند صورت می گیرد[۵۸].
هورمون آدرنوکورتیکوتروپین (ACTH) نیز به نوبه خود سطح قشر غده آدرنال را تحریک کرده و منجر به تولید و آزادسازی گلوکوکورتیکوئید ها به گردش عمومی می گردد. گلوکوکورتیکوئید ها به داخل سیتوپلاسم سلولها در سراسر بدن و مغز رفته، ضمن تعامل با گیرنده و هدایت به هسته سلول، موجب تنظیم رونویسی از ژن ها می شوند[۵۲[.
گیرنده های فعال شده پس از ورود به هسته سلول، سبب تنظیم رونویسی ژن ها با واسطه رسپتور های GCs خواهند شد. عملکرد GCs در بافت هدف شامل تغییر در رونویسی ژن است، و این موضوع توضیحی بر این خواهد بود که چرا اثر افزایش گلوکوکورتیکوئید ها می تواند از چند دقیقه تا ساعت طول بکشد تا اثرات فیزیولوژیک و رفتاری برای دوره طولانی دیده شود]۶۵[.
اثر GCs به گیرنده هایی که به آن متصل شده اند بستگی دارد. دو گیرنده برای گلوکوکورتیکوئید ها وجود دارد، گیرنده های مینرالوکورتیکوئیدی[۶۱](MR) و گیرنده های گلوکوکورتیکوئیدی[۶۲](GR)]52[. در خارج از مغز هورمونهای گلوکورتیکوئیدی(GCs) از طریق گیرنده های GR و با واسطه یک آنزیم که مانع از اتصال هورمون بهMR ها می شود عمل می کنند. این آنزیم ۱۱ بتا هیدروکسی استروئید دهیدروژناز(β-HSD 11) نام دارد. اما در مغز بدلیل اینکه β-HSD 11 بطور حداقل بیان می شود، هورمونهای GCs به هر دو گیرنده خود یعنی GR و MR متصل می گردند. در واقع GCs میل ترکیبی بالاتری به MR خواهد داشت تا GR . این واقعیت در تنظیم پاسخ هایی با شرایط طبیعی ویا شرایط استرس بسیارحیاتی است ]۵۷[.
بدلیل تفاوت در میل ترکیبی GCs، در شرایط فیزیولوژیک و طبیعی بدن، حدود۸۰ تا ۹۰% گیرنده های MR در مغز اشغال هستند، این در حالی است که گیرنده های GR زمانی اشغال خواهند شد که میزان GCs توسط عوامل استرس زا در اوج چرخه های شبانه روزی قرار داشته باشد.
GRها بسیاری از اثرات هومون های GCsرا در شرایط استرس میانجی گری می کنند در حالی که MRها تمایل به میانجی گری در پایه ای ترین شرایط فیزیولوژیک بدن دارند مثل حفظ نورونها در پاسخ به ناقلین عصبی شان ،حفظ ریتم های شبانه روزی محورHPA (بیشترین میزان آن در بیداری و کمترین میزان آن در ۳۰ دقیقه پس از شروع خواب طولانی) وهمچنین حفظ فشار خون ]۶۵[. به عبارت دیگر، اثرات فیزیولوژیکی پایه ای، از اثر GCs تولید شده در شرایط استرس، جدا بوده و به نوعی استرس مجاز تلقی می شوند. سطوح فیزیولو