دسته بندي علمی – پژوهشی : 
بررسی تأثیرگذاری های موالی بر تفسیر قرآن کریم- قسمت ۴

دسته بندي علمی – پژوهشی : بررسی تأثیرگذاری های موالی بر تفسیر قرآن کریم- قسمت ۴

ذهبی می‏نویسد: عطا؛ ثقه، فقیه، و دانشمند بود و فراوان حدیث نقل می‏کرد و فتوای اهل مکه به او منتهی می‏شود. ابن عباس هنگامی که اهل مکه برای اخذ معارف دینی به او مراجعه می‏کردند، می‏گفت: «تجتمعون الی یا اهل مکه و عندکم عطاء؟» ای اهل مکه آیا گرد من می‏آیید در حالی که عطاء نزد شما است؟
روایات تفسیری عطا از نظر کثرت به اندازه مجاهد و سعید بن جبیر نیست (واین دو گوی سبقت را ربوده‏اند) ولی این حقیقت از ارزش مقام او در تفسیر نمی‏کاهد و شاید علت کمی روایات در تفسیر، دوری ایشان از تفسیر به رأی باشد.[۶۶۳] گویند از عطا مسأله‏ای پرسیدند؛ پاسخ داد: نمی‏دانم! به او گفته شد: آیا به رأی خود پاسخ نمی‏دهی؟ او گفت: «استحیی من اللّه ان یدان فی الارض برأیی».
قتاده می‏گوید: سلیمان بن هشام به من گفت: آیا در مکه دانشمندی هست؟ گفتم:
آری، کهن‏ترین دانشمند جزیره العرب. گفت: کیست؟ گفتم عطاء بن ابی رباح.
روایات تفسیری عطا کمتر نقل شده؛ اما در زمان خود تفسیرش مورد توجّه بوده است. طبری نیز از طریق خاصی روایات عطا را نقل نموده و ثعلبی هم در تفسیر الکشف و البیان از روایات ایشان استفاده کرده است. گلدزیهر می‏نویسد: روایات تفسیری عطا و مجاهد از مکتب تفسیری ابن عباس الهام می‏گیرد که اساس کهن‏ترین مصنفات تفسیری است.
۴- ویژگیهای تفسیر عکرمه
از مواردی که عکرمه برخلاف مذهب اهل سنّت رأی داده است موردی است که عکرمه در تفسیر قول اللّه تعالی: «وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیطانِ» گفته است اگر مردی به غلام خود گوید: اگر به تو صد تازیانه زده باشم پس همسرم مطلقّه است اگر غلام خود را تازیانه بزند و همسرش را طلاق دهد این امر از خطوات شیطان می‏باشد.»[۶۶۴]
۴-۱-مفهوم شناسی واژگان
در معنای «مغلوله» از آیه شریفه‏« … یدُ اللَّهِ مَغْلُولَهٌ …»[۶۶۵] از عکرمه روایت شده که مغلوله به معنای بخیل است.[۶۶۶]
در معنای‏ «… أَصْحابَ الرَّسِّ …»[۶۶۷]از عکرمه روایت شده است «رس» «هو بئر رسّوا فیها نبیهم ای القوه فیها»[۶۶۸]
۴-۲-بیان مصادیق
در ذیل آیه شریفه‏ «… إِنَّ أَوَّلَ بَیتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِی بِبَکَّهَ مُبارَکاً …»[۶۶۹] از عکرمه روایت شده «البیت و ما حوله بکّه و ماوراء ذلک مکّه» همچنین در آیه شریفه‏ «… وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعا إِلَی اللَّهِ وَ عَمِلَ صالِحاً وَ قالَ إِنَّنِی مِنَ الْمُسْلِمِینَ‏»[۶۷۰] از عکرمه روایت شده که منظور از مسلمین اذان گویان است.
۴-۳-بیان ناسخ و منسوخ
از عکرمه و برخی دیگر روایت شده است که آیه شریفه‏ «وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها …»[۶۷۱]
به آیه سیف‏ «قاتِلُوا الَّذِینَ لا یؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لا بِالْیوْمِ الْآخِرِ» نسخ شده؛[۶۷۲] ولی ناسخ و منسوخ بودن این دو آیه در میان مفسران مورد اختلاف است.[۶۷۳]
۴-۴-تفسیر با شأن نزول
در ذیل آیه شریفه‏ «وَ لا تَنْکِحُوا ما نَکَحَ آباؤُکُمْ مِنَ النِّساءِ إِلَّا ما قَدْ سَلَفَ …»[۶۷۴] از عکرمه و برخی دیگر روایت شده که شأن نزول این آیه مربوط به افرادی است که در زمان جاهلیت با زن پدر خود ازدواج می‏کردند و آیه آنها را از این کار نهی نموده.[۶۷۵]
۵-روش تفسیری قتاده
۵-۱-توضیح اصطلاح قرآنی
در تفسیر «مُهَیمِناً عَلَیهِ‏»[۶۷۶] که قرآن کریم را بر سایر کتب آسمانی «مهیمن» برشمرده، از قتاده و برخی دیگر از مفسران نقل شده است که معنای مهیمن، امین و گواه است (امینا علیه و شاهدا بانّه الحق).[۶۷۷]
۵-۲-بیان قید آیات و توضیح احکام
آیه شریفه‏ «… فَمَنْ لَمْ یجِدْ فَصِیامُ ثَلاثَهِ أَیامٍ …»[۶۷۸] درباره کفاره یمین است که کفاره اصلی آن، اطعام یا پوشاندن ده مسکین یا آزاد کردن یک برده است؛ اما اگر کسی بر این کفاره‏ها توانایی نداشت، خداوند می‏فرماید: سه روز روزه بگیرد. از بسیاری از مفسران و فقها، از جمله قتاده نقل شده: «یجب التتابع فی صوم هذه الایام الثلاثه».[۶۷۹]
۵-۳-شأن نزول
قتاده در ذیل آیه شریفه‏ اقْتَرَبَتِ السَّاعَهُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ [۶۸۰] از انس نقل می‏کند که اهل مکه از پیامبر صلّی اللّه علیه و آله معجزه و نشانه‏ای [بر قدرت خداوند متعال‏] خواستند. دوبار در مکه ماه به دو نیم شد و آیه شریفه‏ اقْتَرَبَتِ السَّاعَهُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ از طرف
خداوند متعال نازل گردید.[۶۸۱]
از قتاده در تفاسیر شیعه و اهل سنت از جمله مجمع البیان طبرسی، تبیان شیخ طوسی، تفسیر القرآن العظیم ابن کثیر، درّ المنثور سیوطی و جامع البیان طبری روایات فراوانی نقل شده که شایسته است در این باره تفحص و استقصای جمعی صورت گیرد.
۶- روش تفسیر طاووس بن کیسان (متوفای ۱۰۶ ق)
ابو عبد الرحمن طاووس بن کیسان همدانی، از ایرانیان و یکی از مفسران معروف تابعان، از اصحاب امام سجاد(ع) است.[۶۸۲] او شاگرد ابن عباس بوده و با پنجاه صحابی مجالست داشته است؛ ولی با ابن عباس بیش از دیگران رفت و آمد می‏کرد.[۶۸۳] وفات او را سال ۱۰۶ ق می‏داند.[۶۸۴] روایاتی در فضایل و تقوای او بیان شده؛ از جمله اینکه او از عبّاد یمن، مستجاب الدعوه و کسی است که چهل بار حج به جا آورده.[۶۸۵]
او در برابر حاکمان وقت موضعگیریهای بسیار ارزنده‏ای داشته که نشان می‏دهد شخصی مبارز و شجاع بوده است.
ابن خلکان می‏نویسد: هنگامی که هشام بن عبد الملک برای ادای [اعمال‏] حج به مکه آمد و وارد حرم شد، گفت مردی از صحابه را نزد من آورید. گفتند: همه آنها مرده‏اند. گفت: از تابعان کسی را بیاورید. «طاووس یمانی» را آوردند. همین که بر او وارد شد، کفشهای خود را در کنار اسباب و بساط او بیرون آورد و به او به عنوان امیر المؤمنین سلام نداد و او را با کنیه یاد نکرد و بدون اجازه او در کنارش نشست و گفت: ای هشام! حالت چطور است؟ هشام از برخورد طاووس بسیار خشمگین شد! و آهنگ کشتن او کرد. به او گفتند: تو در حرم الهی هستی، این کار ممکن نیست. گفت: ای طاووس! تو چرا چنین کردی؟ گفت چه کاری؟ خشم و عصبانیت هشام بیشتر شد و گفت: تو کفشهایت را کنار بساط من در آوردی و به من به طور رسمی سلام ندادی و مرا با کنیه یاد نکردی و بدون اجازه من در کنارم نشستی و گفتی: ای هشام! حالت چطور است؟
طاووس گفت: کفشهایم را در کنار بساط تو در آوردم؛ زیرا شبانه روز پنج بار کفشهایم را در مقابل پروردگار در می‏آورم و او نه مرا توبیخ می‏کند و نه از من خشمگین و عصبانی می‏شود. و اما اینکه چرا با عنوان امیر المؤمنین سلام نکردم؟[۶۸۶]
بدین جهت است که همه مؤمنان از امیری تو راضی نیستند و من ترسیدم اگر [چنین‏] بگویم دروغ گفته باشم. و اما اینکه می‏گویی چرا با کنیه خطاب نکردی؟ زیرا خداوند در قرآن کریم پیامبران خود را با نام صدا می‏کند و می‏فرماید: یا داوود، یا یحیی، یا عیسی، و دشمنان خود را با کنیه مخاطب ساخته و می‏فرماید: «تَبَّتْ یدا أَبِی لَهَبٍ … »[۶۸۷]و اما اینکه گفتی کنار من نشستی؛ زیرا از امیر المؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام شنیدم که فرمود: «هر گاه خواستی به فردی از جهنمیان بنگری، به کسی بنگر که خود نشسته و عده‏ای در اطراف او ایستاده‏اند.»
هشام گفت: مرا پندی بده! گفت: از امیر المؤمنین علیه السلام شنیدم که می‏فرمود: «در دوزخ مارهایی هستند همچون ستونهای شناور و عقربهایی بسان قاطر. هر امیری را که در حق زیر دستان خود عدالت نورزد می‏گزند». آنگاه برخاست و رفت.[۶۸۸]
او آیه‏ «وَ خُلِقَ الْإِنْسانُ ضَعِیفاً» را در مورد امور زنان می‏شمارد و می‏گوید: انسان ضعیف‏ترین موجود در برابر امور زنان می‏باشد.[۶۸۹]
گونههای تفسیری
۶-۱- تفسیر باطنی
در تفسیر آیه شریفه‏ «… أُولئِکَ ینادَوْنَ مِنْ مَکانٍ بَعِیدٍ؛[۶۹۰] آنان را از جایی دور ندا می‏دهند، طاووس گفته است: یعنی دور از دلهای ایشان ندا می‏دهند.[۶۹۱]

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir