بررسی تأثیرگذاری های موالی بر تفسیر قرآن کریم- قسمت ۹

بررسی تأثیرگذاری های موالی بر تفسیر قرآن کریم- قسمت ۹

نومسلمانان غیرعرب همچنان حاملان زبان، فرهنگ، تاریخ و خصوصیات عمدهای بودند. این نومسلمانان پارسی، سوری، قبطی و رومی هر کدام پیش از اسلام آوردن تلقی خاصی از واژههای اساسی دین همچون خدا، شیطان، پیامبر، رستاخیز، بهشت و دوزخ داشتند و البته نمیتوانستند این واژگان را از مفهوم فرهنگی پیشین خود کاملاً برهنه سازند و مفهومی اسلامی بر بالای آن بپوشانند. اسلام آوردن اینان فزودن نقشی بر لوحی ساده و نانوشته نبود، چرا که آنان کاملاً از باورهای پیشینیان تهی نمیشدند و چشمانداز و جهانبینی گذشته خود را ترک نمیکردند، بیجهت نیست که پرسشهای این بیگانگان عجم اغلب به طرح مباحثی نو بویژه در حوزه علم کلام میانجامید.
نومسلمانان عجم همچنین به حکم اختلاف زبان و نژادشان با اعراب در زمره موالی درمیآمدند و این دستهبندی اجتماعی نیز بر تفاوتهای معرفتی آنان با تازیان میافزود، از این رو پایان فتوح و جنگهای مادی خلفای راشدین را آغاز کشاکشها و جنگهای معنوی مغلوبان و تازیان دانستهاند.[۸۱۲]
در مورد اولین فردی که عقیده خلق قرآن را ابراز نمود اختلافاتی در نوشتههای مختلف مشاهده میشود. منابع تاریخی معمولاً از جعد بن درهَم[۸۱۳] که سالهای آخر حکومت هشام بن عبدالملک( م۱۲۵ه) به سبب اعتقاداتی که ابراز داشته، اعدام شد و از جهم بن صفوان که در سال( ۱۲۸ه) به سبب شرکت در قیام حارث بن سریج در خراسان به قتل رسید به عنوان اوّلین مدعیان مخلوق بودن قرآن یاد میکنند و نیز از غیلان بن یونس العدوی دمشقی که پدرش از موالی عثمان بن عفان بود به عنوان اولین مدعیان مخلوق بودن قرآن نام میبرند.
در دوره تابعین، یا به عبارتی قرن دوم و سوم، مرحلهی جدیدی در عالم تفسیر آغاز میشود و آن؛ نفوذ برخی دانشهای مختلف و عقائد و مذاهب گوناگون توسط یهودیان تازه مسلمانهای بیاطلاع از اسلام و قرآن در تفسیر بود و یا کسانی که از روی قصد مطالبی را به مسلمانان تلقین میکردند و آنان نیز در اثر بیاطلاعی میپذیرفتند. عقائدی مانند« قدریه» که تمام خیر و شر را به تقدیر و مشیت خدا میدانستند، کمکم وارد تفسیر شد و برخی از آیات را دلیل بر جبر شمردند، چنانکه در برخی از روایات، در مورد قدریه از پیامبر(ص) نقل شده است که:« القدریه مجوسُ اُمّتی» [۸۱۴]« قدریه مجوس امت من است»
پارهای از آیات کریمه قرآن و روایات تاریخی بر این واقعیت دلالت دارند که اعراب حجاز قبل از اسلام و سالها پس از ظهور چهره تابناک اسلام از نظر فرهنگ و سواد در سطح پایینتری قرار داشتهاند، به طوری که با سواد در نوشتن و خواندن به ندرت در آنجا یافت میشد. حس کنجکاوی آنان پس از رو به رو شدن با مسائلی نظیر آغاز آفرینش، تاریخ انبیاء گذشته و … که عمدتاً در آیات کریمه قرآنی به صورت خلاصه و مجمل در حد پند و موعظه مطرح میشد، به حرکت و جنبش درآمده و آنگاه که میخواستند از کیفیت مسائل به صورت عمقی و گسترده آگاه گردند، ناگزیز در دام تبلیغاتی اهل کتاب که آگاهی بیشتری پیرامون مطالب فوق داشتند، گرفتار شده ذخیرههای افسانهای آنان را به عنوان مطالب مذهبی به دیده قبول تلقی میکردند.
اهل کتاب تازه مسلمان شده نیز چون گوشهای مسلمانان را برای شنیدن این افسانهها آماده میدیدند، خود را تنها مرجع اینگونه اطلاعات جا زده تا میتوانستند افسانهها و مطالب کهنه و قدیمی خود را که سالیان دراز سینه به سینه و دهان به دهان گشته و دارای پیرایههای عجیب و غریبی نیز گردیده بود، با آب و تاب فراوان برای مسلمانان بازگو و تعلیم میکردند. از این رهگذر بیسابقهای یافتند.
ابن خلدون در این باره مینویسد: متقدمان در تفسیر نقلی- یا تفسیر به مأثور- مطالبی فراهم آوردند، ولی کتابهای تفسیری آنان شامل مطالب صحیح و نا صحیح و مردود میباشد علت این امر را بایستی در این نکته جستجو کرد که عرب قبل از اسلام، با علم و کتابت سرو کاری نداشته و امیت، بیابانگردی و بیسوادی بر محیط زندگانی اعراب آن روزگار، حاکم بوده است. آنان چون میخواستند از علت پدیدهها، آغاز آفرینش و اسرار وجود آگاه گردند راجع به آنها از اهل کتاب سؤال میکردند درحالی که اینان یا پیرو کتاب تورات و یا پیرو انجیل بودند. اهل توات در آن زمان مانند عربهای بادیهنشین بوده و در میان آنان به سر میبرند.[۸۱۵]
به هر حال اندیشههای فردی موالی وارد در مکاتب فکری شد و تا حدودی جنبهی عمومی و کلی به خود گرفت و مذاهب مختلف مذهبی معتزله، مرجئه، قدریه به وجود آمد و حتی برخی ازموالی را میتوان پایهگذار این فرقهها دانست.
۴-۱-۵-اختلاف مذهبی و اختلاف در تفسیر
در میان موالی ریشههای اختلاف مذهبی ظهور کرد و هر تفسیری از مذهب خاصی حمایت میکرد. مثلاً قتاده منسوب به افتادن در وادی« قدر» بود و حسن بصری در وادی اثبات قدر میافتاد.[۸۱۶]
ظهور تنوّع و اختلاف در تفسیر، از جمله تفسیر عقلی، عرفانی و کلامی؛ چنانچه مجاهد گاهی نکات عقلی و گاهی مطالب عرفانی‏[۸۱۷] را مطرح کرده و افرادی مانند حسن بصری و قتاده به مباحث اعتقادی و مذهبی مانند مسأله قضا و قدر پرداختند؛[۸۱۸] هر چند در بین صحابه اختلاف نظ
رهایی وجود داشت، اما اختلاف در بین آنان زیاد نبود، بیشترین اختلاف به زمان تابعین برمیگردد. با آنکه برخی از پژوهندگان، اختلاف تابعین را در تفسیر انکار می‏کنند،[۸۱۹] اما در دیدگاههای تفسیری آنان، تفاوت به گونه‏ای عمیق وگسترده دیده می‏شود.
به عنوان نمونه می‏توان به تفسیر آیه‏ وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهِیمَ مُصَلًّی‏[۸۲۰] اشاره نمود؛ عطاء مقام ابراهیم را به عرفه، مزدلفه و جمرات، مجاهد به محدوده حرم، و حسن بصری و قتاده به جایگاهی که در کنار آن نماز طواف خوانده می‏شود، تفسیر کرده‏اند.[۸۲۱]
نکته مهم این بود که در زمان صحابه به هنگام بروز اختلاف نظر، در موارد زیادی از علی (ع) مدد گرفته می‏شود[۸۲۲] و در موارد دیگر با تفسیر و تبیین ابن عباس مشکل حل می‏گردید.[۸۲۳] اما پس از شهادت امیر مؤمنان، حصر امامان بعدی و تسلط امویان، تاریخ نشان نمی‏دهد که عالمان برای دستیابی به یک فتوا دیدگاههای فرد خاصی را به عنوان مرجع نهایی پذیرفته باشند؛ لذا فقدان مرجع با نفوذ و پذیرفته شده و یا نادیده گرفتن آن، عامل اصلی در گسترش اختلاف نظر به حساب می‏آمد. اینچنین بود که مثلا شعبی، عمره را مستحب اما سعید بن جبیر آن را واجب می‏دانست[۸۲۴]. همچنین عکرمه، انس، رفیع بن مهران، شعبی و قتاده در وضو مسح پا را لازم می‏شمارد، ولی حسن بصری مکلف را مخیر میان مسح و شستن پا می‏داند و حجاج، فتوا به شستن پا داده است.[۸۲۵]
گر چه نخستین انگیزه اختلاف مسلمانان در تفسیر قرآن بحث امامت بود ولی تنها انگیزه نبود بلکه در این زمینه عوامل دیگری نیز وجود داشت از جمله:
– نفوذ افکار و انتقال علوم به بلاد اسلامی که انتقال تدریجی علوم وفرهنگهای گوناگون از سرزمینهای مجاور به محافل علمی مسلمانان که توأم با شور و هیجان خاصی بوه است و از طرف زمامداران وقت به شدت تأیید میشد، جنبش علمی وسیعی را در میان جوامع اسلامی به دنبال داشت.
-اصالت عقل و اعتماد به رأی: به دنبال عملی شدن نقشه خائنانه جدایی قرآن از عترت کار هرج و مرج فکری و اختلاف در اعتقادات موجب شد تا عدهای به« اصالت عقل» گراییده، تکیه بر اندیشه شخصی را پایه اصلی بحثهای دینی دادند و واکنش این نوع آزادی و بیقیدی در تفسیر قرآن، ظهور مکتب و روش جدیدی در تفسیر آیات قرآن بود.
اختلاف افهام مردم در درک معارف قرآن: نظر به اینکه قرآن برای گروه و دسته خاصی نازل نشده است و عموم مردم، از دانشمندان و متفکران و نوابغ بزرگ گرفته تا افراد عادی همه و همه مورد خطاب قرآنی میباشند و این امر باعث شد تا هر گروهی آیات متناسب با فهم و درک و دانش خود را دنبال کنند.
– پیدایش مذاهب مختلف: همزمان با فتنهها و کشمکشهای سیاسی صدر اسلام، قرآن بهترین وسیله و مؤثرترین حربهای بود که مورد استفاده قرار گرفت و از همین رهگذر انواع تفسیرها و روشهای گوناگون در تفسیر قرآن کریم که تعدادشان از تعداد خود مذاهب بیشتر است پا به عرصه اسلامی و قرآنی گذاشت.
علامه طباطبائی ره در مقدمه تفسیر المیزان علل این اختلاف در تفاسیر را چنین بیان میفرماید:
-دامنه فتوحات اسلامی و تماس با فرق مختلف و دانشمندان مذاهب
-فلسفه یونان که در اواخر قرن اوّل در دوره امویان و بعداً در عهد خلفای عباسی به عربی ترجمه شده بود، دامنه بحثهای عقلی و فلسفی را وسعت داد.
-رایج شدن تصوف در همین زمان و اینکه جمعی به فکر افتادند که به اصطلاح بحثهای لفظی را کنار گذاشته و حقایق دینی را از راه ریاضت بدست آورند.
-جمع دیگر یعنی محدثین و اخباریین بر این عقیده باقی ماندند که هیچگونه بحثی جز از جنبههای ادبی الفاظ در میان نیاورند.
این جهات چهارگانه دست در دست هم دادند، چنان طوفان شدیدی از اختلافات مذهبی و به دنبال آن اختلاف در روش تفسیری برپاخواست که تقریباً حد مشترکی در میان مسلمانان جز دو جمله لا اله الا الله و محمد رسول الله باقی نماند و در هر چیز حتی در معنای اسماء و صفات و افعال خداوند و آسمانها و زمین و موجودات آنها و همچنین مسایل قضا و قدر، جبر و تفویض، ثواب و عقاب، مرگ و برزخ و حشر، بهشت و دوزخ و خلاصه آنچه کوچکترین تماسی با عقاید و معارف دینی داشت، اختلاف کردند و هر کدام از این گروهها( اخباریها، متکلمین، فلاسفه، متصوفه و…) بر عقاید خود اصرار تمامی داشتند.[۸۲۶]
۴-۱-۶- باز کردن پای اسرائیلیات به تفسیر قرآن‏
در عهد تابعین بسیارى از اسرائیلیات (اعمّ از فرهنگ یهود یا فرهنگ نصارى) در تفسیر قرآن کریم وارد شد. در کتب تفسیر، روایات کعب الاحبار یا (کعب الحبر) و وهب بن منبه، عبد اللّه بن سلام و عبد الملک بن عبد العزیز بن جریح معروف به «ابن جریج» و دیگران بسیار دیده مى‏شود.
آنان اهل کتابى بودند که اسلام آوردند و از آنجا که برخی از آنها از صحابه پیامبر اسلام صلّى اللّه علیه و آله و سلّم، به شمار مى‏آمدند، مقام و موقع ویژه‏اى را در میان مسلمین بدست آوردند.
وقتى از این افراد جدید الاسلام در مورد غیر احکام شرعى یعنى درباره قصص و داستانهاى قرآن سئوالاتى مى‏شد طبق م
أنوسات ذهنى خود که از فرهنگ و معارف دینى اهل کتاب رنگ گرفته و متأثر شده بود، پاسخ مى‏دادند. از جمله قصّه حضرت آدم علیه السّلام که در تورات ذکر شده و در قرآن مجید نیز در سوره بقره و اعراف، آمده است ؛ و نیز در تورات کیفیت ولادت حضرت عیسى علیه السّلام و سایر حوادث را شرح داده است که در قرآن مجیدچنین مسائلى وجود ندارد. و خلاصه این عالمان جدید الاسلام پاسخ مسائل را با مطالعاتى که در دین یهود داشتند که آنهم غالبا با مطالب غیر واقعى و افسانه آمیخته بود، قصص و داستانهاى قرآن را گزارش مى‏کردند. سپس این مطالب در میان مسلمانان رایج گشت و مسلمین نیز بدون آنکه در ریشه اینگونه مطالب مطالعه کنند و مأخذ آنها را باز یابند آنها را بعنوان یک حقیقت بطور ناخودآگاه در تفسیر خود آوردند.[۸۲۷]
یکی از مسائلی که از سوی موالی گسترش پیدا کرد، نقل روایات اهل کتاب بود. تعداد زیادی از آنها نسبت به نقل روایات اسرائیلی آسان می‏گرفتند و این آسان‏گیری بود که‏ موجب اسرائیلیات به تفسیر قرآن کریم به وسیله بعضی از موالی گردید.
در بررسیهای انجام شده طبق کتب ( تهذیب الکمال مزی و کتاب الرجال شیخ طوسی) تعدادی از موالی را که در نقل روایت اسرائیلی و ورود آن به تفسیر نقش داشتند، یادآور میشویم:
۴-۱-۶-۱-راویان عمرو بن عاص بن وائل
عطاء بن یسار هلالی مولی میمونه زوج نبی(ص)،[۸۲۸] قزعه بن یحیی مولی زیاد بن أبی سفیان، مجاهد بن جبر مکی مولی سائب بن سائب مخزومی و گفته میشود مولی قیس بن سائب مخزومی یا عبدالله بن سائب، مصدع ابویحیی الاعرج مولی معاذ بن عفراء الانصاری، یوسف بن ماهک بن بهراد مولی قریش، ثابت بن عیاض مولی عبدالرحمن بن زید بن خطاب، عبدالله بن باباه المکی مولی آل حجیر بن أبی إهاب، شهر بن حوشب مولی اسماء بنت یزید بن سکن، سلمان الأغر مولی جهینه، [۸۲۹]صهیب الحذاء مولی ابن عامر، عکرمه مولی ابن عباس، ابوفراس مولی عروبن عاص، ولید بن عبده مصری مولی عمرو بن عاص، ناعم مولی ام سلمه سالم بن أبی جعد مولی اسعد رافع،[۸۳۰] سالم و اسماعیل مولی عبدالله بن عمرو بن عاص[۸۳۱] انس بن مالک، طاوس بن کیسان[۸۳۲]
۴-۱-۶-۲-راویان عبدالملک بن عبدالعزیز بن جریج
حجاج بن محمد مصیصی مولی سلیمان بن مجاهد مولی ابیجعفر منصور،حماد بن اسلمه بن زید مولی بنیهاشم، حماد بن زید بن درهم الازدی مولی آل جریر بن حازم، حماد بن مسعده تمیمی مولی باهله، زید بن حبان مولی ربیعه[۸۳۳] سیان بن عیینه مولی محمد بن مزاحم، شعیب بن اسحاق بن عبدالرحمن بن عبدالله بن راشد مولی رمله بنت عثمان بن عفان، عبدالله بن وهب بن مسلم مولی یزید بن زمانه مولی یزید بن أنیس، همام بن یحیی بن دینار مولی نبی عوذ بن سود بن حجر بن عمرو بن عمران،[۸۳۴] وهیب بن خالد بن عجلان باهلی مولی ابوبکر بصری، یحیی بن أیوب مولی عمران بن مروان، یحیی بن زکریا بن أبی زائده مولی إمرأه من وداعه، یحیی بن زیاد بن أبی داود مولی ابومحمد رقی، یحیی بن سلیم بن زیاد مولی نبی(ص).[۸۳۵]
۴-۱-۶-۳-راویان محمد بن کعب قرظی
أبان بن صالح بن عمیر بن عبید قرشی مولی ابوبکر مدنی، اسامه بن زید مولی زید مدنی، زیاد بن أبی زیاد مولی عبدالله بن عیاش بن أبی ربیعه، عمر بن عبدالله مولی غفره، محمد بن عجلان قرشی مولی فاطمه بنت ولید بن عتبه بن ربیعه بن عبدشمس بن عبد مناف،[۸۳۶] هشام بن زیاد بن أبی یزید مولی آل عثمان بن عفان، ولید بن کثیر مخزومی مولی ابومحمد مدنی، یزید بن زیاد مولی عبدالله بن عیاش بن أبی ربیعه.[۸۳۷]

این مطلب را هم بخوانید :  بررسی تأثیرگذاری های موالی بر تفسیر قرآن کریم- قسمت ۱۶

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.