پایان نامه حقوق

تحقیق رایگان درباره خشونت علیه زنان

شود.
3-2-1- «برابری جنسیتی» در استراتژی شورای اروپا و ارزیابی آن
در استراتژی برابری جنسیتی شورای اروپا، برابری جنسیتی اینگونه تعریف شده است: «توانمندسازی، مسئولیت، دیده‌شدن و مشارکت برابر زنان و مردان در تمامی جنبه‌های زندگی عمومی و خصوصی. همچنین برابری جنسیتی به این معناست که زنان و مردان، از دسترسی و توزیع برابر منابع برخوردار باشند.»
با توجه به دیدگاه این استراتژی، یکی از روشهای برجسته و کلیدی تحقق برابری جنسیتی، الغای نقش‌های کلیشه‌ای جنسیتی بالخصوص نقش‌های متفاوت پدری و مادری توسط مردان و زنان در خانواده است. صرفاً با این روش زنان خواهند توانست از رشد و شکوفایی سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی برابر با مردان برخوردار شوند.

براساس استراتژی برابری جنسیتی شورای اروپا، در شرایط بحران اقتصادی اروپا، تأکیدهای مؤکد بر لزوم توجه به وضعیت زنان شده است. بحران اقتصادی در کشورهای اروپایی، وضعیت اقتصادی زنان را با چالش‌های عمیقی از جمله بیکاری، کاهش درآمد، قطع درآمد و کاهش خدمات عمومی مواجه کرده است که در این استراتژی صریحاً به آن پرداخته شده است و بهدنبال راهکارهای مفید جهت بهبود شرایط و وضعیت زنان هستند.
مطابق این استراتژی، برابری جنسیتی و منع تبعیض علیه زنان تفکیکناپذیرند و باید همواره توأمان و در کنار یکدیگر مورد توجه قرار گیرند؛ هنگامیکه تبعیضی علیه زنان صورت گرفته است، نمی‌توان از برابری جنسیتی سخن به میان آورد. بهعلاوه تحقق برابری جنسیتی به عنوان پیش‌شرط اولیه جهت برخورداری زنان از حقوق بشر شناخته شده است.
هدف کلی استراتژی شورای اروپا در مورد برابری جنسیتی میان زنان و مردان (2017-2014)، توانمندسازی زنان و نیز تحقق واقعی پیشرفت و برابری جنسیتی در کشورهای اروپایی بود که در نوامبر 2013 توسط کمیته وزیران شورای اروپا به تصویب رسید. این استراتژی، همواره پنج هدف خاص را دنبال می‌کند که عبارتند از:
1) مقابله با نقش‌های کلیشه‌ای جنسیتی و تبعیض جنسی (تقسیم وظایف بین زنان و مردان در خانواده به عنوان پدر و مادر)

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در این زمینه، رسانهها نقش اصلی و حیاتی در زدودن نگرش مقابله با نقشهای کلیشهای جنسیتی دارند. تأکید ویژه بر رسانهها، آنان را مسئولان اصلی در تغییر این رویکرد و بهطور کلی، بهبود فرهنگ لزوم نقشپذیری متفاوت پدران و مادران کرده است.
بهعلاوه در این استراتژی مؤکداً تأکید شده است که پیوسته باید برنامه‌هایی مؤثر در رسانه ساخته شود تا بتوان نگرش نسل‌های آینده را در خصوص ایفای نقوش خانوادگی متفاوت توسط مردان و زنان در خانواده تغییر داد و برابری کامل زنان و مردان در تفکر آنان جایگزین شود.
2) پیشگیری و مقابله با خشونت علیه زنان
ارتکاب خشونت علیه زنان معضلی بسیار گسترده و رایج است که علیرغم اقدامات صورتگرفته، هنوز در سطح دنیا شایع است. «کنوانسیون شورای اروپا در مورد منع و مقابله با خشونت علیه زنان و خشونت خانگی» ( معروف به کنوانسیون استانبول) در این استراتژی مورد توجه قرار گرفته است و به یافتن راههایی برای رفع این معضل و بهبود شرایط از طریق اجرای صحیح کنوانسیون تأکید شده است.
3) تضمین دسترسی برابر زنان به دادرسی عادلانه 
عدم امکان شرایط یکسان و برابر برای مردان و زنان در دسترسی به محاکم و داشتن حق مساوی در دادرسی عادلانه، از عواقب پذیرش نقشهای کلیشهای جنسیتی زنان و مردان و فقدان برابری میان آنها در این استراتژی میباشد.
4) دستیابی به مشارکت متعادل زنان و مردان در عرصههای سیاسی و عمومی تصمیمگیری
حضور و مشارکت زنان در عرصههای مختلف انتخاباتی و سطوح مختلف ازجمله داخلی، منطقهای و بینالمللی، تأثیری شگرف در تحقق برابری میان زنان و مردان دارد و ترغیب زنان به فعالیت در این زمینهها میتواند سبب مشارکت و حضوری متوازن گردد.
5) دستیابی به جریان‌سازی جنسیتی در تمامی سیاست‌ها و اقدامات
دستیابی به این امر مهم از طریق تشکیل ارگانهای کارآمد، پیشرفت و توسعه در تمامی سطوح اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی، تحلیل و ارزیابی جنبههای مختلف عدم موفقیت و توصیه راهکارهای مفید برای توقف شکستها، و بهبود روند و سیاست‌های موجود ممکن خواهد شد.
پراهمیتترین موضوعی که در اقدامات شورای اروپا با محوریت «تساوی و برابری جنسیتی» مورد توجه قرار گرفت، دستیابی کامل به برابری و مساوات در خانواده و منع هرگونه نقشپذیری متفاوت میان زن و مرد در خانواده، هم در ارتباط مابین همسران و هم در روابط با فرزندان با نقش پدر و مادر، است. در رأس این اقدامات و برنامهها، «استراتژی شورای اروپا در مورد برابری جنسیتی میان زنان و مردان (2017-2014)» قرار دارد.
شورای اروپا ضمن روشنسازی مواضع خود در زمینه برابری جنسیتی اذعان داشته است که با وجود دستیابی به تساوی جنسی در عرصههایی مانند آموزش و برخی دیگر از زمینههای اجتماعی، هنوز در برخی از کشورهای اروپایی، معضل عدم برابری میان نقشپذیری زنان و مردان به عنوان مادر و پدر و همسر وجود دارد.
شاید بتوان ادعا کرد که این اقدامات و استراتژیها در سطح جامعه تا اندازهای موفق بوده است ولی در سطح خانواده، حتی در کشورهای اروپایی، برنامهها و استراتژیهای تساویطلبانه میان زنان و مردان نیازمند نظارت و برنامهریزی دقیقتری است. شورای اروپا در زمینه تساوی جنسیتی و رفع تبعیض و تفاوت در نقشپذیری متفاوت زنان و مردان، درصدد برافکندن تفکراتی است که سبب دامن زدن به تبعیضها و تفاوتهاست، به همیندلیل نهادهای حقوقبشری شورای اروپا اقدام به تصویب این استراتژی کردند و خواهان ریشهکن کردن تفاوت در نقشپذیری میان زنان و مردان تا سال 2017 هستند.
3-2-2- برابری زن و مرد از منظر متفکرین
3-2-2-1- اسلامگرایان
سید جمال الدین اسدآبادی معتقد است زن و مرد در انسانیت و ارزشمندی با یکدیگر برابرند ولی با تمام برابریها، تفاوتهای طبیعی با هم دارند. وی ضمن تأکید بر تفاوتهای تکوینی هر دو جنس، معتقد است این تفاوتها، زن و یا مرد را در موضع نقص یا کمال قرار نمیدهد، ولی به دلیل آنکه طبیعت، زن و مرد را بـرای نقشها و میـدانهـای متفاوتی مسـتعد ساخته است، ورود به مرز نقشهای جنس دیگر قابل تأیید نیست و دسترسی و حضور زنان در حیطههای مردانه، امکان رسیدگی آنان به مهمترین عرصهی زندگی یعنی خانواده را از آنان سلب مینماید.
سیدقطب با تأکید بر اینکه اسلام به لحاظ جنسیت و حقوق فردی و انسانی، برابری کامل بین زن و مرد برقرار کرده است، معتقد است اگر اسلام یکی را بر دیگری برتری داده، صرفاً درارتباط با استعدادهای ذاتی و طبیعی است که بر حقیقت جنس هر فرد اثری نمیگذارد. بنابراین، هرجا که زن و مرد از لحاظ استعداد، مسئولیت و خصلت برابر باشند، حق و تکلیف برابر دارند و هرجا که به سبب تفاوتها حق برابر ندارند، بدلیل شأن انسانی متفاوت است.
به اعتقاد محمدعبده زن و مـرد در عقل، احساسـات و شـعور با هم برابرند. به همین دلیل، بسیاری از تفاوتهای حقوقی ایجاد شده میان آنها متعلق به زمان و دورانی است کـه بـا توجـه بـه اوضاع خاص زمانی عصر نزول، توجیهپذیر است. با وجود این، به این نکته تأکید میکند که تفاوتهای حقوقی موجود میان آنها، برخاسته از برخی تفاوتهای طبیعی است و مساوات الزاماً با تشابه حقوق هممعنی نمیباشد.
شهید مطهری عقیده دارد همه موجودات با توجه به نوع، براساس اصل عدل، در مدار مخصوص به خود قرار گرفتهاند؛ بنابراین، سعادت هر موجودی در گرو حرکت در مدار طبیعی خود است. بر این مبنا، وی معتقد است که تفاوتها مصداق برتری جنس مرد نیست، بلکه به منظور تحکیم پیوند خانوادگی بین آنهاسـت. از همین رو، قانون خلقت تفاوتها را ایجاد و حقوق و وظایف زن و مرد را مشخص و تقسیم کرده است. بهعلاوه مساوات مرد و زن در انسـانیت هممعنای تشـابه آنها در حقوق و وظایف نیست؛ عدم تشابه حقوق زن و مرد در طبیعت، برگرفته از حقوق فطری و عدالت است. بر این اساس، ایشان تفاوتهای فطری را منشأ تفاوت در حقوق میدانند.
محمدحسین فضلالله معتقد است تفاوت مرد و زن صرفاً در ویژگیهای جسمی آنهاست و تأکید میکند مرد و زن دارای سرشت انسانی واحدی هستند. تفاوت در ویژگیهای انسانی تأثیری مستقیم بر تمامی جوانب دارد و به دنبال آن مقتضیات و عواقب مخصوص خود را نیز به همـراه مـیآورد. بر این مبنا، تفاوت در وظایف اجتماعی و انسانی ایجاد میگردد؛ باید خاطرنشان ساخت که این تفاوت با استناد به یک منبـع یـا حقیقـت واحد انسانی شکل میگیرد و در واقع، تفاوت در وظیفه است نه سرشت.
آیتاالله جوادیآملی تبیین خود از تفاوتها را با ورود به مبحث روح آغاز میکند. به عقیدهی ایشان، روح تأثیری در جنسیت ندارد زیرا روح موجودی مجرد است و جنسیت در آن راه ندارد و تمام تفاوتها مربوط به جسم است. بنابراین، تمام تفاوتهای زن و مرد به جسم باز میگردد و جسم نیز فقط ابزاری اسـت بـرای روح.
3-2-2-2- نواندیشان جهان اسلام
قاسم امین معتقد بود قوای عقلی زن و مرد برابر است، ولی احساسـات و عواطف در زن غلبه دارد. با این حال، بر این نکته تأکید داشت که صرفاً به استناد این تفاوت، نمیتوان آزادی زن را محدود کرد و موقعیتش را تنزل داد.
به اعتقاد نصر حامد ابوزید، تفاوتهای زیستشناسانه زن و مرد انکارناپـذیر است اما صورتبندی موقعیتها، نقشها و حقوق نیازمند بازنگری است. هر نقش باید متناسب با اوضاع فرهنگی و فکری حاکم بر زندگی بشر بازتنظیم شود نه بر اساس تفاوتهـای زیسـتی.
محمد مجتهد شبستری دیدگاه تاریخیت نظام خانواده را مطرح کرد و تفـاوتهـای زن و مـرد را در ابعاد جسمی و روحی صحیح میداند. اما معتقد است که تفاوتها در سیر تکامل تـدریجی بشـر ایجاد شده و بدون وجود نقشههای قبلی رخ داده، بنابراین تغییرپذیرند. درنتیجه نمیتوان تفاوتها را برمبنای هدفمندی خلقت، تبیین و بر آن، آثار حقوقی بار کرد.
3-2-2-3- نظریات فمنیستی
برابری و موضوع تفاوت میان زن و مرد محوریت تمام نظریات فمینیستی را به خود اختصاص داده است. بر این مبنا، رویکردهایی گوناگونی که در مکتب فمینیسم وجود دارد، از پاسخ به سؤال علل تفاوت میان زن و مرد ایجاد شده است که به اختصار بیان میشود:
فمنیسم لیبرال: این مکتب تحت تأثیر آموزههای لیبرال، به برابری کامل بـین زن و مرد تأکید داشته است. این مکتب بر موضوع «جوهره مشترک انسـانی» صـرف نظـر از جنسـیت تمرکز ویژهای دارد و بر این مسئله تأکید میکند که زن و مرد یکسان آفریده شدهاند و برابری نسل آنهـا اقتضـا مـی کنـد کـه هـیچ تمایزی بین حوزههای زنانه و مردانه وجود نداشته باشد. به علاوه، به اعتقاد ایـن مکتب، تفاوتهای جسمی در برابری زن و مرد مؤثر نیستند، و بسیاری از تفاوتهای موجـود ، اکتسـابی، غیرذاتی و برگرفته از تبعیضهای موجود در جامعه اسـت. فمنیسـم لیبـرال، راه رهایی از این وضعیت را برابری کامل بین زن و مرد، مبارزه با تفکیک نقشها و بسط و تسری حقوق انسانی به زنان میداند.
فمنیسم رادیکال: براساس رویکرد رادیکالهای اولیه، ماهیت حقیقی دو جنس، برابر و یکسـان است و طبیعت بشر در اصل، آمیختهای از صفات زنانه و مردانه است. اما نسل بعدی با پـذیرش نـوعی ذاتگرایی، به این نتیجه پی بردند که تفاوتهای بین دو جنس طبیعی و تغییرناپذیر است ولی صـفات زنانه اصیل و برتر است.
فمنیسم سوسیال: این رویکرد به انواع نابرابریها توجه دارد از جمله نابرابری زنان و براین اساس ریشه تمام نابرابریهـا را بـه نظـام سرمایهداری و مسأله مالکیت مربوط میداند.
فمنیسم پست مدرن: این رویکرد، توچه ویژهای به برجسته کردن تفاوت بین دو جنس و تکثرگرایی دارد. در این مکتب، زنانگی و مردانگی معانی گوناگونی دارند و از گفتمانهایی تبعیت میکنند که در نهادهای اجتماعی و شیوههای تفکر، همـواره معـانی موقـت و در حال تغییر را بـه سود مناسبات قدرت و منافع اجتماعی خاص خلق میکند.
3-3- توسعه و برابری جنسیتی
آیا توسعه در ایجاد برابری جنسیتی میتواند به عنوان عاملی تأثیرگذار تلقی شود؟ توسعه در چه ابعادی به عنوان مهمترین فاکتور جهت برابری جنسیتی محسوب میشود؟ آیا توسعه عاملی مثبت بر برابری است؟
پاسخ به این سؤالات، مستلزم بررسی نظریات موجود در رابطه با توسعه و تأثیر آن بر برابری جنسیتی است.

3-3-1- نظریات مرتبط با نقش زنان در توسعه
در طول تاریخ تمدن بشری، زنان نیز همپای مردان در امور مختلف زندگی مشارکت فعال داشته و نقشهای متعددی را ایفا کردهاند. در این ارتباط «ویل دورانت» می گوید:
«در دوره شکارورزی، جز تعقیب شکار، تقریباً تمام کارهای دیگر خانواده بر عهده زن بود. مرد برای رفع خستگی ناشی از شکار، قسمت اعظم سال را با خیال راحت به آسایش و تنپروری میپرداخت. زن زیاد میزایید و نوزادان را خود بزرگ میکرد و کلبه یا خانه را خوب نگاه میداشت و از جنگلها و مزارع خوراکی به دست میآورد و پختن و پاک کردن و تهیه لباس و کفش بر عهده او بود. هنگام حرکت قبیله، مردان که میبایست منتظر دفع هر حملهای باشند، تنها کارشان حمل اسلحه بود و زنان، باقی ساز و برگ خانواده را حمل میکردند.»
زنان ایرانی نیز به مانند سایر ملل از این امر مستثنی نبوده و از ابتدای تاریخ حیات بشری، نقش بسیار ارزندهای را در پیشبرد جامعه ایفا نمودهاند. در یکی از منابع آمده است:
«در نقوش مهرهای مربوط به هزاره چهارم قبل از میلاد که از نقاط مختلف ایران مانند سیلک (کاشان و شوش) به دست آمده، مشاهده میشود که زن به کار کوزهگری مشغول است. در هزاره پنجم قبل از میلاد، زن که حافظ و نگهبان خانواده بود، به جمعآوری حبوبات و دانهها و میوهها پرداخت و سعی در شناسایی گیاهان و ریشههای گیاهان نمود. بدست آمدن تعداد زیادی حلقههای دوک نخ ریسی که از گل پخته است و مهرهای با نقوش زنانی که به ریسندگی و بافندگی مشغول میباشند، نشانه آن است که زنان به کار نساجی نیز اشتغال داشتهاند.»
با گذشت زمان و توسعه جوامع بشری، زنان فعالیتهای متنوعتر و جدیدتری را عهدهدار شدهاند. لیکن از آنجایی که تنها کار تولیدی و درآمدزا عنوان کار میگیرد، لذا سایر نقشهای زنان مطمح نظر قرار ندارد. اما به طور کلی میتوان عمدهترین نقش زنان در توسعه جوامع را به ترتیب زیر شناخت:
هماوردی (تولید مثل)
نگهداری و پرورش نیروی انسانی
تولید و مدیریت محل زندگی خود
از دهه 50 میلادی، به دنبال تشکیل سازمانهای بینالمللی که عهدهدار امور برنامهریزی توسعه بودند، به منظور بهبود شرایط زندگی زنان، برنامههای متنوعی طراحی و اجرا شد. به طوری که سیاستهای متخذه پیرامون مشارکت زنان در امر برنامههای توسعهای، بسیار گوناگون بوده و به همین دلیل تا همین اواخر طبقهبندی سیستماتیکی از آن به عمل نیامده بود.
«بووینیک» در سالهای 1986 ـ 1983 میلادی یکی از بهترین تقسیمبندیها را ارائه داد که در ادامه به آن اشاره می شود. شایان ذکر است که سازمانهای مجری این سیاستها از روش و منطق خاصی پیروی نکردهاند. طبقهبندی بووینیک از نظریههای سیاستگذاری برای زنان کم درآمد جهان سوم، به شرح ذیل است:
3-3-1-1- نظریه رفاه
یکی از قدیمیترین و متداولترین سیاستهای توسعه اجتماعی در جهان سوم، به ویژه برای زنان، نظریه رفاه میباشد. به اعتقاد بووینیک، پس از جنگ جهانی دوم، جهت بهبود وضعیت زندگی گروههای آسیبپذیر، به طور اضطراری، برنامههای رفاهی به اجرا در آمد که شامل یک سری کمکهای مالی توسط سازمانهای بینالمللی خصوصی برای کمک به زنان کم درآمد بود. علاوه بر آن، در کشورهای جهان سوم درآن زمان، یک سری کمکهای مالی نیز در جهت رشد اقتصادی به این گروه میکردند که متأسفانه اغلب در اختیار مردان قرار میگرفت و زنان از آن محروم بودند. در این برنامهها جایگاه زنان همردیف سایر اقشار آسیبپذیر همانند کودکان، بیماران، بزهکاران و معلولان بود. به طور کلی، نظریه رفاه بر مبنای سه فرضیه استوار بود؛ اول این که زنان به عنوان عوامل فاقد جنبش به حساب می آمدند که شرکت فعالانهای در فرایند توسعه نداشتند. دوم این که مهمترین نقش اجتماعی زنان نقش مادرانه آنها تلقی میشد. سوم این که بچهدار شدن در

Share article:

Permalink:

Add your widget here