دانلود پایان نامه رشته روانشناسی در مورد رفتار پرخاشگرانه

گری است ( مقدم 1998، بارون و بیرن 1987، اروسون 1367) پرخاشگری بخش مشترکی از زندگی اجتماعی است زیرا کمتر کسی را می توان یافت که با بیان هایی تند و انتقادهای شدید به دیگران آزار نرساند یا در هنگام خشم ، رفتار خشن نداشته باشد و یا ممکن است فردی برای تلافی از دشمن منتظر فرصت مناسبی باشد تا کینه خود را خالی کند . افزون بر این شواهد فراوانی وجود دارد که نشان می دهد بیشتر مردم تا کنون سبب ارتکاب برخی از اشکال پرخاشگری در خانواده شده اند ( بارون و بیرن 1987، نقل از احمدی 1382) .

پرخاشگری یکی از واکنشهایی است که در برخورد با ناکامی و محرومیت از خود نشان می دهد و همیشه با به هم خوردن تعادل جسمی و روانی حتی بطور موقت هم که شده با علائمی مانند تپش قلب ، بالا رفتن فشار خون ، ازدیاد تعداد ضربان قلب ، زیاد شدن نیروی جسمانی همراه است .
واتسون ، موسس و بنیان گذار مکتب رفتار گرایی ، عقیده دارد که انسان با سه غریزه پرخاشگری ، عشق و ترس به دنیا می آید . به تجربه ثابت شده است که نخست : شدت پرخاشگری اغلب با شدت ناکامی رابطه مستقیم دارد . مثلا کودک هر چه گرسنه تر باشد بیشتر گریه می کند .
دوم : پرخاشگری در مواقع رسیدن به هدف و نزدیک شدن به ان شدت بیشتری دارد . ( در مسابقات ورزشی این موضوع کاملا به چشم می خورد ) .
سوم : شدت تهاجمی به دفعات تکرار ناکامی بستگی دارد . مسلم است کسی که چندین بار شکست خورده در دفعات بعدی بیشتر احساس ناراحتی می کند .
چهارم : شدت حالات تهاجمی به نوع ناکامی بستگی دارد . مثلا اگر کسی زور بگیرد و حق کسی را پایمال کند حالت تهاجمی فرد متقابل بیشتر خواهد شد . برخی می گویند : تنبیه کردن ممکن است باعث جلوگیری از پرخاشگری شود که صحیح به نظر نمی رسد ، زیرا تنبیه کردن باعث شدت ناکامی و در نتیجه شدت پرخاشگری می شود که ممکن است به صورت مختلف تظاهر کند مانند جبران ، تلافی ، فرار و … ( میلانی فر1370) .
تجربیات سی برس نشان داده که کودکان کودکستانی که نسبت به همسالان خود رفتار پرخاشگرانه تری بروز می دهند دارای والدینی پرخاشگر بوده و بیشتر مورد تنبیه و شمانت انان قرار می گیرند . کودکان افسران ارتش و نیروهای مسلح و انتظامی پرخاشگری را بیشتر از سایر کودکان نشان می دهند .
12-1-2: تغییرات رشدی :
کودکان در 12 ماهگی وقتی با هم هستند شروع به ابراز رفتار پرخاشگرانه وسیله می کنند رفتار پرخاشگرانه انها غالبا به خاطر اسباب بازی و متعلقات دیگر است و در ارتباط با همسالان ابراز می شود . کودکان همچنان که به سالهای پیش از مدرسه و مدرسه نزدیک می شوند کمتر دست به اعمال پرخاشگرانه می شنند و در نوع پرخاشگری انان هم تغییراتی ایجاد می شود یعنی وقتی که پرخاشگری ابراز می شود غالبا خصمانه است و کمتر وسیله ای است و وقتی که به کسی حمله لفظی یا بدنی می شود بیشتر احتمال دارد که با قصدی خصمانه این کار انجام شده باشد . پرخاشگری لفظی ، دست کم در سالهای قبل از مدرسه با افزایش سن افزایش می یابد .
کودکانی که به شدت پرخاشگرند نه تنها به دفعات بیشتری پرخاشگری می کنند بلکه رفتارشان از لحاظ کیفی هم با سایر کودکان تفاوت دارد و رفتار پرخاشگرانه شان شدید تر و طولانی تر از کودکان دیگر است
13-1-2: ثبات پرخاشگری :
هر چند که پرخاشگری کودکان از موقعیتی به موقعیت دیگر فرق می کند ولی کودکان از لحاظ تداوم رفتار پرخاشگرانه در طول زمان با هم فرقد دارند . کودکانی که در سالهای اولیه به شدت پرخاشگرانه به احتمال زیاد در جوانی و بزرگسالی هم پرخاشگر خواهند بود و کودکانی که پرخاشگر نیستند به احتمال زیاد در بزرگسالی هم پرخاشگر نخواهند بود .
بعضی از مطالعات نشان می دهد که ثبات پرخاشگری دختر ها در طول زمان کمتر از پسرهاست و چند مطالعه دیگر نشان داده که دختر ها و پسرها از این لحاظ تفاوتی ندارند ( هنری ماسن و دیگران 1373) .
ثبات پرخاشگری نشان می دهد که والدین ، معلمان ، و سایرین باید از همان ابتدا که کودک در حدی مشکل آفرین پرخاشگر است مداخله کنند ( فاگوت و هاگان 1982) .
14-1-2: ادراک مقاصد دیگران و رفتار پرخاشگرانه :
کودکان در مورد پرخاشگری دیگران بر حسب اینکه ان را عمدی یا تصادفی بدانند قضاوتهای نتفاوتی می کنند و بر اساس نوع قضاوت خود واکنش نشان می دهند . مطالعه ای که پسرهای بسیار پرخاشگر مقایسه می کند نشان می دهد که پسرهای پرخاشگر احتمالا از مقاصد دیگران درکی متفاوت از پسرهای غیر پرخاشگر دارند .
15-1-2: تفاوتهای جنسیتی :
پسرها پرخاشگر تر از دختران هستند . این تفاوت در غالب فرهنگها و تقریبا در همه سنین و نیز در غالب حیوانات دیده می شود . پسرها بیشتر از دخترها پرخاشگری بدنی و لفظی دارند ( مک کوی و جکلین ، 1974،1980، پارک و اسلابی ؛1983 ، به نقل از هنری ماسن 1373) . از سال دوم زندگی این تفاوتها آشکار می شود . بر اساس مطالعات مشاهده ای در مورد کودکان نوپای بین سنین 1 تا 3 سال تفاوتهای جنسیتی از لحاظ تعداد پرخاشگری بعد از 18 ماهگی ظاهر می شود و قبل از آن اثری از ان نیست ( فاگوت و هاگان ، 1982) ( همان منبع) .
پسرها بخصوص هنگامی که به انها حمله می شود یا کسی مخل کارشان می شود تلافی می کنند . در مطالعه مشاهده ای در مورد کودکان پیش از مدرسه پسرها فقط اندکی بیش از دخترها مورد حمله قرار گرفتند ، ولی دو برابر دختر ها تلافی کردند ( پارک و اسلابی ،1983، به نقل از هنری ماسن 1373) .
چه چیزی این تفاوتهای جنسیتی را توجیه می کند ؟
بعضی از نظریه پردازان معتقدند که ثبات تفاوتهای جنسیتی در همه فرهنگها و همه حیوانات دیده می شود از شواهد محکم در اثبات دخیل بودن عوامل بیولوژیکی است . البته مطالعاتی که رابطه بین هورمون های جنسی و پرخاشگری را می آزماید نتایج مبهمی در بر داشته است شاید اینکه پسر بچه بالقوه پرخاشگر است یا می تواند آن را بیاموزد علت فیزیولوژیکی داشته باشد ولی محققان در مشخص کردن اینکه نظام زیست شناختی تا چه حد در این مسئله دخالت دارد چندان پیشرفتی نداشته اند تجربه اجتماعی پسرها و دختر ها از لحاظ پرخاشگری کاملا متفاوت است پرخاشگری جحشی از قالب رفتاری مردانه است و غالبا از پسرها انتظار رفتار پرخاشگرانه می رود و به طور تلویحی تشویق می شود .
16-1-2: الگوهای خانواده و پرخاشگری :
والدین کودکان به شدت پرخاشگری غالبا به هنگام اعمال قواعد معیارها خشونت دارند و پرخاشگرند . معمولا در این گونه خانواده ها اختلافات جزیی تبدیل به مسئله ای عمده می شود . والدین معمولا در این خانواده ها در به اجرا در آوردن قواعد شیوه ثابت و روشنی ندارند . نمایش خشونت در وسایل ارتباط جمعی تیز به رفتار پرخاشگرانه به خصوص در افرادی که مستعد پرخاشگری هستند ، دامن می زند . ( هنری ماسن و همکاران 1373).
17-1-2: عوامل تعیین کننده پرخاشگری :
عوامل اجتماعی
ناکامی : تنها عامل بسیار مهم که افراد را به پرخاشگری وا می دارد ناکامی است . پذیرش وسیع این دیدگاه از نظریه ناکامی پرخاشگری جاندالرد مایه میگیرد که در فرم ابتدایی خود معتقد بود که
1- ناکامی همیشه منجر به پرخاشگری می گردد
و
2- پرخاشگری همیشه ناشی از ناکامی است .
البته این که معلوم شد که افراد ناکام همیشه با افکار ، کلمات و اعمال پرخاشگرانه به ناکامی خود واکنش نشان دهند و ممکن است واکنش های گوناگون داشته باشند مانند کناره گیری ، افسردگی و غیره … و نیز مشخص شده که تمام پرخاشگریها از ناکامی ناشی می شود . مثال : بوکس باز ها و فوتبالیست ها در واکنش به محرکهای گوناگون رفتار پرخاشگرانه نشان می دهند .
بررسی دقیق قرائن نشان می دهد که نقش ناکامی در به وجود آوردن یا نیاوردن پرخاشگری بطور عمده به دو عامل بستگی دارد :
1- ناکامی زمانی موجب افزایش پرخاشگری می گردد که نسبتا شدید باشد .
2- ناکامی زمانی بیشتر احتمال دارد پرخاشگری بوجود آورد که ناحق و استبداد رای تلقی می شود تا منصفانه و به حق .

تحریک مستقیم از طرف دیگران :
قرائن موجود حکایت از آن دارد که بدرفتاری و اهانت کلامی دیگران غالبا عامل عمده ای در آشکار ساختن اعمال پرخاشگرانه در شخص است .
18-1-2: مواجه شدن با مدلهای پرخاشگر :

پایان نامهاینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

رابطه بین پرخاشگری و قرار گرفتن در معرض خشونت های تلویزیونی مواد توجه فراوان قرار گرفته است . هر چه کودکان فیلم های خشن تری را در تلویزیون تماشا کنند . خشونت بیشتری نسبت به دیگران نشان خواهند داد . و با گذشت زمان این رابطه عمیق تر می شود که ناشی از تاثیر تراکمی خشونت وسایل ارتباط جمعی است .
19-1-2: عوامل محیطی :
تاثیر آلودگی هوا : گزارش شده که قرار گرفتن در معرض بوهای مضر نظیر بوهایی که از کارخانه های سازنده مواد شیمیایی با سایر مراکز صنعتی خارج می شود ، می تواند موجب تحریک پذیری افراد و در نتیجه پرخاشگری گردد .
تاثیر سروصدا : در چندین مطالعه گزارش شده است افرادی که در معرض صداهای بلند و تحریک کننده قرار می گیرند ، خشونت مستقیم تری نسبت به افرادی که در معرض اینگونه شرایط محیطی نیستند از خود نشان می دهند .
تاثیر تراکم : بعضی از مزالعات نشان داده که تراکم بیش از حد ممکن است سطح پرخاشگری را بالا ببرد .
جدول 2-1: مکانیسمهای تاثیر خشونت تلویزیونی و سینمایی در رفتار تماشاگران : کاپلاک و سادوک 1371) .
یادگیری از راه مشاهدات تماشاگران راه های تازه آسیب زدن را یاد می گیرند . روش هایی که قبلا در مجموعه رفتارهای آن ها جائی نداشت .
رفع مصار مهارهای تماشاگران در مقابل انجام اعمال پرخاشگران با مشاهده دیگران هنگام انجام اعمال مشابه تضعیف می شود .
حساسیت زدایی حساسیت تماشاگران نسبت به اعمال خشت و نتایج آن نشانه های رنج کشیدن قربانی کاهش می یابد . در نتیجه ، واکنش هیجانی آن ها در مقابل چنین تحریکاتی تضعیف شده یا از بین می رود .

عوامل موقعیتی :
20-1-2: بالا بودن سطح تحریک فیزیولوژیک :
برخی پژوهش ها حاکی است که تحریک شدید نای از علل گوناگون نظیر شرکت در فعالیت های مسابقه ای ، ورزش های سنگین و مشاهده فیلم های تحریک کننده موجب افزایش پرخاشگری آشکار می گردند .
تحریک جنسی و پرخاشگری : تحقیقات نشان داده است که تاثیر تحریک جنسی برپرخاشگری قویا بستگی به نوع مبناع شهواتی مورد استفاده برای ایجاد چنین واکنش ها و نیز ماهیت دقیق خود واکنش دارد وقتی منبع شهوت انگیز ملایم باشد مثلا تماشای عکس بدن های لخت جذاب ، میزان پرخاشگری پایین می آید اگر بی پرده تر باشد مثل فیلم های زوج هایی که به اعمال جنسی گوناگون دست می زنند سطح پرخاشگری بالا می رود .
21-1-2: درد به عنوان عامل آشکار کننده :
درد جسمی ممکن است عاملی برای تحریک سائل پرخاشگری گردد . انگیزه برای مضروب ساختن دیگران : چنین سائقی به نوبه خود ممکن است در مقابل هر هدف قابل وصول از جمله انهایی که هیچ وجه نقشی در ایجاد ناراحتی برای پرخاشگری نداشته اند . ظاهر گردد . این فرضیه علت پر خاشگری افرادی را که خود در معرض پرخاشگری قرار گرفته اند توجیه می کند ( کاپلان و سادوک ) .
22-1-2: هورمون ها ، داروها و رفتار پرخاشگرانه :
بعضی مطالعات سطح پرخاشگرای را به سندرم عدم حساسیت آندروژنی ( که در آن وابستگی به پروتئین دچار نقص بوده و منجر به ظاهر زنانه در اولاد مذکر می گردد ) و سندرم آدرنوژنیتال ( که در آن قشر آدرنال مادری جنین را در معرض سطوح بالای آندروژن های آدرنال قرار داده و موجب بروز خواص جنسیتی ثانوی مردانه در آن می گردد ) نسبت داده اند که خود را به صورت بازی های خشن و آشفته در دختران پسر نما ظاهر می سازد .
در مورد دارو ها و مواد شیمیایی کلیات زیر را می توان دخیل دانست .
مقادیر کم الکل پرخاشگری را مهار کرده و مقادیر زیاد آن موجب سهیل ابراز ان می گردد . تاثیر بار بیتورات ها نظیر الکل است اثر حاد آئروسل ها و حلال های تجارتی نیز مشابه الکل است . داروهای ضد اضطراب بطور کلی پرخاشگری را مهار می کنند هر چند پرخاشگری پاردوکسال گاهی مشاهده می شود ؛ وابستگی به ترکیبات تریاک ، با افزایش پرخاشگری رابطه دارد همین طور مصرف داروهای محرک ، کوکائین ، مواد توهم زا ، و مقادیر نزدیک به سمی حشیش . ( کاپلان و سادوک 1371) .
23-1-5: داده های ژنتیک و رفتار پرخاشگر :
مطالعات مربوط به دو قلوها : پژوهش روی دو قلو های یک تخمکی حاکی از وجود یک جزء ارشی در رفتار پرخاشگر است .
مطالعات دو دمانی : تعدادی از مطالعات نشان داده اند افراد متعلق به خانوادهه هایی که سابقه اختلالات روان پزشکی دارند بیشتر مستعد ابتلا به اختلالات روان پزشکی و دست زدن به اعمال خشن در مقایسه با افراد فاقد این سوابق هستند . کسانی که نمرات بهره هوشی پایین تر دارند به نظر می رسد بیشتر در معرض بزهکاری و دست زدن به پرخاشگری هستند تا کسانی که نمره بهره هوشی ان ها در حد طبیعی است .
تاثیرات کروموزومی : پژوهشی رفتاری مربوط به تاثیر کروموزوم ها به طور عمده بر ناهنجاری های کروموزوم های Xو Y میمر کز بوده اند به خصوص سندرم 47-xyy مطالعات اولیه حاکی است که افراد مبتلا به این سندرم با قد بلند و هوش پایین تر از حد متوسط مشخص هستند و بیشتر احتمال دارد که به دلیل اقدام به رفتار های ناشی جنائی زندان شده باشند . ( کاپلان – سادوک 1371) .
مطالعات بعدی نشان داد که سندرم 47-XYY ، حد اکثر در معدودی از مبتلایان در حصول رفتار خشونت آمیز سهیم است . و نیز گزارش شده که برخی از اختلالات متابولیک ذاتی ، که ریشه ارثی دارند و سلسله اعصاب را به طور فراگیر تحت تاثیر قرار می دهند ، با شخصت های پر خاشگر دارند . نمونه های آن عبارتن از : سندرم سان فیلیپو ( افزایش ذخیره موکوپلی ساکاریدها ) ، سندرم سپل میرفوکت ) ( اختلال ذخیره ای نورونی با افزایش ذخیره گانگیوزید ) و فتیل کتونوری . ( کاپلان – سادوک 1991) .
رفتار جامعه پسند و پرخاشگری :
یک تناقض که طریق مطالعات مشاهده ای در مورد رفتار کودکان پیش دبستانی آشکار شده این است که پرخاشگرترین کودکان اجتماعی ترین ( در کمک به دیگران مشارکت و همدردی ) آنانند . ( فرایدریچ و استاین 1973-1975 ، نقل از ماسن 1373) .
چرا اجتماعی ترین کودکان پرخاشگر ترین آناند ؟ شاید یک پاسخ به این سئوال این باشد که بعضی از کودکان اصلا اجتماعی تر از دیگرانند و از این رو همه انواع رفتارهای اجتماعی بیشتر از دیگران از آنان سر می زند تحلیلی جدید تر نشان می دهد که کودکان که در حد معتدلی پرخاشگرند غالبا مهربانند و به دیگران کمک می کنند و ان هایی که بیشتر از اندازه پرخاشگرند کمتر رفتار جامعه پسند دارند ( راک – یارو و دیگران 1983 نقل از ماسن 1373) . علاوه بر این این الگو در وهله اول در کودکان پیش دبستانی آشکار است . در سال های اولیه کودکان رهبری و تسلط بر گروه همسالان را از طریق پرخاشگری بدنی و کلامی و نیز از طریقی غیر پرخاشگرانه و با گفتن اینکه از دیگران چه می خواهند و با پافشاری بدون خشونت بر احقاق حق خود اعمال می کنند و بعد از بزرگتر می شوند می آموزند که راه های غیر قابل پرخاشگری مثل کتک زدن بچه های دیگر را از راه های قابل قبولند مثل هدایت کردن تشخیص دهند ( ماسن و همکاران 1373) .

24-1-2: اسنادها و رفتار پرخاشگرانه :
یک تفاوت جالب بین کودکان پرخاشگر و غیر پرخاشگر این است که کودکان پرخاشگر سوگیری بیشتر در تفسیر علل تعاملات اجتماعی نشان می دهند . ( مایلیچ و داج، 1984، نقل از نجاریان 1381) . در موقعیت هایی که علت آن آشکار نیست برای مثال خوردن توپ به ان ها از پشت سر به احتمال بیشتری آن ها عمل را خصوصیت آمیز تعبییر می کنند . گاهی ممکن است این پاسخ معلول تجارب گذشته باشد . ( نجاریان و همکاران 1381) .
افراد پرخاشگری که دارای شخصیت منفعل هستند عادتا در قبال درخواست برای عملکرد کافی هم در شغل و هم در زندگی اجتماعی مقاومت نشان می دهند اگر چه ان ها مهارتهایی برای رفتار موثر تر دارند عمل خود را با مسامحه ، بی کفایتی عمدی ، کله شقی ، و (( فراموش کاری )) تخریب می کنن

پیام بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *