منابع و ماخذ مقاله نیکوکاران

مخالفتهای شدیدتری شود. بر همین اساس، در فرهنگ اسلامی بر این نکته تأکید شده است که تا گذشت و اغماض ممکن است، از مجازات و کیفر دادن استفاده نشود. در سنن بیهقی از عبدالله نقل شده است که مردی نزد پیامبر (ص) آمد و گفت: من در دورترین نقطه از شهر (مدینه) با زنی برخورد کرده و از او به اندازهای کمتر از حد مجامعت نمودهام. پس هر حکمی که درباره من صلاح میدانید اجرا کنید. عمر به او گفت: اگر خود گناهت را پنهان میداشتی، خداوند نیز گناهت را میپوشاند. عبدالله گفت: پیامبر (ص) به آن مرد چیزی نفرمود و آن مرد برخاست و از محضر پیامبر (ص) رفت. سپس پیامبر (ص) مردی را به دنبال او فرستاد تا این آیه را برایش بخواند: «نماز را در دو طرف روز و پاره ای از شب به پا دار، همانا نیکوییها، بدیها را از بین میبرد و این یادآوریای است برای یادکنندگان». مردی از آن میان برخاست و گفت: آیا این آیه شامل حال اوست؟ پیامبر (ص) فرمود: این آیه شامل حال همه است. از این حدیث میتوان ترجیح عفو را نسبت به کسی که متدین و ملازم نماز بوده است را استنباط کرد.
شاید هم منظور کسانی هستند که آبرومند و متشخص بوده و در شمار کسانی اند که اهل فضیلت و دارای سوابق حسنه بودهاند. در تأیید این معنا، کلام حضرت علی (ع) در نهج البلاغه را متذکر میشویم که فرمودند: «اقیموا ذوی المروئات عثراتهم، فیما یعثر منهم عاثر الا و یده بید الله یرفعه». یعنی، از خطا و لغزش جوانمردان (اشخاص با آبرو و حیثیت) بگذرید؛ که از آنان کسی نمیلغزد مگر آن که دست (لطف) خدا به دست اوست که او را از آن لغزش بلند میکند و او را موفق میسازد تا از لغزش دوری کند و از خطا و زشتی باز گردد. خلاصه این که خداوند نیکوکاران را توفیق میبخشد تا بر اصلاح خطای خویش بکوشند. به هر حال، مسلّم است که مصالح مدّ نظر در اعطای عفو در حقوق اسلام به یک یا چند مصلحت خلاصه نمیشود و با مراجعه به سیره و روش بزرگانِ دین اسلام میتوان در این زمینه درسهای بزرگی آموخت که همگی حاکی از آن است که مبانی عفو خصوصی در حقوق اسلام دارای جهاتِ تربیتی و اصلاحی و یا حفظ مصالح فردی یا اجتماعی است. برای بیان نمونهای دیگر میتوان به عفو ابوسفیان از سوی پیامبر (ص) در زمان فتح مکه اشاره کرد. بدین ترتیب که در روز فتح مکه ابوسفیان را نزد پیامبر (ص) حاضر کردند و این در حالی بود که انصار و مهاجران از اطراف پیامبر (ص) را احاطه کرده بودند. وقتی چشم ایشان به ابوسفیان افتاد فرمود: آیا وقت آن نشده که بدانی جز خدای یگانه، خدایی نیست؟ ابوسفیان گفت: پدر و مادرم فدای تو باد. چقدر بردبار و کریم و با بستگان خود مهربانی؟ من اکنون فهمیدم اگر خدایی جز او بود تا کنون به سود ما کاری انجام میداد. به هر حال، اقرار ابوسفیان به یگانگی خدا و رسالت پیامبر (ص) هر چند که ظاهری بیش نبود، اما برای پیامبر (ص) و افراد دیگری که تحت سیطره او قرار گرفته و رابطه خویشاوندی با او داشتند بسیار سودمند و مفید بود و به رغم این که پیامبر (ص) ابتدا دستور آزادی وی را صادر نکرد اما بنا به توصیه برخی از اصحاب، با این که ابوسفیان در طول بیست سال بزرگترین ضربهها را به اسلام و مسلمانان وارد آورده بود، پیامبر (ص) بنا بر مصالحی، او را مورد عفو قرار داد و جمله تاریخی خود را به این صورت بیان کردند: «ابوسفیان میتواند به مردم اطمینان دهد که هر کس به محیط مسجد الحرام پناهنده شود و یا سلاح به زمین گذارد و بیطرفی خود را اعلام کند و یا درِ خانهاش را ببندد و یا به خانه ابوسفیان پناه ببرد از تعرّض اسلام محفوظ خواهد ماند».

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

از طرف دیگر، تماثیل قانونگذار اسلامی به تمسّک مجرم به توبه و دفع کیفر از خود به نحوی گسترده در مدارک و منابع اسلامی منعکس شده است. پیراستن از زشتی و بزهکاری اگر چه ممکن است در پی اجرای کیفر نیز حاصل شود، اما هیچ طهارتی برتر از توبه نخواهد بود که در بسیاری از موارد عفو را به دنبال خواهد داشت و پیشوایان مذهب نیز به آن توصیه کردهاند. چنانکه امام صادق (ع) فرمودند: «مردی نزد پیامبر (ص) آمد و اقرار به زنا کرد. تا آنجا که حضرت (ص) فرمود اگر گناه خودش را مخفی میکرد و سپس توبه میکرد برایش بهتر بود».
همچنین، روایات زیادی مبنی بر استحباب اختیار توبه پس از اقرار نزد امام (ع) و امکان سقوط حد در این زمینه بیان شده است.
بدون شک، پیشوایان و ائمه مسلمانان به هیچ وجه عفو و گذشت صِرف، بدون جهتگیری اخلاقی توصیه نکردهاند. برای حسن ختام این قسمت، توصیهای از امام علی (ع) خطاب به امام حسن (ع) را متذکر میشویم که میفرمایند: «اگر یکی از شما خطایی مرتکب شد، عفو همراه با عدالت، ضربهاش موثرتر از مجازات است. البته، نسبت به کسانی که دارای عقل هستند». امام علی (ع) در این توصیه دو قید آورده است:
اول: عدالت؛ زیرا عفو زمانی شایسته است که موجب تضییع حقوق دیگران نباشد و دوم؛ درک ارزش عفو است. کسی که نمیتواند ضربه عفو را درک کند باید ضربه مجازات او را به خود آورد.

گفتار دوّم: مستندات فقهی جواز عفو در حقوق اسلام
آیات و روایات زیادی بر جواز و حتی استحباب عفو دلالت دارند که در این قسمت به برخی از آنها اشاره میشود:
بند اوّل: آیات
از جمله آیاتی که در قرآن کریم، دلالت بر جواز عفو می کنند میتوان به موراد ذیل اشاره کرد:
الف- آیه 85 سوره حجر : «و ما آسمانها و زمین و هر چه بین آنهاست به جز برای مقصودی صحیح و حکمتی بزرگ خلق نکردهایم و البته قیامت حقیقت است و خواهد آمد. اکنون تو ای رسول ما از این منکران، نیکو در گذر (با روی خوش آنها را به حق دعوت کن و اگر نپذیرفتند دلتنگ نباش)».
از آنجا که گرفتاری همیشگی انسان به سبب نداشتن یک عقیده صحیح و خالص و پایبند نبودن به مبدأ و معاد است، خداوند متعال پس از شرح احوال اقوامی همچون لوط و قوم شعیب و صالح که گرفتار آن همه بلا شدند، به مسأله توحید و معاد بازمیگردد و در این آیه به هر دو مورد اشاره میکند، به این نحو که: «ما آسمانها و زمین و آنچه میان آن دوست جز به حق نیافریدیم». همچنین در مورد توحید و سپس درباره معاد میفرماید: «ساعت موعود به طور قطع فرا خواهد رسید و جزای هر کس به او میرسد». به دنبال آن به پیامبرش دستور میدهد که در برابر لجاجتها، تعصبها، مخالفتها و کارشکنیهای آنها، ملایمت و محبت نشان بدهد و از گناهان آنها صرفنظر و آنها را مورد محبت قرار دهد.
آیه 86 این سوره بنا بر عقیده جمعی از مفسران در واقع به منزله دلیلی بر لزوم گذشت و عفو و صفح جمیل است و میفرماید: «پروردگار تو، آفریننده و آگاه است». خداوند میداند که همه مردم یکسان نیستند و او از اسرار درون و طبایع و میزان رشد فکری و احساسات مختلف آنها باخبر است. نباید از همه آنها انتظار داشته باشی که یکسان باشند. بلکه باید با روحیه عفو و گذشت با آنها برخورد کنی تا به تدریج تربیت شوند و به راه حق درآیند.
ب-آیه 199 سوره اعراف : «ای رسول ما، طریق عفو و بخشش پیش گیر و به نیکوکاری امر کن و از مردم نادان روی بگردان که بر تو جز دعوت و اتمام حجت نیست». این آیه، شرایط تبلیغ و رهبری و پیشوایی مردم را به صورتی جالب و فشرده بیان میکند و با آیات گذشته که به مسأله تبلیغ مشرکان اشاره میکند نیز تناسب دارد. نخست به سه قسمت از وظایف رهبران و مبلغان به صورت خطاب به پیامبر (ص) اشاره میکند و در آغاز میگوید: در طرز رفتار با مردم سختگیر مباش، عذرشان را بپذیر و بیش از آنچه قدرت دارند از آنها مخواه و به هر حال نسبت به آنها طریق عفو و اغماض و مدارا پیشه کن. سپس دومین دستور «امر به معروف» و در مرحله سوم، دستور «تحمل و بردباری در برابر جاهلان» صادر میکند.
ج-آیه 13 سوره مائده: «پس چون (بنی اسرائیل) پیمان شکستند، آنان را لعنت کردیم و دلهایشان را سخت گرداندیم (که موعظه در آنها اثر نکند). کلمات خدا را از جای خود تغییر میدادند و از بهره آن کلمات که به آنها داده شد (در تورات) نصیب بزرگی را از دست دادند و دائم بر خیانتکاری و نادرستی آن قوم مطلع میشوی جز قلیلی از آنان که نیکوکار هستند. تو از آنان درگذر و کار بدشان را عفو کن که خدا نیکوکاران را دوست دارد». در تعقیب بحثی که در آیه 12 این سوره راجع به پیمان خداوند با قوم بنی اسرائیل و چگونگی انعقاد آن پیمان ذکر شده در آیه 13 به پیمان شکنی این قوم و عواقب این پیمانشکنی اشاره میشود و خداوند میفرمایند: چون آنها پیمان خود را نقض کردند، ما آنها را طرد کردیم و از رحمت خود دور ساختیم و دلهای آنها را سخت و سنگین کردیم. در حقیقت آنها به جرم پیمانشکنی با این دو مجازات کیفر دیدند؛ یعنی هم از رحمت خدا دور شدند و هم افکار و دلهایشان متحجر و غیرقابل انعطاف شد. سپس آثار این قساوت را چنین شرح میدهد: آنها کلمات را تحریف میکنند و از محل و مسیر آن بیرون میبرند و نیز قسمتهای قابل ملاحظهای از آنچه به آنها گفته شده بود، به دست فراموشی میسپارند.
آن گاه میافزاید: هر روز به خیانت تازهای از آنها پی میبری، مگر دستهای از آنها که از این جنایتها برکنارند و این افراد در اقلیتند. در پایان به پیامبر (ص) دستور میدهد که از خطای آنها صرفنظر کن و چشم بپوش؛ زیرا خداوند نیکوکاران را دوست دارد. به طور مسلّم، این عفو در مورد آزارهایی است که به شخص پیامبر رسانیدند، نه در مسائل اصولی اسلام که گذشت در آنها معنا ندارد.
د-آیات 33 و 34 سوره شوری : «اگر خدا بخواهد باد را سکون و آرامش میدهد، تا کشتیها بر پشت آب از جنبش بایستد. در این کار برای مردم صبور و شکرگزار، ادله قدرت خدا نمودار است یا اگر بخواهد کشتیهایتان را به جرم بدکاری در دریا غرق میکند، در حالی که بسیاری از جرایم شما را میبخشد».
در این آیه خداوند به بیان برخی از معجزات خویش میپردازد و میفرماید وزش بادهای منظم و حرکت کشتیها از آیات اوست. سپس برای تأکید بیشتر میافزاید: اگر خداوند اراده کند باد را ساکن میسازد تا کشتیها بر پشت دریا ساکن و متوقف شوند. در آیه 34 این سوره، خداوند برای مجسّم ساختنِ عظمتِ این نعمت الهی میافزاید: یا اگر بخواهد این کشتیها را به سبب اعمالی که مسافران و سرنشینان آنها مرتکب شدهاند، نابود میسازد. ولی با این حال، لطف خداوند شامل حال انسان است و بسیاری از جرایم و بدیها را میبخشاید که اگر عفو نکند، هیچ کس جز معصومان و خاصان و پاکان از مجازات الهی مصون و برکنار نخواهند بود.
ه-آیه 134 سوره آل عمران : «آنان از مال خود به فقرا در وسعت و تنگدستی انفاق میکنند و خشم خود را فرو مینشانند و از خطای مردم میگذرند و خداوند نیکوکاران را دوست دارد».
خداوند در این آیه پرهیزکاران را معرفی و چند صفت از اوصاف عالی و انسانی آنها را ذکر میکند. یکی از این اوصاف عفو و اغماض نسبت به دیگران و رأفت در مقابل بدی آنهاست. جالب آنکه در این آیه خداوند به مرحله عالی عفو اشاره دارد و آن نیکی بعد از عفو به طرف دیگر (معفو عنه) است. در واقع اگر با رعایت مقتضیات و شایستگی معفو عنه، مقام اعطا کننده عفو، بدیها و اعمال ناشایست او را به نیکی جبران کند و زمینه مادی و معنوی بازگشت شخص به مسیر خیر را فراهم آورد، این عفو و گذشت، ارزش بسیار والایی خواهد داشت و زمینه دشمنی و عداوت، زدوده و مهربانی و عطوفت جایگزین آن خواهد شد.

بند دوّم: روایات
در مورد جواز عفو، روایات زیادی وارد شده است که میتوان به موارد ذیل اشاره کرد؟
1-روایت صحیحه ضریس کناسی؛ ضریس کناسی نقل میکند امام باقر (ع) فرمود: به جز شخص امام، کسی نمیتواند از اجرای حدود مربوط به حق الله گذشت کند. اما اگر اجرای حدود مربوط به نقض حق الناس باشد، کسان دیگری غیر از امام نیز میتوانند از اقامه آن چشم پوشی کنند.
2-روایت مرسل برقی: در مرسل برقی از امام صادق (ع) نقل گردیده است که حضرت فرمودند: مردی نزد علی (ع) آمد و به سرقت اقرار کرد. حضرت به او فرمودند: آیا چیزی از قرآن آموختهای؟ عرض کرد آری، سوره بقره را خواندهام حضرت فرمود پس دست تو را به خاطر سوره بقره به تو بخشیدم. اشعث در این میان به پا خاست و گفت آیا اجرای حدی از حدود الهی را تعطیل میکنی؟ علی (ع) به او فرمود تو چه میدانی؟ اگر بینه ای اقامه میشد امام نمیتوانست از اقامه حد بگذرد اما اگر مجرم خود به خطای خویش اعتراف کرد، حکم او در اختیار امام است؛ اگر بخواهد او را عفو میکند و اگر هم بخواهد میتواند دست او را قطع کند.
3-روایت حسن بن علی بن شعبه: حسن بن علی بن شعبه در تحف العقول از امام هادی (ع) روایت کرده که ضمن حدیثی فرمودند: «و اما مردی که خود و بدون آن که بینهای بر ضدش اقامه شود به لواط اقرار کند، امامی که از سوی خدا تعیین شده، وقتی میتواند از جانب خداوند به مجازات این مرد اقدام کند، به همان نسبت میتواند از طرف خداوند او را عفو کند. آیا نشنیدهای که خداوند در قران (سوره ص، آیه 39 ) میفرماید: این بخشش و تحفه ماست، پس ببخشا یا امساک کن بدون حساب».
4-روایت مالک بن عطیه: این روایت را مالک بن عطیه از امام صادق (ع) نقل کرده است و بر اساس آن مردی نزد امیر المومنین (ع) آمد و چهار بار به لواط اقرار کرد. حضرت او را در گزینش نوع کیفرهای سه گانه (کشته شدن با شمشیر، پرتاب از بلندی با دست و پای بسته، و در آتش سوختن) مخیّر گذاشت. او سوختن در آتش را به عنوان شدیدترین مجازات اختیار کرد. پس از این که مقدمات اجرای حکم فراهم شد و گودالی پر از آتش مهیّا گشت، آن شخص برخاست و با حالتی گریان در حالی که زبانههای آتش را مشاهده میکرد به سوی گودال رفت، به گونهای که امیرالمومنین (ع) و همه اصحاب که حاضر بودند گریستند. سپس امیرالمومنین (ع) فرمود: برخیز ای مرد، تو فرشتگان آسمان و زمین را به گریه انداختی. خداوند توبهات را پذیرفت. برخیز و از این پس هرگز آنچه انجام دادهای تکرار نکن.
5-روایت حمران از امام باقر (ع): از امام باقر (ع) نقل شده است که فرمودند: پشیمانی از گذشت (عفو) بهتر و آسانتر است تا پشیمانی از کیفر.
در شرح این روایت باید گفت که اگر در عفو اشتباهی رخ دهد و بعد مشخص شود که این عفو مورد نداشته است، این پشیمانی و عفو آسانتر است از موردی که ستمگر مجازات شود و آن گاه مشخص شود که اگر او مورد عفو قرار میگرفت، بهتر بود. عبدالقادر عوده در این زمینه مینویسد: «از جمله مبادی عام که در شریعت اسلام مقرر گردیده این است که خطای در عفو، بهتر از خطای در مجازات است. مبنای این اصل، سخن رسول خدا (ص) است که فرمودند: «امام اگر در عفو اشتباه کند، بهتر است از اینکه در مجازات خطا کند». معنای این اصل آن است که حکم به مجازات صحیح نیست مگر در صورتی که ارتکاب جرم از سوی مجرم ثابت شود و نیز ثابت شود که نص تحریم کننده بر جرم منطبق است. پس هر گاه در ارتکاب جرم توسط شخص و یا در انتخاب نص تحریم کننده بر فعلی که به متهم نسبت داده میشود، شک وجود داشته باشد، عفو آن شخص یعنی حکم به برائت او واجب است؛ چون برائتِ متهم در حالت شک از مجازات برای اجتماع بهتر است و به تحقق عدالت دعوت مینماید. مبدأ خطا در عفو، بر تمام جرایم منطبق میشود، لذا بر جرایم مستوجب حدود، قصاص، دیه و جرایم تعزیری منطبق میشود».

بند سوّم: اجماع
فقهای امامیه، نسبت به اصل جواز عفو از طرف امام نسبت به کسی که مرتکب جرم مستوجب حد شده است اتفاق نظر دارند. صاحب شرایع مینویسد: «اگر شخصی به کار مستوجب حدی اقرار و سپس توبه کند، امام در اجرای حد مخیّر است، چه حد سنگسار باشد و چه شلاق».
صاحب جواهر نیز با تأیید این مطلب در ذیل این عبارت مینویسد: «در مورد رجم مخالفتی ندیدم. حتی ابن ادریس در سرائر بر آن ادعای اجماع کرده است. شاید حکم نسبت به دومی (شلاق) نیز این گونه باشد، اگر چه ابن ادریس در این زمینه مخالفت کرده است». روشن است که این ادعای اجماع تنها بر اصل جواز عفو در حدود دلالت دارد. اما فقهای عظام در مورد شرایط این جواز و چگونگی و وسعتِ آن با یکدیگر اختلاف دارند.
ذکر این نکته در این قسمت ضروری است که ماهیت حق الناسی قصاص و دیه اقتضا دارد که حق گذشت و یا اجرای مجازات به نحو

پیام بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *