پایان نامه مدیریت

منبع پایان نامه درباره حقوق صاحبان سهام

سرمایهگذاران اطلاعات محدودی نسبت به سهام داشته باشند و در مواجهه با دو سهامی که یکسان بنظر میرسند فرض میکنند سهام با بازدهی بیشتر بهتر است. این امر برای اقتصاددانان رفتاری، مشکلی پدید نمیآورد فقط مطلوبیت را تابع درونزایی از قیمت و بازدهی فرض کرده و بدینگونه تابع مطلوبیت را اصلاح میکند(رامچارون و کیم ، 2008).

فرض کنید ورود بعضی از سرمایهگذاران به بورس بر تقاضای دیگر سرمایهگذاران اثر بگذارد. همچنین فرض کنید سرمایهگذاران، تحت تأثیر قرار گرفته و به دیگران توجهی یکسان ندارند، هر چند بعضی از آنها ممکن است هوشیارتر به نظر برسند و برخی نیز پرستیژ، ثروت و قدرت بیشتری داشته باشند. باید توجه داشت که ورود این افراد به بازار بورس میتواند نشانی از بازدهی بالای سهام به دیگران باشد. خرید این افراد ممکن است مطلوبیت در نظر گرفته شده از سهام را برای دیگران تغییر دهد(اهرندسین و کاتچیو ، 2012).

2-4-3-3- مدل نوین مالی
در اقتصاد کلاسیک فرض بر این است که افراد دارای انتظارات ثابت و قابل شناختی هستند و به دنبال به حداکثر رسانی انتظارات خود هستند گروهی دیگر بر این باورند که انسان در عقلایی برخورد کردن با موضوعات با محدودیتهایی مواجه است. دانشمندانی عقلانیت محدود را به جای عقلانیت کامل در مدلهای تصمیمگیری پیشنهاد کردند و استفاده از مدل مطلوبیت انتظاری به عنوان مدل رفتار انسان در تصمیمگیری و بیشینهسازی مطلوبیت نهایی با تردید رو به رو گردید(استوفمون ، 2008).

2-4-3-4- مدل / تئوری چشم انداز
همانطوریکه بیان کردیم، براساس تئوری مطلوبیت مورد انتظار (EUT) سرمایهگذاران ریسک گریز هستند به این معنی که شیب منحنی مطلوبیت ثروت با افزایش آن کاهش مییابد اگر چه این تئوری تا مدتها یک تئوری جذاب بوده اما در پیش بینی رفتار افراد حداقل در شرایط ریسکی موفق نبوده است. به همین دلیل تئوری چشمانداز در سال 1979 ارائه شد. این تئوری نشان میدهد که چگونه سرمایهگذاران در برخی موارد مطلوبیت را نادیده میگیرند. پایه و اساس تئوری چشمانداز تابع ارزش است که با تابع مطلوبیت در تئوری مطلوبیت مورد انتظار متفاوت است و این تفاوت به خاطر نقطه عطف در تابع ارائه شده است. که نقطه عطف بوسیله اثر ذهنی افراد تعیین میگردد. براساس تابع ارزش شیب مطلوبیت ثروت قبل از نقطه عطف صعودی و پس از آن نزولی میباشد و این نقطه عطف میتواند برای هر فردی متفاوت باشد (امیری و همکاران، 1387).

شکل (2-2) تابع ارزش
(منبع، ازام و کومار ، 2011)
بر طبق شکل بالا؛ زمانی که سرمایهگذاران در قسمت منفی ثروت (ضرر) هستند از ریسکگریزی به ریسکپذیری تغییر جهت میدهند تا زمانی که دوباره به قسمت مثبت ثروت برسند. هم اکنون این تئوری چهار بخش مهم از ابعاد رفتاری سرمایهگذاران را در برمیگیرد که عبارتند از:
الف) ضررگریزی
ب) حسابداری ذهنی
ج) کنترل شخصی
د) دوری از تأسف و پشیمانی (امیرشاهی و همکاران، 1386)
الف- ضررگریزی
زمانی که یک سرمایهگذار در قسمت منفی ثروت قرار دارد گرایش بیشتری به ریسک کردن دارد در واقع چنین فردی برای گریز از زیان حاضر است ریسک بیشتری بپذیرد.
ب- حسابداری ذهنی
چارچوبها و حسابهای ذهنی نیز قسمتی از تئوری چشمانداز هستند که گرایش افراد به قرار دادن رویدادهای مخصوص، به حسابهای ذهنی متفاوت براساس ویژگیهای ظاهری را مطرح میکند. ایده اساسی در خصوص حسابداری ذهنی این است که سرمایهگذاران هنگام تصمیمگیری تمایل دارند که انواع متفاوت خطرات یا ریسکهایی که با آنها مواجه هستند را در حسابهای جداگانه در ذهن خود نگه دارند. در واقع حسابداری ذهنی به توضیح این نکته کمک میکند که در یک دنیای بدون هزینه معاملات و مالیات باز افراد بین سود تقسیمی و سود سرمایه تفاوت قائل می شوند.
ج- کنترل شخصی
تئوری کنترل شخصی در واقع به این نکته اشاره دارد که سرمایهگذاران گزینه هائی را برای سرمایهگذاری انتخاب میکنند که بتوانند شخصاً محدودیتها وکنترلهای لازم را بر آن اعمال نمایند به همین دلیل شاید بتوان گفت که چرا سرمایه گذاران نسبت به سود تقسیمی اینقدر حساس هستند(کوزمین ، 2010).

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

د- دوری از تأسف و پشیمانی
افراد پس از درک اشتباهاتی که انجام دادهاند معمولاً دچار ناراحتی و پشیمانی میشوند و این احساس به خاطر نتیجه احتمالی بدی است که یک تصمیم نادرست به بار میآورد. این پدیده شاید بتواند توضیح دهد که چرا افرادی که در تصمیمگیری خرید سهام دچار اشتباه شده اند و قیمت سهم آنها کاهش یافته در فروش آن تعلل میورزند، چون که میخواهند نتیجه بد احتمالی، به واقعیت (ضرر حتمی) تبدیل نشود(اسپارا و تیکانن ، 2010).

2-4-4- نظریات تأثیرگذار بر رفتار سرمایهگذاران
2-4-4-1- عوامل استراتژیک مکمل در بازار مالی
اغلب مشاهده میشود که سرمایهگذاری موفق نیازمند آن است که هر سرمایهگذار حدس بزند که بقیه سرمایهگذاران چه خواهند کرد. دانشمندی این نیاز را حدس زدن “قصد انعکاسی” دیگران مینامد. در بسیاری از حالتها سرمایهگذاران این انگیزه را دارند که انتخابهایشان را هماهنگ کنند و اقتصاددانان انگیزهای که استراتژی دیگران را تقلید میکند “مکمل استراتژیک” میخوانند (شمس و عزیزی، 1387).

2-4-4-2- نظریات جمعیتی و مدلهای آموزشی
مدلهای متنوعی ساخته شدهاند که نشان میدهند که ارزش سهام در حالیکه سرمایهگذران از یکدیگر تقلید میکنند چگونه به صورت تصاعدی بیش از اندازه مثبت یا منفی میچرخد. در این مدلها؛ سهامی که توسط عده معدودی از سرمایهگذاران خریده میشود به دیگران نیز جرأت میدهد تا آنها هم بخرند، بخاطر آنکه ارزش واقعی آن سهام وقتی سرمایهگذاران زیادی آن را میخرند بالا نمیرود، بلکه بخاطر اینکه سرمایهگذاران وقتی مشاهده میکنند که دیگران آن را می خرند باور میکنند که ارزش حقیقی آن سهام بالا است. در مدلهای جمعیتی فرض میشود، سرمایهگذاران کاملاً منطقی هستند، اما تنها اطلاعات جزئی نسبت به اقتصاد دارند. در این مدلها، وقتی تعداد اندکی از سرمایهگذران مالک چند نوع از سهام می شوند، اشتیاق دیگران را نیز به خریدن آن سهام تحریک میکنند. اگر چه این یک تصمیم کاملاً منطقی است، ممکن است به شکل اشتباهی به افزایش زیاد قیمت سهام منجر شود زیرا اولین سرمایهگذاران ممکن است اشتباه کرده باشند(جین، 2007).

2-4-4-3- نظریه بازیهای هماهنگ
استفاده از مدل های ریاضی بازخورد مثبتی در تصمیم گیری سرمایه گذاران در بازار دارد. بازخورد مثبت اشاره میکند که ممکن است در پاسخ به تغییرات کوچک درپایه های اقتصادی تغییرات شگرفی در ارزشسرمایه ها و سهام ایجاد شود(ادودا و همکاران ، 2012).

2-4-5- عوامل مؤثر بر سرمایهگذاری سهام
عوامل بسیاری در سرمایهگذاری در سهام دخالت دارند. این عوامل شامل دو بعد مالی و غیر مالی میشوند. در عوامل مالی تأثیرگذار بر تصمیم سرمایهگذاران در انتخاب یک سهام، محققان به بررسی تأثیر عوامل خرد و کلان اقتصادی بر سرمایهگذاری سهام میپردازند و در عوامل غیرمالی محققان به بررسی تأثیر عوامل کیفی (رفتاری) بر سرمایهگذاری سهام عادی میپردازند. در این تحقیق به تمامی عوامل غیرمالی و مالی تأثیرگذار بر تصمیم سرمایهگذاران در انتخاب یک سهام با استفاده از مطالعات و تحقیقاتی که در این زمینه انجام شده است میپردازیم.
آقایی و مختاریان مهمترین عوامل مؤثر بر تصمیمگیری سرمایهگذاران در بورس اوراق بهادار را به صورت زیر لیست کردهاند. لازم به ذکر است که این عوامل هم شامل عوامل مالی و هم عوامل غیرمالی تأثیرگذار بر تصمیم سرمایهگذاران است که عبارتند از:
الف- درآمد متعلقه به هر سهم (EPS )
این نسبت بیانگر سود متعلق به هر سهم می‌باشد. البته این نسبت الزاماً به معنی سودی نخواهد بود که مستقیماً به سهامدار تعلق خواهد گرفت. چراکه عموماً بخشی از EPS (ناخالص) در قالب‌های مختلف کسر می‌گردند که از آن جمله می‌توان به موارد ذیل اشاره نمود.
1- مالیات
(در صورتی که شرکت‌ها مشمول برخی معافیت‌های موضوع قانون مالیات نباشند). مالیات به عنوان سهم دولت از عایدی‌های یک شرکت کسر خواهد گردید و عموماً با در نظر گرفتن 10% معافیت مالیاتی شرکت‌های پذیرفته شده در تالار بورس، نرخ مقطوع مالیات برابر 5/22% سود خالص (قبل از کسر مالیات) خواهد بود، که بعضاً با توجه به موارد خاص می‌تواند کمتر از این مبلغ نیز باشد.
2- اندوخته قانونی
جزیی از حقوق صاحبان سهام بوده که بخشی از سود سالیانه شرکت تا سقف مشخصی بنا به الزامات قانونی به این حساب منتقل خواهد گردید، که این الزامات شامل حداقل 5% سود خالص هر سال تا سقف 10% سرمایه شرکت خواهد بود.
3- سایر اندوخته‌ها
این سرفصل نیز بخشی از حقوق صاحبان سهام می‌باشد که بنا به تصمیمات هیأت مدیره و مجمع عمومی، برای اهدافی خاص مانند طرح توسعه‌های آتی شرکت، از سود پس از کسر مالیات کسر و به این حساب منتقل خواهد گردید(ساهی ، 2012).

4- سود و زیان انباشته
این حساب نیز جزیی از حقوق صاحبان سهام می‌باشد که جزء تقسیم نشده EPS شرکت‌ها به آن منتقل می‌شود و عموماً شرکت‌ها در راستای جلوگیری از خروج نقدینگی و حفظ قدرت رقابتی، بخشی از درآمد هر سهم را به این حساب منتقل می‌نمایند.

در هر صورت باید گفت که تمام EPS سالیانه یک شرکت (به استثنای بخش مالیات) مستقیم و یا غیرمستقیم متعلق به صاحبان سهام خواهد بود و در نهایت صاحبان سهام هستند که از آن بهره خواهند برد. نسبت EPS با استفاده از فرمول ذیل قابل محاسبه است.
EPS = کل سود شرکت تقسیم بر تعداد سهام منتشره
اگرچه حرکات بازار براساس تغییرات این نسبت شکل می‌گیرد. اما به ندرت شرکت‌هایی را می‌توان یافت که ضریب همبستگی بین قیمت و EPS آنان بیشتر از 0.8 باشد و این به خوبی نشان می‌دهد که بازار به آینده‌ای بسیار دورتر از حتی یک سال مالی نگاه می‌کند، البته در حالت بدبینانه می‌توان گفت که بازار تحت تأثیر شایعات و سایر عوامل قرار دارد (بیدختی و علیشاهی، 1390).
ب) سود تقسیمی به هر سهم (DPS )
DPS در حقیقت سود نقدی تخصیص داده شده به هر سهم می‌باشد. درخصوص پرداخت سود، الزامات قانونی بر این اصل تأکید دارند که در صورت وجود سود سالیانه و در صورتی که شرکت دارای زیان انباشته نباشد، شرکت موصوف مکلف به تقسیم 10% سود سالیانه می‌باشند و در صورت وجود زیان انباشته، پس از مستهلک نمودن این حساب مانده سود دوره مشمول اصل 10% توزیع خواهد بود. در همین خصوص شرکت‌ها مکلفند که حداکثر پس از 8 ماه از تاریخ مجمع نسبت به توزیع سود اقدام نمایند. نحوه محاسبه این نسبت به شرح ذیل می‌باشد.
DPS = کل سود قابل تقسیم (مصوب مجمع) تقسیم بر تعداد سهام منتشره
معمولاً سود قابل تقسیم براساس گزارشات رسمی به بازار منعکس خواهد گردید که در بسیاری از گزارشات مربوط به پیش‌بینی درآمد هر سهم شرکت‌ها در دوره های مختلف آورده می‌شود. هیأت مدیره نیز برنامه‌های خود را در خصوص اعلام میزان تقسیم سود که برابر درصد و یا مبلغ ریالی معینی از EPS‌ می‌باشد را به بازار اعلام می‌دارد، اما یقیناً تا زمانی که توسط مجمع به تصویب نرسیده باشد، قابلیت اجرایی نخواهد داشت. این موضوع نیز عموماً در قالب اطلاعیه‌های رسمی به بازار اعلام خواهد گردید و از گزارش گردش سود سنواتی نیز قابل استخراج می‌باشد (ابزری و همکاران، 1387).

ج) بازده سهام عادی
بازده سهام از دو قسمت تشکیل می‌شود:
بازده جاری یا بازده ناشی از دریافت سود سهام: برای محاسبه بازده جاری یک سهم، سود تقسیمی هر سهم را به قیمت روز آن سهم تقسیم می‌کنند. نرخ پایین بازده جاری ممکن است سرمایه‌گذاری در سهام عادی را نامطلوب جلوه دهد. ولی واقعیت این است که کل بازده سرمایه‌گذاری در سهام عادی، در یک دوره دراز مدت، بیشتر از سایر اوراق بهادار می‌باشد. بازده جاری تنها نشان‌دهنده بازده ناشی از دریافت سود سهام است و بازده ناشی از افزایش قیمت سهام را نادیده می‌گیرد. فرض کنید یک نفر در سال 1951 یک سهم از شرکتی را که بازده جاری آن 5/7 درصد بوده، خریده است و باز فرض کنید که از آن زمان تا کنون سود شرکت به دوبرابر افزایش یافته است. در سال 1986 این سهم بر مبنای بازده جاری 5/2درصد معامله شده است. در واقع قیمت هر سهم در سال1986، 6 برابر قیمت آن در سال 1951 بوده است. بر اساس بازده جاری چنین به نظر می‌رسد که سرمایه‌گذار هر سال مبلغی ضرر می‌کند. در واقع با بالا رفتن قیمت هر سهم، این سرمایه‌گذار یک نرخ بازده استثنایی به دست‌آورده است. بنابراین، برای سهامداران نرخ بازده کل مهم است و نه نرخ بازده جاری سهام عادی(براهمن و همکاران،2012)
بازده ناشی از افزایش قیمت سهام.: برای محاسبه بازده ناشی از افزایش قیمت، از تقسیم تغییر قیمت سهام، به قیمت هر سهم استفاده میشود.هنگامی که کسی سهام ممتاز یا اوراق قرضه‌ای را می‌خرد، میزان بازدهی او تا حدود زیادی معین و قابل پیش‌بینی است، ولی اگر او سهام عادی بخرد میزان بازدهی وی چقدر خواهد شد؟ گاهی انسان می‌شنود که فلان شخص سهام عادی شرکت بخصوصی را به قیمت 2.5 دلار خریده است و بعد آن را به قیمت 81 دلار فروخته است یعنی بازدهی بسیار بالایی بدست آورده است. در 1951 یک سهم عادی شرکت آی-بی-ام 196 دلار بود و در 1973 یعنی بعد از اینکه این سهام چندین بار تجزیه شد قیمت بازار هر سهم به مبلغ 300 دلار رسید. کسی که در 1951 یک سهم از این شرکت را خریده بود در 1986 تقریبا صاحب 120 سهم بود که ارزش بازار آنها به 18000 دلار می‌رسید، یعنی ارزش سهام وی 90 برابر مبلغی میشد که سرمایه‌گذاری کرده بود. یا به بیانی دیگر اصل مبلغ سرمایه‌گذاری هر ساله با نرخ مرکب 15 درصد افزایش یافته است؛ البته بدون در نظر گرفتن بازده ناشی از دریافت سود سهام. آیا این یک تجربه تکرار شدنی است؟ (ساهی و ارورا، 2012).

د) ریسک سهام
ریسک در بین عموم مردم مترادف با خطر آمده است. اما تعریف جامع‌تر و کاربردی‌تر ریسک بدین صورت است: “انحراف در پیشامدهایی که می‌توانند در طول یک دوره مشخص و در یک موقعیت معین اتفاق بیفتد”. اگر بازده سهام شرکت‌ها در طول دوره زمانی iام با xi نشان داده شود، ریسک آن سهام در کل بازه زمانی مورد نظر از رابطه ذیل به دست خواهد آمد‌:

لازم به ذکر است که ریسک هر شرکت از دو بخش تشکیل شده است: 1- آن بخش از ریسک که ناشی از اتفاقات درونی و عملیاتی یک شرکت می‌باشدو 2- بخشی دیگر که در واقع متأثر از عوامل خارج از شرکت بوده که بر روند بازدهی شرکت تأثیر می‌گذارد. بخش دوم ریسک که ناشی از عوامل تأثیرگذار خارجی می‌باشد تحت عنوان ضریب بتا مورد بررسی قرار می‌گیرد. تشخیص ریسک مناسب، پس از هدف بهینه کردن سود، می‌تواند متضمن فعالیتی مطمئن‌تر در بازارهای پرریسک مالی باشد. آنچه که مسلم است ورود به بازار بورس به تنهایی میزان مشخصی از ریسک را به همراه دارد که یقیناً بیشتر از بسیاری از راهکارهای سرمایه‌گذاری دیگر (طلا، مسکن، خودرو و …) خواهد بود. آگاهی از ارتباط مستقیم (اما نه الزاماً کامل) بین عامل ریسک و بازده می‌تواند در بهینه‌سازی عملکرد در بازار

Share article:

Permalink:

Add your widget here