پایان نامه ارشد رایگان حقوق : امنیت جانی و مالی

دانلود پایان نامه

تحقق آن جز با استناد به نشانه های ظاهری و قراین ممکن نیست. اسلام برای حکم به مسلمان بودن افراد ، امر را بسیار سهل گرفته ، هر گواهی دهنده بر شهادتین را مسلمان می داند. اما به کفر کسی حکم کردن ، اینگونه آسان نیست و منوط به احراز شرایطی است. کافر مستقل ( اصلی ) که ذیلاً تعریف خواهد شد کسی است که اولاً عاقل بوده، ثانیاً پس از بلوغ به اصول اعتقادات اسلام ایمان نداشته باشد، ثالثاً این حالت همراه با التفات او باشد ، نه غفلت. پس برای کفر شخصی سه شرط لازم است: بلوغ، عقل ، التفات.
نظر به استقلال و تبعیتی که در اسلام شخص مطرح می گردد ، مسلمانان نیز مستقل یا تبعی خواهد بود:
-مسلمان مستقل: کسی است که در دوران بلوغ مسلمان باشد.
-مسلمان تبعی: انسان صغیری است که در زمان انعقاد نطفه اش ، یکی از ابوین او یا هر دو نفرشان مسلمان بوده اند، خواه پس از انعقاد نطفه ، ابوین در اسلام باقی بمانند یایکی از ایشان یا هر دو نفر کافر شوند. کافر شدن ابوین پس از انعقاد نطفه تغییری در وضعیت دین صغیر ایجاد نمی کند و صغیر تا رسیدن به سن بلوغ مسلمان تبعی باقی می ماند و پس از بلوغ اگر به دین خود باقی باشد ، مسلمان مستقل خواهد بود.
3-2- اقسام کافر
الف ) از جهت استقلال و تبعیت در کفر
کافر مستقل: کسی است که در حال بلوغ کافر باشد.
کافر تبعی : کسی است که در زمان انعقاد نطفه ی او، هم پدر و هم مادرش کافر باشند. هر گاه پس از انعقاد نطفه و پیش از بلوغ یکی از ابوین او مسلمان شوند ، صغیر نیز مسلمان محسوب خواهد شد والا تا زمان بلوغ،کافر تبعی باقی می ماند که اگر پس از بلوغ نیز کافر باشد ، کافر مستقل محسوب می گردد .
ب ) از جهت سابقه دینی
-کافر اصلی: کسی است که از زمان انعقاد نطفه تا زمان رسیدن به بلوغ ، در هیچ یک از والدینش سابقه اسلام وجود نداشته باشدو خود او نیز پس از بلوغ مسلمان نشود.
-کافر مرتد: کسی است که یکی از ابوین یا هر دو ایشان، در زمان انعقاد نطفه، یا پس از آن تا زمان بلوغ در یک زمان مسلمان بوده یا خود پس از بلوغ، مسلمان و سپس از اسلام خارج شده باشد.
-مرتد فطری:کسی است که در زمان انعقاد نطفه یا پس از آن تا زمان بلوغ ، یکی از والدینش یا هر دو مسلمان بوده اند و او پیش از بلوغ مسلمان تبعی بوده و پس از رسیدن به آن از اسلام خارج شده است.
-مرتد ملی:کسی است که از زمان انعقاد نطفه تا رسیدن به بلوغ، هیچ یک از ابوینش مسلمان نبوده اند و خود پس از بلوغ مسلمان شده و بعداً اسلام را رها کرده باشد.
با توجه به بحثی که در کفر داشتیم و انکار اصول دین و ضروریات آن را موجب کفردانستیم، اکنون به دسته بندی اصناف کفار و ملحقین به آنان می پردازیم:
1- منکرین خداوند که به آنها دهریون و ملحدین و طبیعیون نیز می گویند.
2-زندیق ها: متظاهرین به اسلام که در باطن اسلام را تکذیب می کنند.
3-مشرکین: کسانی که علی رغم اعتقاد به خداوند برای او شریک یا شرکایی نیز قائلند.
4- بت پرستان: که چیزهایی مثل سنگ و ستاره و …. را خدا می دانند و می پرستند و پیروان ادیان و مذاهب ساختگی.
5-معتقدین به ادیان پیش از اسلام که کتابی برایشان متصور نیست.
ج ) اقسام ملحقین به کفار
برخلاف دسته قبل که خارج از اسلام و کافر بودند، این گروه منتسب به اسلام هستند ولی فقهای اسلام این افراد را نیز خارج از شریعت اسلام و کافر برشمرده اند:
اول: منکرین ضروری دین، مثل منکرین حجاب و قصاص و … در اسلام؛
دوم:غلاه ( کسانی که قائل به الوهیت علی بن ابیطالب(ع) یعنی اهل غلو هستند)؛
سوم: خوارج؛
چهارم: نواصب؛
پنجم: مجسمه؛
ششم: مجبره؛
هفتم: قائلین به وحدت وجود صوفیانه.
بند سوم : اقسام غیر مسلمانان در جامعه اسلامی
1-3- غیر مسلمانان داخل جامعه اسلامی
منظور از انواع غیر مسلمین در جامعه اسلامی، غیر مسلمانانی هستند که در داخل کشور اسلامی زندگی می کنند و تحت حاکمیت دولت اسلامی هستند. در فقه، کفار داخلی به اهل ذمه و مستامنین تقسیم شده اند. اما این تقسیم را می توان به نوع دیگری نیز مطرح نمود و آن اینکه غیر مسلمانانی که در کشور اسلامی زندگی می کنند به دو گروه ساکنان دائم یاتبعه( اهل ذمه) و ساکنان موقت یا غیر تبعه تقسیم می شوند. که هر یک از این ها نیز خود دارای اقسامی هستند که در اینجا به ذکر مختصر هر یک می پردازیم.
الف ) اهل ذمه( تبعه)
غیر مسلمان از طریق قرار داد ذمه می تواند شهروند جامعه اسلامی شود؛ و کفار ذمی به غیر مسلمانانی گفته می شود که به واسطه پیمانی که با حاکم اسلامی بسته اند یا قرائن دال بر رضایت به قرارداد ذمه، مجاز هستند در پناه حکومت اسلامی آزادانه و به طور دائم زندگی کنند؛ و در مقابل حکومت از حقوقی برخوردار باشند همچنان که مکلف به انجام وظایفی در برابر حکومت هستند.
در پاسخ به این سوال که آیا قرارداد ذمه فقط با اهل کتاب منعقد می شود یا با کفار غیر اهل کتابی نیز بسته می شود؟ دو قول وجود دارد: بسیاری از فقهاء معتقدند که این قرار داد فقط با اهل کتاب بسته می شود و غیر اهل کتاب اگر مسلمان نشوند حکم کافر حربی دارند. اما گروهی بر این عقیده اند که با غیر اهل کتاب نیز می توان قرار داد ذمه بست. هر یک از دو گروه جهت اثبات خود به دلایلی استناد نموده اند.
در بررسی نهایی می توان گفت که منظور از اهل ذمه غیر مسلمانانی- اهل کتاب و غیر اهل کتاب- است که در کشور اسلامی به طور دائم زندگی می کنند به این معنا که اهل ذمه- تبعه دائم کشور اسلامی- دو گروه هستند. گروهی، از پیروان ادیان اهل کتابند که حکومت ملزم به انعقاد قرار داد ذمه با آن هاست و دین آن ها به رسمیت شناخته می شود و به همین دلیل آنان از حقوق ویژه ای نسبت به دیگر غیر مسلمانان برخوردار می سازد؛ و گروه دوم، غیر اهل کتابند که حاکم اسلامی در صورت مصلحت با آنان قرار داد می بندد و چون دینشان به رسمیت شناخت نشده از حقوق ویژه ای برخوردار نیستند؛ و همچون دیگر ساکنان کشور تمامی احکام اسلام بر آنها اعمال می شوند. اما در هر حال این ها نیز مقیمان دائم کشور اسلامی هستند و هر اصطلاحی که به آن ها اطلاق شود خللی در تبعه بودن آن ها ایجاد نمی کند.
اهل ذمه بر اساس نحوه کسب تابعیت به سه گروه تقسیم می شوند:
1-هم وطنان: غیر مسلمانانی که از گذشته دور در کشور اسلامی زندگی می کرده اند و آن را سرزمین آباء و اجدادی خود می دانند و کشور اسلامی وطن آن ها محسوب می شود و قدر مسلم آن است که آن ها از کشور حربی به عنوان مستأمن یا از کشور دیگری به عنوان معاهد وارد کشور اسلامی نشده اند. عده ای از این گروه پیروان ادیان الهی به خصوص اهل کتاب و عده ای دیگر نیز ممکن است از ادیان غیر الهی یا بی دین ها و .. باشند.
2-مستأمنین: غیر مسلمانانی که در جنگ کشور اسلامی با دارالحرب با امان فردی از مسلمانان یا حاکم اسلامی وارد کشور اسلامی شده اند و سپس تابعیت آن را با قصد اقامت دائم و انعقاد قرار داد ذمه یا تابعیت با حکومت پذیرفتند. چرا که قرار دادامان صرفاً امنیت جانی و مالی افراد را به همراه دارد ولی تابعیت یا ذمه بهره مندی از حقوق شهروندی را نیز به دنبال دارد. این ها نیز ممکن است اهل کتاب یا غیر اهلکتاب باشند.

3- معاهدین: برخی از غیر مسلمانانی که تبعه کشور اسلامی هستند از کشورهای دیگر غیر حربی( کشورهایی که با کشور اسلامی در جنگ نبوده اند اعم از معاهد و بی طرف) با اجازه و صلاحدید حاکم اسلامی و انعقاد قرار داد ذمه با تابعیت با او به کشور اسلامیوارد شده اند و هیچ فقیهی این گونه مصلحت اندیشی حاکم را منع نکرده است، چرا که فقهاء حتی اقامت کافر حربی- را که به امان وارد کشور اسلامی شده و چه بسا مسلمانانی را در جنگ کشته است جایز می دانند چه رسد به کافری که هیچ گونه جنگ و رابطه خصمانه ای با کشور اسلامی نداشته است. البته در بدو ورود فرد باید التزام خود را به مقررات کشور اسلامی اعلام کند.
ب ) غیر اهل ذمه( غیر تبعه)
برخی از غیر مسلمانان که در داخل کشور اسلامی زندگی می کنند( کفار داخلی) اهلذمه نیستند غیر اهل ذمه ای که در کشور اسلامی هستند خود به دو گروه تقسیم می شوند: مستأمن و معاهد.
1-مستأمنین:غیر مسلمانانی که قبلاً کفار حربی بوده و از کشورهای دشمن و یا در جنگ ، با امان فردی مسلمان یا حاکم اسلامی موقتاً به کشور اسلامی آمده اند. این افراد را « مستأمن» می نامند و به قرار داد آنها« امان» گفته می شود.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

2-معاهدین: برخی دیگر از غیر ذمیان، غیر مسلمانانی هستند که کشورشان هیچ دشمنی با کشور اسلامی ندارد و اصطلاحاً بی طرف هستند، این افراد می توانند با بستن قرار دادموقت یا اخذ ویزا موقتاً به کشور اسلامی وارد شوند.اقامت دائم این افراد منوط به انعقاد قرارداد ذمه با حکومت است.
2-3-غیر مسلمانان خارج از جامعه اسلامی
فقها، کفار خارجی را به دو گروه کفار حربی و کفار معاهد تقسیم می کنند. هر چند که این تقسیم ، از نظر احکامی که حکومت در روابط با آن ها داردتقسیم کاملی است اما به صورت کلی این تقسیم کامل به نظر نمی رسد. چرا که در تعریف فقها، کفار حربی غیر مسلمانانی هستند که با کشور اسلامی در جنگ بوده و یا درصدد ایجاد فرصت برای جنگ می باشند؛ و کفار معاهد، غیر مسلمانانی هستند که به گونه ای با مسلمانان یا کشور اسلامی رابطه برقرار کرده اند. با این تعاریف به نظر می رسد قسم سومی نیز وجود داشته باشد و آن غیر مسلمانانی هستند که نه در حال جنگ یا درصدد جنگ با مسلمانان هستند و نه رابطه ای با مسلمانان برقرار کرده اند. فقهای متأخر و حقوق دانان از این گونه کفار به « محاید» تعبیر کرده اند و این حالت را« حاله ی الحیاد» و این گونه کشورها را«دارالمحایده»نامیده اند. که در فارسی از آن به عنوان« کشور بی طرف» تعبیر می شود.
هر چند که موضوع تحقیق در ارتباط با کفار خارجی نیست، اما از آنجا که در منابع اسلامی از کفار حربی فراوان یاد شده و گاهی بر برخی از کفار داخلی، حربی اطلاق شده در این جا لازم است به صورت مختصر به تعریف کفار حربی و کفار معاهد بپردازیم.
الف ) کفار حربی
« حرب» کلمه ای عربی به معنای جنگ است؛ و اصطلاح « دارالحرب» به کشوری گفته می شود که نه تنها احکام اسلام در آن اعمال نمی شد بلکه آن کشور در حال جنگ یا در صدد جنگ با کشور اسلامی است و از آنجا که چون کافر حربی رفتاری خصمانه با حکومت اسلامی دارد اگر به دارالاسلام بیاید جان و مالش از تعرض مصون نیست، مگر با بستن پیمان و دست برداشتن از رفتار خصمانه خویش، یعنی با ذمه یا در امان در آمدن.با این مقدمه می توان گفت این تصور که کفار حربی می توانند به عنوان اقلیتی در کشور اسلامی ساکن باشند، تصوری نادرست است. چرا که لازمه سکونت آنان در کشور اسلامی، التزام به مقررات جامعه اسلامی است و این التزام با حربی بودن او سازگار نیست، چون رفتار خصمانه با التزام به احکام اسلامی تعارض دارد. حتی با فرض سازش نیز می توان گفت کفار حربی امکان زندگی درکشور اسلامی را ندارند، زیرا جان و مال و آنچه متعلق به آنان است از تعرض افراد دیگر مصون نیست.
اما از آنجا که وجود کفار حربی در کشور اسلامی امری ممکن است، نکاتی چند در مورد رفتار با آنان بیان می شود :
الف. کافر حربی هیچ گونه ارتباطی با دولت اسلامی ندارد، یعنی نه حقوقی در برابر دولت دارد و نه دولت حقوقی در برابر او دارد و از طرفی ورود وی به کشور اسلامی ممنوع است، زیرا هر کافری که در کشور اسلامی قصد اقامت دائم یا موقت داشته باشد باید از دولت اجازه اقامت بگیرد و دولت به فرد حربی که رفتار خصمانه اش تداوم دارد اجازه اقامت در کشور اسلامی را نمی دهد چون کافر حربی باعث ایجاد اختلال در نظم و آسایش عمومی می شود و دولت وظیفه دارد با عوامل فساد و اخلال مبارزه کند. در صورتی که کافر حربی به طور مخفیانه و بدون مجوز وارد کشور اسلامی شود این فرد مصونیتی ندارد و تنها وقتی دولت اسلامی مسئول امنیت جانی و مالی اوست که با دولت قرار داد اقامت موقت یا دائم منعقد کند، در غیر این صورت دولت هیچ گونه مسئولیتی در برابر تعرض به وی ندارد.
ب. اسلام به مسلمانان توصیه کرده است که با دشمنان خود همچون خود آنان خصمانه برخورد کنند . همه آیاتی که رفتار خصمانه با کفار را توصیه می کند، در رابطه با کفار حربی و دشمنان مسلمانان می باشد، و توصیه قرآنبه مسلمانان به عدم دوستی با کفار حربی و اعمال رفتاری خصمانه با آن ها به دلیل مقابله به مثل با آن ها ست. در اینجا به برخی از آیات اشاره می کنیم:
« یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَعَدُوَّکُمْ أَوْلِیَاء تُلْقُونَ إِلَیْهِم بِالْمَوَدَّهِ وَقَدْ کَفَرُوا بِمَا جَاءکُم مِّنَ الْحَقِّ یُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَإِیَّاکُمْ … »
« ای کسانی که ایمان آوردید دشمن من و دشمن خودتان را به دوستی نگیرید در حالی که آن ها قطعاً به آن حقیقت که از جانب خدا برای شما آمده کافرند و پیامبر و شما را به خاطر ایمانتان از مکه بیرون می‌رانند…..»
« إِنَّمَا یَنْهَاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ قَاتَلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَأَخْرَجُوکُم مِّن دِیَارِکُمْ وَظَاهَرُوا عَلَى إِخْرَاجِکُمْ أَن تَوَلَّوْهُمْ وَمَن یَتَوَلَّهُمْ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ »
« قطعاً خداوند شما را از دوستی با کسانی باز می دارد که در امر دین با شما جنگ کردند و شما را از خانه‌هایتان راندند و در بیرون راندن شما یکدیگر را پشتیبانی کردند و هر کس آن ها را به دوستی بگیرد آنان همان ستمگران هستند.»
ج. در برخی موارد با کفار حربی نیز رفتار انسان دوستانه شایسته است. اسلام در مواردی حتی با فردی که در حال جنگ است توصیه به رفتار انسان دوستانه می کند.
د. کفاری که در جنگ با مسلمانان هستند خود نیز دارای حقوقی ویژه هستند که « حقوق در جنگ» نامیده می شود و در فقه اسلامی در این خصوص بحث مفصلی وجود دارد که در حوزه این تحقیق نمی باشد.
ب ) کفار معاهد
کفار معاهد خارجی غیر مسلمانانی هستند که حکومت آنان و یا افراد حکومت با دولت اسلامی یا مسلمانان معاهداتی بسته اند و روابط آنان بر اساس این معاهدات شکل می گیرد. این معاهدات محدودیت چندانی نداشته و صرفاً مبتنی بر اصول رفتاری با غیر مسلمان است و حکومت اسلامی موظف است در این گونه معاهدات بر اساس اصول پذیرفته شده اسلامی در رفتار با غیر مسلمانانی که در جنگ با کشور اسلامی نیستند. عمل کند.
بند چهارم : قرارداد ذمه
1-4 – تعریف قرار داد ذمه
«ذمه» در لغت به معنی پناه دادن است. در نظام حقوقی اسلام برای ایجاد اتحاد و همبستگی ملی و هم کاری و تعاون بین جامعه اسلامی و گروه های غیر مسلمان مستقر در قلمرو حکومت اسلامی قرار داد مخصوصی تحت عنوان«ذمه» پیش بینی شده که از نظر ماهیت و آثار حقوقی در مقایسه با پیمان های بین المللی عصر حاضر و رفتاری که با بیگانگان و اقلیت ها معمول می گردد بسیار جالب توجه است.
افراد و گروه های غیر مسلمان که خواهان اقامت در سرزمین هایاسلامی می باشند می توانند با استفاده از عقد قرار داد «ذمه» از مزایای حقوقی و ازادی های شایسته مقام انسانی آن بهره مند گردند.
مقصود اصلی از تشریع این پیمان ایجاد محیط امن و تفاهم و زندگی مشترک و همزیستی مسالمت آمیز بین فرقه های مختلف مذهبی در داخله قلمرو حکومت اسلامی است.
روی همین اصل انعقاد قرارداد «ذمه» بر اساس اراده آزاد طرفین و توافق کامل آن ها صورت می پذیرد و از این رو با حقوق و مزایای تحمیلی که در قوانین بین المللی معاصردرباره بیگانگان واقعیت ها منظور می گردد تغایر کامل دارد.
بدیهی است مفهوم آزادی در این مورد بدان معنی نیست که هر فرد غیر مسلمانی بتواند بدون امضاء قرارداد«ذمه» مانند ذمیان در سرزمین های اسلامی زندگی نموده و از حقوق اجتماعی جامعه مسلمین بهره مند باشد زیرا این نوع آزادی در عین این که مستلزم اجحاف و تضییع حقوق مسلمانان می باشد اصولاً با هیچ قاعده و قانونی سازگار نیست.

منظور از آزادی اراده در برابر حق امضاء قرارداد «ذمه» این است که هر فرد غیر مسلمان که واجد شرایط قرارداد

Author: 90

دیدگاهتان را بنویسید