پایان نامه رشته حقوق : قصد مجرمانه

دانلود پایان نامه

جرم است). تنها تفاوتی که می توان در خصوص این دو سوء نیت بیان داشت در این می باشد که وجود قصد قبلی برای ارتکاب قتل ممکن است روی مجازات تأثیر بگذارد، به این صورت که وقتی قاتل با نقشه قبلی قصد قتل دیگری را دارد این نشانگر قساوت قلب وی می باشد، در نتیجه همین مسأله سبب می گردد که اولیای دم که مجازات و عفو قاتل در اختیار آنهاست از اجرای حکم اعدام گذشت نکنند یا حتی اگر هم گذشت صورت گیرد مطمئناً قاضی پرونده این مسأله را در نظر گرفته و به دلیل بیم تجری که در جامعه ایجاد شده است قاتل را مشمول مجازات حبس تعزیری بنماید. اما برعکس اگر فرد قاتل بدون نقشه و طرح قبلی مرتکب قتل گردد احتمال گذشت از سوی اولیای دم بیشتر می باشد.

ب : سوء نیت جازم و سوء نیت احتمالی
تقسیم بندی دیگری را در خصوص سوء نیت می توان مطرح نمود و آن سوء نیت جازم و احتمالی می باشد. در این مورد حقوقدانان تعاریفی را ارائه کرده اند. دکتر زراعت اظهار داشتند: (در قتل با سوء نیت جازم به صورت قطعی خواهان نتیجه عمل خویش یعنی قتل است و در مقابل این قتل، قتل با سوء نیت احتمالی است، یعنی مرتکب احتمال وقوع قتل را می دهد اما یقین به آن ندارد. این نوع قتل از قتل معمولاً قتل شبه عمد به حساب می آید و نمی توان قاتل را قصاص کرد، مگر این که قاتل قصد قتل را کرده باشد یعنی قاتل به رغم این که احتمال می دهد مجنی علیه کشته می شود و احتمال هم می دهد کشته نمی شوند، اما در عین حال مرتکب فعل مورد نظر خود می شود). و دکتر گلدوزیان در تفکیک این دو سوء نیت چنین بیان کردند که سوء نیت جازم در مواردی است که احراز شود نفس ارتکاب جرم مطلوب عامل بوده است مانند قتل عمدی موضوع بند الف ماده 206 و سوء نیت اتفاقی یا احتمالی در مواردی است که عامل نتیجه را پیش بینی کرده ولی آن را نخواسته باشد). در حقوق جزای اسلام از این دو نوع سوء نیت تحت عنوان قصد مباشر و قصد غیرمباشر یاد شده است آنچه قابل ذکر است این است که (در حقوق جزای اسلامی هم مانند حقوق کیفری مابین قصد مباشر و قصد غیرمباشر تفاوت گذاشته است) و این تفاوت را می توان در میزان مجازات و نحوه برخورد با قاتل جست، زیرا در سوء نیت جازم مرتکب مشمول مجازات قتل عمدی می گردد و در سوء نیت احتمالی در صورت اثبات، قتل شبه عمد بوده و باید قاتل دیه قتل را بپردازد. البته تشخیص این قصد گاهی با مشکل روبروست مگر این که قرائن خارجی بدست آید مانند اینکه کسی در میان جمعیتی تیر بیندازد و سپس ادعا کند که قصد متفرق کردن آن ها را داشتم. حقوق و رویه قضایی سوء نیت احتمالی را به عنوان خطای ساده تلقی و می گویند که چون مرتکب عمل مجرمانه قصد ارتکاب جرم (قتل) را نداشته نمی توان او را به عنوان جرم عمدی مجازات کرد. نظر مخالفی در مورد اعمال مجازات در خصوص سوء نیت جازم و احتمالی وجود دارد مبنی بر این که (اگر سوء نیت احتمالی با سوء نیت جازم بالاخص در جرائم ناشی از رانندگی یکسان شناخته شود برای نمونه راننده یا رانندگانی که با قطعیت بر این که اتومبیل نقص و عیب فنی دارد و نباید اقدام به مسافرکشی کنند و با این حال و بدون توجه به سلامت مسافران در پیچ شیب دار اقدام به سبقت و بالنتیجه کشته و مجروح کردن آنان می شوند به عنوان قتل عمدی تحت تعقیب و مجازات قرار گیرند، این عمل باعث خواهد شد که از بروز تصادفات معمولاً در اکثر جاده های کشور خودداری و ایمنی بیشتری برای جان افراد جامعه فراهم شود). در حالی که همان طور می دانیم قانون مجازات اسلامی در مورد رانندگان خاطی وسایل نقلیه موتوری را که با وجود نقص و عیب مکانیکی به کار انداخته اند و منجر به وقوع جرم قتل و صدمات بدنی شده اند (به بیش از دو سوم حداکثر مجازات مذکور در مواد فوق محکوم می گردند و علاوه بر آن مجازات تکمیلی محرومیت از حق رانندگی به مدت یک تا پنج سال در نظر گرفته است(718 قانون مجازات اسلامی). در این زمینه دیدگاه قانونگذار در تشدید مجازات بر مبنای سوء نیت احتمالی است. قانونگذار در قانون راجع به مجازات اخلال گران در صنایع نفت مصوب 16 مهر 1336 و قانون مجازات اخلالگران در صنایع مصوب 2 اردیبهشت 1353 به شکل دیگری برخورد است و مقنن عمد احتمالی را در حکم عمد دانسته و برای مرتکب مجازات اعدام پیش بینی نموده است. مواد 32 این قانون راجع به اعمالی است که عمداً و به قصد اخلالگری ارتکاب می یابد و منجر به سوختن یا انهدام با تعطیلی تمام یا قسمتی از هر یک ماشین ها یا آلات و ادوات مربوط به اکتشاف یا تولید متعلق به صنایع نفت می گردد و باید گفت که اگر این اقدامات منتهی به مرگ کسی گردد مقنن جرم مذکور را در حکم عمد در نظر گرفته است. این در حالی است که در ماده ی دیگری از قانون مجازات اسلامی مقنن نگاه دیگری دارد. در صورت حریق و یا تخریب عمدی بنا و یا به طور کلی هر محل مسکونی یا معد برای سکنی که منتهی به قتل یا نقص عضو و جراحت و صدمه به انسانی شود مرتکب علاوه بر مجازاتهای مقرر، به پرداخت دیه محکوم خواهد شد(689 قانون مجازات اسلامی). در این ماده هم مقنن به دلیل اینکه مرتکب قصد ایجاد حریق یا تخریب را داشته و احتمال می داده که فعل او ممکن است به نتایج ناخواسته بینجامد ولی چون او را در تحصیل نتیجه عامد ندانسته فعل او را قتل یا جرح شبه عمد به شمار آورده است و حکم به پرداخت دیه کرده است.
ج : سوء نیت معین و سوء نیت نامعین
سوء نیت معین یا مقید جرم نسبت به شخص معین که مورد قصد مرتکب بوده است واقع می شود). به عبارت دیگر در این نوع قتل هدف از قبل معین و معلوم می باشد و مجرم قصد قتل شخص مجنی علیه را دارد و تصمیم می گیرد که او را به قتل برساند، اما در سوء نیت نامعین یا مطلق در این نوع قتل مجرم قصد کشتن را دارد با این تفاوت که قصد کشتن شخص خاص و معینی را ندارد و مرتکب قتل هم می‌شود، مثل فردی که به طرف جمعیتی تیراندازی می کند و در نتیجه یک یا چند نفر از اجتماع کنندگان کشته می شوند. در قانون مجازات عمومی سابق قانونگذار در این خصوص یعنی تفکیک بین سوء نیت معین و نامعین، اقدامی به عمل نیاورده بود و در ماده 170 قانون مصوب 1361 هم آمده بود: مواردی که قاتل با انجام کاری قصد کشتن کسی را دارد، خواه آن کار نوعاً کشنده باشد خواه نباشد ولی در عمل سبب قتل شود و در این قانون هم اشاره ای به معین یا نامعین بودن فرد یا افراد مقتول نشده است، اما قانونگذار در قانون مصوب سال 1370 در بند الف ماده 206 نه تنها به این موضوع اشاره کرده است بلکه بین این دو تفاوتی هم قائل نشده و هر دو مورد را مشمول حکم قتل عمدی دانسته است. «مواردی که قاتل با انجام کاری قصد کشتن شخص معین یا فرد یا افرادی غیرمعین از یک جمع را دارد…. قتل عمدی است». قانونگذار به دلیل اینکه مجرم اراده تحصیل نتایج جرم را دارد فرض می کند که او قصد ارتکاب جرم نسبت به فرد یا افرادی که مورد حمله قرار گرفته‌اند را دارد.
د : سوءنیت صریح و تبعی
قصد صریح یا ابتدایی که به آن قصد اصلی و مستقیم نیز گفته می شود وقتی است که جانی به روشنی قصد کشتن یا قطع یا جرح عضو دیگری را داشته اراده ابتدایی وی بر قتل یا صدمه بر مجنی علیه تعلق گرفته باشد. ماده 206 با به کار بردن عبارت قصد کشتن شخص بر وجود قصد نتیجه تأکید کرده است. قصد نتیجه به دو صورت صریح و ابتدائی و یا قصد تبعی بروز می کند و در صورتی که جانی به وضوح قصد کشتن دارد (در این صورت چگونگی انجام فعل ارتکابی و ویژگی های آلات و ابزار جنایت در نوع جرم مؤثر‌ نبوده و در هر حال جنایت مذکور عمدی قلمداد می گردد زیرا قصد جانی در سلب حیات از مجنی علیه بر وی محقق شده و تفاوتی ندارد که فعل ارتکابی غالباً کشنده و یا در جنایت مادون نفس نوعاً سبب قطع عضو گردد زیرا آنچه ملاک در تحقق عمد اس قصد جنایت بر دیگری با انجام امری است که به وسیله آن جنایت بر مجنی علیه واقع شده است، به همین دلیل حقوقدانان اسلامی عموماً در بیان ضوابط عمد ارتکاب هر فعلی را با وجود قصد قتل در ثبوت آن کافی شمرده‌اند.

مطلب مشابه :  پایان نامه ارشد رایگان حقوق : دائن

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در مواردی هم جانی بدون اینکه قصد صریح بر قتل داشته باشد قتل عمدی است، در این صورت فعل ارتکابی باید از چنان خصوصیتی برخوردار باشد که به موجب آن بتوان قصد مجرمانه را مفروض قلمداد کرد. این نوع از قصد را غیرمستقیم، تبعی و یا ضمنی می خوانیم. تفاوت این صورت با صورت قبل آن است که در صورت قبل قصد فاعل ایقاع قتل بر انسانی است، اما در این صورت اگر انسانی به قتل برسد این چنین قتلی قتل عمد می باشد. قصد تبعی در موردی تحقق می یابد که قاتل نمی خواهد کسی را به قتل برساند، لیکن عملی انجام می دهد که عادتاً با قتل ملازمه دارد و این عمل نسبت به مقتول ممکن است جنبه ایجابی داشته باشد یا سلبی.
جنبه ایجابی
الف: مرتکب کسی را کتک می زند و به کتک زدن آن قدر ادامه می دهد تا مضروب بمیرد. هر چند فاعل با کتک زدن قصد وصول به قتل مجنی علیه نداشته اما چون ادامه ضرب نوعاً کشنده بوده است قتل عمدی است و فرقی نسبت بین آنکه آلت ضرب نوعاً کشنده باشد و یا موضع حساس باشد یا هر دو. ب: مرتکب گلوی کسی را می گیرد و فشار می دهد تا مجنی علیه بمیرد. ج: مرتکب غذای مسمومی که معمولاً کشنده باشد به خورد کسی می دهد. د: مرتکب بر سر راه مردم یا اتومبیل ها چاهی می‌کند و آنها با عبور از مسیر مذکور در چاه می افتند و تلف شوند.
جنبه سلبی
در این مورد مرتکب، فعلی را ترک می کند که حیات بر آن فعل مترتب است و ترک موجب مرگ می شود. مثلاً مادری که مدتی فرزند نوزاد خود را شیر نمی دهد و این مدت به میزانی است که معمولاً نوزاد در آن مدت می میرد. باید توجه داشت که قصد قتل تبعی وقتی تحقق می یابد که فاعل به ملازمه مورد بحث توجه داشته باشد زیرا فعلی که غالباً موجب جنایت می گردد در صورتی صلاحیت جانشینی قصد جنایت را دارد که جانی بر خصوصیت فعل خویش آگاهی داشته باشد، زیرا با التفات وی بر سببیت فعل خویش و اثر ملازم با آن در واقع به نوعی قصد جنایت کرده است چرا که قصد فعل با علم بر ترتب جنایت بر آن مانند قصد نتیجه است. (نویسنده کتاب مفتاح الکرامه ضمن تصریح بر لزوم آگاهی قاتل بر کشنده بودن فعل خویش تلقی عمد در قتل با وجود قصد فعل غالباً کشنده را چنین تحلیل می‌کند که قصد سبب با علم به سببیت آن در واقع قصد مسبب است).
به بیان دیگر، قصد فعل با آگاهی بر سببیت آن از برای وقوع جنایب خود نوعی قصد جنایت، خواهد بود. بنابراین در غیرمواردی که کشنده بودن فعل نسبی است بار اثبات علم جانی بر سببیت فعل خویش بر عهده اولیای دم نبوده بلکه این جانی است که باید دلایل خود را مبنی بر عدم اطلاع و جهل خویش اقامه نماید، زیرا ادعای وی خلاف قرائن بوده است.
گفتار سوم : بررسی فقهی سوء نیت

در حقوق جزای اسلامی، فقها به دو نوع سوء نیت عام و سوء نیت خاص توجه کافی مبذول داشته و معتقدند که قتل عمد در یک تقسیم کلی ممکن است به دو صورت تحقق پذیرد، یکی این که جانی قصد قتل را در حین ارتکاب جرم داشته است و این همان قصد خاص است. دیگر این که جانی به فعلی که غالباً کشنده است یا با آلت قتاله مجنی علیه را از قصد مضروب یا مصدوم کند ولو این که قصد قتل را نداشته باشد و این همان قصد عام است.
تحقق سوء نیت عام در جنایات آن است که مجنی علیه به همان فعلی صدمه دیده باشد که از طرف جانی برای ارتکاب جرم قصد شده است، بنابراین اگر جنایت به سبب و علتی غیر از آنچه که مقصود جانی بوده است حادث شده باشد جنایت عمدی نخواهد بود، اگرچه اصل جنایت مستند به وی تشخیص گردد. تشخیص و احراز اینکه قتل اتفاق افتاده عمدی است یا خیر در برخی فروض با دشواری همراه می‌باشد. حال به ذکر مثال در این رابطه می پردازیم و نظر برخی فقهای امامیه را در این مورد ذکر می‌کنیم. جانی با قصد قتل مجنی علیه وی را از بلندی پرتاب می کند. در صورتی که پس از پرتاب و قبل از اصابت به زمین مجنی علیه در اثر خوف و هراس بمیرد آیا جنایت را می توان غیرعمدی دانست، به این جهت که آنچه که تحقق پیدا کرده است مقصود قاتل نبوده و وی آن را قصد نکرده است؟ آیت ا… خویی در این باره می فرمایند: (هر گاه شخصی دیگری را از بالای بلندی به قصد قتل یا به صورت نوعاً کشنده به پایین بیندازد و شخص پرتاب شده قبل از آنکه به زمین برسد به دلیل ترس بمیرد، نسبت به شخص مرتکب قصاص وجود خواهد داشت) زیرا اختلاف در خصوصیات فعل نمی تواند در انحراف قصد جنایت مؤثر‌ باشد. همچنین نظر شهید ثانی در این مورد این است که (از این جهت که فعل ارتکابی غالباً کشنده است جنایت را عمدی دانسته و گفته‌اند مانند آن است که شخصی مجنی علیه را از ارتفاعی که نوعاً کشنده است فرو افکند و به مانعی برخورد کرده بمیرد، زیرا سببی که بدان قصد نشده و موجب مرگ شده است امری زائد بر اثر فعل غالباً کشنده‌ای است که جانی با قصد مرتکب گردید). اما محقق حلی در این باره نظر مخالفی را ارائه کرده است: آنچه متیقن در ثبوت قصاص می باشد حاصل نیامده و این مانند آن است که جانی مقتول را از بلندی به زیر افکند و بر زمین نرسیده دیگری وی را با سلاح به قتل برساند). امام خمینی در تحریر الوسیله می فرمایند: در مواردی که جانی سبب معینی را قصد کند لکن جنایت به علت دیگری واقع شود چنانکه عامل و سبب جنایت داخل در قصد سبب معین باشد جنایت عمدی خواهد بود زیرا آنچه موجی جنایت شده است امری منفک از سبب مقصود جانی نبوده و در واقع شمن قصد سبب معین بدان قصد شده است، از این رو اگر مجنی علیه را به قصد غرق کردن در آب به دریا افکند و قبل از رسیدن به آب کوسه وی را در هوا بکشد قتل عمدی است.)
با توضیحات ارائه شده باید گفت با استناد به مواد به مواد 206 و 271 قانون مجازات اسلامی که مبتنی بر پذیرش آراء مشهور فقهای امامیه می باشد اگر جانی قصد قتل دیگری را به وسیله خاصی نماید اما جنایت به طریق دیگری اتفاق افتد، به جهت وجودقصد فعل واقع شده بر مجنی علیه قتل عمدی است و موجب قصاص. در خصوص قصد صریح بیان این مسأله مهم است که گاه جانی بات وجود قصد ابتدایی بر عزم خویش جزم داشته و با انجام فعلی که عادتاً منتهی به جنایت می گردد مجنی علیه را هدف قرار می دهد، مانند آنکه با استفاده از سلاح در هلاکت وی مباشرت نماید اما در مواردی به رغم وجود قصد ابتدایی بر قتل به انجا فعلی دست می زند که هر چند عادتاً نتیجه مرگ را به دنبال ندارد اما وی با ارتکاب آن فعل به وقوع جنایت امیدوار است. مثلاً مجنی علیه را به قصد قتل نزد حیوان درنده ای که خوی وحشیگری خود را از دست داده، انداخته و در حالی که امید و آرزوی مرگ او را دارد در اثر حمله آن حیوان کشته شود). در این جا چون آنچه اتفاق افتاده است مقصود و مورد نظر جانی بوده و وی بر آن عمد داشته قتل عمدی اتفاق افتاده است. فقهای امامیه در مورد ارتکاب قتل عندی در مواردی که آلت قتاله غالباً کشنده باشد و یا نسبت به مقتول کشنده باشد اتفاق نظر دارند، اما در دو مورد بین آنها اختلاف نظر است. اول زمانی است که شخص قید قتل کرده اما آلتی که استفاده می کند غیرقتاله است و یا اینکه نادراً قتاله است. در این مورد به نظر می رسد که قتل عمدی محقق شده زیرا قصد صریح بر تحقق قتل وجود دارد. اما مورد دیگر زمانی است که شخص قصد قتل ندارد اما قصد فعل با آلات غیرقتاله و یا قتاله نادراً کرده و شخص کشته میشود. سوال اینجاستکه آیاقتل واقع شده را بایدعمدی تلقی نماییم یا خیر؟ (به نظر می رسد اگرچه قصدفعل خودیک نوع تعدی نسبت به مقتول است اماچون قاتل پیشبینی قتل را حتماًیاامکاناً نمیکرده است لذا فاقد هر گونه قصد قتل اعم از صریح و ضمنی می باشد، بنابراین بهتر است قتل را شبه عمد بدانیم).
حال می خواهیم نگاهی اجمالی با بررسی نظریات فقهای اهل سنت در خصوص انواع قصد داشته باشیم. (مالک در جرائم قتل جرح و ضرب عمدی به قصد عام یعنی قصد دشمنی اکتفا می کند و در قتل عمد قصد گرفتن جان مجنی علیه توسط مجرم را شرط نمی داند لذا در نزد مالک مجرمی که با قصد دشمنی به شخصی سیلی یا مشت بزند و عمل او به مرگ آن شخص منجر شود قاتل عمد

Author: 90

دیدگاهتان را بنویسید