پایان نامه مدیریت

پایان نامه رشته مدیریت درباره : پنج عامل شخصیت

شخصیت که در دل نظریه صفات قرار می‌گیرد، بیشتر مورد توجه قرار گرفته است (مک‌کری و کاستا، ۱۹۹۹).

مک‌کری و کاستا اساساً این پنج عامل را به عنوان تمایلاتی مبنایی که زمینه زیستی دارند، معرفی کرده‌اند. بنابراین، این تمایلات اساسی، آمادگی‌های بدنی است و به طور مستقیم تحت تأثیر محیط قرار ندارند. این دو محقق با طرح مجدد مسأله طبیعت در برابر تربیت، نظر خود را به این ترتیب بیان می‌کنند: “…جان کلام این که صفات شخصیت، مانند خلق‌وخو، آمادگی‌هایی درونی در مسیر رشد بوده و اساساً از تأثیرات محیطی مستقل هستند” ( مککری و همکاران،۲۰۰۰، به نقل از پروین و جان، ۲۰۰۱).
واژه‌ی “بزرگ” در مدل پنج بزرگ، به وسعت و گستردگی عامل‌ها اشاره دارد و بدین معناست که در این مدل، تفاوت‌های شخصیتی به پنج صفت تقلیل نیافته‌اند بلکه هر عامل جنبه‌ای وسیع از شخصیت است و صفات بسیاری را تحت پوشش قرار می‌دهد.
دو رویکرد عمده در کشف شکل کنونی پنج عامل بزرگ شخصیت یکی رویکرد گلدبرگ و دیگری رویکرد کاستا و مک‌کری است. این دو مدل از لحاظ تجربی و شواهدی که دارند بسیار به هم نزدیک‌اند، اما از حیث مفهومی و نظری متفاوت می‌باشند.
رویکرد لغوی گلدبرگ

گلدبرگ با تحلیل عاملی صفات مربوط به شخصیت در فرهنگ لغات زبان های طبیعی به مدل پنج عاملی پرداخته است (گلدبرگ، ۱۹۸۱ ). از جنبه‌ی مبنای نظری، مدل گلدبرگ بر فرضیهٔ لغوی مبتنی است. براساس این فرضیه، اساسی‌ترین و اجتماعی‌ترین تفاوت‌های فردی، در طول تاریخ در قالب اصطلاحات و صفات شخصیتی در زبان‌های طبیعی کدگذاری شده‌اند. پرداختن به زبان طبیعی برای توصیف شخصیت با کارهای کلاگس ( ۱۹۲۶ ) و باومگارتن( ۱۹۳۳) آغاز گردید. پس از آنها، در سال ۱۹۳۶، آلپورت و ادبرت در یک مطالعه‌ی جریان ساز به بررسی صفات مربوط به شخصیت در دیکشنری‌های جامع انگلیسی پرداختند. فهرست اصطلاحات و صفاتی که آنها تهیه کردند تقریباً ۱۸۰۰۰ واژه را در بر می‌گرفت. آنها کوشیدند این واژه‌ها را دسته‌بندی کنند، کاری که به گفته‌ی خودشان یک عمر وقت می‌برد و به واقع هم برای ۶۰ سال روانشناسان شخصیت را سرگرم ساخت (جان و پروین، 1381).
رویکرد نظری کاستا و مک‌کری
کاستا و مک‌کری از طریق تحلیل عاملی انواعی از پرسشنامه‌های شخصیت به مدل پنج عاملی پرداخته‌اند. مدل کاستا و مک‌کری بر پایه‌هایی نظری تکیه دارد که مطابق آن، صفات شخصیت در مدلی جامع از علل و زمینه‌های ژنتیک و محیطی جای می‌گیرد.
از همین‌رو است که عامل‌ها و مولفه‌ها در مدل کاستا و مک کری، خاستگاهی زیستی- اجتماعی داشته و تبیین‌کنندهٔ رفتار معرفی می‌شوند و در مدل گلدبرگ صرفا خاصیت فنوتیپی داشته و فاقد نقش علّی و تبیینی هستند (جان و پروین، 1381).
با این مقدمات حال به توضیح پنج عامل شخصیتی می‌پردازیم که عبارتند از:
برون‌گرایی (E)، بازبودن (O)، نرم‌خویی (A)، روان‌رنجورخویی (N) و وظیفه‌شناسی (C).
برون‌گرایی: برون‌گرایی عاملی است که تجربه هیجانات مثبت، قاطعیت و جرأت‌ورزی، هیجان‌خواهی، اجتماعی‌بودن و نشاط ازمشخصه‌ های آن می‌باشد.
بازبودن به تجربه: عامل بازبودن به گستردگی، عمق، و پیچیدگی وجوه فکری، ذهنی، و تجربیات فرد مربوط است. این عامل، انعطاف‌پذیری در برابر تجارب، خلاقیت، کنجکاوی، تخیل، ابتکار، درک احساسات و پذیرش ارزش‌ها و ایده‌های
جدید را در بر می‌گیرد.
روان‌رنجورخویی: اساس عامل روان‌رنجورخویی را تجارب و هیجانات منفی و نامطلوب تشکیل می‌دهد و اضطراب، افسردگی، کمرویی، آسیب‌پذیری، پرخاشگری، خشونت، بی‌ثباتی هیجانی، حساسیت و زودرنجی از جمله صفات موجود در این عامل است.
نرم‌خویی: عامل نرم‌خویی یا سازگاری، صفاتی چون نوع دوستی، هم‌دردی، خویشتن‌داری، بخشندگی و سخاوت و وفاداری را شامل می‌شود.
وظیفه‌شناسی: عامل وظیفه‌شناسی اساساً صفات رفتاری هدف‌گرا و نیز کنترل تکانه‌ها به شکلی جامعه‌پسند را در بر می‌گیرد. ویژگی‌هایی چون وظیفه‌شناسی و مسؤولیت‌پذیری، خویشتن‌داری، نظم و ترتیب، کفایت، تمایل به پیشرفت و محتاط بودن مشخصه‌ی عامل وظیفه‌شناسی است (هیرش و پترسن، 2008).
2-1-2-4-1-4-2-6- مدل شخصیت‌شناسی مایرز- بریگز
نظریه تیپ‌های روانشناختی یونگ برای تبیین برخی از تفاوت‌های به ظاهر تصادفی در رفتار افرادارائه شده است. از نظر یونگ یک تیپ روانشناختی متشکل از نظام‌های پویا و پیچیده و مرتبط با یکدیگر در شخصیت است و یک فرایند تکاملی در طول زندگی به شمار می‌رود. افراد به دلیل تفاوت‌های شخصیتی موجود به روش‌های مختلف از توانایی‌های ذهنی خود استفاده می‌کنند. به این ترتیب فرایند ادراک محیط اطراف و سایرین و تصمیم‌گیری در مورد آنها نیز متفاوت خواهد بود. مایرز و بریگز توانستند براساس مطالعات یونگ و چهار جفت ترجیح ضد هم، ۱۶ تیپ شخصیتی را شناسایی نمایند.
ترجیحات در نظر گرفته شده توسط مایرز- بریگز به ترجیحات دریافت انرژی، دریافت اطلاعات، تصمیم‌گیری و سبک زندگی تقسیم می‌شوند. ترکیب‌های مختلف این چهار بعد، تیپ‌های شانزده‌گانه شخصیت را تشکیل می‌دهد.
ترجیح دریافت انرژی (برون‌گرایی و درون‌گرایی)، نحوه دریافت انرژی فرد را مشخص می‌کنند. دامنه موضوعات مورد توجه برون‌گراها وسیع ولی میزان اطلاعات آنها سطحی است، در حالی که درونگراها در موضوعات خاص، تمام اطلاعات موجود را دریافت می‌نمایند.
ترجیح دریافت اطلاعات، نشان می‌دهد. اشخاص اطلاعات مورد نیاز خود را چگونه درک می‌کنند. افراد حسی ترجیح می‌دهند اطلاعات مورد نیاز خود را از طریق حواس پنجگانه خود دریافت کنند.

دانلود پایان نامه
اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

افراد شمی بر خلاف حسی‌ها اغلب به شهود خود اعتماد می‌کنند. افراد حسی به آنچه هست و افراد شمی به آنچه ممکن است بشود، توجه دارند.
ادراک فرد از دنیای اطراف و شیوه دریافت اطلاعات می‌تواند در تعیین اطلاعات مورد نیاز مشتریان مؤثر باشد. بازاریاب باید بداند اطلاعات را از چه طریقی در اختیار فرد بگذارد تا برای وی قابل درک باشد.
ترجیح ارزیابی اطلاعات و تصمیم‌گیری، از دو بعد فکری بودن و احساسی بودن تشکیل شده است. براساس نظر تایگر (1388) و بارون (1387) افراد فکری و احساسی در جریان تصمیم‌گیری از ملاک‌های متفاوتی استفاده می‌کنند. با توجه به اینکه فرایند تصمیم‌گیری همواره مورد توجه بازاریابان بوده است، نوع تصمیم‌گیری افراد می‌تواند بر فرایند تمایل به خرید و انجام آن تأثیر بگذارد.
ترجیح سبک زندگی (سبک زندگی داوری‌کننده و ادراکی)، به جهت‌گیری افراد در شکل زندگی مربوط می‌شود. افراد داوری‌کننده و ادراکی از نظر سبک تصمیم‌گیری متفاوت هستند. داوری‌کننده‌ها به تصمیم‌گیری سریع و فیصله دادن مسایل علاقه دارند، اما افراد ادراکی تصمیمات خود را بعد از جمع‌آوری اطلاعات مورد نیاز اتخاذ می‌کنند.
مدل شخصیت‌شناسی تلجن
در مدل و ابزار اندازه‌گیری تلجن برای توصیف شخصیت، 11 ویژگی معرفی شده‌است که عبارتند از خوشبختی، توان اجتماعی، توفیق، نزدیکی اجتماعی، واکنش به استرس، بیگانگی، پرخاشگری، کنترل، اجتناب از آسیب، سنت‌گرایی و مجذوب‌شدگی. از این میان تنها به توصیف سه ویژگی مرتبط با خرید آنی، اکتفا می‌کنیم: فقدان کنترل، واکنش به استرس و مجذوب‌شدگی.
فقدان کنترل
کنترل در اینجا به نحوه پایش امیال توسط فرد، مربوط است و بصورت یک طیف از به تأخیر انداختن کسب لذت و کنترل کامل امیال تا ناتوانی در کنترل امیال و به تأخیر انداختن کسب‌لذت توصیف می‌شود. افراد توانمند در خودکنترلی، اهل تفکر، محتاط، با دقت، عقلایی منطقی هستند و مایلند فعالیت‌هایشان را برنامه‌ریزی کنند (تلجن، 1982). اما افراد تحت تأثیرامیال، افرادی بی‌اراده، بی‌ملاحظه و بی‌دقت هستند. آنان به‌سرعت تصمیم می‌گیرند و نوسانات احساسی آنان به‌آسانی قابل تشخیص است. آنان به ارضای فوری امیال تمایل دارند اگرچه این اقدام با موقعیت یا اهداف نهایی‌شان ناسازگار باشد.
برخی پژوهشگران مثل وهس و فیبر (2007) خرید آنی را نتیجه نبود خودکنترلی در افراد می‌دانند و از همین‌رو، برای مقاومت در برابر وسوسه‌های خرید، تقویت خودکنترلی را پیشنهاد می‌دهند. خودکنترلی می‌تواند شامل اقداماتی چون تفکر پیرامون صرف هزینه و یا دور شدن از محصول باشد. اما گاهی این‌گونه اقدامات با شکست مواجه می‌شود. بومیستر (2002) سه دلیل برای ناموفق بودن اقدامات خودکنترلی ذکرمی کند: اولین دلیل می‌تواند تعارض در اهداف باشد، برای نمونه، پس‌انداز کردن پول در برابر میل به داشتن یک محصول. دلیل بعدی می‌تواند متوقف ساختن پایش رفتار خود باشد، برای نمونه افرادی که از رژیم غذایی خاصی تبعیت می‌کنند، به‌محض اینکه احساس کردند از استانداردی که برای خود گذاشته‌اند عدول کرده‌اند، پایش حجم خوراک دریافتی خود را متوقف کرده و از برنامه خود، بیشتر و بیشتر تخطی می‌کنند. نهایتا اینکه خودکنترلی به وجود منابع ذهنی نیازمند است. کمبود این منابع به خاطر خستگی ذهنی یا عوامل دیگر، به ناتوانی در خودکنترلی منجر می‌شود. وهس و فیبر (2007) این موضوع را مورد آزمون قرار دادند. ابتدا آنان به افراد شرکت‌کننده، وظیفه‌ای سپردند که طی آن امکان اعمال خودکنترلی برای افراد میسّر بود. سپس به برآورد تمایل افراد به خرید آنی اقدام شد. مشاهده شد افرادی که در وظیفه نخست، خودکنترلی از خود نشان داده بودند، نسبت به آنان که خودکنترلی به‌خرج نداده بودند، مقاومت کمتری در برابر امیال آنی از خود نشان می‌دهند و در پی‌ آن، مبالغ بالا‌تری هم هزینه می‌کنند.
واکنش به استرس
بیانگر میزان شدت و تکرار پاسخ‌های فرد به محرک‌های موقعیتی وقتی که فرد در وضعیت‌ احساسی منفی (مثل پریشانی، خشم، افسردگی و احساس گناه) قرار دارد. این حالات احساسی تحت شرایط و مسائل عادی روزانه پدید می‌آیند و نه تحت فشارهای شدید ناشی از وقایعی چون مرگ یا طلاق. واکنش استرسی با حالات مشخصی چون تنش یا بی‌قراری قابل وصف است. افراد بسیار واکنشی، احتمالا پاسخ‌های احساسی خود را واکنشهای افراطی و بیجا توصیف کنند. انان تصدیق می‌کنند که در برابر مسائل و مشکلات کوچک و روزمره زندگی به نحو فاجعه‌باری پاسخ می‌دهند، آنان بی‌دلیل احساس بدبختی و آسیب‌پذیری می‌کنند. آنان عصبی، حساس، زودرنج و زودجوش هستند (تلجن، 1982).
این حالات احساسی منفی و مزمن می‌تواند افراد را به انجام رفتارهایی هدایت ‌کند که مقداری آسودگی برایشان ایجاد نماید. برای نمونه افراد مستعد حالت احساسی منفی برای کاهش احساسات آزاردهنده خود و مدیریت خلق‌و‌خوی خود، ممکن است به خرید غیرارادی روی آورند. (فابر و کریستن‌سون، 1996). پژوهش‌ها نشان داده‌اند اکثریت قابل توجهی از افراد بعد از انجام یک خرید آنی، احساس بهتری را تجربه می‌کنند (گاردند و روک، 1988).
افراد واکنشی‌تر در برابر استرس، حالات احساسی منفی بیشتر یا شدیدتری را تجربه می‌کنند از این‌رو انتظار می‌رود که این افراد برای فرار از حالات مذکور، بیشتر در خریدهای آنی درگیر شوند. گمان بر این است که رضایت کوتاه‌مدتی که از خرید آنی حاصل می‌
شود حالات خلقی و احساسات مثبت افراد را افزایش می‌دهد، به عبارت دیگر خرید آنی برای این‌گونه افراد، راهکاری برای انطباق با استرس محسوب می‌شود. از سوی دیگر این افراد در صورت عدم خرید یا به تأخیر انداختن لذت با مشکلات بیشتری مواجه خواهند‌شد.
مجذوب‌شدگی
مجذوب‌شدگی، تمایل افراد به درگیرشدن در محرک‌های خارجی و خیالی و اثرپذیری از آنها است. افراد بسیار مجذوب، با احتمال بیشتری تفکری غیرمعمول و غیرمتعارف دارند. این افراد به‌ویژه بیشتر به تصاویر و اصوات گیرا واکنش نشان می‌دهند، به‌آسانی، اسیر محرک‌های جذاب می‌شوند، به تصاویر و تجارب جابجا شده حسی یا چندحسی فکر می‌کنند و در تصورات و یادآوریهای روشن از خاطرات غرق می‌شوند.
مجذوب‌شدگی، در تحقیقات مصرف‌کننده، سازه محبوبی محسوب می‌شود چرا که می‌تواند نقشی را در شناسایی اینکه افراد چطور به محرک‌های محیطی و حسی واکنش نشان می‌دهند. عوامل مربوط به محصول و محیط بازاریاب- ساخته شامل رنگ، بو، صدا، بافت و مکان محیط هستند و قادرند احتمال
تمایل به خرید آنی (ویژگی کلی تحریک‌پذیری)
از میان ﻋﻮاﻣﻞ ﻓﺮدی مورد بررسی در ﺗﺤﻘﻴﻘﺎت ﺧﺮﻳﺪ آنی، وﻳﮋﮔﻲ “آﻧﻲ ﺑﻮدن” ﺗﻮﺟﻪ زیادی را ﺑﻪ ﺧﻮد ﺟﻠﺐ ﻧﻤﻮدﻩ اﺳﺖ. پژوهشگران معتقدند که این ﺧﺼﻮﺻﻴﺖ فردی که اشاره به “اخذ ﻧﺎﮔﻬﺎﻧﻲ تصمیمات” دارد بر ﺧﺮﻳﺪ آنی ﻧﻴﺰ اﺛﺮﮔﺬار است. به عبارت دیگر، ﮔﺮاﻳﺶ یا تمایل مصرف‌کننده ﺑﻪ ﺧﺮﻳﺪ آنی، عاملی است که افراد را ﺑﻪ انجام ﺧﺮﻳﺪ آنی هدایت می‌کند و هرﭼﻪ این ﮔﺮاﻳﺶ در افراد ﺑﻴﺸﺘﺮ باشد، اﺣﺘﻤﺎل رخ دادن خرید آنی ﻧﻴﺰ ﺑﻴﺸﺘﺮ اﺳﺖ.تحریک‌پذیری یا آنی‌بودن به نحو گسترده‌ای توسط محققین حوزه‌های مختلف به‌ویژه روان‌شناسی رشد، روان‌شناسی بالینی، علوم تربیتی و جرم‌شناسی مورد توجه قرار گرفته و سنجه‌های مختلفی هم برای آن طراحی شده‌است اما تا همین‌ دو دهه اخیر سنجه مناسبی برای ویژگی تحریک‌پذیری در خرید وجود نداشت. با این وجود، شواهد نشان می‌دهند که تعداد قابل توجهی از مصرف‌کنندگان خود را خریدار آنی تصور می‌کنند. به عنوان مثال در پژوهشی ملی که پیرامون سبک زندگی بین سال‌های 1975 و 1992 در آمریکا انجام گرفت، مشخص شد، 38% پاسخ‌دهندگان به گزاره “من خود را یک خریدار آنی می‌دانم” پاسخ مثبت داده بودند (به نقل از روک و فیشر، 1995). از همین رو روک و فیشر، یک سازه تک‌بعدی به نام تحریک‌پذیری در خرید را معرفی می‌کنند که یک ویژگی انسانی اساسی محسوب می‌شود و در بردارنده تمایلات مشخص مصرف‌کنندگان چه در مقام فکر و چه در مقام عمل است. به عبارت دیگر تحریک‌پذیری یا تمایل به خرید آنی، میزان احتمالی است که یک فرد در یک موقعیت خرید، هیجان‌زده شده و سریعاً و بدون سنجش اطلاعات، دست به خرید بزند (پارک و کیم، 2008؛ به نقل از مجمودی، 1391).
در تعریفی دیگر، تحریک‌پذیری در خرید عبارت است از تمایل به خرید بدون‌مقدمه، بدون‌سنجش، بدون‌درنگ و متاثر از یک محرک. احتمال اینکه افراد با سطح خرید آنی بیشتر، محرک‌های خرید ناگهانی را تجربه کنند، بیشتر است. این‌گونه افراد لیست‌های خرید بازتری دارند و نسبت به ایده‌های خرید غیر منتظره، پذیرش بیشتر دارند. به علاوه نحوه تفکر این قبیل افراد احتمالا، نسبتا سطحی است و از نزدیکی فیزیکی و جذابیت احساسی محصول و همین‌طور امید کسب رضایت لحظه‌ای اثر می‌پذیرد (هاچ و لوونستاین، 1991). از همین‌رو احتمالا خریداران آنی، بیشتر از سایرین، برمبنای هوس عمل کرده و به عبارت دیگر پاسخ مثبت‌تر و سریع‌تری به میل به خرید از خود نشان می‌دهند. رفتار خرید آنی در موارد شدید، تا حد زیادی محرک‌‌گرا‌ می‌شود. در این حالت میل‌به‌خرید منجر به یک پاسخ فوری فیزیکی می‌شود که لوی (1987) آنرا اسپاسم مصرف‌کننده می‌نامد که در روان‌شناسی بالینی به آن خرید اجباری نیز گفته می‌شود (ورپلنکن و ساتو، 2011).
میل به خریدی که خریداران آنی تجربه می‌کنند نسبت به سایر مصر‌ف‌کنندگان، تکرار و شدت بیشتر دارد، هرچند که لزوما میل به خرید، به تصمیم خرید نمی‌انجامد و عوامل دیگری هم در این بین نقش ایفا می‌نمایند (برای نمونه جایگاه اقتصادی

Share article:

Permalink:

Add your widget here