پایان نامه مدیریت

پایان نامه مدیریت درباره : تحلیل اطلاعات

تصمیم گیری های سیاسی فاقد یکنواختی و یکپارچگی بوده و تصمیم های اتخاذ شده تقریباً مُثله شده می باشند؛ از طرفی تصمیم های سیاسی دو هدف را تعیین می کنند: ارائه خدمات به مردم و حفظ منافع جامعه، حفظ وجاهت سیاسی که شرط اولیه و اصلی موفقیت تصمیم گیرنده می باشد.

تصمیم گیری های سیاسی نه تنها حداکثر منافع عمومی را مد نظر دارند، بلکه به حداکثر وجهه اجتماعی تصمیم گیرنده نیز تکیه دارند. بنابراین اگر چه تصمیم گیری های سیاسی می توانند به مقررات و ضوابط تدوین شده جامه دیگری بپوشانند و محدودیت های قانونی و چارچوب های مقررات را کنار بزنند، مع هذا و به دلیل در نظر داشتن اهداف متفاوت با تصمیم گیری های مدیریتی، از صحت و دقت کافی برخوردار نمی باشند. نهایتاً اینکه تداخل تصمیم گیری های سیاسی با تصمیم گیری های اداری در سازمانها و برخورد این دو جریان در مجاری و سلول های اداری، موانعی به وجود می آورد که منجر به عدم تحرک امور شده و موجب پیدایش وضعی می شود که آن را سیستم بی تصمیمی می نامند.
– تصمیم گیری های با برنامه و بدون برنامه:
در سیستم اداری، تصمیم گیری توسط مدیران به دو گونه انجام می شود، تصمیم گیری برنامه ریزی شده و تصمیم گیری برنامه ریزی نشده. با توجه به تمرکز اطلاعات در رأس هرم سازمانی و عدم توزیع آن در سایر سطوح، تصمیم گیری ها معمولًا از نوع « تصمیم گیری برنامه ریزی شده » می باشند. مع هذا میزان تصمیم گیری های برنامه ریزی نشده به علت ضرورت مواجهه مدیران عالی با مسائل پیش بینی نشده از تصمیم گیری های برنامه ریزی شده بیشتر می باشد و برعکس، تصمیم گیری های برنامه ریزی نشده در قاعده هرم سازمانی و توسط مدیران اجرایـی به علت عدم اختیار کافی، بسیـار کمتر از تصمـیم گیـری برنامه ریـزی شده است و در سطـح مدیـران میـانـی ترکیبـی مسـاوی از دو نـوع تصـمیم گیـری ذکـر شـده می باشد (فخیمی، 1379). نمودار 2-4 تصمیم گیری با برنامه و بدون برنامه در سطوح مدیریت را منعکس می سازد.

تصمیم های برنامه ریزی شده تصمیم های برنامه ریزی نشده
تصمیم های برنامه ریزی شده تصمیم های برنامه ریزی نشده
تصمیم های برنامه ریزی شده تصمیم های برنامه ریزی نشده

نمودار (2-4): تصمیم گیری با برنامه و بدون برنامه در سطوح مدیریت
منبع: فخیمی، فرزاد، 1379، سازمان و مدیریت، تهران، غزال

بطور کلی ملاحظه می شود در منطقه مدیران عالی بیشترین تصمیم گیری ها برنامه ریزی نشده و در منطقه مدیران میانی دو نوع تصمیم گیری به صورت مساوی و در منطقه مدیران اجرایی بیشترین تصمیم گیری ها از نوع برنامه ریزی شده می باشند.
تصمیم گیری برنامه ریزی شده در سازمان اغلب تکراری می باشد، از قبیل اتخاذ تصمیم به افزایش حقوق یا پرداخت اضافه کار و امثالهم که می توان برای سهولت بیشتر برای این گروه از تصمیم گیری ها، آئین نامه و دستورالعمل لازم تهیه نمود که تصمیم ها با توجه به آنها اخذ شوند. در این صورت می شود این تصمیم ها را به ماشین های محاسبه و کامپیوتر واگذار کرد.
در مقابل تصمیم گیری های با برنامه، « تصمیم گیری برنامه ریزی نشده » نیز در سازمان به مرحله اجرا در می آید و آن، مواقعی است که موضوع و یا مشکل جدیدی مطرح شود. در این صورت تصمیم گیرنده با توجه به تجزیه و تحلیل اطلاعات و آمار و کمک گرفتن از سایر انواع تکنیک های محاسباتی به اخذ تصمیم مبادرت می ورزد.
تصمیم گیری های تکراری و روزانه، راه و روش و علوم مشخصی دارند و تصمیم گیرنده با معیارها و ضوابط قبلی به ارزیابی آنها می پردازد. به زعم هربرت سایمون این گروه از تصمیم گیری از نوع تصمیم گیری های برنامه ریزی شده هستند. تصمیم گیری های برنامه ریزی نشده به عقیده نامبرده به صورت موردی پیش می آیند، هر بار که با تکیه بر آمار و اطلاعات به اخذ تصمیم مبادرت می شود. در این نوع تصمیم گیری ها، توانائی رئیس سازمان در انجام دادن تکالیف مدیریت به هنگان لزوم تصمیم گیری بدون برنامه که باید بر پایه منطقی و قابل دفاع استوار باشد، نقش اساسی ایفاء می نماید.
در تصمیم گیری موردی و بدون برنامه، عامل زمان دارای اهمیت ویژه ای است. به طور مثال، در کلیه عملیات های جنگی که طی تصمیم های لازم، جهات مختلف آنها به دقت سنجیده و ارزیابی می شوند، فقط با توجه به شرایط مطلوب و مناسب بودن زمان، تصمیم های اتخاذ شده از قوه به فعل در می آیند، در غیر این صورت باید از تصمیمات موردی و بدون برنامه استفاده کرد. در مسائل اداری نیز موضوع به گونه مسائل نظامی است. تصمیم گیری اداری تحت شرایطی که زمان پاسخ مناسب تری به خواست تصمیم گیرندگان دارد، بدون تردید توفیق بیشتری به همراه خواهد داشت تا در شرایط مبهم و مشکوک زمانی؛ مینتزبرگ و دیگران در این باره عقیده دارند که تصمیمات در مواقع بحرانی از قبیل جنگ، آتش سوزی و… اغلب ناگهانی اتخاذ می شوند و بدون برنامه هستند زیرا شرایط نیاز به تصمیم گیری سریع دارد. به عقیده « مینتزبرگ » و دیگران علی رغم نیاز به سرعت در تصمیم گیری در شرایط فوق العاده، مع هذا مدیران و تصمیم گیرندگان در جهت حل مشکل و کم کردن ابهامات و تردیدها، با استفاده از فرصت هر چند کوتاه به جمع آوری اطلاعات پرداخته تا به منطقه یا مرز مطمئن تصمیم گیری برسند. در این گونه موارد صحت تصمیم گیری فقط با تشخیص زمان و لحظه مناسب و سرعت در اتخاذ تصمیم ارزیابی و تعیین خواهد شد (فخیمی، 1379).
– تصمیمات معمول و غیر معمول:
تصمیمات سازمانی را می توان به دو دسته طبقه بندی کرد:1- معمولی (با برنامه) 2- غیر معمول (بی برنامه). تصمیمات معمول: مطابق با عادات، قواعد یا رویه های معینی اتخاذ می شوند و تصمیماتی است مبتنی بر خط مشی ها، رویه ها و مقررات که برای تسهیل کار سازمان پیشاپیش وضع می شوند و استفاده از آنها ضمن تسهیل جریان امور، موجب می شود که مدیران و کارکنان سازمان به جای پرداختن به مسائل تکراری و عادی، وقت و انرژی خود را به فعالیتهای دیگر یا حل مسائل جدید اختصاص دهند.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

تصمیمات غیر معمول: بر عکس، تصمیمات غیر معمول تصمیماتی است که با مشکلات و مسائل غیر عادی و جدید سروکار دارد. ملاک غیر معمول بودن تصمیمات سازمانی، عدم تکرار آنها، جدید بودن، و فقدان رویه های معین برای اتخاذ آنها است. بسیاری از مشکلات مدیران رده بالای سازمانها مستلزم تصمیمات غیر معمول است (علاقه بند، 1384).
– تصمیمات حل مسأله و تصمیمات شناسایی فرصت ها:
الف- تصمیمات حل مسأله: از این نوع تصمیمات جهت اتخاذ تصمیم برای کل مسائل فعلی و پیش بینی شده سازمان استفاده به عمل می آید. بسیاری از مدیران علاقه مند به اتخاذ تصمیمات حل مسأله در حوزه تصمیمات عقلایی هستند. تصمیمات مدیریت، حوزه عقلانیت معینی دارد. مطابق این مفهوم، عقلانیت تصمیم مدیران به عوامل زیر بستگی دارد. این عوامل را عوامل محدود کننده تعیین می کنند. زیرا اعتقاد صاحب نظران بر این است که مدیران غالباً حل مسأله را از طریق عقلانیت انجام می دهند.
– تلاش برای تغییر هدفها و استمرار این تحولات
– وجود ابهام در تبیین مسائل و ابعاد آن
– محدود بودن منابع برای گردآوری داده ها و تنظیم راه حل های جانشین
– عدم وجود پیش بینی نتایج فعالیتها و ناکافی بودن دانش درباره وقوع آنها
مدیران به جای دستیابی به بهترین راه ها برای حل مسأله، درصد یافتن راه حل های رضایت بخش هستند. به عبارت دیگر، تلاش می کنند به تعدادی از هدفهای فراگیر سازمانی به طور رضایت بخشی دست یابند تا اینکه سود یا دیگر هدفهای بخشی و جزئی سازمان را به حداکثر برسانند. از آنجائی که عوامل فیزیکی، اقتصادی، اجتماعی و روانشناسی برای فعالیتها محدودیت به وجود می آورند لذا مدیران باید در این چارچوب فعالیت کنند.
ب- تصمیمات شناسایی فرصتها: از آنجا که سازمانها با شناخت فرصتها و بهره برداری مناسب و کارآمد از آنها می توانند علاوه بر توسعه سازمان، بقاء و دوام بلند مدت آن را نیز تضمین کنند لذا شناسایی هر فرصت، فعالیتی مناسبی تلقی می شود که استعداد رشد، افزایش منابع و ارتقاء کارایی سایر هدف های سازمان را در بردارد. این تصمیمات تحت تأثیر چند عامل قرار دارند که از جمله انگیزه پذیرش مخاطره و توانایی شناخت فرصتها و قدرت بهره برداری صحیح از آنها را می توان نام برد. زمانی که سازمانها دچار عملکرد ضعیف می شوند در واقع خود را در معرض خطر قرار می دهند که ریشه آن در واقع در تصمیمات مدیریت نهفته است، در حالی که عملکرد مناسب مدیران و سازمانها موجب می شود که سازمان کمتر در معرض خطر قرار بگیرد. بنابراین، عملکرد سازمانها بر تعدد فرصت ها یی تأثیر می گذارد که مدیران به اتخاذ تصمیمات مربوط به آنها برای اجرا از سوی سازمان می پردازند (حمیدی زاده، 1377).
– تصمیمات پایا و ناپایا:
تمامی تصمیمات ممکن است بر اثر شرایطی، دچار تغییر لحظه ای یا کوتاه مدت شوند. نوساناتی که
در این تصمیمات پیش از اجرا و حتی حین اجرا پیش می آید عاملی برای بی ثباتی آنها است. از این رو نوعی دیگر از طبقه بندی تصمیمات با عنوان تصمیمات پایا و ناپایا مطرح می شود. اساساً زمانی که هر یک از تصمیمات ذکر شده شرایط زیر را دارا باشند یا بتوانند این شرایط را به وجود آورند پایا تلقی می شوند. در غیر این صورت ناپایا هستند. اما، سازمانها نمی توانند هدایت و توسعه فعالیتها و بهره برداری از منابع، حفظ و نگهداری و پرورش نیروی انسانی را با تصمیمات ناپایا پیش ببرند.
پذیرش اعضاء
روان کردن کارها
کاستن از هزینه ها
افزایش منابع و فواید
نزدیک شدن به هدفها

انطباق با شرایط
به کارگیری تجارب
آرامش بخشیدن به محیط
تصمیمات ناپایا ضمن ایجاد تنش، موجب بی ثباتی در سیاستها، برنامه ها، خط مشی ها، رویه ها و حتی وظایف سازمانی می شوند. این تصمیمات به تدریج اعتماد به نفس مدیران را از بین می برند و آنها را دچار تزلزل رأی، قضاوت و حتی تشخیص می کنند. بنابراین، مدیران باید تلاش کنند با مطالعه لازم و نیز ژرف اندیشی، آینده نگری و عاقبت بینی مبادرت به اتخاذ تصمیم بکنند (حمیدی زاده، 1377).

ایگور انسف در مقاله ای درباره تئوری « استراتژی مؤسسه » معتقد است که مدیریت با سه نوع تصمیم اصلی مواجه است: استراتژیک، عملیاتی و اداری. این طبقه بندی برای تفکیک انواع تصمیم گیری سودمند است (جی. ای. کل، 1374).
الف- تصمیم های استراتژیک: این نوع تصمیم ها بلند مدت هستند و رابطه سازمان را با محیط آن به طور مشخص بر حسب محصول و بازار تعیین می کنند. این تصمیم ها هدف ها و مقاصد اصلی سازمان را تدوین می کنند و بیانیه عمده خط مشی را در بر می گیرند. این تصمیم ها تکراری و روزمره نیستند. آنها معمولاً پیچیده هستند، یعنی تعداد بسیاری از متغیرها را باید از انتخاب نهایی مورد توجه قرار داد.
ب- تصمیم های عملیاتی: این تصمیم ها کوتاه مدت هستند و موضوعاتی چون مقدار تولید، جهت گذاری و میزان موجودی انبار را حل و فصل می کنند. در اینجا متغییرهای کمتری در فرآیند تصمیم گیری دخالت دارند و تصمیم ها تکراری و روزمره است. تصمیم های عملیاتی معمولاً بر اساس تصمیم ها برتری داده می شوند، زیرا با حجم بزرگ سر و کار دارند و نتیجه آن در کوتاه مدت به نمایش در می آید.
ج- تصمیم های اداری: علت این تصمیم ها، تناقض های موجود بین مسائل استراتژیک و عملیاتی است و
تحت تأثیر آنها قرار می گیرند. آنها ضرورتاً به ایجاد ساختار سازمان، یعنی تعیین خطوط اختیار و ارتباطات می پردازند. کاربرد «اداری» در این معنا محدودتر از معنای رایج آن است (جی. ای. کل، 1374).
2-1-11 استفاده از مدل در تصمیم گیری و انواع مدل ها:
مدل عبارت است از الگویی که از واقعیت گرفته شده و روابط بین متغیرها را نشان می دهد، می توان از آن برای پیش بینی در تصمیم گیری استفاده کرد. تصمیم گیرنده می تواند مدلی از سیستم مورد نظر خود را ایجاد کرده و سپس به کمک آن نتایج مختلفی را که از تصمیم های گوناگون حاصل می شود مورد علاقه قرار دهد. با بکارگیری مدل، بدون آنکه مخاطره تصمیم گیری در دنیای واقعی را داشته باشیم، می توانیم مطلوبترین تصمیم را اتخاذ کنیم. در اغلب اوقات، غیر ممکن یا مشکل است که شقوق مختلف تصمیم را عملاً آزمایش کرده و از میان آنها مهمترین را انتخاب کرد، در حالی که این امر با استفاده از مدل به سادگی امکان پذیر است. به وسیله یک مدل، آثار تغییرات مختلف می تواند به سرعت و با دقت مورد سنجش قرار گرفته و تصمیم گیرنده بدون مخاطره و ریسک از نتایج آنها مطلع شود (الوانی، 1385).
مشکل اصلی در مدل سازی این است که گاهی مدل گویای واقعیات نبوده و سیستم اصلی را به درستی نشان نمی دهد. در چنین حالتی نتیجه گیری و اتکا به مدل مفید نبوده و گمراه کننده خواهد بود. به هنگام طراحی مدل باید به این پرسش پاسخ داد که آیا مدل تمامی اجزای سیستم واقعی را دارا است؟ و آیا اجزای مذکور نشان دهنده واقعیات موجود می باشند؟ شناخت مدل سازی از سیستم و نظر جویی از افراد مطلع و آگاه می تواند او را در ساخت مدلی صحیح و مقرون به واقعیت یاری دهد. همچنین طراح مدل می تواند نتایج حاصل را با عملکردهای واقعی تطبیق دهد و در مرحله آزمایش از صحت و درستی و قدرت پیش بینی آن مطمئن شود. البته باید در نظر داشت که تمامی مقوله های مورد تصمیم را نمی توان در قالب مدل نشان داد، و تنها در مواردی که شناخت اجزاء یک سیستم و روابط آن قابل بیان باشد می توان به طراحی مدل پرداخت.
مدل ها برداشت و شمایی از واقعیت هستند، ولی عین واقعیت نبوده و از این رو، نشان دهنده دقیق سیستمهای واقعی نمی باشند. البته این، خصوصیتی منفی برای مدل به شمار نمی آید. زیرا یکی از هدف ها ساده ساختن و نشان دادن اجزای اصلی و مورد نظر سیستم می باشد و گاهی اوقات در مدل سازی عوامل اضافی و مخل عمداً کنار نهاده می شوند تا مدلی بدست آید که ضمن نشان دادن اجزای اصلی و ارتباط بین آنها، به اندازه کافی ساده بوده و به سهولت مورد استفاده قرار گیرد. مدل مطلوب مدلی است که اجزای اصلی مورد نظر در تحزیه و تحلیل و تصمیم گیری را دارا بوده و اگر چه درست همانند واقعیت نیست ولی با نشان دادن روابط بین اجزاء وسیله ای ساده و مناسب در اختیار تحلیل گر و تصمیم گیرنده قرار بدهد. مدل های مختلفی برای پیش بینی، اخذ تصمیم و تجزیه و تحلیل فعالیتهای مدیریت بکار می روند که هر یک دارای درجه خاصی بوده و در زمینه ویژه ای مورد استفاده قرار می گیرند که ذیلاً به برخی از آنها اشاره می گردد:
1- مدل های کلامی: مدل های کلامی به صورت نوشتار و در قالب عبارات و جملات بیان شده و مدل های تشریحی به شمار می آیند. در این نوع مدل ها روابط بین متغیرها به کمک جملات و عبارات تشریح می شود. اگر فردی از شما آدرس محلی را بپرسد و شما برای او توضیح دهید که باید از چه مسیرها و خیابانهایی بگذرد تا به محل موعود برسد، از مدل کلامی استفاده کرده اید. همین طور اگر

Share article:

Permalink:

Add your widget here