پایان نامه مدیریت

پایان نامه مدیریت درباره : خلاقیت و نوآوری

انسان محصول خلاقیت ها و نوآوری ها است.

ادامه حیات انسان بدون خلاقیت و نوآوری امکان پذیر نیست.
خلاقیت و نوآوری یکی از اصلی ترین اهداف تعلیم و تربیت است.
خلاقیت و نوآوری عامل بهبود مستمر کیفیت زندگی و افزایش رفاه و آسودگی و نیز مرتفع کننده مشکلات و موانع موجود در زمینه های مذکور است.
خلاقیت و نوآوری موجبات رشد و توسعه اقتصادی، علمی و صنعتی را فراهم می سازد.
همه سازمانها و کارخانه ها و کلیه تولیدات و محصولات آنها حاصل خلاقیت و نوآوری است.
جوامع پیشرفته تر دارای خلاقیت و نوآوری بیشتری هستند.
2-2-3 ب- نقش و اهمیت خلاقیت و نوآوری از جنبه فردی:
خلاقیت و نوآوری عامل رشد و شکوفایی و سوق دهنده به سوی خود شکوفایی است.
خلاقیت و نوآوری در رشد و ظهور مهارت ها مانند مهارت های حل مسأله، خود آگاهی و مهارتهای هنری، حرکتی، علمی و مکانیکی مؤثر است.
خلاقیت و نوآوری از طریق ایجاد زمینه های انعطاف پذیری ذهنی و رفتاری در توسعه روابط اجتماعی نقش مهمی دارد.
خلاقیت و نوآوری عامل موقعیت های فردی، شغلی و اجتماعی است.

خلاقیت و نوآوری زمینه های کنجکاوی، تلاش و تفکر را نیز فراهم می آورد.
خلاقیت و نوآوری باعث ارتقای سطح بهداشت روانی افراد می شود.
2-2-4 ج- نقش و اهمیت خلاقیت و نوآوری از جنبه سازمانی:
خلاقیت و نوآوری عامل پیدایش سازمان است.
خلاقیت و نوآوری تولیدات و خدمات را توسعه می دهد.
خلاقیت و نوآوری عامل افزایش کمّیت، تنوع تولیدات و خدمات است.
خلاقیت و نوآوری موجب افزایش کیفیت تولیدات و خدمات و موفقیت در رقابت می شود.
خلاقیت و نوآوری موجب کاهش هزینه، ضایعات و اتلاف منابع می شود.
خلاقیت و نوآوری انگیزش کاری کارکنان را افزایش می دهد (سام خانیان، 1387).
2-2-5 تعاریف خلاقیت و نوآوری:

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

خلاقیت واژه ای عربی از ریشه «خلق» به معنی آفریدن است. در لغت نامه دهخدا خلاقیت خلق کردن و بوجود آوردن است و خلاق شخصی است که دارای عقاید نوباشد، و نیز نوآوری از کلمه لاتین ” Innovate ” به معنای” ساختن یک چیز جدید” استخراج شده است (آقایی فیشانی، 1377).
دانشمندان خلاقیت را با تعابیر متعددی بیان نموده اند به طوری که هر تعریفی بیانگر یکی از ابعاد مهم فراگرد خلاقیت است.
برخی از تعاریف خلاقیت، ویژگی های افرادخلاق را محور قرار داده اند.
به عنوان مثال: گیلفورد خلاقیت را مجموعه ای از توانایی ها و خصیصه هایی می داند که موجب تفکر خلاق می شوند.
گروهی دیگر بر اساس فرآیند خلاق، خلاقیت را تبیین کرده اند.
به عنوان مثال: تورنس خلاقیت را فرآیند حس کردن مشکلات، مسائل، شکاف دز اطلاعات عناصر گم شده، حدس زدن ها و تدوین فرضیه درباره این نواقص و آزمودن این حدس ها و احتمالاً تجدید نظر آن ها و سرانجام انتقال نتایج تعریف کرده است.
فرهنگ روانشاسی پنگوئن، خلاقیت را فرآیندهای ذهنیی می داند که به راه حل ها، ایده ها، به تصور در آوردن اشکال هنری، تئوری ها یا محصولات نو و بی مانند (نوآوری) منتهی می گردد.
برخی معتقدند که خلاقیت باید بر مبنای محصول خلاق (تازه) تعریف شود.
به عنوان مثال: گیزلین معتقد است خلاقیت ارائه کیفیت های تازه ای از مفاهیم و معانی است.
برخی دیگر معتقدند که خلاقیت را باید براساس توانایی حل مسأله تعریف کرد. به عنوان مثال: گانیه، معتقد است که خلاقیت نوع ویژه ای از حل مسأله است.
به طوری که ملاحظه می شود وجه اشتراک تعاریف خلاقیت توجه به «تازگی و نو بودن» است. اما نو بودن به تنهایی مفهوم خلاقیت را روشن نمی کند. زیرا بسیاری از چیزها می توانند تازه باشند اما خلاقانه نیستند. با توجه به این نقص برخی از محققان عنصر سودمندی یا ارزشمندی را به مفهوم تازگی اضافه کرده اند. به عنوان مثال : ورنون معتقد است خلاقیت توانایی شخص در ایجاد ایده ها، نظرها، بینش ها، اشیای جدید و بازسازی مجدد در علوم و سایر زمینه ها است که از نظر محققان، ابتکاری و از لحاظ علمی، زیباشناسی، فن آوری و اجتماعی باارزش قلمداد گردد.
با عنایت به تعریف ها و تعبیرهای متعدد از خلاقیت می توان گفت ارائه تعریفی جامع و مانع از خلاقیت که همه ابعاد و کنشهای آن را شامل شود، اگر غیر ممکن نباشد، فوق العاده مشکل است خلاقیت یک اصطلاح کلی است و الزاماً یک رویداد یا کیفیت خاص را نشان نمی دهد. خلاقیت در واقع مجموعه ای از عوامل شخصی، فرآیند و محصول است که در یک محیط اجتماعی با هم در تعامل هستند. هسته اصلی یا عامل مشترک در همه تعاریف مربوط به خلاقیت « ایجاد چیز جدید و با ارزش است ». بنابراین می توان گفت خلاقیت به معنای خلق کردن چیز تازه و منحصر به فرد است که به گونه ای مناسب و مفید تبدیل به نوآوری شده و موجب حل یک مسأله، سؤال یا نیاز علمی، صنعتی و یا اجتماعی و موارد مختلف دیگر شود (پیرخائفی، 1383).
آن چه در ایجاد چیز جدید یا طرح جدید و به طور کلی در فرآیند خلاقیت اهمیت دارد تفکر است؛ زیرا خلاقیت یک نوع فعالیت فکری است (سام خانیان، 1387).
2-2-6 شیوه های تفکر:
رضایی( 1379 ) شیوه های تفکر را به صورت زیر تقسیم بندی کرده است :
1. سببی یا علمی
2. تفکر استقرایی
3. تفکر قیاسی
4. تفکر قضاوتی و تحلیلی برای حل مسأله
5. تفکر خلاق
تفکر خلاق : نوعی از تفکر است که در آن ذهن به طور عمیق با یک مسأله درگیر می شود، به تجسم و واضح سازی آن می پردازد و به منظور تنظیم کردن نتیجه تفکر یا دریافت مفاهیم جدید مبادرت به جرح و تعدیل آن می‌کند. شریعتمداری (1376) ضمن بیان انواع تفکر، تفکر خلاق را با تفکر عادی یا حل مسأله متفاوت دانسته و می گوید در جریان تفکر عادی فرد ممکن است موفق به کشف امر خاصی شود؛ فرض کنیم یک نفر را در برابر مسأله یا مشکل ریاضی قرار دهیم و از او بخواهیم در حل این مسأله اقدام کند. ضمناً توجه داشته باشیم که این مسأله چند راه حل دارد و یکی از این راه حل ها زودتر مسأله را حل می کند. فرد مذکور طبق معمول سعی می کند مسأله مورد بحث را درست بفهمد، معلومات و مفروضات آن را مشخص کند، ارتباط آنها را درک نماید و از طریق سازمان دادن مفروضات، راه حل مورد نظر را کشف کند. در این جریان او نیز فکر خود را بکار انداخته است، به هر حال آنچه را که کشف نموده از ابتدا معین بوده است. اما اگر همین فرد در حل این مسأله راه حل تازه ای را بر فرض اینکه امکان وجود چنین راه حلی در میان باشد، کشف نماید و خود در یافتن و انتخاب آن مبتکر باشد، در این صورت تفکر او جنبه خلاقیت دارد.
آنچه تفکر خلاق را از تفکر عادی جدا می کند، مربوط به اصالت و تازگی نظر یا فرضیه ای است که فرد مبتکر عرضه می دارد، در تفکر عادی فرد معمولاً از تجربیات قبلی خود استفاده می کند؛ آنها را در زمینه و طرح جدیدی قرار می دهد و با تغییر شکل و سازماندهی مجدد، در حل مسائل از آنها استفاده می کند.
در تفکر خلاق، راههای غیر عادی و معمولی نظر فرد را به خود جلب می کند. ممکن است فرد مسأله تازه ای را مطرح کند یا فرضیه های کاملاً غیر عادی که بالنسبه مورد قبول دیگران است ارائه نماید.
معمولاً افرادی که در رشته های مختلف دانش بشری، مسأله تازه ای طرح می کنند و فکر و اندیشه تازه ای به وجود می آورند یا طریق جدیدی برای حل مسأله آن رشته ارائه می دهند، مبتکر و خلاق خوانده می شوند. ممکن است یک آهنگ س
از آهنگ جدیدی اختراع کند. یک نویسنده، سبک خاصی به وجود آورد. و یا یک ریاضی دان یا فیزیک دان در رشته خود کشف تازه ای بنماید. هر کدام این ها در رشته خود خلاق، نوآور و مبتکر هستند؛ اگر چه تأثیر اختراع آنها در پیشرفت تمدن بشری متفاوت باشد.
شعاری نژاد (1371)، معتقد است « تفکر خلاق، استعداد و توانایی شناخت روابط تازه و مهم در افکار و پدیده های موجود است؛ یا توانایی دریافت روابط جدید، روشهای تازه، راه حل های تازه یا حتی مسائل جدید می باشد ».
رضایی در سال (1379) در مقاله ای با عنوان ( خلاقیت و نو آوری در آموزش و پرورش ) ویژگی انسان را تفکر می داند که به مدد آن قادر به انجام تغییرات مورد نیاز در محیط خود می شود. او با مهم شمردن تأثیر آموزش و پرورش برایجاد و توسعه تغییرات مطلوب اجتماعی، خواستار طراحی و اجرای برنامه هایی برای گسترش تفکر خلاق در نظام آموزشی کشور است.
2-2-7 مراحل تفکر خلاق:
ایجاد و پرورش نوآوری و خلاقیت معمولاً دارای مراحلی است که نه به عنوان یک روش علمی و فرموله شده، بلکه به عنوان یک راهنما می تواند برای افراد در همه جا مفید باشد.
اسبورن فرآیند حل خلاق مسائل را شامل سه مرحله اصلی می داند که این مراحل عبارتند از :
حقیقت یابی ( شامل تعریف مسأله و آماده سازی است ).
ایده یابی ( شامل ایده سازی و ایده پروری است ).
راه حل یابی ( شامل ارزیابی و گزینش است ).
از جمله مدل های خلاقیت ارائه شده برای فرآیند خلاقیت عبارت است از :
صمدآقایی (1380) خاطر نشان می سازد که والاس فرآیند خلاقیت را شامل چهار مرحله آمادگی ، نهفتگی ، بصیرت و دوره آزمایش می داند. در نظریه والاس که تا حد زیادی مورد تأیید صاحب نظران است، آمادگی به معنی تحقیق، بررسی و جمع آوری همه جانبه حقایق است و منظور از نهفتگی این است که اطلاعات گذشته و جدید بدون کوشش آگاهانه برای دست یابی به رهیافت با یکدیگر ترکیب شوند. بصیرت مرحله ای است که فرد ایده یا رهیافت مسأله را به طور ناگهانی به دست می‌آورد و در دوره آزمایش که مرحله نهایی فرآیند خلاقیت است، آنچه را به دست آورده‌ایم از اختراع، اکتشاف یا نظریه تازه مورد ارزیابی قرار می‌دهد و آن را از لحاظ صنعتی آزمایشمی کند.
2-2-8 فرآیند نوآوری در سازمان:
معمولاً در سازمان، نوآوری به صورت اقدامات متوالی یا از مجرای مراحل پیاپی صورت می گیرد. برای اینکه فرآیند نوآوری به صورت موفقیت آمیز به اجرا درآید، مدیران باید نسبت به این امر اطمینان حاصل کنند که مراحل مورد نظر به ترتیب در سازمان رخ می دهد. اگر در آن فرآیند یکی از مراحل اجرا نشود یا یکی از ارکان وجود نداشته باشند، فرآیند نوآوری با شکست روبرو خواهد شد.
1- نیاز : نیاز برای تغییر و نوآوری، زمانی به وجود می آید که مدیران نسبت به عملکرد جاری سازمان، ناراضی باشند. وجود چنین مسأله ای باعث می شود که مدیران در پیروش های جدید برآیند و در این میان از وجودروش های تازه آگاه گردند.
2- نظر یا ایده : نظر یا ایده، راه جدیدی برای انجام کارهاست. این نظر یا ایده می تواند به صورت الگو، طرح یا برنامه ای باشد که یک سازمان باید آن را به اجرا درآورد یا امکان دارد به صورت دستگاهی جدید، محصولی تازه یا روش جدید برای نظارت بر امور یا شیوه مدیریت بر سازمان باشد.
3- پذیرفتن : پذیرفتن به مرحله ای گفته می شود که مدیران یا تصمیم گیرندگان درصدد برآیند نظر یا ایده پیشنهادی را به اجرا درآورند.
4- اجرا : در مرحله اجرا اعضای سازمان به یک ایده، روش یا رفتار جدید جامه عمل می پوشانند.
5- منابع : نوآوری به خودی خود صورت نمی گیرد بلکه مستلزم صرف وقت و منابع است؛ هم برای ارائه ایده جدید و هم برای جامه عمل پوشانیدن به آن.
مراحل لازم برای نوآوری موفقیت آمیز در شکل شماره (2- 1)آمده است (عالی، 1379).

شکل (2-1): فرآیند یک نوآوری موفقیت آمیز
2-2-9 الف) خلاقیت پایدار در حل مسائل سازمانی:
امروزه رشد و توسعه سازمان ها در گرو حل مشکلات آینده سازمان در ابعاد مختلف پرسنلی، فنی، مالی، اقتصادی، مشتریان و ذینفعان خواهد بود. حل مسائل سازمانی صرفاً به مفهوم حل مشکلات امروز سازمان نیست، بلکه مشکلات امروز به طور طبیعی خودشان را بر مدیریت سازمان تحمیل می کنند. مدیران موفق، مسائل آینده سازمان را تشخیص می دهند و آنها را حل می کنند.
حل مسائل سازمانی نه تنها نیازمند پیگیری سیستماتیک مراحل مختلف حل مسأله است، بلکه متکی به توانایی و همکاری و خلاقیت کارکنان می باشد. کارکنان برای بکارگیری خلاقیت های خود در جهت حل مسائل سازمان، نیازمند ترغیب و حمایت می باشند. برای ایجاد پایداری در خلاقیت، لازم است تا موارد زیر در سازمان مورد توجه کارکنان، کارشناسان و مدیران قرار گیرد.
1- ایجاد انعطاف پذیری و اصلاح نظام ارزیابی عملکرد: مقررات و ضوابط سنتی و خشک از بروز خلاقیت ها در سازمان جلوگیری می کند. همچنین لازم است تا نظام ارزیابی عملکرد از حالت سنتی و فرمالیته تغییر پیدا کند و به گونه ای نباشد که مانع خلاقیت و نوآوری کارکنان و کارشناسان شود. مدیران باید با ایجاد انعطاف، محدودیت های تحمیل شده بر کارکنان و کارشناسان را کاهش دهند و زمینه را برای تقویت خلاقیت در آنان آماده سازند. در یک سازمان خلاق و نوآور ارزیابی کارکنان بر اساس حضور فیزیکی آنان صورت نمی پذیرد بلکه تمام منابع انسانی سازمان بر اساس شاخص های تعالی و پیشرفت کارکنان و کیفیت فعالیت ها و خدمات و میزان نوآوری ارزیابی می گردند.
2- تفویض اختیار: تفویض اختیار و اعطای مسئولیت به کارکنان این امکان را به آنان می دهد که از تجارب خود بیاموزند، آنان را در خلق ایده ها و راهکارهای جدید یاری می دهد و احساس مسئولیتشان را در تحقق اهداف سازمان بالا می برد. لذا بایستی مدیران با دادن اختیارات، مسئولیت انجام کار و نحوه انجام آن را به کارکنان و کارشناسان سازمان واگذار نمایند و ترتیبی اتخاذ کنند که رسیدگی و نظارت فیزیکی به حداقل ممکن برسد و کارکنان و کارشناسان ماحصل کار خود را مشاهده نمایند.
3- اطلاعات: زیربنای تصمیمات درست استفاده از اطلاعات لازم برای تصمیم گیری می باشد. لذا باید اطمینان پیدا کرد که کارکنان و کارشناسان به اطلاعاتی که برای انجام کارشان لازم است دسترسی داشته باشند. اتخاذ تصمیمات درست، اجرای آنها را میسّر می سازد و موجب پایداری انگیزش در کارکنان و کارشناسان سازمان خواهد بود.
4- تعیین حدود اهداف و انتظارات: اهداف و انتظارات سطح پایین انگیزه لازم را در کارکنان و کارشناسان ایجاد نمی نماید. همچنین بالا بودن انتظارات ممکن است موجب شکست و یأس آنان شود؛ لذا ضروری است تا انتظارات و اهداف سازمانی را در حد مناسب تنظیم نمود.
5- ترغیب ریسک پذیری: مدیران بایستی ریسک پذیری را در موقعیت هایی که نتایج شکست قابل تحمل است، تشویق نمایند. این عمل کمک می کند تا تصمیمات و اقدامات به مرور زمان از جامعیت بیشتری برخوردار شوند.
6- ایجاد جو مناسب: مدیران بایستی فرصت لازم را برای بیان نظرات تمام کارکنان و کارشناسان فراهم آورند. از انتقادهای سخت گیرانه پرهیز کنند و برای ایده ها و عملکردهای خوب، ارزش و پاداش مناسب قائل شوند.
2-2-10 ب) نقش مدیریت در پرورش خلاقیت و نوآوری در سازمان:
نقش مدیریت در مجموعه‌هایی که خلاقیت و نوآوری از ضروریات و عامل اصلی است (بخصوص مراکز و مؤسسات تحقیقاتی و پژوهشی) بسیار مهم و حساس است؛ زیرا مدیریت می‌تواند توانایی و استعداد خلاقیت و نوآوری را در افراد ایجاد، ترویج و تشویق

Share article:

Permalink:

Add your widget here