پایان نامه ها

منابع تحقیق درباره کتابخانه، عباد، عضدالدوله، مراکز

در شیراز و بغداد اقدام کردند و برای تسلط بیشتر بر اوضاع قلمرو خلافت و ترویج تشیع، اقدامات اجتماعی و فرهنگی در خور توجهی انجام دادند. وجود این همه توجه و حمایت از طرف پادشاهان نسبت به علما موجب پیشرفت های فراوان و قابل‌توجه در علوم مختلف شد. در این دوران مرحوم شیخ مفید در دولت آل بویه، حضوری همراه با عظمت و کرامت داشت و عضد‌‌‌الدوله بارها به زیارت وی رفت. شیخ صدوق نیز با دعوت رکن‌الدوله به ری آمد. سید رضی -یکی از بزرگترین دانشمندان شیعی آن زمان ـ به فرمان بهاء‌الدوله دیلمی به عنوان نقیب علویان عراق و قاضی القضاه حکومت آل بویه منصوب شد.70
به جز علمای علوم دینی، می‌توان به استخری جغرافیدان، ابوالوفای بوزجانی ریاضی‌دان71، النسوی72 که اعداد هندی را رایج کرد و بالاخره پزشکان برجسته ای چون المجوسی اشاره کرد که مورد حمایت آلبویه بودند. ثابت بن ابراهیم صابی(پزشک)، ابوالقاسم(منجم)، ابوالفرج اصفهانی (مورخ)، ابن مسکویه (مورخ) ابوالحسن سنان (مورخ و پزشک) از مهمترین دانشمندان دربار معزالدوله بودند. پزشکان و دانشمندان زیادی نیز در دربار دیگر امرای آل بویه از جمله عضدالدوله زندگی میکردند. همچنین نباید از کتاب‌های شفاء، قانون و اشارات شیخ الرئیس ابوعلی سینا چشم‌پوشی کرد که تا به امروز در مراکز مهم علمی جهان مورد توجه اندیشمندان مسلمان و غیر مسلمان می‌باشند.73
عصر آل بویه از نظر کتاب و کتابخانه هم، نسبت به عصرهای دیگر، امتیاز داشت. در آن زمان، در هر رشته از علم و ادب بهترین و نفیس‌ترین کتاب‌ها نوشته شد و با شکوهترین و مهمترین کتابخانه‌ها به وجود آمد. در ایران، عراق، مصر، کتابخانه‌هایی ساخته شد که در هیچ زمانی نظیر نداشت. در بغداد کتابخانه‏هاى عمومى به عنوان مراکز مطالعه و تحصیل تأسیس شد که مشهورترین آنها دار العلم ابو نصر شاپور بن اردشیر، وزیر صمصام الدوله بویهى، بود. تأسیس این دار العلم و دیگر مراکز علمى کمک فراوانى به ایجاد مدارس پیشرفته‏اى چون نظامیه و مستنصریه بغداد کرد. کتابخانههای شیراز، رامهرمز ، ری و اصفهان نیز که به وسیله حکام آل بویه بنا گردیده اند، تحسین جهانیان را برانگیختند. کتابخانه‌ عضد‌‌‌الدوله در شیراز مى‏توانست با کتابخانه سامانیان در بخارا رقابت کند74.
مقدسی از کسانی است که این کتابخانه را‌ مشاهده کرده و از کتاب‌ها، تصاویر و نقشه‌های آن بهره گرفته است. وی چنین می‌گوید: « در ساختمان بزرگ عضدالدوله در شیراز محلی به کتابخانه اختصاص دارد و چند تن از افراد مورد اعتماد شیراز به عنوان وکیل و خازن، در آن به خدمت اشتغال دارند، هر کتابی که تا زمان عضدالدوله درباره ی هر علم یا هر چیز نوشته شده در این کتابخانه موجود است. محل کتابخانه، بنائی طولانی است که در هر طرف آن مخزن‌هایی قرار دارد. کتابهای مربوط به هر علم و فن در حجره ‌ی جداگانه‌ای نهاده شده است. فهرست‌هایی ترتیب داده‌اند که نام کتاب‌ها در آن ثبت شده است. دربان‌ها جلوی در کتابخانه گماشته شده و فقط به افراد با عنوان، اجازه ی ورود می‌دهند. در این کتابخانه نقشه‏هاى جغرافیایى که بر روى کرباس کشیده بودند، وجود داشت که من (مقدسى) آنها را دیدم. از این نقشه‏ها در کتابخانه ی صاحب بن عباد و کتابخانه ی امیر خراسان‏ نیز بود ولى هریک با دیگرى تفاوت داشت.»75 آل بویه وزیرانی همچون ابن عمید و صاحب بن عباد دو تن از مشهورترین دانشمندان علوم عربی را در دولت خود داشتند. یکى از بزرگ‏ترین مؤسسین‏ علوم فصاحت و بلاغت، صاحب بن عباد بود. در چنین دوره‏ ی درخشانى بود که خانه ی صاحب بن عباد، وزیر فخر الدوله در رى، محل رفت و آمد علما و دانشمندان بود. کتابخانهی صاحب عباد در رى به تنهایى به اندازه ی تمام کتابخانه‏هاى آن زمان اروپا کتاب داشت. وی نویسنده ای توانا بود و رسایلش مشهور و مدون است. کتابهایى که در کتابخانه ی او گرد آمده بود، براى هیچ کس فراهم نیامده بود. این کتابخانه از معروف‌ترین کتابخانه‌ها در آن زمان بوده که براى حمل آنان به چهارصد شتر نیاز داشت. طبق گفته خود صاحب، تعداد کتاب‌های کتابخانه‌ او دویست و شش هزار مجلد بوده است.76 بسیاری از آثاری که در این کتابخانه بود، از آثار فلسفی و کلامی و شیعی بود که توسط سلطان محمود غزنوی، پس از سقوط شهر در سال ۴۲۰ ه.ق از بین رفت.
کتابخانهی ابوالفضل بن العمید هم در ری بود که بنا بر نوشته ی‌ مسکویه که به مدت هفت سال کتابدار آنجا بود، در آن کتابخانه، کتاب‌هایی در خصوص هر علم و هر نوع از انواع حکمت و ادب، وجود داشت. کتابخانه ی حبشی نیز که متعلق به فرزند معزالدوله بود، در بصره شهرت بسزایی داشت. در این کتابخانه‌ حدود پانزده هزار کتاب جلد شده و جلد نشده وجود داشت. در کتابخانه‌ها گذشته از کتاب‌های گوناگون، اشیاء نفیس و ظریف هم نگهداری می‌شد از قبیل صورت و نقشه و خطوط خوشنویسان بزرگ و کتاب‌هایی به خط مؤلفین آنها و انواع کاغذهای مرغوب و قلم‌های تراشیده و چیزهای دیگر از این قبیل. چنانکه گفته شده در کتابخانهی بهاء‌الدوله پسر عضد‌‌‌الدوله، انواع کاغذ سمرقندی و چینی و کاغذهای کهنه و ظریف، وجود داشت.
از قدیمى‏ترین و بزرگ‏ترین کتابخانه‏هاى مساجد در عراق، کتابخانه حیدریه مسجد جامع نجف بود. این کتابخانه در قرن چهارم هجرى ساخته شد. گفته‏اند که سلاطین، شاهزادگان، وزیران و دانشمندان در طى سالیان دراز، یکى پس از دیگرى به حمایت از این کتابخانه برخاسته‏اند. مهم‏ترین
کسى که نامش با حیدریه پیوندى نزدیک دارد، امیر آل‏بویه عضدالدوله دیلمى است. کتابخانه حیدریه که در بخش شرقى صحن این مسجد قرار داشت، داراى نسخ خطى گرانبها و ارزشمندى بود. همچنین گفته‏اند این کتابخانه، مجموعه بزرگ زیبایى از مصاحف داشت که برخى از آنها در اولین قرن عصر اسلامى استنساخ شده بود77
2-11. سقوط آل بویه
مهمترین عامل از بین رفتن این دولت، اختلافات خانوادگی بود. اگرچه رکنالدوله پسران خویش را به یگانگى توصیه کرده و در حقیقت تمام ممالک آل بویه را تحت امر عضد‌‌‌الدوله گذاشته بود، لیکن پس از مرگ او به علت اختلافاتى که از یک طرف بین پسران او روى داد و از طرفى دیگر در نتیجه کشمکش بین عضد‌‌‌الدوله و پسر عمویش عز‌‌الدوله که قبل از فوت رکن الدوله شروع شده بود، رشته پیوستگى ممالک دیالمه از هم گسیخت و متصرفات پسران بویه به سه قسمت عمده تقسیم شد و همین تقسیم مقدمه بروز یک سلسله جنگهاى داخلى بین فرزندان رکنالدوله و معز‌‌الدوله و فرزندان ایشان گردید که جز ضعف و خانمان ‏براندازى نتیجهی دیگرى نداد و اسباب انقراض ایشان را به سرعت مهیا ساخت.78 جاه طلبی لشکریان، اوضاع نابسامان اقتصادی و …نیز از عوامل دیگر بودند. چگونگی سقوط آل بویه در فصل چهارم به تفصیل بیان میشود.

فصل سوم
جغرافیای تاریخی خوزستان

دشت حاصلخیز خوزستان‏ از روزگار باستان مورد توجه اقوام ماقبل تاریخ بوده و با جلگهی بینالنهرین ارتباط و همبستگى کامل داشته است که در دامنه ی خود تمدنهاى زیادى را پذیرا شده است. قدیمى‏ترین تمدن ماقبل تاریخ، مربوط به زندگى غارنشینى در این استان پیدا شده که آثار سه دورهی متمایز مربوط به دوران مختلف غارنشینى در آن یافت شده است. از جمله باستان‏شناسان در دامنه کوههاى زاگرس در مکانى به نام چغامیش به الواحى مربوط به دورهی آغاز ادبیات دست یافتند. این استان به علت اوضاع طبیعى و شرایط خاص جغرافیایى، آثار گرانبهایى از تمدنهاى ما قبل تاریخ و تاریخى را در دل خود نهفته دارد. این سرزمین از دیرباز مهد تمدن و فرهنگ بوده و قابلیتهای سرشاری در این زمینه داشته که تاریخ، گواه صادقی بر این مدعاست. وجود مراکز علمی و فرهنگی همچون دانشگاه جندیشاپور در این استان نشانه اهمیت و رونق این سرزمین می‌باشد که استادان بزرگ دانش پزشکی را از یونان، مصر، هند و روم گرد هم آورده بود. پزشکان برجستهای که به مداوای بیماران و تدریس دانشجویان رشته ی پزشکی در این دانشگاه مشغول بودهاند. علما، دانشمندان و شاعران بزرگی همچون عبدالله بن میمون اهوازی، نوبخت اهوازی منجم و فرزندانش، جورجیس پسر بختیشوع جندیشاپوری و شاعران عرب زبان شیعی، مانند ابن سکیت و دعبل خزائی که با اشعار خود ولایت و امامت را پاس داشتهاند و زبان به مقاومت گشودهاند، از همین منطقه برخاسته و در این دیار زندگی میکرده اند.

3-1. جغرافیای تاریخی خوزستان

استان خوزستان گذشته از موقعیت خاص طبیعی و جغرافیایی و دارا بودن منابع سرشار زیرزمینی از لحاظ تاریخی نیز از کهنسالترین مناطق کشور به شمار میرود و از دیرباز دارای تمدن و فرهنگی درخشان بوده است؛ به طوری که آن را از نخستین مراکز پیدایش تمدن بشری دانسته اند.79 خوزستان در قدیم درب دهلیز کشور ایران به سوی شرق محسوب میشد و مرکز بازرگانی ایران و هند بوده است. در صحنهی علم و فرهنگ و نشر علوم در جهان نیز پیشتاز بوده است. دانشگاه جندی‌شاپور در عصر خود و در طی قرون متمادی یکی از مراکز مهم دانشگاهی جهان به شمار میرفته است و در این مرکز علمی، علومی چون پزشکی، فلسفه، نجوم، ریاضیات و مهندسی تدریس میشده است. به ویژه در دوران ساسانیان مرکز تبادل اندیشه و تلاقی افکار شرق و غرب بوده است. این دانشگاه که به دستور شاپور اول بنیان نهاده شد، توسط شاپور دوم مرمت و بازسازی گشت و در زمان انوشیروان تکمیل و توسعه یافت. این مرکز پس از اسلام هم به خدمات خود ادامه داد.
این استان از تمامى زمینهاى رسوبى که رود کارون و شعب متعدد آن ایجاد کرده‏اند، تشکیل شده80 و چندین قرن قبل از اینکه اقوام آریایى به عرصه ظهور بیایند، داراى تمدن شده است‏. تمدن ایلام در این سرزمین شکوفا شد و قلمروی وسیع آنان بخش مهمی از سواحل خلیج فارس را در بر میگرفت. کاوشهای باستانشناسی در تل علیکش قدمت آثار تاریخی این سرزمین را به هشت هزار سال قبل از میلاد میرساند و آثار کشف شده در شوش و شوشتر، تپه بزرگ سورکان و چغازنبیل و تپه های چغامیش در جنوب شرقی دزفول و تپه ابگع یا دیلم در هفت کیلومتری شمال شرقی هفت تپه و صدها اثر دیگر حکایت از روزگار پر عظمت و مردمان خردمند و کوشای این دیار دارد. در هزاره چهارم قبل از میلاد ایلامى‏ها در خوزستان‏، اقامت گزیدند.
حتی پس از تسلط هخامنشیان بر سرزمین ایلام همچنان جایگاه و موقعیت خود را حفظ کرد. خوزستان در زمان ساسانیان یکی از ایالات مهم ایران بوده است. در دولت ساسانى، خوزستان‏ دومین سرزمین و جندى‏شاپور دومین شهر شاهنشاهى بود. خوزستان نه تنها در پیش از اسلام مورد علاقه دولتمردان و حاکمان وقت بوده، بلکه پس از اسلام نیز اهمیت و اعتبار خود را از دست نداده و موقعیت ممتاز خود را در طول تاریخ حفظ کرده است. مقدسی، ابن حوقل، ابن بط
وطه، یاقوت حموی، اصطخری، طبری، گردیزی، حمدالله مستوفی و دیگران در آثار خود از آبادانی و رودخانههای پرجوش و خروش و دشتهای حاصلخیز این سرزمین آگاهیهایی داده اند. مقدسی، خوزستان را یکی از اقالیم عجم میداند.81 بنا به نوشته او شکر تمام بین النهرین و یمن از محصول خوزستان تأمین می شده است. از این رو خوزستان را شکرستان نیز نامیده اند. پارچههای زربفت و ابریشمی و منسوجات خوزستان شهرت جهانی داشته است. فرش و نمد و زیلو در این منطقه در کیفیت عالی تولید می شده است. در پلسازی و سدسازی پیشرو بوده اند و در تفکرات فلسفی و مذهبی بر همه همسایگان خود برتری داشته اند.
سرزمین خوزستان علیرغم اینکه از جنگها، قتلها و غارتها آسیبهای فراوان در طول تاریخ به خود دیده ولی هیچگاه غنای معنوی و مذهبی خود را از دست نداده است. وجود مساجد و سایر اماکن مذهبی چون امامزاده ابراهیم، امامزاده حیدر، امامزاده عبدالله و بقعههایی چون بقعه دانیال نبی در شوش و بقعه جعفر طیار در دزفول و بقعه سید احمد در هفت تپه و صدها زیارتگاه دیگر گواه صادق بر حضور روح معنویت در دل مردمان

پایان نامه ها

منابع تحقیق درباره ه.ق)، کالیجار، بهاء‌الدوله، یزدگرد

عکبره رفت. معز‌‌الدوله کوشید تا بریدیان را به اطاعت خود درآورد و همه عراق را قلمرو خود کند و با خلیفه به بصره رفت تا آن ولایت را از ابو القاسم بریدى بگیرد. اما وى پیش از رسیدن معزالدوله به هجر نزد قرمطیان گریخته بود.
به این ترتیب بیست و دو سال تمام (۳۳۴ه.ق- ۳۵۶ ه.ق) در بغداد، قدرت با معز‌‌الدوله بود و خلیفه عنوانى بیش نبود.30 در زمان معز‌‌الدوله هیچ احترامى براى خلیفه باقى نماند؛ وى از داشتن وزیر محروم بود. فقط کاتبى داشت که به زمینها و مخارج او رسیدگى مى‏کرد، اما معز‌‌الدوله هرکس را که مى‏خواست به وزارت خود انتخاب مى‏کرد. همچنین معز‌‌الدوله در عزل و نصب قضات و صاحبان مشاغل دیگر اعتنایى به خلیفه نمى‏کرد.31 معز‌‌الدوله در سال۳۳۶ ه.ق بصره را نیز تصرف کرد. عماد الدوله در سال ۳۳۸ هجری قمری از دنیا رفت. وی در مدت زندگانى خود امیر الامراء بود. پس از مرگش، این مقام به رکن الدوله رسید. معز‌‌الدوله بر بغداد و عراق و خلیفه مسلط بود و او مانند نایب از طرف دو برادر محسوب مى‏شد.32 وی در سال ۳۵۶ ه.ق از دنیا رفت. پس از او پسرش عز‌‌الدوله به حکومت رسید. رکن‌الدوله نیز در سال ۳۶۶ ه.ق از دنیا رفت.
قدرتمندترین امیر آل بویه، عضد‌‌‌الدوله فرزند رکن‌الدوله بود. در عهد حکومت او که عبارت از سال های پایانی قرن چهارم هجری بود، تمدن اسلام در اوج شکوفایی بود و علم در تمامی شعب آن، از فقه و کلام و فلسفه گرفته تا تا طب و نجوم و ریاضیات، مدارج ترقی وکمال خود را میپیمود و کتابهای نفیس فراوان از هر رشته به رشته تحریر در می آمد. عضدالدوله که خود در سیاست یکه تاز بود، از دوستداران دانش نیز به شمار میرفت و علما و شعرا را گرامی میداشت و بیشتر اوقات با ایشان در مورد علوم مختلف به مباحثه و مناظره می پرداخت. او نحو را در نزد ابوعلی فارسی و ریاضیات را از ابوالحسن صوفی فرا گرفته بود. تعداد زیادی از علمای آن عصر در دربار عضدالدوله گرد آمده بودند و آنان هر یک کتب و مصنفات زیادی در علوم مختلف برای او به رشته تحریر درآوردند. بعد از آنکه عضد‌‌‌الدوله در ۳۷۲ ه.ق و برادرش مؤید الدوله در ۳۷۳ ه.ق) درگذشتند، حکومت عراق و فارس به فرزندان عضد‌‌‌الدوله و حکومت رى و جبال به فخر الدوله و اعقاب وى اختصاص یافت. سرانجام این سلسله در سال ۴۴۷ه.ق به دست سلجوقیان از بین رفت.
2-3. اسامی امرای آل بویه و زمان امارت هر یک
2-3-1. دیالمه فارس‏
۱- عماد الدوله ابو الحسن على بن بویه (۳۲۰- ۳۳۸ ه.ق)
۲- عضد‌‌‌الدوله ابو شجاع پناه خسرو پسر رکن الدوله (۳۳۸ – ۳۷۲ ه.ق)
۳- شرف‌الدوله ابو الفوارس شیرذیل پسر عضد‌‌‌الدوله (۳۷۲ – ۳۷۹ ه.ق)
۴- صمصام الدوله ابو کالیجار مرزبان پسر عضد‌‌‌الدوله (۳۷۹-۳۸۸ه.ق)
۵- بهاء‌الدوله ابو نصر پسر عضد‌‌‌الدوله (۳۸۸-۴۰۳ه.ق)
۶- سلطان الدوله ابو شجاع پسر بهاء‌الدوله (۴۰۳-۴۱۲ه.ق)
۷- عماد الدوله ابو کالیجار مرزبان پسر سلطان الدوله (۴۱۲- ۴۴۰ ه.ق)
۸- ملک الرحیم ابو نصر خسرو فیروز پسر ابو کالیجار مرزبان (۴۴۰-۴۴۷ه.ق)
2-3-2. دیالمه عراق و خوزستان و کرمان‏
۱- معز‌‌الدوله ابو الحسین احمد بن بویه (۳۲۰-۳۵۶ه.ق) در عراق و خوزستان و فارس و کرمان‏
۲- عز‌‌الدوله بختیار پسر معز‌‌الدوله (۳۵۶-۳۶۷ه.ق) در عراق
۳- عضد‌‌‌الدوله ابو شجاع پسر رکن الدوله (۳۶۷-۳۷۲ه.ق) در عراق و خوزستان و فارس و کرمان‏
۴- صمصام الدوله ابو کالیجار مرزبان پسر عضد‌‌‌الدوله (۳۷۲-۳۸۸ه.ق) در عراق و خوزستان و فارس
۵- شرف‌الدوله ابو الفوارس شیرذیل پسر عضد‌‌‌الدوله (۳۷۲-۳۷۹ه.ق) در عراق و خوزستان و فارس و کرمان‏
۶- بهاء‌الدوله ابو نصر پسر عضد‌‌‌الدوله (۳۷۹-۴۰۳ه.ق) در عراق و خوزستان و فارس و کرمان‏
۷- سلطان الدوله ابو شجاع پسر بهاء‌الدوله (۴۰۳-۴۱۲ه.ق) در عراق و خوزستان و فارس‏
۸- مشرف‌الدوله ابو على پسر بهاء‌الدوله (۴۱۲-۴۱۶ه.ق) فقط در عراق
۹- ابو طاهر جلال‌الدوله پسر مشرف‌الدوله (۴۱۶-۴۳۵ه.ق)
۱۰- ابو کالیجار مرزبان پسر سلطان الدوله (۴۳۵-۴۴۰ه.ق) در فارس از ۴۱۵ ه.ق و در کرمان از ۴۱۹ ه.ق و در عراق از ۴۳۵ ه.ق به بعد
۱۱- ملک الرحیم پسر ابو کالیجار(۴۴۰- ۴۴۷ه.ق) فقط در عراق.
۱۲- قوام الدوله ابو الفوارس پسر بهاء‌الدوله (۴۰۳-۴۱۹ه.ق)فقط در کرمان.
۱۳- ابو منصور فولادستون پسر ابو کالیجار (۴۴۰-۴۴۸ه.ق) فقط درکرمان. ( از ۴۱۹ ه.ق تا ۴۴۰ ه.ق کرمان ضمیمه فارس بود.)
2-3-3. دیالمه ری و اصفهان و همدان‏
۱- رکن الدوله ابو على حسن بن بویه (۳۲۱-۳۶۶ه.ق) در تمام عراق عجم و کرمانشاه‏.
۲- مؤید الدوله ابو منصور بویه پسر رکن الدوله (۳۶۶-۳۷۳ه.ق) در اصفهان و از ۳۶۹ ه.ق در رى و همدان و گرگان و قسمتى از طبرستان‏.
۳- فخر الدوله ابو الحسن على پسر رکن الدوله (۳۶۶-۳۸۷ه.ق) در رى و همدان و از ۳۷۳ ه.ق مالک ولایات مؤید الدوله‏ نیز بود.
۴- مجد الدوله ابو طالب رستم پسر فخر الدوله (۳۸۷-۴۲۰ه.ق) فقط در رى.
۵- شمس الدوله ابو طاهر پسر دیگر فخر الدوله (۳۸۷- حدود ۴۱۲ ه.ق) فقط در همدان.
۶- سماء الدوله ابو الحسن پسر شمس الدوله (حدود ۴۱۲-۴۱۴ ه.ق) فقط در همدان.

2-4. نسب آل بویه
درباره نسب این خاندان در میان مورخان نظر واحدی وجود ندارد. برخی از تاریخنگارانی که درباره آل بویه تحقیق کردهاند، نسب آنها را به سلاطین ساسانی میرسانند. بعضى دیگر براى ایشان نسب الهى ساخته‏اند. آنگونه که مولف تاریخ فخری ن
وشته است: « نسب‏ آل بویه از بویه بالا رفته به یکایک پادشاهان ایران مى‏رسد تا آنکه به یهود ابن یعقوب بن اسحاق بن ابراهیم خلیل علیه السلام و همچنان به آدم ابو البشر متّصل مى‏شود.»33 بعضى دیگر پنداشته‏اند که این خاندان از اواسط الناس بوده و پیش از رسیدن به قدرت اعتبار و سابقه‏ درخشانی نداشتهاند. برخی دیگر نیز آنها را به عربان بنى ضبه منسوب داشته‏اند.34
ابو اسحاق صابى نخستین کسی بود که برای فرزندان بویه نسب ساخت و نسب آنها را به بهرام گور رساند: « نسبش بویه بن فناخسرو بن تمام بن کوهى بن شیرذیل بن شیر کنده بن شیر ذیل بن شیرویه بن شستان شاه بن سیس فیروز بن شیرذیل بن سنباد بن بهرام گور و بعضى از دیلمان گویند که از نسل دیلم بن ضبه‏اند.»35 ابن اثیر صاحب کتاب الکامل نیز نسب آنها را به سلاطین ساسانی میرساند: « آنها فرزندان ابو شجاع بویه بن فنا خسرو (پناه خسرو) بن تمام بن کوهى بن شیروزیل ابن شیر کنده بن شیرزیل بزرگ بن شیران شاه بن شیرویه بن سشتان بن سیس فیروز بن شیرزیل بن سنباد بن بهرام گور پادشاه بن یزدگرد پادشاه ابن هرمز پادشاه ابن شاهپور ذو الأکتاف بودند.نسب آنها را ابو نصر بن ماکولا چنین آورده است. اما ابن مسکویه مى‏گوید: آنها ادعا مى‏کنند از نسل یزدگرد بن شهریار آخرین پادشاه ایران هستند. ولى ما بیشتر به روایت ابن ماکولا اعتماد مى‏کنیم. زیرا او دانشمند و امام و پیشواى ما در این علوم بوده است. این نسب در میان ایرانیان داراى اصل پایدار و انتساب حقیقى و عمیق مى‏باشد. ولى چون پدران آنها مدتى در دیلمان امارت داشتند آنها را دیلمى گفتند. مسلما آنچه در کتب مغرضین یا دشمنان یا کسانى که اطلاع ندارند روایت شده و آن عبارت از این است که پدران سه پادشاه مذکور بویه ماهى گیر بوده دروغ محض و توهین و قصد کاستن از رفعت و مقام آنها مى‏باشد.»36 نویسندهی حبیب السیر نیز درباره نسب آنها اینگونه نظر میدهد: « در نسخ معتبره از کتاب التاج صابى آمده است که نسب‏ بویه‏ به بهرام گور اتصال مى‏یابد و حمد اللّه مستوفى نام آباء و اجداد او را تا بهرام در قلم آورده و ابو على مسکویه در تجارب الامم مرقوم کلک صحت رقم گردانیده که ملوک دیالمه از فرزندان یزدگرد بن شهریارند و پدران ایشان در اوایل ظهور اسلام از سپاه عرب گریخته به گیلان رفتند و در آنجا ساکن شدند و بعضى دیگر از مورخان معتقدند که نسل بویه را به این دلیل از دیالمه شمرده‏اند که مدتى طولانی در دیلم زندگی کرده بودند.»37
اما بعضی از افراد در این مورد تردید کرده اند. ابوریحان بیرونى، منجم بزرگ ایران، که در قرن چهارم هجرى قمری زندگی میکرده است، درباره اصل بویهیان که نسب خود را به بهرام گور مى‏رسانیدند، تردید کرده و یادآور شده است که برخى از اصحاب تاریخ ایشان را از نژاد عرب دانسته‏اند.38 وی قدیمیترین کسی است که در این مورد بحث کرده است. خلاصهی سخن او چنین است: « دشمنان همواره کوشش میکنند تا در انساب دیگران طعنه بزنند و آبروی آنها را لکه دار کنند. همانطور که دوستان و پیروان با علاقه زیاد، زشتیها را زیبا نشان میدهند و سخنانی مبنی بر ستایش ممدوحان خود جعل میکنند و نژاد بلندی برای آنها میسازند. درباره آل بویه هم، چنین کاری کردند. اما اگر کسی به راه افراط و تفریط نرود و جانب اعتدال را رعایت کند درمییابد که نخستین کسی که از این قبیله شناخته شد بویه پسر فناخسرو است و در میان این قبیل قبایل حفظ انساب معمول نبود و دلیلی به جاودان ساختن نسب از طرف آنها در دست نیست و قبل از انتقال سلطنت به آل بویه چنین نسبی برای ایشان شنیده نشده است و چون زمان برای جماعتی به درازا کشید کم اتفاق می افتد که به حفظ انساب خود بپردازند. »39
البته باید آگاه باشیم که عوامل و اغراض سیاسى نیز شاید در اینگونه تردیدها و تأکیدهاى ابوریحان بى‏تأثیر نبوده است. زیرا برای او آسان نبود که صحت تبار بزرگ و شریفى را که حامى کریم و بخشنده اش -شمس المعالى قابوس بن وشمگیر زیارى- براى خود مى‏شمرد، انکار کند و نیز شاید قصدش از اهانت به آل بویه، خشنود ساختن قابوس بوده است. ابن خلدون نیز نسب آنها را ساختگی میداند: « ابن ماکولا، نسبشان را به بهرام گور، پسر یزدگرد ساسانى می‏رساند، و ابن مسکویه به یزدگرد بن شهریار، و این نسب‏ مجعول است. از آن رو آن را جعل کردند تا بتوانند بر اقوامى هم که بیرون از بلاد آنان بودند، فرمان برانند.»40
پدرشان بویه‏ پسر فنا خسرو بود. حقیقت این است که این نسب ساختگى است و کسانى آن را مىپذیرند که از چگونگی انساب اطلاعی ندارند. انساب هنگامى دستخوش اختلاف مى‏شوند، یا بعضى از افراد سلسله مجهول مى‏مانند که از ملتى به ملتى و از قومى به قومى منتقل گردد، آن هم در طول اعصار و از میان رفتن نسلها و گذشت زمانهاى دراز، و حال آنکه میان ایشان و یزدگرد بیش از سیصد سال فاصله در پادشاهى نیست و آن از هفت یا هشت نسل تجاوز نمى‏کند و این مدت آنقدر طولانی نیست که باعث مجهول ماندن انساب شود و اگر بگوییم که آنها از نسل پادشاهان ایران بوده‏اند، نمیتوانستند بر دیلم ریاست نمایند. پس شکى نیست که این نسب ‏نامه مجعول است. حقیقت این است که اینان در نسب و اوضاع و احوال از مردم میانه حال دیلم بودند.41
2-5. مذهب آل بویه
در مورد اینکه عقیدهی آنها چه نوع از تشیع بوده اختلافات زیادی وجود دارد. عده‏اى فقط عنوان کرده‏اند که آل بویه شیعه بودند. از جمله این افراد باید ابن اثیر و ابن خلدون را نام برد. زمانی که استیلای معزالدوله بر ب
غداد را بیان میکنند و از خلع مستکفی توسط معزالدوله سخن میگویند: «یکى از بزرگترین علل برکنارى خلفاء این بودکه دیلمیان شیعهی علوی بودند و در تشیع افراط مى‏کردند. اینان از آغاز اسلامشان به این مذهب گرویدند، زیرا به دست اطروش اسلام آورده بودند. از این رو عباسیان را به چیزى نمى‏گرفتند و معتقد بودند که عباسیان خلافت را از مستحقین آن غصب کرده‏اند. بنابراین دلیل دینی و اعتقادى نداشتند که آنها را به اطاعت از عباسیان وادار کند.»42 به همین دلیل علما و بزرگان شیعه در عهد آل بویه محترم شمرده شدند و برخی مناصب به آنان واگذار گردید و از رأی و نظر آنها در بسیاری از امور استفاده گردید. از آن جمله در سال ۳۵۴ ه.ق شریف حسین بن موسی معروف به ابو احمد موسوی پدر سید رضی که نقیب علویان بود، به منصب امیر الحاج که در آن زمان منصب بزرگی بود، منصوب شد.43 با توجه به این قراین میتوان به شیعه بودن آنها پی برد. البته بعضى از نویسندگان نیز بر زیدى‏ بودن

پایان نامه ها

منابع تحقیق درباره ه.ق)، تشیع، ابوعلی، بهاء‌الدوله

3-2-3. وضعیت اقتصادی 42
3-3. سابقه تاریخی شهرهای خوزستان 44
3-3-1. عسکرمکرم 44
3-3-2. دَوْرَق 45
3-3-3. اهواز 46
3-3-4. شوشتر 48
3-3-5. جندی‌شاپور 48
3-3-6. دزفول 49
3-3-7. شوش 49
3-3-8. رامهرمز 51
3-3-9. ایذج 51
3-3-10. ارّجان (بهبهان) 52
3-3-11. آبادان 54
فصل چهارم: خوزستان در عصر آل بویه 55
4-1. خوزستان در دوره ایران پس از اسلام 57
4-2. تسلط مرداویج بر اهواز 60
4-3. دیالمه عراق و خوزستان‏ 62
4-3-1. معز‌‌الدوله ۳۳۴- ۳۵۶ ه.ق 63
4-3-2. عز‌‌الدوله بختیار پسر معز‌‌الدوله (۳۵۶-۳۶۷ه.ق) 64
4-3-3. عضد‌‌‌الدوله پسر رکن الدوله (۳۶۷-۳۷۲ه.ق) 65
4-3-5. صمصام الدوله پسر عضد‌‌‌الدوله (۳۸۸ -۳۷۲ ه.ق) 67
4-3-6. شرف‌الدوله ابو الفوارس شیرذیل پسر عضد‌‌‌الدوله (۳۷۲- ۳۷۹ ه.ق) 67
4-3-7. بهاء‌الدوله پسر عضد‌‌‌الدوله ( ۳۷۹ – ۴۰۳ ه.ق ) 69
4-3-8. سلطان الدوله ابو شجاع پسر بهاء‌الدوله (۴۰۳- ۴۱۲ ه.ق) 73
4-3-9. مشرف‌الدوله ابوعلی پسر بهاء‌الدوله (۴۱۲- ۴۱۶ ه.ق ) 74
4-3-10. ابو طاهر جلال‌الدوله پسر بهاء‌الدوله (۴۱۶-۴۳۵ ه.ق) 75
4-3-11. ابوکالیجار مرزبان پسر سلطان الدوله (۴۳۵-۴۴۰ ه.ق) 77
4-3-12. ملک الرحیم پسر ابوکالیجار (۴۴۰-۴۴۷ ه.ق) 78
فصل پنجم: علمای خوزستان در عصر آل بویه 82
5-1. سابقه تشیّع در خوزستان 84
5-2. علمای خوزستان در قرن چهارم ه.ق 90
5-2-1. حسین بن روح نوبختی ‏(قرن چهارم) 90
5-2-2. عبدالله بن احمد بن موسی بن زیاد جوالیقی اهوازی (۲۱۶- ۳۰۶ ه.ق) 91
5-2-3. محمد بن خلف بن حیّان بن صدقه الضبی، ابوبکر، (م ۳۰۶ ه.ق) 92
5-2-4. احمد بن اسماعیل بن عبدالله ، ابوعلی اهوازی ( م ۳۳۰ ه.ق) 92
5-2-5. علی بن محمد بن ابی الفهم ، معروف به قاضی تنوخی (۲۸۷ -۳۴۲ ه.ق) 93
5-2-6. ابن عُقده، موسی بن هارون بن صلت اهوازی (۳۱۷ ه.ق ) 94
5-2-7. احمد بن محمد بن جعفر ابوعلی صولی ( زنده ۳۵۳ ه.ق) 95
5-2-8. حسن بن عبدالرحمن بن خلّاد رامهرمزی، (م حدود ۳۶۰ ه.ق ) 95
5-2-9. حسن بن سعید بن جعفر بن فضل بن شاذان بصری(۲۶۹ -۳۷۱ ه.ق) 96
5-2-10. حسن بن عبدالله بن سعید بن اسماعیل عسکری(۲۹۳ -۳۷۸ ه.ق) 97
5-2-11. محسن بن علی بن محمد بن ابی الفهم ابوعلی تنوخی(۳۲۷ -۳۸۴ ه.ق) 98
5-2-12. حسن بن عبدالله بن مهران ابوهلال عسکری(زنده در ۳۹۰ ه.ق) 99
5-2-13. فارس بن سلیمان ابو شجاع ارّجانی( قرن چهارم) 100
5-2-14. ابوعلی حسن بن علی بن ابراهیم بن شاهق اهوازی( ۳۶۲ – ۴۴۶ ه.ق ) 101
5-2-15. بندار ارّجانی(قرن چهارم) 101
5-2-16. ابو عبدالله ارّجانی(قرن چهارم) 102
نتیجه گیری 103
فهرست منابع و مآخذ 104
الف. منابع فارسی 104
ب. منابع عربی 109

فصل اول:
کلیات تحقیق

مقدمه
آل بویه از مشهورترین خاندانهای شیعه ایرانی بودندکه از سال ۳۲۱ تا ۴۴۷ ه.ق حکومت کردند. بنیانگذاران این دولت، سه برادر به نامهای علی، حسن و احمد هستند که به شجاعت و جنگاوری معروف بودند. آنان با وحدت و همکاری بسیار زیاد و نیز با توجه به گرایش به تشیع، توانستند مرداویج را کنارگذاشته، ابتدا بر فارس و جنوب ایران و سپس بر ری، قم، اصفهان، کرمان و از شمال تا مرزهای قلمرو سامانیان تسلط پیدا کنند و پس از آن دامنه حکمرانی خود را به عراق توسعه دهند و خلافت عباسی را چنان در ید قدرت خود بگیرند که تنها اسم و رسمی از آن باقی بگذارند. آل بویه، خلیفه را بر اساس مصالح خود از خلافت عزل میکردند و حتی او را کور کرده یا میکشتند و خلیفه دیگری نصب میکردند؛ امری که در حکومتهای نیمه مستقل پیش از آنان هیچ سابقه نداشت. در نتیجه با قدرتی که داشتند، توانستند نقش مهمی در توسعه و گسترش تشیع در قرن چهارم و پنجم هجری قمری در این مناطق داشته باشند. دوره آل بویه دوره درخشش علمی و فرهنگی ایران و جهان اسلام است. این خاندان شیعی ایرانی نقش مهمی در حفظ و گسترش میراث حدیثی، فقهی و کلامی شیعه در ایران و عراق ایفاء کرد و به تحکیم پایه‌ها و مبانی تشیع امامیه و ترویج آن پرداخت. دانشمندان، متکلمان ، محدثان ، فقها و مفسران بزرگی چون شیخ طوسی، شیخ مفید، سید رضی، شیخ صدوق و…. در دوران حکومت آل بویه تربیت یافتند و با تشکیل جلسههای مناظره به شبهههای کلامی و فقهی پاسخ دادند. آنان پس از استقرار در شهرهای ری، اصفهان و شیراز به سوی بغداد، مرکز حکومت عباسی حرکت کردند و خلافت و شخص خلیفه را در اختیار گرفتند. حکومت آل بویه نقطه عطف سیاسی در روابط ایران و بغداد و آغازی بر ورود خلفای عباسی به دوره ضعف سیاسی و از دست دادن اقتدار معنوی و دنیوی است. تسلط آل بویه بر بغداد، ضعف خلفای عباسی را که از چندین دهه پیش آغاز شده بود،آشکار ساخت. آنها اختیارات معنوی و دنیوی را از خلفای عباسی سلب کردند بهطوری که پس از زوال این دولت نیز خلفا هیچگاه به جایگاه قدرتمند اولیه خود بازنگشتند. استان خوزستان از دیرباز سابقه زیادی در تشیع دارد. از صدر اسلام بعضی افراد شیعه در خوزستان زندگی میکردند و حضور این افراد، زمینهای برای گسترش تشیع در این استان بود. در طی قرون بعدی نیز به ویژه در دوره آل بویه که تشیع رونق فراوانی یافت، تعداد علمای شیعه در این استان افزایش یافته که با پرورش شاگردان فراوان، نقش مهمی در گسترش تشیع داشته اند.
1-1. تعریف مسأله
سرزمین خوزستان دارای تمدنی درخشان در تاریخ ایران میباشد که همواره به دلیل م
وقعیت خاص جغرافیایی خود، یکی از مراکز مهم سیاسی و اقتصادی جهان به شمار میرفته است. در این سرزمین در طول تاریخ سلسله های فراوانی حکومت کرده اند. در قرن چهارم ه.ق معز‌‌الدوله احمد بن بویه، اهواز را تصرف کرد. وی و برادر زادهاش عضد‌‌‌الدوله که بعدها بر اهواز حکومت کرد، اقدامات فراوانی در خوزستان انجام دادند. در قرون مختلف علمای فراوانی در استان خوزستان زندگی میکردند. در اواسط قرن دوم و در زمان امام صادق علیه السلام برخی از افراد شیعه در خوزستان میزیستند. حضور این افراد زمینه ای برای گسترش مذهب تشیع در این استان بود. در این زمان، راویانی چون ابواسحاق ارّجانی زمینه ساز مذهب تشیع در این استان بودند. همچنین در زمان امام هادی علیه السلام، بزرگانی همچون محمد بن رجاء در این سرزمین به سر میبردهاند و نامههایی به امام هادی علیه السلام مینوشتهاند که نشان دهندهی رابطهی آنها با بزرگان مذهب تشیع میباشد.
در قرن سوم نیز برخی از شیعیان در اهواز و خوزستان به سر میبردند و حتی نقیبی جداگانه برای خود داشتند. از علمای اهوازی شیعه در این عصر میتوان از حسین بن سعید اهوازی، حسن بن سعید، علی بن مهزیار اهوازی و ابراهیم مهزیار اهوازی نام برد. چند تن از وکلای ائمه علیه السلام نیز اهل خوزستان بودند. همچنین حسین بن روح نوبختی نائب امام زمان عجل الله تعالی و فرجه الشریف اهوازی بود. در قرن چهارم نیز این علما با پرورش شاگردان و تدریس علوم دینی نقش مهمی در گسترش تشیع داشتهاند. هنگامی که آل بویه در ایران به قدرت رسیدند، مذهب شیعه نیز گسترش یافت. در این زمان بیش از نیمی از مردم اهواز شیعه بودند. آنها در گسترش مذهب تشیع تلاش زیادی نمودند.

1-2. سوالهای تحقیق
1-2-1. سوال اصلی تحقیق
۱- وضعیت تشیع در خوزستان در دوره آل بویه چگونه بود؟
1-2-2. سوالهای فرعی تحقیق
۲- دولت آل بویه تا چه حدی در گسترش تشیع در خوزستان نقش داشته است؟
۳- علمای خوزستان در رشد تشیع در دوره آل بویه چه نقشی داشته اند؟
1-3. ضرورت انجام تحقیق
نگاهی بیرونی به تاریخ تشیع نشان از وجود ادوار مختلف با فراز و نشیبهای فراوان در این مکتب دارد. در مقاطعی از تاریخ، تشیع در افول و فشار بوده و برخی مقاطع نیز دوران اوج تشیع به شمار میآیند. به طور طبیعی وجود دولتهای شیعی در به اوج رساندن مذهب شیعه نقشی انکار ناپذیر داشته است که رشد و تعالی علمی و اجتماعی مذهب تشیع در برخی ادوار نتیجه وجود دولتهای مقتدر شیعی بوده است. ظهور آل بویه و به قدرت رسیدن آنها در جهان اسلام را میتوان از جمله مقاطع اوج تشیع دانست.
در مورد وضعیت تشیع در خوزستان در این دوره، تحقیقات کمتری انجام شده است و بررسی این مسأله ضروری به نظر میرسد. با وجود پژوهشهای انجام شده توسط محققین برجسته، خلاء تاریخی این دوره همچنان باقی است و با توجه به رشد و اعتلای علوم، ضرورت ارائه پژوهشی نو و عمیق احساس میشود که موجب ایجاد انگیزه و هدف جهت تدوین این رساله گردیده است. همچنین برای اینکه تاریخ تشیع به خصوص در این دوره تکامل پیدا کند و برگی بر صفحات تاریخ افزوده شود، بررسی این موضوع ضرورت دارد. یکی دیگر از دلایل اهمیت این موضوع در این است که تعدادی از علمای بنام شیعه از خوزستان برخاسته اند و شماری از امامزادگان و نایبان امامان معصوم نیز به این استان مهاجرت کردهاند. به این دلیل شناخت و بررسی روند تشیع در این استان به عنوان یکی از مراکز اصلی تشیع میتواند قسمتی از تاریخ تشیع در ایران را روشن کرده و زمینهای مساعد برای مطالعات بعدی در این باب فراهم آورد.
توجه‌ به‌ دولت‌های‌ مستقل‌ اسلامی‌ در قرن‌ چهارم‌، نشان‌ میدهد که‌ تشیع‌ در این‌قرن‌، شانس‌ بزرگی‌ در تسلط‌ بر تمامی‌ جهان‌ اسلام‌ داشته‌ است‌. به‌ همین‌ دلیل‌، این‌ قرن‌ را قرن‌ پیروزی‌ شیعه‌ نام‌گذاری‌ کرده‌اند. قدرت‌ شیعه‌ در قرن‌ چهارم‌ اعجاب‌آور است‌. از یک‌ سوی‌ فاطمیان‌ بر شمال‌ آفریقا و مصر حکومت میکردند. از سوی‌ دیگر، حمدانیان‌ در شمال‌ و شمال‌ غرب‌ عراق تا حلب‌ و احیانا دمشق‌، حاکمیت‌ داشتند. آل‌ بویه‌ بر عراق و بخش‌های‌ وسیعی‌ از ایران‌ حکومت ‌می‌کردند. یمن‌ نیز در اختیار امامان‌ زیدی‌ بود. بنابراین‌ اتحاد آنها می‌توانست‌ جهان ‌اسلام‌ را به‌طور کامل‌ در اختیار این‌ مذهب‌ قرار دهد.
1-4. تعریف مفاهیم
1-4-1. تعریف لغوی و اصطلاحی شیعه
برای تعریف واژه تشیع به ناچار باید ابتدا واژه شیعه را در لغت و اصطلاح تعریف کنیم. واژه‏شناسان براى واژه شیعه معانى همسویى نظیر فرقه، حزب، گروه، امّت، پیروان، یاران، هواداران، همراهان، همکاران، دوستان، اشاعه‏کنندگان و تقویت‏کنندگان، کرده‏اند. این واژه اگرچه مفرد و جمع آن «شیع» و «اشیاع» است، اما کاربرد آن نسبت به تثنیه و جمع و مفرد و مذکر نیز یکسان است.1 در فرهنگ‏هاى لغت، واژه‏ى شیعه به متابعت و پیروى از فرد یا افرادى از دیگرى و نصرت و یارى دادن فردى، و نیز توافق و هماهنگى در قول یا فعلى معنا شده است. شیعه گروهى‏اند که بر امرى اجتماع مى‏کنند. هر گروهى که یک امر را برگزیده‏اند و برخى از آنان از برخى دیگر پیروى مى‏کند آنان شیعیان‏اند. ابنخلدون مى‏گوید: « شیعه در لغت عبارت است از یاران و پیروان و در عرف فقها و متکلمان گذشته و حال، به پیروان على و فرزندانش اطلاق مى‏شود».2 که جمله دوم در واقع معنای اصطلاحی آن است. سخنان دیگرى از فرهنگن
گاران همه به یک معنى اشاره دارد. نتیجه این که شیعه جماعتى است که پیرو رییس خود هستند، اندیشه‏اى واحد دارند و در سایه این فکر مشترک، با هم یارى و همکارى دارند. این، معناى لغوى شیعه است، امّا در اینجا معناى دوم، یعنى آنچه میان عالمان مصطلح است مهم است.
شیعه در اصطلاح، بر یاران و پیروان حضرت على علیه السلام اطلاق مى‏شود.شیعه کسانی هستند که از علی علیه السلام پیروی کرده و چه از روی نص جلی یا خفی قایل به امامت ایشان پس از پیامبر شدند و گویند که امامت از خاندان او بیرون نخواهد رفت.3 این واژه در منابع شیعى بیش از یک مفهوم ندارد و آن اعتقاد به امامت بلافصل امیر المؤمنین علیه السلام به دلیل این‏که او افضل از دیگر صحابه بود و نیز پیامبر اکرم صل علیه و آله وسلم

پایان نامه ها

پایان نامه ارشد درباره خلف بن احمد

پس از تردید بسیار پذیرفت. زیرا کار بویهیان در عراق آشفته بود. ابو نصر پس از مرگ برادر به تعزیت نشست و طایع به تسلیت آمد و ابو نصر به استقبال رفت. پس از پنج روز به حضور او رفت و خلعت و لقب بهاء‌الدوله گرفت.
4-3-7. بهاء‌الدوله پسر عضد‌‌‌الدوله ( ۳۷۹ – ۴۰۳ ه.ق )
شرف‌الدوله در هنگام مرگ، پسرش امیر ابو على را به فارس فرستاد. اما پیش از آنکه او به شیراز برسد خبر مرگ شرف‌الدوله رسید و نگهبانان قلعه‏اى که صمصام الدوله و برادر دیگرش ابو طاهر فیروز شاه در آنجا زندانى بودند، آنها را رها کردند و تعداد زیادی از دیالمه دور صمصام الدوله را گرفتند. وقتی امیر ابو على به شیراز آمد، بین یاران او و اصحاب صمصام الدوله جنگ درگرفت. بهاء‌الدوله ابو على را به پناه خود خواست. وقتی او به واسط رفت، ابتدا او را گرامی داشت. لیکن کمى بعد وی را گرفت و کشت. بعد از آن به اهواز رفت تا بر فارس چیره شود. بهاءالدوله ابومنصور صالحان وزیر شرف‌الدوله را با همه منصبداران دولت به جاى خود باقى گذاشت. از ترکان دلجویی کرد و زمانی که در اوائل دوران امارت وى میان ترک و دیلم جنگ در گرفت، جانب ترکان را گرفت تا از نفوذ دیلمیان کم کند.
در این هنگام، فخر الدوله که ولایت رى و همدان و اصفهان را داشت، به عراق حمله کرد. وزیرش، صاحب بن عباد او را به این کار تشویق میکرد. زیرا امیدوار بود از بغداد همه ی قلمرو عباسیان را زیر فرمان خود آورد. پس از مرگ شرف‌الدوله فرصت را مناسب دید و فخر الدوله را به تصرف بغداد برانگیخت. وقتى خبر آمد که فخر الدوله به اهواز رسیده، بهاء‌الدوله مصمم شد سپاه او را پیش از رسیدن به بغداد تار و مار کند. دو حریف در خوزستان روبرو شدند. یاران بهاء‌الدوله اهواز را تصرف کردند.
در اوایل ایام امارت بهاء‌الدوله از یک طرف موصل و ممالک آل حمدان در سال ۳۷۹ ه.ق از دست عمّال آل بویه بیرون رفت. و از طرفى دیگر کرمان را در سال ۳۸۱ ه.ق امیر خلف بن احمد صفارى از چنگ ایشان بدر برد. ولى بهاء‌الدوله موصل را بار دیگر در تاریخ ۳۸۲ ه.ق به خود برگرداند. و کرمان را هم در سال ۳۹۰ ه.ق مجددا تسخیر کرد. بهاء‌الدوله در سال ۳۸۰ ه.ق از بغداد به خوزستان رفت و ابو نصر خواشاده را به جاى خود بر بغداد نهاد. او وزیر دانش پروری بود که کتابخانه بزرگ او در بغداد زبانزد خاص و عام بود و این همان کتابخانه ای است که در میان کتب شیعه از آن فراوان یاد شده است و از غنای فراوان آن تمجید شده است. وقتی به اهواز رسید، خبر مرگ برادرش ابو طاهر را آوردند. بهاء‌الدوله به مجلس عزا نشست. سپس ارّجان را تصرف نمود و اموال فراوانی را که در آنجا بود، به دست آورد. همین که سپاهیان از آن غنیمت آگاه شدند، شورش کردند. او نیز همه ی آن اموال را به آنان بخشید. سپس ابو العلاء بن الفضل را به نوبندجان فرستاد. سپاه صمصام الدوله در نوبندجان بود. ابو العلاء بن الفضل، آن سپاه را در هم شکست و سپاهیان خود را به همه ی نواحى فارس فرستاد. صمصام الدوله سپاهى به سردارى فولاد زماندار به جنگ ابو العلاء فرستاد. در این جنگ ابوالعلاء شکست خورد و به ارّجان بازگشت. سرانجام صمصام‌الدوله با بهاء‌الدوله صلح کرد و قرار شد که فارس و ارّجان ملک صمصام‌الدوله باشد و خوزستان و عراق عرب در تصرف بهاء‌الدوله ماند. با این شرط بهاء‌الدوله به بغداد بازگشت.169
روابط بهاء‌الدوله و خلیفه نیز گرم نماند. در سال ۳۸۱ ه.ق بهاء‌الدوله طایع را خلع کرد و قادر را به خلافت گذاشت. حقیقت این بود که او به اموال خلیفه طمع داشت. به همین دلیل او را خلع کرده و خانه او را غارت کرد. از جمله کسانى که شاهد حادثه بودند شریف رضى بود که تسلیم شد و جان سالم به در برد. در آن روز بیشتر بزرگان دولت اهانت دیدند.170
4-3-7-1. تصرف خوزستان‏ به وسیله صمصام الدوله
در سال۳۸۳ ه.ق صمصام الدوله، خوزستان را تصرف کرد. دلیل نقض پیمان صلح بین او و بهاء‌الدوله این بود که بهاء‌الدوله، ابو العلاء بن الفضل را به اهواز فرستاد و او در آنجا خود را آماده میکرد که به فارس حمله کند. بهاء‌الدوله به او گفته بود که سپاهیان را به شکل پراکنده به سوى او میفرستد. وقتی تعداد آنها زیاد شد، غافلگیرانه به فارس برود. ابو العلاء به اهواز آمد. بهاء‌الدوله نتوانست سپاهیان را به سوى او بفرستد. صمصامالدوله با خبر شد و سپاهیان خود را به خوزستان فرستاد. ابو العلاء به بهاء‌الدوله نامه نوشت و او را از ماجرا آگاه نمود و درخواست کمکهاى لشکرى کرد. او هم سپاهى بزرگ به کمک او فرستاد. سپاهیان فارس به خوزستان رسیدند. ابو العلاء شکست خورد و به اسارت افتاد. وقتی بهاء‌الدوله این خبر را شنید، دچار نگرانى و اضطراب شد. خزانه‏اش نیز خالی شده بود. وزیر خود شاپور بن اردشیر را به واسط فرستاد تا از مهذب الدوله وام بگیرد. دیلمیان بر بهاء‌الدوله شورش

پایان نامه ها

پایان نامه ارشد درباره خلیج فارس، رونق اقتصادی، خلفای عباسی، عسکر مکرم

الدورقی التاجی، ابوالفضل الدورقی، محمد بن بشرویه التاجی الدورقی» نام برد.107 بنابراین دورق از جهات متعدد دارای اهمیت و یکی از مراکز مهم صادرات کالاهای خوزستان و سایر مناطق ایران بوده است. نقطه ای ارتباطی که مسافران از آن عبور کرده و به سرزمین عراق و مکه میرفتند. به علاوه، اهمیت فرهنگی دورق به این شهر جایگاه ویژه ای در جهان اسلام داده بود. با مقایسهی این بندر با سایر بنادر ایرانی خلیج فارس مشخص میشود که دورق مهمترین بندر ایران در شمال خلیج فارس بوده و بعد از سیرف بندر مهم صادرات و واردات به هندوستان و بصره به شمار میآمده است.
3-3-3. اهواز
اهواز یکی از قدیمیترین شهرهای ایران است. مورخین معتقدند نخستین فردی که اهواز را ساخت، اردشیر بود، پس «هرمز اردشیر» خوانده شد. معرّب آن هرمشیر و هوزمشیر و اخواز است.108 اهواز در دورهی ساسانی به شهری آباد مبدل گردید. این شهر را در آغاز سوق الاهواز مى‏نامیدند و به اختصار الاهواز و یا اهواز میگفتند. مسعودی در مروج الذهب اهواز را در شمار یکی از اقالیم هفتگانه آورده است.109 مقدسی در قرن چهارم اهواز را اینگونه توصیف میکند: « این شهر مرکز خوزستان است. انبار بصره و بار انداز فارس و اصفهان است، کالاها و دارائى بسیار به آنجا مى‏رود، پناهگاه بازرگانان و منطقه ای آباد براى رهگذران است و در جهان پر آوازه مى‏باشد.
اهواز مانند رمله در دو کرانه است ولى جامع و بیشتر بازارها در سوى فارس است و سمت عراقى آن جزیره ‏ای است که بستر رودخانه از پشت آن مى‏گذرد، میان این دو بخش را پل «هندوان» که با آجر ساخته شده پیوند مى‏دهد. در کنار آن مسجدی زیبا و مشرف بر نهر قرار دارد. عضد‌‌‌الدوله بهطورى شگفت‏انگیز پل و مسجد را نوسازى کرد تا به نام او خوانده شود ولى مردم آنرا جز «پل هندوان» نمى‏نامند. روى این نهر دولابهاى بسیار است که فشار آب آنها را مى‏گرداند. سپس آب در کاریزها که در بالا نهاده شده مى‏آید، برخى به حوضهاى شهر و برخى به باغ مى‏رسد. بستر رودخانه نیز از پشت جزیره به یک شادروان که دیواره‏اى‏ از سنگ ساخته شده است بر مى‏خورد و بازگشته و دریاچه مى‏شود با فواره‏هاى شگفت‏انگیز و به سه جویبار افتد که به آبادیها مى‏رود و کشتزارها را سیراب مى‏کند. کشتیها از همین جا براى بصره بارگیرى مى‏کنند. »110 مقدسی گوید در فتنهی زنج که در قرن سوم وقوع پیدا کرد و سرکرده ی آن شورشیان مدتی اهواز را مقر خود قرار داد، به این شهر آسیب بسیار وارد شد.111
یک قرن بعد، عضدالدوله دیلمی یک قسمت از اهواز را تجدید امارت کرد. یاقوت حموى ضمن توصیف آثار ساسانیان از پلى که در اهواز و ایذه به دستور مادر اردشیر بنا شده سخن مى‏گوید که بسیار محکم بوده است. وی پس از آن مى‏نویسد که این پل در دوره ی اسلام مدتى قابل استفاده نبود تا اینکه محمد بن احمد قمى وزیر حسن آل بویه سازندگان و مهندسان را فراخواند و پل را به خوبی تعمیر کرد.112
حضور معز‌‌الدوله در بغداد و ارتباط او با برادر بزرگتر خود عماد الدوله در شیراز، اهمیت ویژهای به خوزستان به عنوان نقطه ی مهم ارتباطی عراق و فارس داد. این مساله توجه ویژه ی آل بویه به خوزستان را به همراه داشت. پس از مرگ معزالدوله، درگیری ها در اهواز، بصره و واسط اهمیت این منطقه را برهم زد. زمانی که عضد‌‌‌الدوله برای جنگ با عز‌‌الدوله به بغداد رفت، مدتی در اهواز توقف کرد . در نواحی اهواز بین او و عزالدوله بویهی درگیریهایی روی داد. اهمیت اقتصادی اهواز برای آل بویه چنان بود که عضد‌‌‌الدوله برای رونق اقتصادی بیشتر، دستور داده بود بناهایی مربوط به تجارت و ارتباطات در خوزستان ساخته شود. عضد‌‌‌الدوله میان شط العرب و کارون نهری کشید تا کشتیها برای حرکت از دجله و فرات به کارون ناگزیر به پیمودن راه پرخطر خلیج فارس نشوند. به فرمان او مسجد باشکوهی در اهواز ساخته شد. با وجود توجه آل بویه به اهواز، این شهر رفته رفته رو به ویرانی نهاد و شهرهای دیگری چون مسرقان، عسکر مکرم و ارّجان که در مرز فارس واقع بودند رونق گرفتند.
3-3-4. شوشتر
شوشتر به معنى دلنشین‏تر و بهتر است. مورخان معتقدند این شهر را هوشنگ پیشدادى ساخت. اردشیر بابکان آن را تجدید عمارت کرد و شکلش را مانند اسب ساخت. شاپور ذو الاکتاف نیز در شوشتر ساختمانهای زیبایی ساخت.113 با توجه به گفته های جغرافی دانان در قرن چهارم ه. ق شوشتر بزرگترین شهر در خوزستان بوده است. 114 شهر دوم خوزستان پس از اهواز و کنار رود کارون و از مراکز عمده بازرگانى بود.115 مقدسى، در مورد شوشتر چنین میگوید: « در همه این سرزمین، بهتر و استوارتر و مهم‏تر از آن شهرى نیست. رودخانه در اطراف شهر جاری است. نخلستان و باغها آن را فرا گرفته است. بافندگان ماهر پنبه و دیبا در آن بسیارند. باغهایش پر از انار خوب و انگور و گلابى عالى و خرما مى‏باشد. همه میوه‏هایش را به اهواز و بصره مى‏برند. اهالی آن در بافتن پارچههای ابریشمی و نخی استادند. از شرق و غرب به آنجا مى‏آیند در تابستان‏ آبى سرد دارد که در کاریز در زیر زمین روان است. مسجد جامع زیبایی دارند که در میان شهر است. پلى بزرگ در سمت جندیشاپور با قایق‏ها ساخته‏اند و به جز آن راه ندارند. در اطرافش روستاهای پر رونقی وجود دارد.»116
3-3-5. جندی‌شاپور
یکی از مهمترین مراکز علمى در ایران، شهر جندی‌شاپور میان شوشتر و دزفول بودکه در آن، از زمان حکومت خسرو انوشیروان، مدرسه و بیمارستانى ساخته شده بود و در آنجا پزشکان
و دانشمندان متعددى از کشورهاى مختلف مشغول به‏کار بودند. با توجه به گفته های مورخین، بانى این شهر، شاپور اول بوده است.117 وی فرمان داد تعد‏ادى از کتب یونانى به پهلوى مترجم شود و آنها را در شهر مذکور گرد آورند و گویا به فرمان شاپور، جندیشاپور مرکزیت طب یونانى یافته بود. این شهر در زمان ساسانیان پایتخت خوزستان بود و تا زمان منصور، خلیفه ی عباسی دانشگاه پزشکی بزرگ آن که بختیشوع پزشک نصرانی آن را تأسیس کرده بود، شهرت داشت و بعد از فوت آن پزشک ، فرزندان وی در دستگاه چندین تن از خلفای عباسی قرب و منزلت بسیار داشته اند. عیسى بن چهار بخت از عیسویان جندیشاپور و از پزشکان و دارو شناسان مشهور بغداد در قرن سوم هجرى بوده است. وى تعدادى از رسائل جالینوس را به عربى درآورد. یوسف الناقل شاگرد عیسى از اهل خوزستان‏ بود و بیشتر به مترجم کتابهاى طبى اشتغال داشت.‏ آرامگاه یعقوب لیث صفاری در آنجاست که در سال ۲۶۵ ه.ق از دنیا رفت.
3-3-6. دزفول
دزفول، یعنی دز پل یا قلعه پل بر کنار رودخانه دز، در جنوب جندی‌شاپور واقع است و چون پل مشهوری که میگویند به فرمان شاپور دوم ساخته شده، در آنجاست، آن شهر بدین اسم معروف گردیده است. از دوره ی ساسانیان، پلهاى زیادى بجاى مانده که اغلب آنها هلالى شکل است. از جمله در دزفول‏، پلى روى کارون زده شده بود که طول‏ آن یک کیلومتر و داراى ۶۲ دهانه بود.118  این پل را اصطخری « پل اندامش» نامیده و بقایای آن هنوز وجود دارد. این شهر ‏به اسم «باقلاء» نیز نامیده شد.119 آرامگاه شیخ ابوالقاسم بن رمضان بلخی جوزی معروف به شاه ابوالقاسم که نسبش با سه یا چهار واسطه به امام موسی کاظم علیه السلام میرسد، در روستای شاه آباد در نزدیکی دزفول قرار دارد. وی برای ارشاد و تبلیغ به این دیار آمده بود. در قرن چهارم دزفول به قصر روناش نیز معروف بوده است.120 اسامی دیگر هم بر این شهر و پل مشهور آن نهادهاند، چنانکه ابن خرداذبه «پل زاب » نامیده اند. زیرا به عقیدهی ابن خرداذبه، زاب نام رودخانه ی دز است.121
3-3-7. شوش
خوزستان در نیمه نخستین هزاره چهارم ق. م مانند مناطق دیگر ایران در آستانهی پیشرفت اقتصادى و اجتماعى جالب توجهى بود. طبق پژوهشى که به ‏عمل آمده در شوش پیشرفت بزرگى در رشته معمارى، فلزکارى و محصولات سفالى به ‏عمل آمده است. مورخین، سازنده ی این شهر را هوشنگ دانسته اند. هشام بن کلبى گفته است: « هوشنگ دو شهر ساخت که نخستین شهرهاى روى زمین به شمار مى‏رفتند: یکى شهر بابل در عراق و دیگرى شهر شوش‏ در خوزستان.»122 در این ناحیه باستانشناسان به آثارى انسانى دست یافته‏اند که قدمت آن به بیست هزار سال پیش مى‏رسد و نیز مدارک و اسناد و آثارى در این منطقه پیدا کرده‏اند که قدمت آن به ۴۵۰۰ سال قبل از میلاد مى‏رسد؛ به حکم این آثار مردم این منطقه با سلاح و افزارهاى مسى آشنایى داشتند، زمین را مى‏شکافتند، جانوران را اهلى مى‏کردند، خط نویسى دینى، اسناد بازرگانى و آینه و زیور بین آنان معمول بود و حوزه بازرگانى آنان از مصر تا هند امتداد داشت. در ساختن ظروف گلى و گلدانهاى زیبا با خطوط هندسى و تصاویر زیباى جانوران و گیاهان، مهارت داشتند. مردم این سرزمین قبل از سایر ملل باستانى نخستین چرخ کوزه‏گرى و اولین چرخ ارابه را که براى انسان، حیاتى و سودمند است به وجود آوردند.123
کانون فعالیتهاى علمى نواحى واقع در جنوب غرب ایران یعنى حوزه تمدنهاى سومرى و بابلى در ناحیه بین‏النهرین و نیز تمدن ایلامى در شوش‏ بوده است. از دانشهایى که در این حوزه‏ها شکل گرفت، مى‏توان به ریاضیات، هندسه و ستاره‏شناسى اشاره کرد. همچنین این شهر پایتخت ادارى دولت هخامنشى بود و دستگاه ادارى مرکزى در آن قرار داشت.‏ پس از اسلام در این شهر زیارتگاههای مختلفی به وجود آمد. علاوه بر آنچه یاقوت حموى و مقدسى ارائه داده‏اند، تاریخهاى محلى شوشتر، دزفول و خوزستان از وجود چندین بقعه و منزلگاه یا نظرگاه منسوب به امام رضا علیه السلام در نواحى شوش‏ و دزفول، سخن مى‏گویند. سوس معرب شوش‏ به معنى نیکو، خوش آب و هوا و لطیف است.124 در آن شهر ، قلعه ای مستحکم و قدیمی و بازارهایی باشکوه و مسجدی که بر ستونهای مدور استوار بوده است وجود داشت. مزار دانیال پیغمبر در این شهر واقع گردیده و کنار رود کرخه در نزدیکترین نقطه به قبر مزبور مسجد زیبایی واقع است که محل آن قبر را معین میکند.125

3-3-8. رامهرمز
این شهر به وسیله ی اردشیر در خوزستان ساخته شد126 و یکى از شهرهاى معتبر خوزستان است.127 لسترنج، در جغرافیاى تاریخى سرزمینهاى خلافت شرقى، ضمن توصیف خصوصیات طبیعى و جغرافیایى خوزستان، از ارزش اقتصادى بعضى نقاط نیز سخن مى‏گوید: « در قرن چهارم رامهرمز به دلیل وجود کرم ابریشم که در آنجا به عمل میآمد و ابریشمی که از آنجا صادر میگردید، شهرت داشت و در آن شهر ، مسجدی باشکوه و بازارهایی از بناهای عضدالدوله دیلمی واقع بود.»128 مقدسی گوید بازارهای آن شهر که شامل دکانهای بزازی و عطرفروشی و حصیربافی بود، درهایی داشت که هر شب بسته میشد و هم او گوید یکى از کتّاب عضد‌‌‌الدوله دیلمى به نام ابو على بن سوار کتابخانه‏ اى در شهر رامهرمز و کتابخانه دیگرى در بصره ایجاد کرد و براى کسانى که به آن کتابخانه مراجعه و از آنها استفاده میکرده‏اند مواجبى مقرر نمود. در کتابخانه رامهرمز یکى از شیوخ معتزله همواره مشغول تدریس کلام بر روش معتزله بود. رامهرمز از نهری آب میگرفت که از رودخانه طاب منشعب میگردید و تا زم
ان او هنوز رامهرمز شهری آباد بود، غله و پنبه فراوان داشت. نخلستانها و باغها، شهر را فرا گرفته بود و در آن ولایت شکر هم میرویید.129
3-3-9. ایذج
امروزه به آن ایذه میگویند. شهرى بین خوزستان و اصفهان و از بهترین شهرهاى این استان بوده است. پلی در آنجا وجود داشته که به اعتقاد مورخین‏ از عجائب دنیا بوده است. چون که از سنگ ساخته شده است. معادن فراوان دارد.130 مقدسی در قرن چهارم آن را یکی از بهترین شهرهای خوزستان شمرده است. این شهر در پای کوهها واقع بوده و در آنجا در مکانی موسوم به اسد آباد، قصر حاکم قرار داشته است. در آنجا در زمستان برف بسیاری میبارید. این برفها را انبار کرده، در فصل تابستان برای فروش به اهواز میآوردند. مزارع آب آن از آب باران سیراب میگردید و در آنجا بهترین نوع پسته به عمل میآمد.131
3-3-10. ارّجان (بهبهان)
مورخین معتقدند قباد پادشاه ساسانی ارّجان‏ را بنا نهاد.132 از نوشته های ابن خرداذبه چنین بر می آید که ارّجان در زمان ساسانیان

پایان نامه ها

پایان نامه ارشد درباره بیمارستان، عضدالدوله، عضدى، شیراز

دستگیر کرده یا از بین ببرند. همچنین قبایل دیگری که در مناطق دیگر برای مردم مزاحمت ایجاد میکردند را نیز از بین برد.56 ابن خلدون نیز در این باره گفته است: « قلعه خلاد خان بین فارس و خوزستان بود. مفسدان نزدیک به دویست سال قلعه را در تصرف داشتند و از آنجا به کاروانها حمله میکردند. تا آنگاه که عضد‌‌‌الدوله آن را تصرف کرد و ساکنانش را کشت.»57
یکی دیگر از تدابیر امنیتی عضد‌‌‌الدوله گروگانگیری سران قبایل غارتگر بود. وی تنی چند از سران قبایل را روانه ی زندان میکرد و هر چند وقت یک بار، گروگان ها را با عده ای دیگر از آنها جایگزین مینمود.58 همچنین به منظور ایجاد امنیت خارجی و کنترل آمد و شد اتباع خارجی دستور داد تا نگهبانان، مسافرانی که بدون گذرنامه رفت و آمد میکردند، را بازداشت کنند. در سایه ی چنین تدابیری امنیت نسبی در بغداد حکم فرما شد.
2-9. خدمات عمرانی و رفاهی
اغلب حاکمان آل بویه به رفاه مردم و آبادانی مناطق قلمرو خود اهمیت میدادند. عضد‌‌‌الدوله در عراق و ایران بناهاى زیادی از خود به یادگار گذاشته بود. اوکه از پرتوان ‏ترین افراد خاندان بویه به ‏شمار مى‏رفت، در زمینه آبادانی و رفاه مردم نیز تلاش بسیاری نمود. از دهقانان که مالیات‏دهندگان اصلى به‏ شمار مى‏آمدند، حمایت مى‏کرد و مأموران را از دریافت باج ‏هاى غیرقانونى باز مى‏داشت. بنابراین به نام فرمانروائى دادگر قلمداد شد. ابن اثیر درباره ی وی مینویسد: « در آغاز هر سال اموال بسیارى براى صدقه و احسان در مناطقی که در حوزه ی فرمانروائى او بود، بیرون آورده و میان مستحقان پخش میکرد. به کار کارگران بیکار میرسید و اگر کارى انجام داده بودند به حسابشان رسیدگى میکرد.»59 عضد‌‌‌الدوله برای ترویج کشاورزى وآبادی قنوات و ساختن آسیاها و تعمیر سدها تلاش زیادی کرد. از جمله اقدامات او ساختن بند امیر بر روى رودخانه ی «کر» میان شیراز و استخر است. وی دیواره ‏اى محکم از تخته سنگهایى که با بستهاى سربى متصل شده بود، در مقابل جریان رود پدید آورد. در نتیجه ی احداث این سد، سطح آب بالا آمده برکه‏اى مصنوعى ایجاد شده در کرانه آن، ده چرخ بزرگ براى بالا آمدن آب احداث کردند و در کنار هر چرخ، آسیایى آبى برپا نمودند. از مخزن آب نیز، نهرهایى براى آبیارى منشعب ساختند. او به این دلیل این بند را ساخت که آبهاى حاصل از ذوب شدن برفها و بارانهاى سیل‏آسا ، دشتها و کشتزارهاى آن منطقه را از بین نبرد. به طورى‏که ابن بلخى در فارسنامه نوشته است، بند عضدى یا بند امیر «همان است که در جهان مانند آن نیست. از برکت این سد، هر سال هفتصد هزار خروار غله از بلوک کربال برداشت مىشد. این سد، که در سال ۳۶۵ ه.ق بسته شده، از سنگ و ساروج ساخته شده بود.60
در خوزستان نیز بر رود کارون، چرخهاى بزرگی براى بالا آوردن آب بر پا بود. به وسیله این چرخها، آب را سوار سواحل مرتفع آن رود کرده سپس به مزارع مى‏رساندند. او در ایام حکومت خویش برکه‏اى ساخت که مشتمل بر هفت پایه بود که اگر هر روز از هر پایه هزار نفر آب مى‏آشامیدند تا یک سال آنها را کفایت مى‏کرد. در تاریخ گزیده آمده است که عضد‌‌‌الدوله در مدینه ی طیبه باروئى ساخت و در جانب قبلى‏شیراز شهرى که آن را «سوق الامیر» مى‏خوانند بنا کرد.61
آل بویه خراج روستاییان وکشاورزان ایرانی را صرف آبادی دهات و شهرهای ایران کردند. ساختن کاریزها، لایروبی قنات ها و ایجاد بندها و سدها که آب رودخانه‌ها را به نواحی بلندتر هدایت کند، در این زمان رواج بسیار داشت. در زمان آل بویه، جمعی از دانشمندان و افراد با تجربه در امور کشاورزی به خدمت دربار درآمدند و دشت خوزستان و نواحی فارس و اصفهان را چنان آباد و حاصل‌خیز کردند که نه تنها برنج و نیشکر و مرکّبات، بلکه گندم و جو و ارزن از این نواحی به فراوانی برداشت می‌شد. کشت انواع نخل، زیتون، پنبه و کنف و دیگر محصولات غذایی و صنعتی در این زمان رونق بسیار داشت. شرحی‌ که ‌جهان‌گردان متعدد این روزگار از آبادانی و فراوانی در قلمروی آل بویه نوشته‌اند، بسیار خواندنی است.
بافت پارچه‌های ابریشمی و زربفت و قالی و قالیچه‌های گران بها و ساخت مصنوعات فلزی و سفالین نیز همراه با تجارتی پر رونق و مبادلات حواله‌ای و صرافی(بانکی) نیز در این زمان رواجی قابل ملاحظه داشت. در عرصه شعر و ادب نیز بارگاه شاهان آل بویه با اقبال شاعران و نویسندگان، مشهور شد. عضدالدوله به ساختن مساجد و بازارهایی در مناطق مختلف قلمروی خود پرداخت.آنگونه که مقدسی در قرن چهارم ه.ق از مسجد جامع بزرگی در سیرجان62 و بازار زیبایی در رامهرمز که عضدالدوله بنا کرده، سخن میگوید: «رامهرمز شهری ‏است بزرگ، داراى بازارهاى آباد و پر برکت. مسجد جامعى روشن و بسیار زیبا دارد. عضد‌‌‌الدوله برایش بازارى ساخته که بهتر از آن ندیده‏ام، پاکیزه، ظریف، آینه کارى، سنگ فرش و نقاشى شده است. »63
معزالدوله نیز به عمران و آبادانی بغداد پرداخت و در سال ۳۵۰ ه.ق قصرى بزرگ در باب الشماسیّه ساخت که داراى میدانى وسیع، بارانداز و باغهاى زیبا بود. وى هفت دروازهی آهنین شهر مدور منصور را از جاى دروازه‏هاى قدیمى درآورد و در قصر خود از آنها استفاده کرد. برای ساخت آن در حدود یک میلیون دینار خرج کرد. عضد‌‌‌الدوله خانه سبکتکین، حاجب معز‌‌الدوله را تعمیر کرد و باغهاى وسیعى به آن افزود و آب را با هزینه‏ فراوان از نهر خالص به آنجا آورد. این محل دار الاماره اقامتگاه رسمى آل بویه شد.64 م
قدسی در احسن التقاسیم آورده است که به دلیل سختیهایی که برای مردم در عبور از رودخانه پیش میآمد، عضدالدوله نهری بزرگ میان دو رودخانه اهواز و دجله به طول چهار فرسنگ ایجاد کرد.65
عضد‌‌‌الدوله هنگامى وارد بغداد شد که ویرانى بر آن شهر و اطرافش راه‏یافته بود؛ زیرا سدها شکسته شده بود و آب به مزارع نمى‏رسید. او اقدامات فراوانی در جهت زیبایی شهر و رفاه مردم انجام داد. از جمله دستور داد بسیارى از عمارات بغداد را که خراب شده بود، بازسازی کنند و به کسانی که توانایی مالی نداشتند، وام داد تا زمین‌های زیادی را به بوستان‌های تقریحی تبدیل کرده و باغهای رها شده‌ای که ویرانه شده بود، با سبزه و گل، آباد شود. به گفتهی مسکویه، این گل‌ها از فارس و دیگر شهرها به بغداد آورده می‌شد. عضد‌‌‌الدوله همچنین نهرهای زیادی که خشک شده و به زیر خاک رفته بود را لایروبی کرد که در اثر آن، آب در آنها جاری شد. سپس به نوسازى مساجد پرداخت. امامان جماعت و مؤذنان را تعیین کرد و وظایف آنها را مقرر نمود. به ایتام و فقرا و ضعفا کمک بسیاری کرد. او براى انجام دادن این کارها، از کارگزاران مورد اعتماد، زیر نظر نقیب علویان سود برد. به بزرگان دربارى که باغ یا خانه‏اى در کرانه دجله به نام ایشان معروف بود، دستور داد در ساختمان و زیبایى آن بکوشند. روستاها را نیز به دست نمایندگانى امین سپرد.
او قانونهایى به سود مردم گذاشت. رباخواری را منع کرد، به دادخواهى ستمدیدگان گوش فرا داد. کارگزاران را به دادگرى وادار کرد. مالیات را از کاروانهاى حاجیان برداشت. از دار السلام تا مکه معظمه هر چاهى که پر شده بود به حال اول برگرداند. به مجاوران مکه و مدینه و حرم امیر المؤمنین على و امام حسین علیه السلام کمک مالی کرد و براى دانشمندان و شاعران و پزشکان حقوقی تعیین نمود. با این اقدامات او، مردم در زیارتگاهها و نمازخانه‏ها با هم متحد شدند و پس از آن همه دشمنى‏ها و لعن یکدیگر، با هم کنار آمدند. هزینه سنگین این کارها و نیکوکاریهاى دیگر، همه از بیت المال پرداخت مى‏شد. به غیر مسلمانان نیزکمک فراوانی شد. عضد‌‌‌الدوله به وزیرخود، نصر بن هارون، اجازه داد که کنیسه‏ها و دیرها را نوسازى کند و به بینوایان ایشان نیز رسیدگى نماید. به این ترتیب امنیت و آرامش را برقرارکرد. بغداد پس از آن آباد شد و زیباتر از پیش گردید.66
از دیگر اقدامات او رونق بنادر و همچنین ساختن فیلخانههایی در سیراف و شیراز بود که در آنها فیلهای جنگی نگهداری میشد. توجه شدید عضد‌‌‌الدوله به سیراف باعث شد که در زمان او این بندر رونق یابد. در زمان او سیراف مرکز سیاسى جزایر و بنادر خلیج فارس بود. عضد‌‌‌الدوله گاهى در آنجا به سر مى‏برد و در آنجا بناهاى عالى ساخته بود. او دوازده فیل جنگى داشت. هنگام جنگ با قابوس زیاری، آن دوازده فیل باعث شکست لشگر قابوس شدند. بعد از آنکه به شیراز برگشت، آن گنبد را براى فیلها ساخت و در آن وقت فیلخانه عضدی نام داشت. عضد‌‌‌الدوله فیلخانه‏اى نیز در نابند در نزدیکى سیراف ساخته بود و این نشان میدهدکه در آن دوره در سواحل خلیج فارس نیروى نظامى مجهزى نگهدارى میشده و فیلهاى جنگى در آنجا وجود داشته است.67
عضدالدوله دیلمى پس از آنکه شیراز را پایتخت خود قرار داد، در حدود سال ۳۶۰ تا ۳۶۲ ه.ق پیش از آنکه به بغداد رود، بیمارستانى در آنجا احداث کرد که به بیمارستان عضدى معروف شد. این بیمارستان به دلیل تجهیزات و موقوفات آن، در جهان کم‏نظیر بود و پزشکان ماهرى در آن فعالیت مى‏کردند. بیمارستان عضدى شیراز وابسته به دانشگاه آن شهر بود که در آن فلسفه، نجوم، طب، شیمى و ریاضیات تدریس مى‏شد.
در بغداد نیز بیمارستانی ساخت که از مشهورترین بیمارستان‏ها در دوران تمدن اسلامى بود. بیمارستان عضدى منسوب به عضدالدوله دیلمى که در غرب شهر بغداد قرار داشت. وی براى ساختن این‏ بیمارستان که در جهان به نظم و ترتیب مشهور بود، هزینه‏ ی بسیارى کرد و براى اداره ی آن نیز تجهیزات و امکانات زیادى فراهم نمود. توجه عضدالدوله در تجدید بنا و تعمیر بیمارستان بغداد که ظاهراً زیر نظر محمد بن زکریاى رازى بنا شده بود، نمونه‏اى از علاقه ی وى به کارهاى عام ‏المنفعه بود. در بخشى از بیمارستان وى نیز دارالشفایى قرار داشت که در آن به معالجه ی دیوانگان مى‏پرداختند.68 او صد هزار دینار وقف این بیمارستان کرد. ساخت آن سه سال به طول انجامید. با گشایش بیمارستان در سال ۳۷۲ ه.ق عضدالدوله براى پزشکان، خدمتکاران و پرستاران هزینه و مستمرى تعیین کرد و انواع داروها و گیاهان درمانى را در آن فراهم آورد.
وی به دانشمندان احترام زیادى مى‏گذاشت و حتى در نزدیکی اتاق خود تالار بزرگى براى مطالعه و تحقیق آنان اختصاص داده بود. او از بهترین پزشکان دعوت نمود و جبرییل را که در شیراز پزشک مخصوص خود بود، به ریاست بیمارستان عضدى منصوب کرد. تعداد کارکنان بیمارستان را حدود هشتاد نفر نوشته‏اند.69
على‏ بن عباس اهوازى‏ که سومین شخصیت بزرگ پزشکى ایران و جهان اسلام است، در نیمه ی اول سده ی چهارم هجرى در اهواز یا ارّجان دیده به جهان گشود. در عهد عضد‌‌‌الدوله دیلمى شهرت و احترام بسزایى داشت و طبیب مخصوص او بود و حتى شاهکار خود، کتاب‏ «کامل ‏الصناعه‏» یا «طب ملکى»‏ را به نام او نگاشت. وفات وى را سال ۳۸۴ هجرى دانسته‏اند.گفته‏اند که وی هنگام ساختن بیمارستان عضدى در بغداد، بر بناى آن نظارت مى‏کرد.
پس از عضدالدوله، برخى ا
ز شاهان دیلمى چون بهاءالدوله و فرزندش شرف‏الدوله، در توسعه و آبادانى بیمارستان کوشیدند و اموال زیادى را وقف بیمارستان کردند، ولى بعدها به دلیل نرسیدن مخارج، به ‏تدریج از اعتبار آن کاسته شد. بیمارستان عضدى، مدت‏ها از مراکز بزرگ طبى به‏شمار مى‏آمد و بیماران از همه جا براى درمان به آنجا روى مى‏آوردند. این بیمارستان نه تنها نیازهاى مردم بغداد، بلکه نیازمندى‏هاى مردمان بین‏النهرین و آسیاى صغیر و قسمتى از شامات و برخى از نواحى دیگر را نیز تأمین مى‏نمود. آن‏گونه که از منابع تاریخى برمى‏آید، این بیمارستان تا اواخر قرن ششم هجرى برپا بود.
2-10. خدمات علمی- فرهنگی
همانطور که قبلا ذکر شد، در دولت آل بویه و به خصوص در زمان عضد‌‌‌الدوله اقشار فرهنگی و علمی جایگاهی ممتاز داشتند و به طور کلی دانشمندان مورد تشویق آل بویه قرار میگرفتند. تلاش آنها در ترویج شعائر شیعه و حمایت از علماى بزرگ شیعه در این دوره باعث تدوین متون فقهى و حدیثى و در نتیجه گسترش فرهنگ تشیع در این زمان گردید.آنها در دوران حکومت خود به

پایان نامه ها

انحراف معیار، دانشجویان دختر

2/1
09/16
معدل ترم قبل

میانگین سنی دانشجویان (4/2±21) سال بود. متوسط معدل کل دانشجویان (21/1±93/15) و متوسط معدل نیمسال گذشته (2/1±09/16)گزارش شد .

جدول شماره 3 : میانگین امتیاز نیازهای اساسی روانی واحدهای پژوهش بر حسب متغیرهای فردی اجتماعی
ابعاد
میانگین
انحراف معیار
حداقل
حداکثر
فاصله اطمینان 95 %

حدپایین
حدبالا
نیاز کفایت
84/3
64/0
00/2
00/5
76/3
93/3
نیاز استقلال
33/3
60/0
62/1
00/5
26/3
41/3
نیاز تعلق
54/3
75/0
00/1
00/5
44/3
63/3

پرسشنامه سنجش نیاز نیز در مقیاس لیکرت و از 1تا 5 درجه بندی شده بود که میزان تامین نیاز کفایت (64/0±84/3) ، نیاز استقلال (60/0±33/3) و نیاز تعلق (75/0±54/3) بدست آمد که این میزان تامین نیاز دانشجویان نیز در حد متوسط به بالا تعیین شد .

نمودار شماره 4 : میانگین امتیاز انواع انگیزه یادگیری بالینی واحدهای پژوهش بر حسب متغیرهای فردی اجتماعی

همانطور که در جدول فوق دیده می شود در پرسشنامه سنجش انگیزه که در مقیاس لیکرت و از 1تا 5 درجه بندی شده بود میزان انگیزه درونی (80/0±01/4) ، انگیزه شناسایی شده (71/0±23/4)، انگیزه به درون متمایل شده (78/0±78/3) ، انگیزه بیرونی (02/1±41/3) ، فقدان انگیزه (23/1±48/2) و شاخص خود تعیین کنندگی (89/6±43/2) بدست آمد که این میزان انگیزه در حد متوسط به بالا می باشد.

جدول شماره 5 : مقایسه میانگین نمره استقلال واحدهای پژوهش بر حسب متغیر های فردی اجتماعی
نتایج آزمون
استقلال
تعداد

متغیر
P value
df
t
انحراف معیار
میانگین

0001/0*

241

6/2-
57/0
2/3
126
زن
جنس

61/0
4/3
117
مرد

13/0
241

5/1
59/0
35/3
221
مجرد
تاهل

66/0
15/3
22
متاهل

10/0
241
6/1-
59/0
29/3
173
رشت

دانشکده

61/0
43/3
70
لنگرود

15/0
241
42/1
60/0
36/3
192
بومی
سکونت

60/0
23/3
51
غیر بومی

01/0*
241
4/2
63/0
4/3
60
بله
کار دانشجویی

58/0
2/3
183
خیر

19/0
241
30/1
59/0
36/3
182
بله
علاقه به پرستاری

63/0
25/3
61
خیر

51/0
239
64/0
60/0
35/3
179
بله
ادامه تحصیل در پرستاری

59/0
29/3
62
خیر

) 05/0P<*(سطح معنی داری بر اساس جداول فوق بین استقلال و جنس ارتباط آماری معنی داری وجود دارد (0001/0>p) .به طوری که میزان استقلال در میان دانشجویان پسر با میانگین (4/3) از دانشجویان دختر با میانگین (2/3) بیشتر است. همچنین بین کار دانشجویی و تامین نیاز استقلال نیز ارتباط آماری معنی داری دیده شد (01/0=p) به این صورت که میزان استقلال در افرادی که کار دانشجویی انجام می دادند بیشتر از سایرین بود.

جدول شماره 5 : مقایسه میانگین نمره استقلال واحدهای پژوهش بر حسب متغیر های فردی اجتماعی
نتایج آزمون

استقلال

تعداد
متغیر
P value
df
t
انحراف معیار
میانگین

81/0

241

23/0
63/0
34/3
101
خوابگاه
محل زندگی

57/0
32/3
142
با خانواده

17/0

241

3/1-
60/0
31/3
207
دیپلم و پایین تر
تحصیلات پدر

56/0
46/3
36
لیسانس و بالاتر

49/0

241

68/0-
61/0
33/3
234
دیپلم و پایین تر
تحصیلات مادر

36/0
47/3
9
لیسانس و بالاتر

49/0

236

68/0-
61/0
32/3
165
غیر کارمند
شغل پدر

59/0
38/3
73
کارمند

26/0

239

13/1
62/0
34/3
215
غیر کارمند
شغل مادر

42/0
20/3
26
کارمند

68/0

239

41/0
68/0
37/3
49
<500000
وضعیت اقتصادی

58/0
33/3
192
≥500000

05/0P< *سطح معنا داری میانگین نمره استقلال با متغیرهایی چون محل زندگی، شغل و تحصیلات پدر ومادر و وضعیت اقتصادی ارتباط اختلاف آماری معنی داری را نشان نداد (05/0 ضریب همبستگی پیرسون
متغیر
P-value
r

29/0
06/0
سن
24/0
07/0-
معدل کل
63/0
03/0-
معدل ترم قبل
17/0
08/0-
حداقل نمره کارورزی
84/0
01/0-
حداکثر نمره کارورزی
0001/0*
17/0
ترم تحصیلی

بر اساس آزمون ضریب همبستگی پیرسون فوق بین ترم تحصیلی و تامین نیاز استقلال ارتباط معنی دار ، مستقیم و ضعیفی مشاهده شد. (0001/0>p) (17/0=r) .

پایان نامه ها

انحراف معیار، رگرسیون، توزیع فراوانی، علوم پزشکی

یل شده (سوال 9 تا 12) ، بیرونی(سوال 13 تا 16) و فقدان انگیزه (سوال 17 تا 20) را بررسی میکند و همانند پرسشنامه تامین نیازها از نمره 1 تا 5 لیکرت تقسیم شده است.سطوح انگیزه در یک شاخص تحت عنوان شاخص خود تعیین کنندگی به صورتی که در ذیل به آن اشاره شده است ، بدست می آید که ازنمره 20+ تا 24- تقسیم می شود به این صورت که هر چقدر عدد مورد نظر منفی تر باشد ، به سمت فقدان انگیزه سوق پیدا کرده و هر چقدر مثبت تر شود به سمت انگیزه درونی می رود.

شاخص خود تعیین کنندگی : (3ˣ انگیزه درونی)+(2ˣانگیزه شناسایی شده) – ( 1 ˣ انگیزه به درون متمایل شده) – (2 ˣ انگیزه بیرونی)
تعیین اعتبار علمی96 یا روایی ابزار:
جهت بکار گیری ابزار در این مطالعه، پس از بررسی دقیق منابع مرتبط و راهنمایی اساتید راهنما و مشاوره و کسب نظر صاحب نظران، پرسشنامه های مربوطه انتخاب شدند. سپس پرسشنامه های اولیه مطابق شرایط فرهنگی و زبان فارسی رایج و مرتبط با موضوع مطالعه و کمک اساتید راهنما و مشاور و مشورت با اساتید دو زبانه آماده شد. بعد از آن پرسشنامه آماده شده در اختیار 10 نفر از اساتید محترم دانشکده پرستاری و مامایی رشت قرار داده شد تا از نظر کمی و کیفی روائی محتوائی ابزار مورد بررسی قرار گیرد. با توجه به نکته نظرات اساتید از نظر کیفی و همچنین با محاسبه نسبت روائی محتویی (CVR)97 و شاخص روائی محتویی (CVI)98 فرایند روایی محتوی پرسشنامه ها صورت پذیرفت. در پرسشنامه سطوح انگیزه میزان CVR بین 2/0 تا 1 و میزان CVI بین 77% تا 100% بدست آمد. در پرسشنامه نیازها نیز میزان CVR بین 2/0 تا 1 و میزان CVI بین 55% تا 100% بدست آمد. با توجه به این که میزان CVR برابر با 62/0 و میزان CVIبالاتر از 79/0 قابل قبول بود ، سوالات با مقادیر کمتر از آن از پرسشنامه ها حذف شد. تعداد 5 سوال از پرسشنامه سطوح انگیزه و 8 سوال از پرسشنامه نیازها حذف شدندو در پرسشنامه برگرفته از ابزارهای اصلی به ترتیب در پرسشنامه سطوح انگیزه از 25 سوال به 20 سوال و در پرسشنامه نیازها از 30 سوال به 22 سوال تعدیل شد.

تعیین اعتماد علمی99 یا پایایی ابزار:
سپس پرسشنامه ها در اختیار 19 نفر از دانشجویان پرستاری در یک مطالعه پایلوت قرار گرفت تا از نظر وضوح آیتم ها و تجانس درونی100 مورد بررسی قرار گیرد. ضریب آلفا کرونباخ پرسشنامه های سطوح انگیزه و میزان نیازهای اساسی روانی محاسبه شد که درجدول زیربه آن اشاره شده است. در آزمون مجدد بعد از 2 هفته تعداد 15 پرسشنامه تکمیل شده بود که ضریب همبستگی در ارتباط با پرسشنامه ارضاء نیازهای اساسی روانی در حیطه ارضاء نیازها با 92/0=r و در ارتباط با پرسشنامه سطوح انگیزه با 72/0=r مورد تایید قرار گرفت. بدین ترتیب پرسشنامه ها از نظر روایی و پایایی جهت استفاده در مطالعه آماده گردید.

ضریب آلفا
90/0
ایزار نیازها
84/0
نیاز کفایت و شایستگی

سطوح نیازها
71/0
نیاز استقلال

80/0
نیاز تعلق به دیگران

ضریب آلفا
70/0
ابزار انگیزه
95/0
انگیزه درونی

سطوح انگیزه
88/0
انگیزه شناسایی شده

80/0
انگیزه به درون متمایل شده

96/0
انگیزه بیرونی

96/0
فقدان انگیزه

روش گردآوری اطلاعات:
پس از دریافت مجوزهای لازم ، از دانشجویان ترم دوم به بعد جهت شرکت در این پژوهش دعوت به عمل آمد. پس از اینکه دانشجویان در دانشکده حضور یافتند کلاس به کلاس، توضیحات لازم در زمینه نحوه کار و هدف از انجام پژوهش به آنها داده شد. با کسب رضایت از نمونه های شرکت کننده در پژوهش پرسشنامه ها بین دانشجویان توزیع شدو در فاصله زمانی 30 دقیقه الی 1 ساعت توسط گروه هدف در هر کلاس تکمیل شد. با توجه به اینکه نمونه گیری در دو دانشکده پرستاری و مامایی رشت و شرق گیلان انجام شد و برخی از نمونه ها در در زمان حضور پرسشگر در محل حاضر نبودند لذا نمونه گیری در مدت 2 ماه و در ماه های آبان و آذر انجام شد. پرسشنامه در بین 275 نفر از دانشجویان پرستاری توزیع شد که از این تعداد 243 پرسشنامه که به طور کامل تکمیل شده بود، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

روش تجزیه وتحلیل داده ها:
یافته های این پژوهش بر حسب نوع متغیرها کمی و کیفی می باشند. به این صورت که سن، معدل، نمره کارورزی بصورت متغیر ” کمی- پیوسته ” ، ترم تحصیلی بصورت متغیر ” کمی- گسسته” ، جنس، تاهل، دانشکده، محل سکونت و زندگی، شغل پدر و مادر، کار دانشجویی، علاقه به رشته و قصد ادامه تحصیل در آینده جزء متغیر ” کیفی- اسمی” و وضعیت اقتصادی و تحصیلات پدر و مادر بصورت “کیفی- رتبه ای” در نظر گرفته شدند .
جهت تجزیه تحلیل، داده های جمع آوری شده کدگذاری و وارد نرم افزار آماری spss نسخه 16گردید. به منظور دسته بندی داده ها از آمار توصیفی مانند میانگین و انحراف معیار و جداول توزیع فراوانی استفاده شد. سپس با استفاده از آزمون کولموگرو اسمیرنو توزیع نرمال داده ها ارزیابی شد. جهت ارتباط عوامل فردی و اجتماعی با متغیرهایی چون انگیزه و نیازهای اساسی با توجه به توزیع نرمال داده ها از آزمون های آماری تی تست و من ویتنی و ضریب همبستگی پیرسون و اسپیرمن استفاده شد. سطح معنی داری 05/0p در نظر گرفته شد. سپس کلیه متغیرهایی که بر اساس آزمون های آماری ذکر شده سطح معناداری 05/0p داشتند وارد مدل رگرسیون خطی چندگانه شدند.
برای دستیابی به اهداف 1 و 3 پژوهش که عبارت است از تعیین نیاز استقلال و تعلق و وابستگی به گروه از روشهای
آمار توصیفی( برآورد فراوانی، درصد ومحاسبه میانگین و انحراف معیار) و از روشهای استنباطی(تی تست و ضریب همبستگی پیرسون) استفاده شد. جهت دستیابی به هدف 2 یعنی ارتباط نیاز کفایت و شایستگی و هدف شماره 4 تعیین ارتباط شاخص خود تعیین کنندگی با عوامل فردی اجتماعی و اهداف 4-1 تا 4-5 که ارتباط سطوح انگیزه را با عوامل فردی و اجتماعی می سنجید، از آزمون های آماری (من ویتنی و ضریب همبستگی اسپیرمن) استفاده شد. همچنین امتیاز هر بخش بر اساس محاسبه میانگین بدست می اید .
برای رسیدن به هدف شماره 5 یعنی ارتباط بین تامین نیازهای اساسی روانی با شاخص خود تعیین کنندکی ، از رگرسیون خطی استفاده شد.در مرحله اول ارتباط این شاخص با نیاز شایستگی و تعلق که در مرحله قبل ارتباط آماری معنی داری داشتند، مورد بررسی قرار گرفت. این ارتباطات بصورت backward بررسی شدند و در نهایت متغیری که 05/0p داشت به عنوان متغیر پیش بینی کننده انتخاب شد. در مرحله بعدی مجددا متغیرهای فردی و اجتماعی که معنی دار بودند نیز وارد مدل رگرسیون شده و در نهایت مدل نهایی بدست آمد( جداول 14 و 15) این نتایج را نشان می دهند).

ملاحضات اخلاقی:
1- کسب معرفی نامه کتبی ازمعاونت محترم دانشکده پرستاری مامایی رشت
2- معرفی خود به عنوان پژوهشگر
3- سپس هدف از انجام پژوهش رابرای آنها توضیح میدهد
4- کلیه واحدهای موردپژوهش برای شرکت درپژوهش آزاد هستند
5- به واحدهای مورد پژوهش درمورد بی نام بودن پرسشنامه ها وناشناس ماندن دانشجویان شرکت کننده در پژوهش اطلاع داده می شود.
6- در پایان از شرکت کنندگان دراین پژوهش تشکر وقدردانی به عمل می آید.

در این فصل یافته های پژوهش پس از تجزیه و تحلیل آماری با توجه به اهداف از پیش تعیین شده در قالب 15 جدول تدوین گردیده است.

جدول شماره 1 : توزیع فراوانی واحدهای پژوهش برحسب متغیرهای فردی اجتماعی
جدول شماره 2 : میانگین و انحراف معیار واحدهای پژوهش برحسب متغیرهای فردی اجتماعی
جدول شماره 3 :میانگین امتیاز نیازهای اساسی روانی واحدهای پژوهش بر حسب متغیرهای فردی اجتماعی
نمودار شماره 4 : میانگین امتیاز انواع انگیزه یادگیری بالینی واحدهای پژوهش بر حسب متغیرهای فردی اجتماعی
جدول شماره 5 : مقایسه میانگین نمره استقلال واحدهای پژوهش بر حسب متغیر های فردی اجتماعی
جدول شماره 6 : مقایسه میانگین نمره کفایت واحدهای پژوهش بر حسب متغیر های فردی اجتماعی
جدول شماره 7 : مقایسه میانگین نمره تعلق واحدهای پژوهش بر حسب متغیر های فردی اجتماعی
جدول شماره 8 :مقایسه میانگین نمره شاخص خود تعیین کنندگی واحدهای پژوهش بر حسب متغیر های فردی اجتماعی
جدول شماره 9 : مقایسه میانگین نمره انگیزه درونی واحدهای پژوهش بر حسب متغیر های فردی اجتماعی
جدول شماره 10 : مقایسه میانگین نمره انگیزه شناسایی شده واحدهای پژوهش بر حسب متغیر های فردی اجتماعی
جدول شماره 11 : مقایسه میانگین نمره انگیزه به درون متمایل شده واحدهای پژوهش بر حسب متغیر های فردی اجتماعی
جدول شماره 12 : مقایسه میانگین نمره انگیزه بیرونی واحدهای پژوهش بر حسب متغیر های فردی اجتماعی
جدول شماره 13 : مقایسه میانگین نمره فقدان انگیزه واحدهای پژوهش بر حسب متغیر های فردی اجتماعی
جدول شماره 14 : ضریب رگرسیونی عوامل مرتبط با شاخص خود تعیین کنندگی در واحدهای مورد پژوهش
جدول شماره 15: ضریب رگرسیونی همبستگی انواع نیازهای اساسی روانی با شاخص خود تعیین کنندگی در واحدهای پژوهش با کنترل متغیرهای فردی اجتماعی

جدول شماره 1 : توزیع فراوانی واحدهای پژوهش برحسب متغیرهای فردی اجتماعی
درصد
تعداد
متغیر
9/51
126
زن
جنسیت
1/48
117
مرد

100%
243
جمع
9/90
221
مجرد
وضعیت تاهل
1/9
22
متاهل

100%
243
جمع
6/27
67
3

ترم تحصیلی
8/14
36
4

6/27
67
5

8/7
19
6

6/15
38
7

6/6
16
8

100%
243
جمع
2/71
173
رشت
دانشکده محل تحصیل
8/28
70
لنگرود

100%
243
جمع
79%
192
بومی
سکونت
21%
51
غیر بومی

100%
243
جمع
6/36
89
خوابگاه
محل زندگی
4/58
142
با خانواده

6/1
4
با همکلاسی

3/3
8
به تنهایی

100%
243
جمع

جدول شماره 1 : توزیع فراوانی واحدهای پژوهش برحسب متغیرهای فردی اجتماعی
درصد
تعداد
متغیر
2/34
83
زیر دیپلم
وضعیت تحصیلی پدر
51
124
دیپلم

3/12
30
لیسانس

5/2
6
فوق لیسانس

100%
243
جمع

7
17
بیکار

شغل پدر
4/44
108
آزاد

5/9
23
کارگر

7
17
کشاورز

6/1
4
کارمند- علوم پزشکی

4/28
69
کارمند- غیر علوم پزشکی

100%
243
جمع
2/50
122
زیر دیپلم

تحصیلات مادر
1/46
112
دیپلم

½
5
لیسانس

6/1
6
فوق لیسانس

100%
243
جمع
8/79
194
خانه دار

شغل مادر

2/6
15
آزاد

8
2
کارگر

6/1
4
کشاورز

3/3
8
کارمند- علوم پزشکی

4/7
18< br />کارمند- غیر علوم پزشکی

100%
243
جمع

جدول شماره 1 : توزیع فراوانی واحدهای پژوهش برحسب متغیرهای فردی اجتماعی

درصد
تعداد
متغیر
2/20%
49
<500000 تومان
وضعیت اقتصادی
65%
158
500000-1000000تومان

14%
34
>500000 تومان

100%
243
جمع
7/24
60
بله
کار دانشجویی
3/75
183
خیر

100%
243
جمع
9/74
182
بله
علاقه به پرستاری
1/25
61
خیر

100%
243
جمع
6/73
179
بله
ادامه تحصیل در
پرستاری
3/25
64
خیر

2/99%
243
جمع

جدول فوق نشان می دهد که اکثریت واحدهای مورد پژوهش خانم(9/51%)، (9/90%) متاهل، (79%) بومی بوده و ( 4/58%) با خانواده زندگی نموده ، (51%) پدران دارای مدرک دیپلم، (2/50%) مادران مدرک زیر دیپلم (4/44%) پدران شغل آزاد، (8/79%) مادران خانه دار بودند. از لحاظ وضعیت اقتصادی (65%) دارای درآمد بین 500000 تا 1000000 تومان بودند. تنها (7/24%) از واحدهای مورد پژوهش سابقه کار دانشجویی داشتند.(9/74%) از واحدها اعلام نمودند که به رشته پرستاری علاقه دارند و (6/73%) قصد ادامه تحصیل در این رشته را در آینده دارند .

جدول شماره 2 : میانگین و انحراف معیار واحدهای پژوهش برحسب متغیرهای فردی اجتماعی
انحراف معیار

میانگین
شاخص
متغیر
4/2
21
سن(سال)

21/1
93/15

معدل

پایان نامه ها

انگیزش درونی، ادراک شایستگی، عوامل اجتماعی، درونی سازی

زندگی فرد که شامل آموزش و یادگیری است مورد بررسی قرار میدهد و بیان مینماید که بشر یک گرایش طبیعی به سمت ارتقاء خود تعیین کنندگی در فعالیتهای خود دارد(11). در این تئوری الگوی درونی سازی به صورت مرحله ای وگام به گام نیست و مراحلی را ارائه نمی دهد که همه افراد باید به طور یکسان و با انجام رفتارهای خاص از آن عبور کنند. در این نظریه انواع مختلف تنظیم ها به عنوان درجه ای که یک فرد به تنظیم رفتار خود می پردازد، مطرح می شود. طبق نظریه خود تعیین کنندگی کارهایی که به صورت بیرونی برانگیخته هستند می توانند در طی فرایند درونی سازی به گونه خود مختار در آیند. طبق نظر دسی و رایان فردی که دارای رفتاری است که کاملا به صورت بیرونی بر انگیخته است، با عبور از مراحل مختلف زنجیره خود مختاری می تواند به نقطه ای برسد که رفتارش به صورت خود تنظیمی در آید. افراد می توانند در هرلحظه درگیر یک تنظیم جدید شوند و یا اینکه در سطح تنظیم فعلی خود که تا حدی درونی شده است، باقی بمانند. زنجیره نظریه خود تعیین کنندگی از بی انگیزگی که کاملا فاقد خود مختاری است تا انگیزش درونی که کاملا خود مختار است، امتداد دارد. بین این دو بعد نیز همان طور که مطرح شد، چهار سطح از انگیزش بیرونی وجود دارد . تنظیم بیرونی کاملا کنترل شده است و دارای کمترین حد خود مختاری است و تنظیم های به درون متمایل شده، شناسایی شده و یکپارچه به ترتیب از خود مختاری بیشتری برخوردارند(28).
این تئوری و فرضیات آن در یک زنجیره توصیفی از مکانیکی تا ارگانیسمی قرار دارند. تئوری ارگانیسمیک انسان را یک موجود غیر فعال میداند که تحت تاثیر جاذبه های فیزیولوژیک و محرک های محیطی قرار دارد در حالیکه تئوری ارگانیسمیک، انسان را به عنوان یک موجود فعال میبیند که مختار بوده و آغاز کننده فعالیتهای خویش است(53).در واقع این تئوری یک روانشناسی ارگانیسمی استکه فرض مینماید که انسانها موجوداتی فعال با گرایش ذاتیو عمیق نسبت به رشد و تکامل روانی هستند.این ماهیت فعال انسان بطور واضحی در زمینه انگیزه درونی- یک گرایش طبیعی که از بدو تولد برای یافتن چالشها، نوآوری و فرصتها برای یادگیری وجود دارد- آشکار میباشد.اگرچه گرایش های رشد در زمینه انگیزه های ذاتی و درونی، تکامل یافته و در نتیجه درونی هستند، این بدان معنی نیست که آنها تحت هر شرایطی قوی عمل میکنند.این گرایش های ذاتی نیازمند حمایت از طرف محیط هستند.این حمایتها در تئوری خود تعیین کنندگی به عنوان نیازهای اساسی روانی شناخته میشوند که حمایت و تامین آنها برای برای رشد روانی، یکپارچگی ورفاه انسان ها ضروری میباشد(28). درواقع ارتباط میان عوامل بیرونی که بر روی اعمال شخص اثر می گذارد و انگیزه درونی و نیازهای ذاتی که در ماهیت بشر وجود دارد، در حیطه تئوری خود تعیین کنندگی است(28). در این تئوری وقتی افراد در طول زنجیره خود تعیین کنندگی به طرف سطح بالای خود تعیین کنندگی و در واقع انگیزه درونی حرکت میکنند سه نیاز مهم روانی در آنها شناسایی شده است که مرتبط با انگیزه درونی می باشد. .این سه نیاز شامل نیاز به استقلال ، کفایت و شایستگی و نیاز تعلق به دیگران است(28).
نیاز به خود مختاری و استقلال در واقع استقلال در انتخاب رفتار یا فعالیتی است که فرد انجام میدهد.به عبارت دیگر در این حالت فرد با اراده خود و با علاقه رفتاری را انتخاب کرده و به روش خودش آن را انجام میدهد.جهت ایجاد شرایط تامین این نیاز باید فرصتی ایجاد گردد که افراد بتوانند آزادانه رفتارشان را انتخاب نمایند. بطور مثال دانشجویان هنگامیکه بطور آزادانه ای برای درس خود انرژی و زمان میگذارند، مختار هستند(20).
نیاز به کفایت و شایستگی در واقع تعامل موثر شخص با محیط و تجربه کردن فرصتهای مختلف برای انجام رفتار و به عبارتی بیان کننده قابلیتهای فردی میباشد.موقعی این احساس تامین و ارضاء میگرددکه فرد نتیجه و پیامد مطلوب از انجام رفتار دریافت کند و از پیامد های نامطلوب پیشگیری کند( 56). کفایت رفتاری است که انتظار میرود تا دانشجویان آن را انجام دهند با تاکید بر این مطلب که دانشجویان باید یک سری مهارتهای سایکوموتور، تصمیم گیری و مهارتهای بین فردی را کسب نمایند(34). رخدادهایی مثل فیدبک مثبت که حاکی از موثر بودن باشد باعث ارضاء نیاز کفایت و شایستگی میگردد و روی انگیزه افراد اثر گذاشته بنابراین انگیزه درونی فرد افزایش می یابد، در حالیکه رخدادهایی با فیدبک منفی که نشانه ناموثر بودن کاری باشد، نیاز به کفایت و شایستگی را خنثی نموده و در نتیجه انگیزه درونی افراد را تحلیل میبرد(28). برای مثال دانشجویانی که میتوانند با چاش های ناشی از تکالیف و دروس خود مقابله نمایند، احساس کفایت و شایستگی خواهند نمود(20).
در نهایت حس تعلق به عنوان گرایش ذاتی فرد در احساس ارتباط داشتن با دیگران است به طوریکه عضو گروهی باشد، افراد را دوست داشته باشد و مراقب آنها باشد و دیگران او را دوست داشته و مراقبش باشند(12).نیاز وابستگی و تعلق ارتباط با افراد خاص از طریق کار و موفقیت است.افراد خاص شامل والدین، معلمان، همکاران و همسالان و در آموزش پزشکی و عمل میتواند، بیمار باشد(11).افرادی که میزان بالاتری از این نیاز را دارند نسبت به سایرین میزان حضور بیشتری را در سازمان خود نشان داده اند و این افراد در موقعیتهایی که با پشتیبانی و تایید دیگران همراه است بهتر عمل خواهند نمود(44).
مفهوم نیازهای انسان بسیار موثر است زیرا باعث درک این مطلب می
گردد که چطور عوامل اجتماعی و محیط های فردی بر روی انگیزه بیرونی بر خلاف انگیزه درونی اثر می گذارد. وقتی که این سه نیاز در یک زمینه اجتماعی تامین و حمایت میشوند ، مردم انرژی و خود انگیزشی بیشتری را تجربه میکنند.بر عکس در نظر نگرفتن این نیازها منجر به کاهش خود انگیزشی و ایجاد ناهنجاری میگردد(53).
به اعتقاد دسی و رایان(2000) بر اساس این نیازها سه تعیین کننده اساسی برای انگیزش وجود دارد که شامل ادراک افراد از خود مختاری، شایستگی و وابستگی به یک زمینه اجتماعی خاص می باشد. اگر افراد این چنین احساس کنند که نیازهای آنان بر آورده نشده است، برانگیخته می شوند تا دست به رفتارهایی در جهت کامروایی این نیازها بزنند. مطابق با نظریه خود تعیین کنندگی افراد تلاش می کنند تا نقش های اجتماعی و تقاضاهایی را که از آنها انتظار می رود و بصورت درونی بر انگیزاننده نیست را در طی فرایند درونی سازی42 به ارزشهای شخصی وخود تنظیمی تبدیل نمایند(28).
هسته اصلی این نظریه تمایز بین انگیزه خود مختار و انگیزه کنترل شده است. خود مختاری به معنای کار کردن توام با حس اراده و اختیار وداشتن حق انتخاب است. زمانی که افراد به این دلیل دست به فعالیتی می زنند که آن را جالب و جذاب برآورد می نمایند، فعالیت و کارهای خود را ارادی و در کنترل خود تصور می کنند و به لحاظ درونی برانگیخته هستند دارای انگیزه خود مختار می باشند. در مقابل زمانی که افراد تحت فشار و اجبار به انجام کاری می پردازند به این معنا است که تحت کنترل قرار گرفته اند و در چنین شرایطی استفاده از پاداش ها و مشوق بیرونی منجر به وقوع انگیزش کنترل شده می گردد(81). دسی ورایان معتقدند عوامل اجتماعی که درک فرد از این سه نیاز را افزایش دهند باعث ارضاء بهتر این نیازها و تقویت خود تعیین کنندگی می شوند. در حالیکه عوامل اجتماعی که چنین مواردی را در نظر نگیرند، فرم کنترل شده انگیزه و یا فقدان انگیزه را موجب می گردند(54).
ارضاء این نیازها به عنوان مکانیسم انگیزشی در نظر گرفته شده که به رفتار فرد انرژی داده و اورا راهنمایی میکند(28)و می تواند منجر به قدرت بخشیدن به فرد گشته و باعث می شود مردم با استقلال بیشتری به انجام کارهایشان بپردازند .تامین نیازهای اساسی روانی باعث می شود فرد برای انجام کار انگیزه درونی پیدا کرده واهداف بیرونی وی نیز درونی می شوند.از این رو هنگامی که یک پاداش حس استقلال، کفایت و وابستگی فرد را تهدید نماید، آن فرد عکس العمل معکوسی را نشان می دهد در حالی که اگر این پاداش ها در جهت حمایت از نیازهای اساسی روانی فرد باشد، انگیزه فرد برای انجام کارهایش درونی تر می گردد. فرد دارای انگیزه درونی و شناسایی شده و یکپارچه ، دوام بیشتری در رفتارهایش وجود دارد(58).در واقع انگیزش درونی یک حالت روانشناختی است وزمانی پدید می آید که افراد خود را تعیین کننده و شایسته بدانند. هر دواین واژه در برگیرنده مفهوم کنترل هستند.در مورد اول یعنی خود تعیین کنندگی منظور فرصت کنترل داشتن و در مورد دوم یعنی شایستگی منظور توانایی کنترل نمودن است(28). فرصت کنترل داشتن یعنی دادن فرصتهایی به فرد برای تقویت انجام کار.مفهوم دیگر کنترل یعنی توانایی اتخاذ تصمیم و انتخابهای موثر.یعنی اگر افراد خود را در یک موقعیت معین شایسته بدانند اعتقاد می یابند که توانایی کنترل کردن آن موقعیت را نیز دارند.حتی وقتی شرایط طوری باشد که افراد بر محیط کنترل داشته باشند.اگر آنان دارای ادراک شایستگی کمی باشند از فرصت کنترل بر محیط سودی نخواهند برد.در محیط های آکادمیک نیز معلمانی که خواهان تقویت انگیزش درونی دانش آموزان خود هستند باید زمینه حصول دو نتیجه لازم را فراهم آورند .آنان باید محیط هایی را خلق کنند که دانش آموزان فرصت کنترل بر محیط را داشته باشند و باید مطمئن شوند که دانش آموزان آنها قادر به عملکرد موفقیت آمیز در محیط هستند.وقتی دانشجویان خود را در انجام عملی موفقیت آمیز و توانا ادراک کنند ، حتی اگر بر موقعیت کنترلی هم نداشته باشند ( خود تعیینی ) باز هم گاهی تمایل خواهند داشت که در انجام تکالیف کلاسی تا اندازه ای جدیت و علاقه نشان دهند.
از این رو ادراک شایستگی وادراک کنترل بالا باعث افزایش سطح انگیزش درونی به بالاترین سطح آن میشود .ولی در اولویت دادن به وجود یکی از این دو ادراک از خود ، داشتن ادراک شایستگی بالا واحساس کنترل پایین، شاخص مناسبی جهت پیش بینی سطح فعالیت و علاقه دانشجویان است تا بر عکس آن یعنی احساس کنترل بالا و احساس شایستگی پایین(59).
نظریه خود تعیینی معتقد است که باید برای افراد جهت تصمیم گیری درباره نحوه رفتار وتفکر فرصت داد تا پیش درآمدی برای کنترل در رفتار خود داشته باشند(60). اکثر تحقیقات انجام شده در این زمینه حاکی از آن است که پاداشهای بیرونی به نوعی کنترل فرد را کاهش میدهد و بنابراین علاقه ذاتی او را در یک تکلیف پاداش داده شده کم مینماید.ظاهرا وقتی پاداش های بیرونی به یک تکلیف جذاب داده میشود فرد معتقد است که او بخاطر این پاداش در تکلیف مشارکت داشته نه به خاطر اینکه چنین تمایلی برای مشارکت داشته باشد.به بیان دیگر شخصی که پاداش میدهد حس خود مختاری فرد را کاهش میدهد.این نظریه پیش بینی میکند که وقتی دانشجویان با مدرسی فعالیت دارند که جهت گیری وی خود مختاری است، به انتخاب تکالیف، تعقیب فعالیتهاو علایق خویش تشویق میشوند و بنابراین ادراک خود تعیینی و انگیزش درونی آنان افزایش می یابد(59). مطالعات نشان داده است ک
ه مدرس بالینی اثر بخش کسی است که از نظر بالینی شایستگی لازم را برای آموزش به دانشجویان داشته باشد، بداند چه چیزی را باید آموزش دهد، ارتباطات خوبی با دانشجویان و کادر بیمارستان داشته و رفتارهای حمایتی و دوستانه ای با دانشجویان داشته باشد. در واقع بکار بردن راهکارهای انگیزشی مناسب باعث افزایش بازدهی، خلاقیت و علاقه در کار می شود(37).حمایت از استقلال باعث شناسایی و تکامل منبع انگیزه دانشجویان مثل علاقه ، اولویت ها، اهداف و نیازهای روانشناختی آنها میگردد(61). حس استقلال دانشجویان در صورتی افزایش می یابد که معلمان فشار ارزیابی و حس اجبار را در آنها کم کنند و علاوه براین در ک دانشجویان از داشتن قدرت انتخاب در فعالیتهای آکادمیک را زیاد کنند(20).
معلم در شکل دادن ادراک شایستگی دانشجویان نیز تاثیر زیادی دارد و این از طریق رفتارهای سنجیده و ظریف و یا ناشیانه و نسنجیده او صورت میگیرد.مدرسانی که هدف آنان افزایش انگیزه درونی دانشجویان است باید به خاطر داشته باشند

پایان نامه ها

رفتارگرایی، سلسله مراتب، فیزیولوژی، رویکرد رفتاری

مرتبط با آن دارند. بسیاری از صاحبنظران ، آموزش بالینی را به مراتب حساس تر و مهم تر از آموزش کلاس درس تلقی نموده اند. این بخش برای ارائه مراقبت به بیمار با نظارت مدرس بالینی صورت میگیرد(34).
محیط بالین دربرگیرنده کلیه شرایط و محرکهای موثر بر یادگیری است.این محیط غنی روانشناختی از عوامل شناختی ، اجتماعی، فرهنگی، عاطفی، احساسی، انگیزشی و درسی تشکیل شده است که بر میزان عملکرد و موفقیت دانشجویان اثر می گذارد(26). موفقیت درامرآموزش به عواملی چونمهارت معلم،وسایل آموزشی وویژگی های یاد گیرنده وتعامل آنها با یکدیگرمربوط است.وجود تفاوتهای فردی دانش آموزان در ابعاد ذهنی، عاطفی،اجتماعی و حتی در آموخته های قبلی و سایر عوامل موثر در یادگیری غیر قابل تردید است.سن،هوش،تجربهاولیه،تمرکز،داشتن تصویرذهنی،ارتباط دادن بین آموخته ها،انگیزه، فاصله گذاشتن بین یادگیریها،استراحت پس ازیادگیری ازعوامل مؤثردریادگیری است ولی انگیزه مهم ترین عنصر تشکیل دهنده رفتار و مهمترین شرط یادگیری است(39).
در توضیح انگیزه باید عنوان نمود که انگیزش به حالتهای درونی که موجب هدایت رفتار فرد به سوی نوعی هدف میشود، اشاره میکند( 5).واژه انگیزه از کلمه لاتین Movere به معنی حرکت کردن مشتق شده است(39).
انگیزش19به نیروی ایجاد کننده، نگهدارنده و هدایت کننده رفتار گفته میشود و انگیزه20به صورت نیاز یا خواست ویژه ای که انگیزش را موجب میشود، تعریف شده است. این دو واژه غالبا بصورت مترادف بکار میروند با این حال انگیزه را میتوان دقیق تر از انگیزش دانست.به این صورت که انگیزش را عامل کلی مولد رفتار اما انگیزه را عامل اختصاصی یک رفتار خاص به حساب می آورند.در واقع اصطلاح انگیزه بیشتر در اشاره به رفتار انسان بکار میرود(5).
انگیزش با یک دسته پیوندهای متغیر مستقل و یا وابسته که جهت، وسعت و دوام رفتار فرد را بیان میکند و آثار، استعداد و مهارت را ثابت نگه میدارد و همچنین بازدارنده هایی که در محیط عمل میکنند، سرو کار دارد(40).
انگیزش یعنی چگونه رفتارآغاز میشود، نیرو میگیرد، نگاهداری وهدایت میشود، باز می ایستد و چه نوع واکنش ذهنی در موجود زنده به هنگامیکه همه اینها در جریان است وجود دارد(41).
انگیزه اشاره به تمام نیروهای درونی و بیرونی دارد که در تمام روند شروع، هدایت و پایان یک رفتار دخالت دارد(49)وعاملی است که فرد را به انجام کاری سوق داده و وی را مشتاقانه در انجام آن کار هدایت مینماید.نقش انگیزه گسترش و شدت بخشیدن به تمایل فرد در انجام موثر و درست کارهای خویش است.بنابراین بوسیله انگیزه ما مکانیسم هایی را در فرد داریم که باعث فعالیتهای فرد به عنوان یک انسان میگردد.انگیزه همچنین میتواند نوعی فرایند یا واکنشی باشد که در ذهن فرد انجام میگردد.ممکن است به عنوان یک ترکیبی از نیروهایی باشد که باعث حفظ فعالیتهای انسان میگردد. در واقع انگیزه عملی است که باعث تحریک فرد برای انجام کاری شده که منجر به دستیابی به یک سری اهداف یا تامین برخی از نیازهای روانی خود فرد میشود(42).
هیچ تعریف جهانشمولی برای واژه انگیزش در محیط های کاری به دلیل پیچیدگی آن وجود ندارد. برخی دانشمندان از بعد روانشناختی و برخی از بعد رفتارگرایی اقدام به تعریف و بررسی آن نموده اند. یکی از بهترین تعاریف انگیزش توسط پیندر(1998)21ارائه شده است. “مجموعه ای از نیروهایی که انسان را هم از درون و هم از بیرون به انجام فعالیتهایی خاص در محیط های کاری ملزم می کند” (43).
تمام این مفاهیم یک ویژگی مشخص انگیزش را مطرح مینمایند:1)آنچه به رفتار شخص نیرو میدهد. 2)آنچه چنین رفتاری را هدایت مینماید و به آن جهت میدهد. 3)چگونه این رفتار تقویت و نگهداری میشود(44).
از لحاظ پرورشی انگیزش هم هدف است و هم وسیله. به عنوان هدف ما از دانشجویان می خواهیم نسبت به تمام موضوعات اجتماعی و علمی علاقه کسب کنند یعنی دارای انگیزه باشند.از این رو تمام برنامه های درسی که برای آنها فعالیتهای مربوط به جنبه عاطفی در نظر گرفته شده است دارای هدفهای انگیزشی هستند.به عنوان وسیله، انگیزش به صورت آمادگی روانی یک پیش نیاز یادگیری به حساب می آید و تاثیر آن بر یادگیری کاملا آشکار است(5).
انگیزه موتور یادگیری انسان است و لذا بالا بودن انگیزه در انجام هر فعالیت سبب پیشرفت و بازدهی بیشتر در انجام آن میشود.داشتن انگیزه در یادگیری که فعالیت اصلی دانشجویان است بسیار اهمیت داشته و عاملی است که فرد را از درون به کوشش وا میدارد.به طور خلاصه میتوان گفت که انگیزش تحصیلی از ارکان تعالی آموزشی به حساب می آید.(36).
در علوم پزشکی انگیزه به عنوان یک عامل پیشگوئی کننده برای یادگیری ، کارایی تحصیلی ، دوام و ادامه تحصیل فرد شناخته شده است(11). عوامل درونی وبیرونی وجود دارند که میتواند بر انگیزه دانشجویان تاثیر بگذارد.این عوامل میتوانند مثبت بوده و انگیزه افراد را بیشتر نمایند و یا منفی بوده و به فرد فشار وارد نماید(45).

واقعیت این است که انگیزش امری شفاف برای مشاهده و اندازه گیری نیست و به همین دلیل تئوری های مختلفی برای اندازه گیری و شناسایی آن ارائه شده است که به آن اشاره می شود. این تئوری ها برپایه فرضیاتی درباره ماهیت انسان و عواملی که به کار وی انگیزه میدهد بنا شده است و کمک می کنند تا به بحث در مورد چگونگی ایجاد شرایطی برای خود انگیزشی در افراد بپردازیم. در ذیل به بیان چند مورد از این تئوری ها پرداخته می شود(43).

رویکرد رفتار
ی22: نظریه ها و رویکردهای مختلفی در مورد انگیزه، ارائه شده است(5). نظر روانشناسان رفتارگرا- تداعی گرا- محیط گرا درباره یادگیری عبارت است از جانشینی یک محرک موثر بجای محرک دیگر ویا یک پاسخ بجای پاسخ دیگر، آنچه کوچک و جزئی است بیشتر از آنچه یکپارچه است مورد توجه قرار می گیرد، روانشناسانی که از این موضع حمایت می کنند، انگیزش را از طریق رفتار مشهود تحلیل می کنند و سعی می کنند که ارتباط ایجاد شده بین محرکها و پاسخ ها را پیدا کنند و به واکنش های خاصی توجه نمایند. آزمایشات اولیه این روانشناسان بر روی حیوانات صورت گرفت همانند آزمایشات اسکینر بر روی موشها. بر اساس این آزمایشها مفهومی از انگیزش مطرح شد که بر اهمیت سائقهای فیزیولوژیک و نقش آنها به عنوان اساس نیاز های دیگر تاکید می کند(46).
در نظریه رفتارگرایی ، انگیزش وابسته به کسب تقویت و اجتناب از تنبیه است. این برداشت از انگیزش بر اندیشه اصلی رفتارگرایان استوار است که می گویند پیامدهای اعمال و رفتارها، هدایت کننده و کنترل کننده آنها هستند. در رویکرد رفتاری، مشوقها منبع انگیزشی دانشجویان به حساب می آیند. به این ترتیب مشوقها یک رویداد و یا یک شی محرک هستند که رفتار را برمی انگیزاند یا باز می دارد(47). بر اساس این رویکرد معلمانی که به کمک نمره و تشویق کلامی و برخورد محبت آمیز دانش آموزان را به درس خواندن و انجام رفتارهای پسندیده وامی دارند و یا با تنبیه آنها را از انجام کارهای نادرست باز می دارند سطح انگیزش آنان را بالا می برند(5).
تحقیقات بعدی نشان داد که گرچه این توضیحات می تواند برای برخی از جنبه های انگیزش قابل قبول باشد اما بیشتر بر روی سائق های فیزیولوژیک23 تاکید می نماید. زیرا تمام رفتار ها نمی تواند فقط ناشی از این سائق باشد. علیرغم این مسئله وقتی رفتارگرایان حرف از انگیزش می زنند بر رفتار بیرونی و راه های تقویت پاسخها تاکید بسیار دارند. دیدگاه رفتار گرا بر ضرورت استفاده معلم از تقویت در هدایت یادگیری اصرار دارد. اگرچه این برداشت در بسیاری از موقعیتها می تواند مناسب و موثر باشد ولی افراط در آن به مفهومی از انگیزش که مداخله گر، مادی و محدود کننده است ، منجر می گردد(46).

رویکرد انسان گرایی24: در این نوع از رویکرد به توانایی دانش آموزان برای رشد شخصی، آزادی انتخاب هدفهای زندگی و ویژگی های مثبت تاکید می شود. از دیدگاه این روانشناسان برای ایجاد انگیزش باید احساس شایستگی، خود مختاری و عزت نفس را در افراد افزایش داد(48). یکی از مهمترین نظریه پردازان انسان گرا آبراهام مازلو25 است که انگیزش را با توجه به نیازها توضیح داده است. در ارتباط با نیازها و انگیزش، مازلو می گوید انگیزش از اشتیاق فرد برای ارضاء نیازهای سلسله مراتب مورد نظر او سرچشمه می گیرد(5).
در این تئوری مازلو عنوان نمود که 5 دسته از نیازها هستند که مردم سعی می کنند آن را از طریق رفتارهای خود تامین نمایند. این نیازها بصورت سلسله مراتبی تقسیم شده اند و هر دسته پیش نیاز دیگری است و در صورت تامین نیازهای مراتب پایین تر فرد تحریک شده و نیازهای مراتب بالاتر نیز تامین می گردد. این مراتب از رده های پایین تا بالا به صورت زیر هستند:
1- نیازهای روانی پایه : آب ، هوا، غذا ، مسکن ، پناهگاه.
2- نیاز امنیت و آرامش : امنیت مالی و جانی.
3- نیاز وابستگی اجتماعی :عشق ، تعلق به گروه ، دوستی و پذیرفته شدن توسط دیگران.
4- نیاز خود: اعتماد به نفس ، احترام ، پذیرش همسالان ، موفقیت ، هویت ، تقدیر.
5- نیازهای خود شکوفایی26 : استقلال ، خلاقیت ، خود بیانگری، خود جهت دهی(49).
نیازهای جسمانی جزء نیازهای اولیه انسانها هستند که با تامین این نیازها، نیازهای رده دوم جزء عوامل انگیزشی قرار می گیرند. مهم ترین نیازهای دسته دوم می تواند نیاز به شغل باشد. بعد از این دسته نیازهای گروه سوم قرار دارند .پذیرش توسط گروه همسالان می تواند جزء مهم ترین این نیازها باشد. هنگامی که فرد توسط دیگران مورد پذیرش قرار گرفت و عضوی از گروه شد نیاز اعتماد به نفس در فرد شکل می گیرد. در این بخش سطح و عنوان شغلی و مسئولیتهای سازمانی برای فرد اهمیت دارند. در نهایت بالاترین سطح، خود شکوفایی است. در این سطح افراد به دنبال زندگی سودمند و مفید در جامعه ومحل کار خویش هستند. مردم به دنبال مشاغل خلاقانه و چالش برانگیز برای رسیدن به خود شکوفایی هستند. مازلو در این تئوری عنوان می کند که مردم از این هرم نیازها بالا می روند تا به بالاترین سطح آن که خود شکوفایی است برسند(50)(48).
مازلودر نظریه خود، ارضاء نیازها را به عنوان تنها اصل مهمی که اساس رشد را تشکیل می دهد مطرح نموده است. در این نظریه وقتی نیازهای رده پایین یا نیازهای ناشی از کمبود ارضا شد برای ارضا نیازهای رده بالا یا نیازهای وجودی برانگیخته می شود و این نه به علت یک نقصان بلکه به علت تمایل به ارضا نیازهای عالی تر است. به نظر مازلو مطالعه افراد برخوردار از سلامت روان ضروری است زیرا نظریه های انگیزشی مثل نظریه فروید27، بر اساس مطالعه افرادی است که از نظر روانی بیمار هستند. به گمان مازلو مهم ترین دلیل این که نظریه پردازان اولیه ای که انگیزش را تحلیل نمودند، انسان را قادر به خود رهبری نمی دانستند، نوع افراد مورد مطالعه بوده است. او استدلال می کند که مطالعه افرادی که از لحاظ روانی سالم اند به نتایجی متفاوت از اینکه فروید مطرح کرد می انجامد(48).

مازلو تنها روانشناسی نیست که بر ارضاء نیازها در مقابل
انگیزش کمبود تاکید دارد. رابرت وایت28 نیز مقاله ای کلاسیک درباره انگیزش نوشت که در آن صدها نظریه و تحقیق را تحلیل نمود تا عدم رضایت خود را از تاکید رفتارگرایان بر کاهش سائق بیان کند. وایت در نظریه خود از کلمه توانش استفاده می کند به این معنا که توانش بیشتر از طریق فعالیتهایی حاصل می شود که هنگام کنش متقابل با محیط می توان در آن جهت دار بودن، حسن انتخاب و پایداری را دید و این رفتارها خود انگیخته هستند(5). یکی از کاربردهای کاملا عملی نظریه مازلو این است که معلم باید تمام توان خود را بکار گیرد تا مطمئن شود که نیازهای فروتر دانش آموزان ارضاء شده است تا بدین ترتیب احتمال پرداختن آنها به نیازهای عالی تر بیشتر شود(46).

تئوری هرزبرگ:
شاید یکی از جذاب ترین و ضد و نقیض ترین تئوری ها مربوط به تئوری دو عاملی انگیزشی29 فردریک هرزبرگ باشد. هرزبرگ در تئوری خود بر روی محیط کار تمرکز زیادی نموده بود.بعد از بررسی های بسیار وی متوجه شد که برخی از عوامل می

Add your widget here