تحقیق رایگان درباره آداب و رسوم، نظام ارزش ها، آموزش و پرورش

سیستم فردی و مسئولیت جمعی و استاندارهای رفتاری و اخلاقی جامعه را تعیین می کند اختلال در کسب این هویت فرد را با فقدان یا نقصان این منابع ارزشمند رو به رو می سازد . ( سوری 1961 ،اینگرسول 1982 )
از جمله آثار هویت مذهبی و دینی که در دانشجویان تاثیر بسیاری دارد می توان گفت اولا در رشد و پرورش روحیه دانشجویی تاثیر مستقیم می گذارد و موجب دست یابی هر چه بیشتر به مجهول و سوال که در زمینه تولید علم است می گردد دوم اینکه معنویت و مذهب یک تفسیر درست ذهنی از معنای زندگی به دست می دهد دانشجو در پرتو تفسیر برآمده از معنویت درباره زندگی هرگز دچار بحران هویت50 نمی شود.
سوم اینکه در عمل و متن زندگی به زندگی معنا می دهد اضافه بر اینکه در فهم و ذهن تفسیری درست و عملی از زندگی و معنا آن به وجود می آید و زندگی را معنادار می سازد .
چهارم اینکه مذهب و معنویت در دوران جوانی و زندگی دانشجویی لذات پایدار معنوی ایجاد می کند که از مهمترین سرمایه دانشجو51 در آینده شغلی و زندگی فردی است پنجم اینکه معنویت باعث می شود انسان خودش را به دست آورد . بسیاری از مشکلات انسان امروزی و خسته شدن از برخی کارها به خاطر این است که نمی داند برای چه کسی کار می کند البته می گوید برای خودم ولی این خود را نمی داند کیست. چون گاهی مواقع ناخودآگاه می رسند و می فهمند که این خودی که برایش کار می کند خود نبوده بیگانه بوده
ششم اینکه مذهب و معنویت جوان ، در زندگی سرانجامش نقش مهمی دارد یعنی اگر کسی در سن جوانی نتواند معنویتی اندوخته کند و خاطره و تجربه ای معنوی در ذهن و وجود خودش بارور سازد این نقص در گذشتن از موانع زندگی جوانی و دانشجویی برایش مشکلات فراوانی ایجاد می کند ( احمدیان،1382 ) .
هویت فرهنگی :
هویت فرهنگی همانند فرهنگ ارجمند و در خود تامل است زیرا پیوند میان نسل جوان زندگی ، آداب و رسوم ، هنر و سایر تعلقات از طریق معرفت و شناخت آنها برقرار می شود در جهان معاصر هویت فرهنگی در مقایسه با ابعاد دیگر فرهنگی اهمیت فزاینده ای یافته است .
نظریه ی هانتینگتون52 از این جهت قابل تامل است که در عصر حاضر به دلیل تحولات روز افزونی که در شئون و ارکان بنیانهای اجتماعی به وجود آمده است اعتماد اطمینان آحاد مردم به آنها متزلزل شده، ولی فرهنگ به لحاظ عناصر و جنبه های نسبتا پایدار خویش ، به مراتب بیش از سایر عوامل اعتماد مردم را بر می انگیزد تا از طریق ارتباط با فرهنگ و شکل دادن به هویت فرهنگی خویش ، نوعی احساس امنیت و پایداری در زندگی برای خود حاصل کنند .
هویت فرهنگی ، به مفهوم برخورداری از وجوه مشترک فرهنگی ، همکاری و وحدت را تسهیل می کند و تفاوتهای فرهنگی به اختلاف و تفرقه دامن می زند (شرفی ،1380)
فرهنگ و هویت به عنوان دو مقوله مهم از جمله دلمشغولی های ذهنی طیف وسیعی از پژوهشگران حوزه علوم اجتماعی است که در سالهای اخیر بخش قابل توجهی از ادبیات سیاسی و زیر مجموعه های مرتبط با آن را به خود معطوف داشته است . فرهنگ به مجموعه عناصر معنوی در جهان بینی تا نظام ارزش های اخلاقی ، آداب و رسوم و گرایش های سیاسی و ملی و علایق زیبایی شناسانه است که رفتار فرد، گروه های اجتماعی را نسبت به جامعه ، طبیعت و دیگر پدیده ها تعیین می کند رفتار روایستار انسانها در برابر دولت و در رابطه با دین ، بوم زیستی ، مقررات راهنمایی و رانندگی ، ازدواج ، نظافت و فعالیت اقتصادی تابع فرهنگ آنها نسبت به هر یک از پدیده ها است . ( مقصودی ،1379)مولفه های هویت فرهنگی را می توان ا شامل یک سری عوامل فرهنگی مشترک مثل ادبیات مشترک ، گذشته تاریخی مشترک ، احساس مشترک در شادیها و غم ها ، زبان مشترک و خصایص مشترک می باشد بخشی از این تجلیات فرهنگی و معنوی در مولفه های مادی نظیر سرزمین و دین مشترک نمود پیدا می کند . در مورد اهمیت هر یک از مولفه ها در واقع باید به زمان و مکان مورد بحث رجوع کرد . فرهنگ در واقع ناظر بر خاطرات ، تصورات ، ارزشها ، نشانه ها ، برداشتها ، تعبیرت ، نوآوری و کشفیات است ( میر محمدی ، مقصودی،1379 ) . متاسفانه هویت فرهنگی جوانان ما امروزه با گسست فرهنگی رو به روست و این امر باعث شده نیمرخ فرهنگی برخی جوانان ما چنین شود غالبا انگیزه کافی برای پرداختن به دست مایه های فرهنگی ندارند .
فرصت کافی برای شناخت ، بزرگداشت ، قدرشناسی از فرهنگ خویش ندارند .
حتی با وجود انگیزه و فرصت مطلوب ، فرهنگ ملی خویش را دارای چنین شانسی نمی دانند که ضرورتا بدان اهتمام ورزند .
به علاوه عوامل جذب و پر رونق همچون فرهنگ های بیگانه و رقیب ، مجالی برای عرضه و خود نمایی فرهنگ ملی باقی نگذاشه است . در نتیجه ، رشته ها و پیوندهایی که باید فرهنگ ملی و برخی جوانان برقرار باشد از هم گسیخته است و نوعی گسست میان قشرهایی از نسل معاصر و فرهنگ خودی به وجود آمده است .( شرفی ،1385 ) .
عناصر و عوامل فرهنگی عمدتا از نسل بالغ به نسل جوان منتقل می شود این انتقال نیاز به پل های ارتباطی مناسب دارد که قبلا و طی سال ها شکل گرفته است خاطرات دوران نوجوانی ، فصل مشترک عاطفی والدین و جوانان ،پیوندهای روحی میان آنان راه را برای انتقال ارزش ها و عناصر فرهنگی هموار می سازد اما واقعیت این است که قشرهایی از دو نسل ( والدین ـ فرزند ) به مرور زمان از یکدیگر دورتر و بیگانه تر شده و بعضا در مواردی به نوعی تقابل و تضاد منجر گردیده است اشتغال روز افزون والدین در بیرون از منزل ، خستگی جسمی و روحی ناشی از اشتغال و فشارهای روحی و روانی عصر جدید و عواملی نظیر آنها نسل بالغ را به گونه ای با مسائلی ناخواسته درگیر کرده ؟ میل و رغبتی از سوی نسل بالغ ،که راهی برای نفوذ و تعاملات فرهنگی در نسل جوان با شد یافت نمی شود (شرفی، 1383 ) .
نظریه پردازان معتقدند که تضاد درون خانواده نقش مهمی در شکل دادن به رشد فرزندان دارد و تضاد والدین فرزندان به طور وسیعی به عنوان عاملی در سوء تطبیق نوجوانان و جوانان باز شناخته می شود ( یوسفی،1383 )
از خصوصیات زندگی معاصر دگرگونی های سریعی که در همه شئون اجتماعی رخ می دهد به گونه ای که تافلر53 (1990 ) آن را عارضه تازه ای با نام بیماری تغییر می داند که امروزه بخش مهمی از جمعیت جهان را فرا گرفته از پیامدهای است که ناتوانی انسان در تحلیل و ارزیابی رخدادها اشاره شده و وقایع پیچیده آن چنان به سرعت از راه می رسند که فرصتی برای تحلیل آنها باقی نمی ماند لذا نه تنها فرهنگ بلکه مقوله های دیگر زندگی نیز از دور خارج می شوند و بیگانگی فرهنگی به جای هویت و یکپارچگی فرهنگی ، در جامعه مستقر می گردد (شرفی،1385 ) .
از ضرورت های هویت فرهنگی تامل و تفکر در راه و رسم زندگی است وی دگرگونی های سریعی که در ابعاد گوناگون حیات واقع می شود مجال اندیشیدن را از آدمی سلب می کند و فرصتی ایجاد نمی شود تا وی بتواند عناصر و اجزای فرهنگ را درک کرده و سپس آنها را جذب و درونسازی کند تا هویت فرهنگی خویش را تعریف نماید. (هانیتینگتون ،1999به نقل ازشرفی،1385)
آموزش و پرورش54 و یا حتی دانشگاه های کنونی بر حافظه و مباحث فنی تاکید می کنند و هنوز از بالنده ساختن کامل انسان خیلی به دور است بالندگی کامل انسانی به معنای رشد فیزیکی اجتماعی ، عاطفی ، ذهنی و عقلی می باشد چیزهای آموخته باید دگر باره با جامعیت پیوند یابد یا به معنای دیگر تن ، روان ، محیط ، جامعه در هم تنیده شود دانش به خودی خود کافی نیست باید اخلاق با یادگیری در هم آمیزد و دیگر به صورت موضوعات جدا و ناکارآمد تلقی نشود با این رویکرد هر آنچه شخص یاد می گیرد مجددا با جامعیت و خلاقیت پیوند می خورد و فرهنگ و اخلاقیات بخش جدایی ناپذیر یادگیری می شود ( زیبا کلام، 1379 ).
هویت ملی :
هویت ملی از عوامل اصلی پایداری نظام های سیاسی و اجتماعی است لذا یکی از اهداف و حوزه های اصلی جامعه پذیری سیاسی در همه نظام های سیاسی را تقویت و باز تولید هویت ملی تشکیل می دهد.(ابولحسنی،1387)
هویت ملی نوعی هویت جمعی55 در سطح گروهی اجتماعی به نام ملت است ملت مفهومی است که نسبت به وجود عدم وجود تاریخچه پیدایش و نیز ویژگی ها و خصوصیات آن تفاوت نظر وجود دارد برخی از صاحب نظران معتقدند که ملت نوعی اجتماع ذهنی یا تصوری است چرا که اعضای آن نه چندان همدیگر را می شناسند نه چندان هم دیگر را می بینند اما بر این باورند که همگی عضو یک ملت واحد هستند پدیده ملت نه طبیعی است و نه جاودانه و ملیت بیشتر در باورهای ذهنی ریشه دارد تا واقعیتهای عینی ( بروجردی، 1379به نقل از ابولحسنی1386 ) .
هویت ملی56 یکی از انواع هویت جمعی است که به شیوه های مشترک در نحوه تفکر ارزش ها ، اعتقادات هنجارها ، نمادها ، رویکردها احساسات و تمایلات یک گروه که نوعی احساس تعهد و تکلیف نسبت به آن گروه را بر می انگیزد وجود و نتیجه هویت جمعی احساس پایبندی دلسبتگی و تعهد به اجتماع و گروه است مقصود از پایبندی اعتقاد و دلبستگی به هنجارها و ارزش ها است و مقصود از تعهد نیز مشارکت در جهت توسعه و تثبیت ارزش ها و هنجارها در گروه مربوط است ( رازی فر ، 1379).
هویت ملی را هم می توان از جنبه سیاسی و هم از جنبه فرهنگی ـ تاریخی به آن پرداخت برخی در تعریف هویت ملی کاملا به ملت سیاسی و در نتیجه به تعریف هویت ملی سیاسی توجه دارند چنانکه می گویند هویت ملی مجموعه ای از گرایش ها و نگرش های مثبت نسبت به عوامل و عناصر و الگوهای هویت بخشی و یکپارچه کننده در سطح یک کشور به عنوان یک واحد سیاسی دانست ( نفیسی ،1379 ) چون که معتقدند که هویت ملی یک پدیده سیاسی و اجتماعی جدید و ناشی از شکل گیری پدیده ای به نام ملت است ( خانیکی ،1383 ) .
در تعریف ملت به مفهوم فرهنگی ـ تاریخی مولفه های سرزمین تاریخی ، اساطیر ، نمادها وقایع تاریخی ، میراث فرهنگی دارای اهمیت بیشتر هستند .ولی در ملت سیاسی سرزمین فعل و یکپارچگی سیاسی و اجتماعی کنونی دارای اهمیت می باشد ( ابوالحسنی، 1387 ) .
گفته شد هویت ملی مجموعه ای شناختی ، اعتقادی و روانی است که با تاثیرگذاری بر کنش های اجتماعی موجب همبستگی و انسجام در سطح ملت می گردد این مولفه ها را در سطح می توان جمع بندی کرد .
1 ـ بعد اجتماعی57 : بعد اجتماعی هویت ملی در ارتباط با کیفیت روابط اجتماعی فرد با نظام مکان اجتماعی است در صورت تقویت مناسب و روابط فرد با جامعه هویت جمعی فرد در سطح ملی شکل می گیرد و اصطلاحا مای ملی تحقیق می یابد اعتقاد به وجود و ضرورت وجود جامعه ملی ، احساس و اعتقاد و تمایل به عضویت در این جامعه احساس تعلق خاطر مشترک و احساس تعهد افراد به اجتماع ملی پذیرش یکدیگر به عنوان هم وطن ، نگرش مثبت به دیگران متعلق به ملت ، باورهایی در باب ریشه های اجتماع ملی اعتقادات راجع به سرنوشت و آینده جامعه افتخار به عضویت در این جامعه و علاقه و تمایل به پرداختن هزینه های لازم برای عضویت خود و تداوم حیات این اجتماع نگرش نسبت به مبانی همبستگی و همکاری اجتماعی در هویت ملی فرهنگی این اجتماع با شاخصه های فرهنگی تاریخی تعریف می شوند یعنی معطوف به گذشته است .
2 ـ بعد تاریخی : بعد تاریخی58 هویت ملی آگاهی مشترک افراد یک جامعه از گذشته تاریخی و احساس دلبستگی به آن و احساس هویت تاریخی و هم تاریخ پنداری پیوند دهنده نسل های مختلف به یکدیگر که مانع جدا شدن یک نسل از تاریخش می شود یادآوری این نکته ضروری است که وجود اشتراک تاریخی مهم نیست .بلکه احساس و تفسیر مشترک تاریخی اثرگذار است اعضای یک ملت نسبت به گذشته خود باید تفسیری همانند و ارزشگذاری مشابه و تعلق مشترک و تعهد مناسب داشته باشند نه اینکه واقعا وقایع مشترک داشته باشند پس هویت تاریخی را می توان آگاهی و دانش نسبت

مطلب مشابه :  تحقیق رایگان دربارهدانشگاهها، دانشگاه ها، اوقات فراغت

Author: admin3

دیدگاهتان را بنویسید