·  توفيق گرايي[1]

از آن جا که هدف اصلي مالکان کسب و کار کارآفرين  موفقيت و دستيابي به ترکيبات جديد است، توفيق گرايي مورد بررسي قرار مي گيرد. مکللند[2] بيان مي کند: افرادي که نياز به توفيق و موفقيت داند، با انجام وظايف غير معمول (غير روتين) و گرفتن مسئوليت، عملکرد بهتري از خود نشان
مي دهند. آنها به دنبال بازخور هستند، خودشان را با ديگران مقايسه مي کنند، براي خود اهداف چالشي تعيين مي کنند و دائماً براي بهبود عملکرد تلاش مي کنند.از نظر مک کله لند کارآفرينان در رابطه با نياز به توفيق طلبي، داراي چند مشخصه هستند که عبارتند از:

– مسئوليت پذيري شخصي و تعيين اهداف و نيل به آنها با تلاش شخصي.

– پذيرش مخاطرات معقول و معتدل به عنوان مهارت در عملکرد.

– آگاهي از نتايج کار و دريافت بازخور از عملکرد.

وظايف روزمره مالک کسب و کار شامل به کار گرفتن چالشها (دستيابي به مشتري جديد)، تعيين اهداف بالا براي خود (آغاز صادرات) و ديگران (نرخ هاي فروش براي کارکنان) است.چالش زا بودن، هدف خاصي است که منجر به بهبود عملکرد مي شود.مالکان با توفيق گرايي بالا رشد گرا بوده ، از اهداف و وظايف چالش برانگيز لذت برده و به احتمال زياد موفق تر هستند (کراوس و همکاران،2005).

موري[3] در تحقيقات خود بيان مي کند که نياز به توفيق گرايي به عنوان يک نياز اساسي است که رفتار را تحت تأثير قرار مي دهد. نتيجه تحقيقات هورنادي و بونکر نشان داد که کارآفرينان توفيق گرايي بيشتري نسبت به افراد عادي دارند. افرادي که نياز به توفيق گرايي بالا دارند، در تنظيم استراتژي هايشان اهداف قابل دسترس را انتخاب مي کنند. آنها ممکن است استراتژيهايي که دربرگيرنده ريسک بالا باشد رد کنند.آن ها ممکن است جذب استراتژي هايي شوند که آن ها را براي تعديل ريسک پذيري و رشد بالقوه بر مبناي رفتار نوآورانه توانمند مي سازد.

انتظار مي رود که افراد با نياز به توفيق گرايي بالا در استراتژيهايشان پيشتاز باشند.آنها بلند پرواز بوده و تا جايي که ممکن است خواهان اعمال کنترل بيشتر بر مجموعه شان هستند.آنها چيزي را به شانس واگذار نمي کنند و موقعيت هايي را که مي توانند در آن پيشتاز باشند مورد تحليل قرار مي دهند.

مک کللند نياز به توفيق را يکي از صفات شخصي نسبتاً ثابت آدمي مي داند که ريشه هاي آن را مي توان در تجربيات دوران کودکي جستجو کرد. او فرضيه هاي زير را در مورد نياز به توفيق در بين افراد بيان مي کند:

  • افراد از لحاظ درجه اي که موفقيت را تجربه اي خوشايند تلقي مي کنند، باهم متفاوتند.
  • افراد واجد نياز به توفيق بيشتر موقعيت هاي زير را ترجيح مي دهند و در آن سخت تر به کار مي پردازند تا آنان که اين نياز در آنها اندک است:

الف) موقعيت هايي که مشتمل بر مخاطره متوسط باشد، زيرا در مواردي که ريسک و مخاطره اندک است احساسات مربوط به توفيق کم است و در مواردي که ريسک زياد باشد، ترس از شکست وجود دارد.

ب) موقعيت هايي که در آنها از نتايج کار مي توان آگاهي لازم را به دست آورد، زيرا اشخاص توفيق طلب علاقه مند هستند که بدانند آيا به موفقيت دست پيدا مي کنند يا نه.

پ) موقعيت هايي که در آن مسئوليت فردي فراهم مي شود، زيرا اين گونه افراد مي خواهند خود کارها را انجام دهند و مطمئن شوند که کسي جز خودشان امتياز موفقيتشان را نگيرد.

چون اين سه موقعيت در نقش کارآفرينان ديده مي شود، بنابراين افرادي که نياز به توفيق طلبي در آنها بالاست به نقش کارآفريني روي مي آورند.

مک کللند در ادامه بيان مي کند اگر فرض شود رشد اقتصادي يک کشور با ايفاي موفقيت آميز نقش کارآفريني افراد آن جامعه رابطه دارد، مي توان نتيجه گرفت که پيشرفت اقتصادي آن جامعه در گرو تعداد افرادي است که به حرفه کارآفريني روي آورده اند. مک کللند در تحقيقات خود نتيجه گيري
مي کند که نياز به توفيق انگيزه اصلي توسعه اقتصادي در کشورها بوده و در تصميم گيري فرد براي کارآفرين شدن تأثير دارد.

محققين همچنين دريافته اند که انگيزه توفيق طلبي با رهبري گروههاي وظيفه مدار کوچک و شرکت هاي کارآفرينانه کوچک ارتباط مستقيم دارد (رتزوبرگ[4]،2003).

مايل[5] و تولوس[6] تأثير نياز به توفيق گرايي را روي گرايش به کارآفريني مورد برسي قرار دادند و استدلال مي کنند که افراد با نياز به توفيق گرايي بالا استراتژي هاي بازار گرايانه شان را با نگرش ها و ساختارهاي پيشرفته و رسمي و فرايند تصميم گيري پيشتاز و تحليلي متناسب مي سازند.

2-4- گرايش به کارآفريني در تعاوني ها

تعاوني ها موتور رشد اقتصادي و ايجاد تغيير در جامعه هستند. يكي از راههاي توسعه صنعتي كه در سالهاي اخير موردتوجه كشورهاي درحال توسعه و حتي توسعه يافته قرارگرفته، روي آوردن به تاسيس تعاوني ها و اتكا به توسعه و گسترش صنايع كوچك و متوسط به عنوان موتور توسعه صنعتي و اقتصادي است.

بسياري از كارآفرينان كار خود را در قالب ايجاد شركت هاي تعاوني كوچك و متوسط شروع
مي نمايند. اين شركت ها سهم به سزايي در توسعه صنايع پيشرفته و ايجاد اشتغال داشته و نسبت به شركت هاي بزرگ از انعطاف پذيري بالايي برخوردارند .

در دهه هاي اخير دو واژه كارآفريني درون سازماني و كارآفريني شركتي نيز در ادبيات كارآفريني به كار مي روند. علت محبوب شدن اين مفاهيم، هماهنگي با تغييرات محيط اجتماعي و اقتصادي بوده است از جمله اهميت نوآوري براي بقا در رقابت نفس گير جهاني، سر برآوردن رقباي كوچك ولي سريع و ايجاد تمايل در نيروهاي كليدي براي ماندن در سازمان به جاي كار فردي و مستقل (دهقانپورفراشاه،1381).

 

2-4-1- تعاوني ها در ايران

در ايران، تعاوني ها علي رغم اينكه از مزايا و امتيازات چشمگيري در توسعه صنعتي و اقتصادي كشور برخوردار است، اما با تنگناهاي زيادي مواجه است كه به شكنندگي و تعطيلي اين شرکتها در سالهاي اخير منجر شده است. يكي از مشكلات عمده و چشمگير تعاوني ها كه قدرت رقابتي آنها را با صنايع بزرگ مشابه به شدت كاهش مي دهد، مشكل پيشرفته نبودن فناوري مورداستفاده آنها در فرايند توليد است.

تعاوني ها در حال حاضر در کشور پراکنده و فاقد انسجام هستند، به همين دليل در دهه هاي اخير هر روز شاهد تعطيلي بسياري از آنها هستيم . دولت به عنوان يکي از رقباي اصلي آنها در حال فعاليت است و با بهره گيري از امکانات خود مانع رشد تعاوني ها مي شود.در بسياري از کشورهاي جهان همه روشهاي توليدات صنعتي متکي بر تحقيقات و بررسي هاي علمي است، لذا فرآيند توليد در حال انتقال به روشهاي دانش محور است بر همين اساس ساختار جديد توليد به طور عمده درتعاوني ها تبلور يافته است به همين دليل در کشورهاي صنعتي روز به روز بر اهميت اين صنايع افزوده مي شود.تعاوني ها در ايران به رغم آن که بيش از 48 درصد از واحدهاي صنعتي و بيش از 20 درصد کارکنان شاغل در بخش صنعت را در خود جاي داده است در ساختار اقتصادي کشور از جايگاه مطلوبي برخوردار نيست و اين نه به دليل کوچکي اندازه آن، بلکه به دليل عدم برخورداري اين صنايع از انواع حمايتهاي مالي، فني و مشورتي از سوي مسئولان ذيربط است.تحقيقات نشان مي دهد تعاوني ها در ايران در بسياري از شاخصهاي مورد مطالعه فاقد مزيت نسبي نسبت به صنايع بزرگ هستند که اين ناشي از معضلات ساختاري صنعت در اقتصاد ايران است، به نحوي که صنايع بزرگ از حمايتهاي مالي، فني و قانوني دولت برخوردارند در حالي که تعاوني ها از بيشتر اين حمايتها محروم اند. به همين دليل براي رفع موانع و مشکلات رشد و گسترش تعاوني ها ، ضرورت اصطلاحات ساختاري در بخش صنعت و اقتصاد ايران به شدت احساس مي شود.

 

2-4-2- عملکرد کسب و کار

عملکرد کسب و کار مفهومي چند جانبه است  و رابطه گرايش به کارآفريني و عملکرد بسته به شاخصهايي که براي ارزيابي عملکرد استفاده مي شود، متفاوت است. عملکرد سازماني به سطح تحقق يافته اي از انواع اهداف کاري که مدير پاسخگو است، اشاره دارد (کاسم[7]،1987). هيچ توافقي روي معيار مناسب عملکرد کسب و کار وجود ندارد (يوسف[8]،2002). ادبيات تجربي تنوع بالايي را بين
شاخص هاي عملکرد گزارش مي دهد. يک تمايز معمول بين معيارهاي مال و غير مالي است. معيارهاي غير مالي شامل اهدافي مانند درجه رضايت و موفقيت جهاني است که توسط مدير يا مالک کسب و کار ايجاد مي شود.معيارهاي مالي شامل ارزيابي فاکتورهايي مانند رشد فروش و سود است. در بيشتر تحقيقات صورت گرفته براي بررسي رابطه بين گرايش به کارآفريني و عملکرد بيشتر بر جنبه هاي مالي عملکرد تأکيد مي شود. معيارهاي مالي ارزيابي در سطح شرکت را منعکس مي کنند، يعني بيشتر بر روي پيامدهاي سازماني تمرکز مي شود. در اين تحقيق نيز بر رابطه بين گرايش به کارآفريني و معيارهاي مالي تأکيد مي شود. از بين فاکتورهاي مالي، نسبتهاي سودآوري به عنوان مشخصه هايي که نشان دهنده قدرت کسب سود سازمان از طريق منابع در اختيار آنها مي باشند، معرفي مي گردند.

2-4-3- عملکرد کسب و کار و ROE

در يک محيط با تغيير سريع و چرخه کوتاه کسب و کار و محصول، سود آينده اي که از عمليات موجود ناشي مي شود نامطمئن هستند و کسب و کارها نياز دارند تا هميشه به دنبال موقعيتهاي جديد باشند. بنابراين شرکت ها از اتخاذ گرايش به کارآفريني منافعي به دست مي آورند. چنين شرکت هايي نوآوري کرده و ريسک هايي را در استراتژيهاي بازار محصولشان مي پذيرند (ميلر و فريسن[9]، 1983).  تلاش براي پيش بيني تقاضا و رقابت جسورانه براي ارائه محصولات يا خدمات جديد اغلب به بهبود عملکرد منجر مي شود. محققان براي توضيح عملکرد با معيار گرايش به کارآفريني تلاش مي کنند. عملکرد شرکت، از ديدگاه سهام داران، در افزايش ارزش پولي و بازده مالي سرمايه گذاري آنان منعکس
مي گردد. مديران بايد مطمئن شوند که بازده مالي ناشي از سود پايدار کسب و کار انتظارات مالکان را برآورده مي سازد. در بازارهاي مالي رقابتي، همواره گزينه هاي مختلفي براي سرمايه گذاري وجود دارد. بنابراين، عملکرد اقتصادي يک شرکت- که در قيمت سهام آن منعکس مي گردد- بايد براي جذب سرمايه گذاري جديد و ترغيب سهام داران کنوني به حفظ مالکيت، مطلوب باشد. از منظر بازار مالي، نسبتهاي بازده سرمايه گذاري و يا بازده سهام مي تواند به عنوان مهمترين معيارهاي عملکرد و سودهي شناسايي شوند.

کسب و کاري که بيشترين سود را کسب نمايد موفق تر خواهد بود چون منابع بيشتري جهت سرمايه گذاري در زمينه فرصتهاي آتي در اختيار دارد؛قادر به پرداخت سود سهام بيشتري به
سرمايه گذاران هست. قيمت سهام آن بالاتر و هزينه بدهي آن پايين تر است. از اينرو سود را مي توان به عنوان يک محدوديت و هم به عنوان يک هدف در نظر گرفت: براي بقا، وجود حداقل سود ضروري است (يک محدوديت)، و سود بيشتر هميشه بهتر است (يک هدف).

قيمت سهام وپرداخت سود سهام هر دو وابسته به توانايي کسب و کار در توليد سود از طريق سرمايه گذاراي هايي است که سهام داران در آن کسب و کار انجام داده اند.زماني که يک سهام دار 100 دلار در يک شرکت سرمايه گذاري مي نمايد مديران آن شرکت از اين 100 دلار به منظور خريد
دارايي هايي استفاده مي کنند که به نفع سهام داران و براي کسب سود بکار گرفته مي شود.به اين ترتيب، ميزان سودي که مديران قادرند از 100 دلار سرمايه ايي که در اختيار آنان قرار داده شده توليد نمايند، يک معيار کليدي است. اگر اين کسب و کار 20 دلار توليد کند، سود حاصل به دو طريق قابل محاسبه است. نخست اينکه کسب و کار مذکور ممکن است يک سود 20 دلاري را گزارش نمايد- يک معيار قطعي موفقيت- راه ديگر اينکه، مديران بازده سرمايه را بر اساس ميزان سرمايه گذاري (100 دلار) اعلام کنند. در اين حالت بازده سرمايه گذاري 100 دلاري، 20 درصد است.

سرمايه گذاران به دقت بر بازده سرمايه خود نظارت مينمايند و مديران ارشد شرکت را مسئول اين بازده مي دانند. اين جهت تعجب آور نيست که مهترين معيار ارزيابي سرمايه گذاران بازده
سرمايه گذاري (يا ROI[10]) است. ROI معيار نسبت توليد سود يک شرکت به عنوان درصدي از ورودي سرمايه مالي آن است. اين معيار يکي از بهترين شاخص هاي عملکرد مالي است. اگر ديدگاه مديران را بپذيريم،  کساني که براي توليد سود مورد اعتماد سهام داران قرار گرفته اند، معيار مناسب دروني براي بازده سرمايه گذاري، بازده حقوق صاحبان سهام (ROE)[11] خواهد بود. بخش حقوق صاحبان سهام در ترازنامه، نشان دهنده مجموع اصل سرمايه سهامداران به علاوه سود انباشته شده اي است که به آنان تعلق مي گيرد (منهاي سود سهام توزيع شده). بنابراين هدف هر مديري استفاده عاقلانه از سرمايه هاي  صاحبان سهام شرکت به نفع آنان است.

بازده حقوق صاحبان سهام (ROE) به صورت زير محاسبه مي گردد:

(2-1) درآمد خالص ROE =
حقوق صاحبان سهام

اگر فرض کنيم که مديران ارشد، خواهان به حداکثر رساندن معيار مذکور باشند (از آن جهت که پاداش عملکرد مديران ارشد به طور مستقيم و غيرمستقيم به اين نسبت وابسته است، فرض محتاطانه اي به نظر مي رسد) بايد از خود بپرسيم که مديران ارشد چگونه مي توانند آن را به گونه اي در سلسله مراتب شرکت انتقال دهند که کارکنان رده هاي پايين تر نيز در جهت افزايش بازده حقوق صاحبان سهم تلاش نمايند. براي دستيابي به پاسخ اين پرسش مي توان ROE را به اجزاي تشکيل دهنده آن تجزيه کرد.دونالدسون براون مدير مالي دوپون در حدود سال 1915 اين کار را انجام داد و بعدها روش خود را به جنرال موتورز ارائه نمود. ROE را مي توان به صورت زير تجزيه نمود:

(2-2) فروش × درآمد خالص = درآمد خالص ROE =
حقوق صاحبان سهام فروش حقوق صاحبان سهام

اولين قسمت (درآمد خالص÷ فروش) معيار نسبي سودهي است و دومين قسمت را مي توان به صورت ذيل تجزيه کرد:

(2-3) دارايی ها × فروش = درآمد خالص ROE =
حقوق صاحبان سهام دارايی ها فروش

 

(2-4) نسبت اهرم مالی× نسبت گردش دارايی× نسبت سوددهی ROE =

 

2-5- مطالعات پيشين

2-5-1- مطالعات داخلي

پايان نامه کارشناسي ارشد توسط ادهمي (1382) تحت عنوان “مطالعه ويژگي هاي کارآفريني مديران ارشد صنايع غذايي اصفهان” انجام شده است. اهداف اين تحقيق عبارتند از:

1- تعيين ويژگي هاي کارآفريني موردنياز مديران ارشد در صنايع غذايي اصفهان.

2- تعيين درجه اهميت هر يک از ويژگي هاي کارآفريني در موفقيت کاري مديران مورد مطالعه.

3- تعيين اولويت هريک از ويژگي هاي کارآفريني براي مديران ارشد مورد مطالعه.

اين پژوهش را مي توان از نوع تحقيقات کاربردي و توسعه اي به حساب آورد. اطلاعات اين نوع تحقيق از طريق پرسشنامه، مصاحبه جمع آوري مي شود. 31 شرکت مورد مطالعه قرار گرفت. در تحليل داده هاي گردآوري شده از روش هاي آمار توصيفي (ميانگين، انحراف معيار،فراواني ها و…) وآمار استنباطي (آزمون کولموگروف- اسميرنوف، ضريب همبستگي و تحليل عاملي و آزمون فريدمن) استفاده شده است.

بر اساس تحليل انجام شده بر روي ويژگي هاي کارآفريني، مقدار ميانگين ويژگي هاي استقلال طلبي، پشتکار، هدف گرايي، تجربه کاري، توفيق طلبي، رقابت، مبارزه جويي، نوآوري، تحصيلات و آموزش، ابتکار و خلاقيت، خانواده و دوستان، رخدادها يا رويدادها، شرايط کودکي، قدرت طلبي، کنترل دروني و مخاطره پذيري از حد متوسط بيشتر مي باشد، بنابراين مي توان نتيجه گرفت که ويژگي هاي مزبور به عنوان مهمترين ويژگي ها و عوامل کارآفريني محسوب مي گردد که به نظر مديران کارآفرين در موفقيت آنها در کسب وکار تاثير بسزايي داشته است.

پژوهش ديگري در ارتباط با کارآفريني توسط مقيمي (1381) با عنوان” کارآفريني در نهادهاي جامعه مدني (پژوهشي در سازمان هاي غير دولتي ايران)”انجام شده است. مقيمي در رساله دکتراي خود هدف اصلي از اين پژوهش را بررسي توانمندي ها و ويژگي هاي کارآفريني سازماني در سازمان هاي غير دولتي ايران بيان مي کند، تا بر اساس آن الگوي جامعي طراحي شود که کليه سازمان هاي غير دولتي در راستاي اهداف برنامه سوم توسعه به بهبود تواناييها و مهارتهاي ساختاري، رفتاري و محيطي خود بپردازند و براي ايفاي مؤثر نقشهاي اجتماعي و فرهنگي در جامعه آمادگي لازم را پيدا کنند.

تحقيقي در مقطع کارشناسي ارشد تحت عنوان “بررسي و شناخت ويژگيهاي مديران و كارآفرينان در صنعت كشور” توسط اصغر بابانيا (1380) انجام شده است که بيان مي کند، در شرايطي كه توسعه سريع اقتصادي واجتماعي يك هدف كلان و آرزوي ديرينه براي تمامي كشورهاي صنعتي و در حال توسعه است تحقق اين هدف منوط به توليد انبوه و صادرات و به تبع آن افزايش درآمد ملي، توسعه عدالت اجتماعي وگسترش اشتغالهاي مولد در كشورها است. دستيابي به هدفهاي فوق نيز در گرو ايجاد و توسعه فعاليتهاي اقتصادي و افزايش بهره وري و خلاقيت در تمامي مراحل انجام آن است در جواب اين سوال كه چه كسي و يا چه كساني مي توانند هدفهاي فوق را محقق سازند تجربه موفق كشورهاي صنعتي و كشورهاي شتاب دار در توسعه اقتصادي نشان دادند كه كليه حل اين معما در دست مديران كارآفرين، خلاق و ريسك پذير در بخشهاي مختلف اقتصادي- اجتماعي و فرهنگي كشور است. اين تحقيق درصدد بررسي و شناخت ويژگيهاي مديران و كارآفرينان در صنايع كشور مي باشد

پايان نامه کارشناسي ارشد تحت عنوان “بررسي ميزان انگيزه توفيق‌طلبي مديران صنايع استان يزد” توسط حسين رحيمي؛ (1378) انجام شد. در اين پژوهش با طرح اين مساله كه آيا ارتباطي بين ميزان و نوع نيازهاي سطوح مختلف با اثربخشي آنان وجود دارد و براساس نظريه‌هاي نيازهاي سه‌گانه “ديويد مك‌كلدلند” شامل نياز به كسب قدرت ، توفيق‌طلبي و تعلق به بررسي موضوع پرداخته شد. جامعه مورد بررسي را مديران، سطوح مختلف واحدهاي توليدي بزرگ تحت پوشش اداره كل صنايع استان يزد كه از شيوه انتخاب گزينشي به طريق واحدهاي نمونه و موفق طي سالهاي 1370-1375 بر اساس ارزشيابي واحدهاي نمونه آن اداره تشكيل مي‌دهند. ابزار تحقيق پرسشنامه‌اي حاوي 32 سوال در چهار گروه كه ميزان نياز به قدرت ، توفيق‌طلبي، تعلق و اثربخشي را مورد سنجش قرار مي‌دهد. نتيجه اينكه از ميان 9 فرضيه تحقيق حاضر 4 فرضيه تاييد و بقيه رد شدند. يعني در سطح اطمينان 95 درصد مي‌توان ادعا نمود كه بين نياز به كسب قدرت مديران عالي، نياز به توفيق‌طلبي مديران مياني، نيز به كسب قدرت مديران مياني، نياز به تعلق مديران عملياتي با اثربخشي آنان ارتباط معني‌داري وجود دارد، به عبارتي ديگر ميزان انگيزه توفيق‌طلبي مديران سطوح مختلف مديريت با يكديگر متفاوت است. پيشنهاد مي‌شود كه با تحول در نظام انگيزشي بر اساس شناخت برانگيزننده‌هاي هر سطح از مديريت به افزايش اثربخشي مديران در جهت دستيابي به اهداف سازمان كمك نمود.

احمدپور (1377) تحقيقي با عنوان “طراحي و تبيين الگوي پرورش مديران کارآفرين در صنعت” انجام داده است. در اين تحقيق به منظور ارائه الگوي پرورش مديران کارآفرين، مطالعه اي ميداني در خصوص شناسايي ويژگي ها و خصوصيات مديران کارآفرين و موفق صورت گرفته است. در اين بررسي دو الگوي موفقيت سازماني کارآفرين و الگوي پرورش مديران کارآفرين ارائه گرديده است. همچنين بر اساس دو مدل نظري و فرضيات اصلي متغيرهاي گوناگون، ويژگي هاي کارآفرين شامل عوامل شخصيتي، سازماني، جمعيت شناختي و موفقيت شامل سه جنبه نوآوري، رشد، تغيير و فرايند آموزش به تفکيک عوامل مشخص شده است. محقق در اين تحقيق مديران را بر اساس ويژگي هاي فردي، سازماني و موفقيت سازماني نمونه هاي آماري، در دو دسته خيلي کارآفرين و کم کارآفرين قرار داده است.

بر اساس مطالعات انجام شده ،در ايران تحقيقي که مستقيماً مرتبط با “گرايش به کارآفريني” باشد،  مشاهده نشد.

2-5-2- مطالعات خارجي:

ميلر تحقيقي با عنوان «ارتباط کارآفريني در سه نوع از شرکتها» انجام داد.نتايج اين تحقيق نشان داد که در کسب وکارهاي کوچک ابعاد نوآوري، ريسک پذيري و پيشتازي مهم است (ميلر[14]،1983).

لامپکين و دس در مقاله خود تحت عنوان «مشخص کردن سازه کارآفريني  و ارتباط آن با عملکرد» هدف خود از اين مقاله را مشخص کردن سازه کارآفريني و پيشنهاد يک چارچوب اقتضايي براي بررسي ارتباط بين کارآفريني و عملکرد شرکت بيان مي کنند.آنها ابعاد کارآفريني را توضيح داده و موشکافي مي کنند، که اين ابعاد شامل ريسک پذيري، نوآوري، پيشتازي، استقلال و رقابت جسورانه هستند (لامپکين و دس،1996).

دس، لامپکين و کوين در تحقيقي با عنوان «استراتژي کارآفريني و عملکرد شرکت :آزمون مدل اقتضايي» به اين نتيجه رسيدند که رابطه بين گرايش به کارآفريني و عملکرد به تناسب بين گرايش به کارآفريني و فاکتورهايي مانند محيط، ساختار و استراتژي بستگي دارد (دس و همکاران[15]،1997).

ويکلاند در تحقيق خود با عنوان «ثبات رابطه گرايش به کارآفريني و عملکرد» سعي کرده است تا ثبات رابطه بين گرايش به کارآفريني و عملکرد را مورد بررسي قرار دهد و همچنين آيا گرايش به کارآفريني در طي دوره زماني گسترده بر عملکرد تأثيرگذار است؟ محقق در اين از داده هاي
شرکت هاي کوچک سوئدي استفاده کرده است. نتايج نشان داد رابطه مثبتي بين گرايش به کارآفريني و عملکرد وجود دارد و اين رابطه در طي زمان افزايش مي يابد (ويکلود،1999).

ريچارد، بارنت، داير و چادويک در تحقيق خود تحت عنوان  «تنوع فرهنگي در مديريت، عملکرد شرکت و تعديل نقش ابعاد گرايش به کارآفريني» رابطه منحني شکل بين تفاوت جنسي و نژادي در مديريت و عملکرد شرکت فرض کردند. آنها روابط در زمينه گرايش به کارآفريني در سطح شرکت را ارزيابي کردند. تحقيقات تجربي روابط پيچيده اي بين متغيرهاي مورد مطالعه را نشان داد. همچنين نشان دادکه نوآوري به شکل مثبت و ريسک پذيري به شکل منفي الگوهاي رابطه غيرخطي براي ناهمانندي جنسي و نژادي را تعديل مي کنند. در واقع آنها يافتند که نوآوري و ريسک پذيري رابطه متفاوتي با عملکرد شرکت نسبت به رابطه تنوع فرهنگي و عملکرد شرکت داشتند (ريچارد و همکاران،2004).

تحقيقات زيادي در در مورد کارآفريني فردي و کارآفريني شرکتي انجام شده است . اما درباره مفاهيم مرتبط مانند گرايش به کارآفريني در کسب وکارهاي کوچک و همچنين نقش آن در تنظيم استراتژي شرکت تحقيقات زيادي صورت نگرفته است (آلولو و فيول،2005).

در تحقيق ديگري چاو ارتباط بين گرايش به کارآفريني و عملکرد شرکت را در چين مورد بررسي قرار داد. اين تحقيق تأثير مثبت فعاليتهاي کارآفريني را روي عملکرد شرکت نشان مي دهد .اين مطالعه تأثير تعديل کننده متغيرهاي محيطي را روي گرايش به کارآفريني و عملکرد را بررسي مي کند. نتايج اين تحقيق نشان داد که بر اساس مشخصه هاي سازماني گرايش به کارآفريني همبستگي منفي با نوع مالکيت، سن شرکت، اندازه شرکت و محيط دارد (چاو[16]،2006).

هيوجز و مورگان در تحقيق خود تحت عنوان “تمرکز بر رابطه بين گرايش به کارآفريني و عملکرد کسب و کار در مرحله رشد شرکت” انجام دادند. آنها تأثير پيشتازي، ريسک پذيري، نوآوري، استقلال و رقابت جسورانه را روي عملکرد شرکت هاي جوان با تکنولوژي بالا را در مرحله رشد شرکت مورد بررسي قرار دادند و به اين نتيجه رسيدند که فقط نوآوري و پيشتازي تأثير مثبت روي عملکرد دارند در حاليکه ريسک پذيري رابطه منفي دارد. رقابت جسورانه و استقلال هم تأثيري روي عملکرد کسب و کار در مرحله رشد شرکت نداشتند (هيوز و مورگان،2006).

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل سوم

روش تحقيق

 

 

 

 

 

 

 

3-1- مقدمه

امروزه پژوهش علمي تاثير چشمگيري بر رشد و گسترش علوم و دانش بشري گذاشته است.هر چند که حصول توافق ميان دانشمندان و پژوهشگران درباره تعريف پژوهش علمي چندان ساده نيست، اما يک تعريف قابل قبول در مورد آن چنين است:

“پژوهش علمي عبارت است از مطالعه نظام دار، کنترل شده، تجربي و انتقادي يک يا چند قضيه فرضي در مورد روابط احتمالي ميان پديده هاي طبيعي” (هومن،1376).

هدف از انتخاب روش پژوهش آن است که پژوهشگر مشخص نمايد که آغاز چه شيوه اي، او را هر چه سريع تر، دقيق تر،آسان تر و ارزان تر به پاسخ مورد نظر مي رساند (هومن،1376).

در اين فصل به بيان روش تحقيق، جامعه آماري، روش نمونه گيري، ابزارجمع آوري داده ها و اطلاعات، روايي و پايايي پرسشنامه و روش تجزيه و تحليل داده ها و آزمون هاي آماري مورد استفاده پرداخته مي شود.

 

 

3-2- روش تحقيق

تحقيق حاضر از لحاظ هدف، کاربردي و از نظر روش، تحقيق، توصيفي پيمايشي از نوع همبستگي است. در تحقيق کاربردي، هدف توسعه دانش کاربردي در يک زمينه خاص است (بازرگان و ديگران،1383). از آنجايي که نتايج اين تحقيق براي ساير بخش هاي تعاوني قابل استفاده مي باشد، تحقيق از نوع کاربردي است.

در تحقيقات توصيفي محقق به دنبال چگونه بودن موضوع است و مي خواهد بداند پديده، متغير يا مطلب چگونه است. يه عبارت ديگر، اين تحقيق وضع موجود را بررسي مي کند و به توصيف منظم و نظام دار وضعيت فعلي مي پردازد،ويژگي ها و صفات آن را مطالعه و عندالزوم ارتباط بين متغيرها را بررسي مي کند. محققان مي کوشند با بهره گرفتن از تحقيقات پيمايشي به تبيين پديده ها پرداخته و صرفاً به توصيف آن بسنده نکنند (بازرگان و همکاران،1383). اين تحقيق از آن جهت که با بهره گرفتن از روش ميداني (پرسشنامه) به تعريف جزء به جزء يک موقعيت و يا يک رشته از شرايط پرداخته است توصيفي-پيمايشي و از آن جهت که رابطه­ي بين دو متغير را بررسي مي کند از نوع همبستگي است.

 

3-3- متغيرها و چارچوب مفهومي پژوهش

3-3-1- متغير پيش بين

متغير پيش بين، متغير محرک[17] درون داد است که به وسيله پژوهشگر اندازه گيري، دستکاري يا انتخاب مي شود تا تاثير ارتباط آن با متغير ديگري معين شود(دلاور،1387). در اين تحقيق کارآفريني فردي و عوامل هشت گانه به عنوان متغير پيش بين در نظر گرفته شده است.

 

3-3-2- متغير ملاک

متغير ملاک، متغير پاسخ،برون داد يا ملاک است.متغير ملاک مشاهده يا اندازه گيري مي شود تا تاثير متغير پيش بين بر آن معلوم و مشخص شود (دلاور،1387). در اين تحقيق بازده حقوق صاحبان سهام به عنوان ملاک سودآوري شرکت ها و متغير ملاک در نظر گرفته شده است.

 

 

3-3-3- چارچوب مفهومي پژوهش

همان طور که در شکل 3-1 نشان داده شده در اين تحقيق نسبت حقوق صاحبان سهام شرکت به عنوان متغير وابسته در نظر گرفته شده است. نسبت حقوق صاحبان سهام شرکت از آخرين گزارشات اداره تعاون بدست آمده است.

 

کارآفريني هيئت مديره
خطرپذيري متعادل
کانون کنترل دروني
توفيق طلبي
سلاست فکري
عملگرايي
تحمل ابهام
روياپردازي
چالش طلبي
ميزان سودآوري شرکت

.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 3-1 چارچوب مفهومي پژوهش

 

3-4- جامعه آماري

با توجه به نقش مهم هيئت مديره در جهت دهي و سياست گذاري سازمان، کارآفريني اين افراد موجب افزايش قدرت ريسک پذيري و و توليد ايده هاي نوين در جهت بهبود خدمات و محصولات و در نهايت سوددهي آنها مي باشد. جامعه آماري شامل هيئت مديره تعاوني هاي فعال سطح شهر اصفهان است که شامل 128 نفر مي باشند. تعداد هئيت مديره در هر شرکت تعاوني به طور متوسط 3 نفر است.

 

3-5- روش و طرح نمونه گيري

نکته حائز اهميت در محاسبات آماري اين تحقيق استفاده از مقياس فاصله اي براي داده هاي بدست آمده از پرسشنامه ها مي باشد.براي انتخاب نمونه در جامعه اي که حجم آن محدود و متناهي است (نمونه گيري بدون جايگذاري انجام مي شود) از رابطه (1-3) استفاده مي شود.

(3-1)

که در آن N حجم جامعه، σ انحراف معيارجامعه، α سطح معناداري نمونه گيري، d دقت برآورد است. حجم جامعه 128 نفر مي باشد، براي بدست آوردن d (به زعم بارتلت و همکاران،2001)، 3/0 را در تعداد مقياس طيف ليکرت استفاده شده در پرسشنامه ضرب مي کنيم که چون در اين پرسشنامه طيف ليکرت 4 تايي بوده، اين عدد 12/0 محاسبه مي شود. براي دستيابي به انحراف معيار جامعه از رابطه
(2-3) بدست مي آيد: (مومني و فعال قيومي،1390)

(3-2)

که براي طيف ليکرت استفاده شده در پرسشنامه، بزرگترين مقدار 4 و کوچک ترين مقدار 1 خواهد بود و انحراف معيار آن برابر با  خواهد بود که پس از جايگذاري در رابطه (1-3)، حجم نمونه 45  محاسبه شد.

 

3-6- ابزار جمع آوري داده ها و اطلاعات

در اين تحقيق، داده هاي ثانويه (داده هايي که قبلا توليد شده و در منابع موجود قابل بررسي است)، از طريق روش کتابخانه اي شامل مطالعه­ي کتب، اسناد و مدارک و مراجعه به سايت هاي مربوط
جمع آوري شده اند. از اين داده ها براي تدوين مباني نظري استفاده شده است. همچنين داده هاي اوليه (داده هايي که قبلاً وجود نداشتند و توسط خود محقق ايجاد مي شوند) با بهره گرفتن از روش پرسشنامه جهت آزمون فرضيات تحقيق به دست آمده است.

در اين تحقيق براي دسترسي به داده هاي مربوط به سودآوري شرکت ها از آخرين گزارشات  منتشره از سوي اداره کل تعاون استان در مورد هر يک از تعاونيها استفاده شده است. از ميان انواع مختلف نسبتهاي سودآوري، نسبت بازده حقوق صاحبان سهام (ROE) نتخاب شده است. داده هاي مربوط به کارآفريني فردي هيئت مديره از طريق پرسشنامه شناسايي کارآفرينان کردنائيج و همکاران (1386) جمع آوري شده است.

اين پرسشنامه از دو قسمت سوالات جمعيت شناسي و سوالات اصلي تشکيل شده است که سوالات اصلي پرسشنامه شامل 95 سوال مي باشد که به سنجش 8 ويژگي عمده کارآفرينان در ميان اعضاي هيئت مديره شرکتهاي تعاوني مي پردازد.در جدول 1-3 سوالات مربوط به هر يک از ويژگي ها  نشان داده شده است.

در اين تحقيق، کارکنان بر اساس يک مقياس چهار درجه اي از نوع ليکرت به سوالات پاسخ گفتند. اين چهار درجه عبارتند از:

1-کاملاً مخالفم  2- نسبتاً مخالفم  3- نسبتاً موافقم  4- کاملاً موافقم

در اين پرسشنامه به سوالهاي 72-82 نمره دهي معکوس داده شده است.به عبارتي پاسخ اين سوالها به صورت زير نمره دهي شده است:

1- کاملا موافقم  2- نسبتاً موافقم  3- نسبتا مخالفم  4- کاملاً مخالفم

 

جدول 3-1- گويه هاي مربوط به ويژگي هاي كارآفريني

ويژگي کارآفريني گويه
ريسک پذيري متعادل 1- 18
کانون کنترل 19-35
نياز به موفقيت 36-50
سلاست فکري 51-63
عملگرايي 64-71
تحمل ابهام 72-82
روياپردازي 83-89
چالش طلبي 90-95

 

3-7- روايي و پايايي پرسشنامه

دو معياري که براي آزمودن برازش اندازه ها به کار مي آيند عبارتند از روايي و اعتبار[20]. روايي تعيين
مي کند ابزار تهيه شده تا چه حد مفهوم خاص مورد نظر را اندازه مي گيرد و اعتبار معين مي کند يک ابزار اندازه گيري تا چه حد ميزان سازگاري مفهوم را اندازه مي گيرد. به بيان ديگر روايي به ما مي گويد که آيا مفهوم واقعي را اندازه مي گيريم و اعتبار با پايداري و سازگاري اندازه گيري سروکار دارد (سکاران،1380).

در اين تحقيق، به علت استاندارد بودن پرسشنامه، روايي آن با توجه به مباني نظري کارآفريني بوسيله کردنائيچ و همکاران (1386) و به روش تحليل عاملي اکتشافي مورد بررسي و تاييد قرار گرفته است. براي بررسي اعتبار و پايايي پرسشنامه از روش آلفاي کرونباخ استفاده شده است. اعتبار کلي پرسشنامه نيز برابر 92/0 است که قبلا توسط طراح پرسشنامه (کردنائيچ و همکاران،1386). محاسبه شده است و نشان از اعتبار بالاي روايي مي باشد.

البته آلفاي کرنباخ محاسبه شده در اين تحقيق و بر اساس پاسخ هاي مديران به سوالات برابر 782/0 تعيين شد که باز هم داراي ميزان معتبري مي باشد.

 

جدول3-2 آلفاي کرنباخ محاسبه شده در پژوهش

تعداد متغيرها آلفاي کرنباخ
8 782/0

 

3-8- روش تجزيه و تحليل داده ها و آزمون هاي آماري مورد استفاده

براي تجزيه و تحليل داده هاي به دست آمده از روش هاي آماري زير استفاده شده است:

 

3-8-1- آمار توصيفي

در اين تحقيق از جدول و نمودار توزيع فراواني افراد مورد مطالعه بر حسب جنسيت، سن، سابقه کار، سطح تحصيلات و ميانگين نمرات کارآفريني افراد به تفکيک ابعاد استفاده شده است.

 

3-8-2- آمار استنباطي

در اين تحقيق براي تجزيه و تحليل رابطه بين ميزان کارآفريني هيئت مديره هاي شرکت هاي تعاوني و ميزان سودآوري شرکتها، ابتدا از آزمون کولموگروف- اسميرنوف[21] و سپس از آزمون هاي ضريب همبستگي پيرسون[22] و رگرسيون خطي[23] استفاده شده است. براي تجزيه و تحليل ساير داده هاي پژوهش آزمون t تک نمونه اي[24]، آزمون لوين[25] و آزمون هاي t دو جامعه مستقل، تحليل واريانس تک عاملي (آنوا[26])،LSD ، کاي- دو[27] مورد استفاده قرار گرفته است.

 

3-8-2-1- آزمون کولموگروف- اسميرنوف (K-S)

اين آزمون جهت بررسي ادعاي مطرح شده در مورد توزيع داده هاي يک متغير کمي کورد استفاده قرار مي گيرد (مومني، 1386). پس از انجام اين آزمون و کسب اطمينان ازنرمال بودن جامعه مورد بررسي از لحاظ ابعاد کارآفريني فردي، مي توان از آزمون ضريب همبستگي پيرسون استفاده کرد.

 

3-8-2-2- آزمون ضريب همبستگي پيرسون

تحليل همبستگي ابزاري آماري براي تعيين نوع و شدت رابطه يک متغير کمي با متغير کمي ديگر است. ضريب همبستگي يکي از معيارهاي مورد استفاده در تعيين همبستگي دو متغير مي باشد. ضريب همبستگي شدت رابطه و همچنين نوع رابطه (مستقيم يا معکوس) را نشان مي دهد. اين ضريب بين 1+ تا 1- است و در صورت عدم وجود رابطه بين دو متغير برابر صفر مي باشد.

ضريب همبستگي پيرسون روشي پارامتري است و براي داده هايي با توزيع نرمال يا تعداد زياد استفاده مي شود. به همين دليل در اين پژوهش براي آزمون فرضيات از اين آزمون استفاده شده است (مومني،1386).

 

 

 

3-8-2-3- آزمون رگرسيون خطي

در آزمون رگرسيون، محقق به دنبال برآورد رابطه اي رياضي و تحليل آن است، به طوري که بتواند به کمک آن کميت يک متغير مجهول را با بهره گرفتن از متغير يا متغيرهايي معلوم، تعيين کند. با فرض آن که رابطه­ي علي و معلولي بين دو متغير کمي وجود دارد و اين رابطه به صورت خطي باشد، معادله رگرسيون به شکل y=a+bx تعريف مي شود (مومني،1386).

در اين پژوهش براي تعميم نتايج آزمون فرضيات به کل جامعه­ي آماري، از اين آزمون استفاده شده است.

 

3-8-2-4- آزمون t تک نمونه­اي

از آزمون t تک نمونه­اي براي تعيين ميانگين هر يک از ابعاد کارآفريني فردي استفاده شد.در آزمون t تک نمونه­ اي اين فرضيه آزمون مي شود که ميانگين نمرات مربوط به هريک از ابعاد کارآفريني در مجموع جامعه مورد بررسي بزرگتر از 5/2 (ميانگين طيف ليکرت) است.

 

3-8-2-5- آزمون برابري واريانس­ها (لوين)

استفاده از اين آزمون پيش شرط انجام آزمون برابري ميانگين دو جامعه مستقل است و آماره آن F است.

 

3-8-2-6- آزمون برابري ميانگين دو جامعه مستقل (t-test)

از اين آزمون جهت تعيين معناداري تفاوت ميان نظرات مديران مرد و زن استفاده شده است.

 

3-8-2-7- آزمون تحليل واريانس تک عاملي (آنوا)

از جهت تعيين معناداري تفاوت ميان نظرات مديران از لحاظ ميزان تحصيلاتشان همچنين از لحاظ سابقه کاريشان و سن آنها استفاده شده است.

 

3-8-2-8- آزمون LSD از چند جامعه مستقل با ميانگين نامساوي

اين آزمون در صورتي انجام مي شودکه آزمون آنوا گوياي عدم برابري ميانگين جوامع باشد.جهت مشخص شدن اين موضوع که نابرابري ميان کدام دو گروه بوده و همچنين مقايسه ميانگين گروه ها، در صورتي که تعداد اعضاي هر گروه نيز نابرابر باشند، از اين آزمون استفاده مي شود (يعسوبي،1389).

3-8-2-9- آزمون کاي- دو

اين آزمون براي بررسي نوع توزيع داده ها در متغيرهاي کيفي يا متغيرهاي کمي دسته بندي شده مورد استفاده قرار مي گيرد (مومني،1386).

در اين پژوهش براي بررسي يکنواختي توزيع داده هاي جمعيت شناسي (سن، جنسيت، سابقه کاري، تحصيلات) مورد استفاده قرار گرفت.

 

3-9- خلاصه

در اين فصل پس از ارائه­ي مقدماتي درباره پژوهش هاي علمي، به توضيحاتي در رابطه با نوع و روش پژوهش حاضر پرداخته شد. سپس متغيرهاي تحقيق، جامعه آماري، روش نمونه گيري و فرمول مورد استفاده بيان شد. در ادامه روش گردآوري اطلاعات مورد بررسي قرار گرفته و بيان گرديد که محقق براي دستيابي به هر کدام از متغيرهاي پژوهش چه اطلاعاتي را ملاک قرار داده است. همچنين توضيح کاملي در رابطه با پرسشنامه استاندارد استفاده شده، ارائه گرديد. در ادامه روايي، پايايي پرسشنامه و روش تجزيه و تحليل اطلاعات نيز مورد بررسي قرار گرفت. در فصل بعدبه تجزيه و تحليل داده ها و آزمون نتايج فرضيه ها پرداخته خواهد شد.

 

 

 

 

فصل چهارم

تجزيه و تحليل داده ها

 

 

 

 

 

 

 

 

4-1- مقدمه

پس از تعيين روايي و پايايي ابزار اندازه گيري که بر اساس يافته هاي کردنائيچ و همکاران (1386) صورت گرفته است و داده هاي جمع آوري شده بايد به اطلاعات قابل فهم تبديل شده و مورد تجزيه و تحليل قرار گيرند؛ لذا در اين فصل داده هاي گردآوري شده مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته و نتايج آنه در جداول و نمودار هاي آماري ارائه شده است.

در تنظيم مطالب اين فصل ابتدا با بهره گرفتن از جداول و نمودارها به تجزيه و تحليل توصيفي
داده ها پرداخته شده سپس با بهره گرفتن از آمار استنباطي، فرضيات تحقيق مورد آزمون قرار گرفته اند. لازم به تذکر است که براي ترسيم جداول و نمودارها از نرم افزار Microsoft Excel 2007 و براي انجام آزمون هاي آماري در دو سطح توصيفي و اسنباطي از نرم افزار SPSS 18 استفاده شده است.

 

 

 

4-2- تجزيه و تحليل توصيفي داده ها

در اين قسمت با بهره گرفتن از جداول و نمودارها به تجزيه و تحليل داده ها پرداخته مي شود.

 

4-2-1- جنسيت

 

جدول (4-1) توزيع فراواني مطلق و نسبي افراد مورد مطالعه بر حسب جنسيت

جنسيت فراواني درصد فراواني درصد فراواني تجمعي
زن 4 5/8 8/5
مرد 43 5/91 100
جمع 47 100  

 

نمودار (4-1) توزيع فراواني مطلق افراد مورد مطالعه بر حسب جنسيت

 

همان طورکه جدول (4-1) و نمودار(4-1) نشان مي دهد، افراد پاسخ دهنده از5/91 درصد مرد و 5/8 درصد زن تشکيل شده است.

 

4-2-2- سطح تحصيلات

 

جدول (4-2) توزيع فراواني مطلق و نسبي افراد مورد مطالعه بر حسب تحصيلات

سطح تحصيلات فراواني درصد فراواني درصد فراواني تجمعي
زير ديپلم 8 17 17
ديپلم 11 4/23 4/40
فوق ديپلم 4 5/8 9/48
ليسانس 15 9/31 9/80
فوق ليسانس و بالاتر 9 1/19 100
جمع 47 100  

 

نمودار (4-2) توزيع فراواني مطلق افراد مورد مطالعه بر حسب سطح تحصيلات

 

با توجه به جدول (4-2) و نمودار (4-2)، افراد پاسخ دهنده از17درصد زير ديپلم، 4/23 درصد ديپلم، 5/8 درصد فوق ديپلم، 9/31 درصد  ليسانس و1/19 درصد فوق ليسانس و بالاتر تشکيل شده است.

4-2-3- سابقه کار

 

جدول (4-3) توزيع فراواني مطلق و نسبي افراد مورد مطالعه بر حسب سابقه کار

سابقه کار فراواني درصد فراواني درصد فراواني تجمعي
کمتر از 5 سال 1 1/2 1/2
بين 5 تا 10 سال 7 9/14 17
بين 10 تا 15 سال 12 5/25 6/42
15 و بالاتر 27 4/57 100
جمع 47 100  

 

نمودار (4-3) توزيع فراواني مطلق افراد مورد مطالعه بر حسب سابقه کار

 

با توجه به جدول(4-3) و نمودار (4-3) مشخص مي شود که افرادي داراي سابقه کار 15 سال و بيشتر مي باشند با دارا بودن 4/57 درصد بيشترين درصد فراواني را دارند.

 

 

4-2-4- سن

جدول (4-4) توزيع فراواني مطلق و نسبي افراد مورد مطالعه بر حسب سن

رده سني فراواني درصد فراواني درصد فراواني تجمعي
بين 25 تا 35 سال 5 6/10 6/10
بين 35 تا 45 سال 13 7/27 3/38
بين 45 تا 55 سال 13 727 66
بالاي 55 سال 16 34 100
جمع 47 100  

 

نمودار (4-4) توزيع فراواني مطلق افراد مورد مطالعه بر حسب سن

 

با توجه به جدول (4-4) و نمودار (4-4) مشخص مي شود که پاسخ دهندگان در رده سني 55 سال و بالاتر بيشترين درصد فراواني را دارند.

 

 

4-2-5- تمايل به راه اندازي کسب و کار جديد

 

جدول (4-5) توزيع فراواني مطلق و نسبي افراد مورد مطالعه بر حسب گرايش جديد به راه اندازي کسب و کار

گرايش جديد به راه اندازي کسب و کار فراواني درصد فراواني درصد فراواني تجمعي
بله 25 2/53 2/53
خير 22 8/46 100
جمع 47 100  

 

نمودار(4-5)توزيع فراواني مطلق افراد مورد مطالعه بر حسب تمايل جديد به راه اندازي کسب و کار

 

بر اساس جدول (4-5) و نمودار(4-5)، 2/53 درصد افراد در حال حاضر نيز تمايل به راه اندازي کسب و کار جديد مي باشند.

 

 

4-2-6- ميانگين نمرات ابعاد کارآفريني فردي

 

جدول (4-6) بررسي توصيفي وضعيت ابعاد کارآفريني فردي در بين هيئت مديره

ابعاد کارآفريني فردي تعداد حداقل حداکثر ميانگين انحراف معيار
ريسک پذيري 47 833/1 889/3 85/2 45/0
کانون کنترل 47 176/2 4 32/3 44/0
نيازبه موفقيت 47 2/2 4 28/3 47/0
سلاست فکري 47 2 692/3 83/2 46/0
عملگرايي 47 375/2 4 35/3 46/0
تحمل ابهام 47 1 727/3 31/2 67/0
روياپردازي 47 143/2 857/3 98/2 46/0
چالش طلبي 47 667/1 4 07/3 60/0

 

نمودار (4-6) ميانگين ابعاد کارآفريني فردي

 

همان طور که جدول 4-6 نشان مي دهد بعد عملگرايي در ميان ساير ابعاد کارآفرينانه داراي بيشترين ميانگين و بعد تحمل ابهام پايين ترين ميانگين را در افراد هيئت مديره شرکتهاي تعاوني داشته است.

4-3- تجزيه و تحليل استنباطي داده ها

4-3-1- آزمون نرمال بودن توزيع جامعه آماري

براي محقق آزمون نرمال بودن جامعه آماري از اهميت خاصي برخوردار است. زيرا آزمون هاي مربوط به فرضيات هر تحقيق با توجه به نرمال بودن يا نبودن جامعه­ي آماري متفاوت است. در اين پژوهش براي بررسي نرمال بودن جامعه آماري از آزمون کولموگروف- اسميرنوف (K-S) استفاده گرديده است که نتايج حاصل از اين آزمو در جدول 4-7 نشان داده شده است.

 

جدول (4-7) بررسي نرمال بودن توزيع جامعه آماري با بهره گرفتن از آزمون کولموگروف-اسميرنوف

فرضيات پژوهش کولموگروف- اسميرنوف Sig (سطح معناداري)
ريسک پذيري 493/0 968/0
کانون کنترل 594/0 872/0
نياز به موفقيت 753/0 622/0
سلاست فکري 684/0 737/0
عملگرايي 836/0 486/0
تحمل ابهام 719/0 680/0
روياپردازي 015/1 255/0
چالش طلبي 703/0 707/0

 

جدول 4-7 نشان مي دهد که مقدار sig براي تمام ابعاد کارآفريني فردي بالاتر از 05/0 است. بنابراين فرض صفر مبني بر نرمال بودن توزيع را براي هر کدام از ابعاد نمي توان رد کرد و با 95/0 اطمينان همگي داراي توزيع نرمال هستند.

 

4-3-2- آزمون فرضيات با بهره گرفتن از ضريب همبستگي پيرسون

4-3-2-1- آزمون فرصيه فرعي اول

H0: بين توفيق طلبي و سودآوري شرکت تعاونيهاي فعال شهر اصفهان رابطه وجود ندارد.

H1: بين توفيق طلبي و سودآوري شرکت تعاونيهاي فعال شهر اصفهان رابطه وجود دارد.

با انجام آزمون ضريب همبستگي پيرسون، در سطح اطمينان95%، مقدار 445/0=r، 002/0=sig لذا فرض صفر را مي توان رد نمود.يعني رابطه­ي معني داري بين ميزان توفيق طلبي هيئت مديره و ميزان سودآوري شرکت تعاونيهاي فعال شهر اصفهان وجود دارد.

 

جدول (4-8) ضريب همبستگي پيرسون بين ميزان توفيق طلبي و ميزان سودآوري شرکت

    سودآوري
توفيق طلبي ضريب همبستگي پيرسون 445/0
Sig 002/0
تعداد 47

 

4-3-2-2- آزمون فرضيه فرعي دوم

H0: بين کانون کنترل دروني و سودآوري شرکت تعاونيهاي فعال شهر اصفهان رابطه وجود ندارد.

H1: بين کانون کنترل دروني و سودآوري شرکت تعاونيهاي فعال شهر اصفهان رابطه وجود دارد.

با انجام آزمون ضريب همبستگي پيرسون، در سطح اطمينان 95%، مقدار 334/0=r، 022/0=sig لذا فرض صفر را مي توان رد نمود. يعني رابطه­ي معني داري بين کانون کنترل دروني هيئت مديره و ميزان سودآوري شرکت تعاونيهاي فعال شهر اصفهان وجود دارد.

 

جدول (4-9) ضريب همبستگي پيرسون بين کانون کنترل دروني و ميزان سودآوري شرکت

    سودآوري
کانون کنترل ضريب همبستگي پيرسون 334/0
Sig 022/0
تعداد 47

 

4-3-2-3- آزمون فرضيه فرعي سوم

H0: بين خطرپذيري و سودآوري شرکت تعاونيهاي فعال شهر اصفهان رابطه وجود ندارد.

H1: بين خطرپذيري و سودآوري شرکت تعاونيهاي فعال شهر اصفهان رابطه وجود دارد.

با انجام آزمون ضريب همبستگي پيرسون، در سطح اطمينان 95%، مقدار 158/0=r، 289/0=sig لذا فرض صفر را نمي توان رد نمود. يعني رابطه­ي معني داري بين ميزان خطرپذيري هيئت مديره و ميزان سودآوري شرکت تعاونيهاي فعال شهر اصفهان وجود ندارد.

 

جدول (4-10) ضريب همبستگي پيرسون بين ميزان خطرپذيري و ميزان سودآوري شرکت

    سودآوري
خطرپذيری ضريب همبستگي پيرسون 158/0
Sig 289/0
تعداد 47

 

4-3-2-4- آزمون فرضيه فرعي چهارم

H0: بين تحمل ابهام و سودآوري شرکت تعاونيهاي فعال شهر اصفهان رابطه وجود ندارد.

H1: بين تحمل ابهام و سودآوري شرکت تعاونيهاي فعال شهر اصفهان رابطه وجود دارد.

با انجام آزمون ضريب همبستگي پيرسون، در سطح اطمينان 95%، مقدار 279/0=r، 058/0=sig لذا فرض صفر  را نمي توان  رد نمود. يعني رابطه­ي معني داري بين ميزان تحمل ابهام هيئت مديره و ميزان سودآوري شرکت تعاونيهاي فعال شهر اصفهان وجود ندارد.

 

جدول (4-11) ضريب همبستگي پيرسون بين ميزان تحمل ابهام و ميزان سودآوري شرکت

    سودآوري
تحمل ابهام ضريب همبستگي پيرسون 279/0
Sig 058/0
تعداد 47

 

4-3-2-5- آزمون فرضيه فرعي پنجم

H0: بين سلاست فکري و سودآوري شرکت تعاونيهاي فعال شهر اصفهان رابطه وجود ندارد.

H1: بين سلاست فکري و سودآوري شرکت تعاونيهاي فعال شهر اصفهان رابطه وجود دارد.

با انجام آزمون ضريب همبستگي پيرسون، در سطح اطمينان 95%، مقدار 145/0=r، 33/0=sig لذا فرض صفر را نمي توان رد نمود. يعني رابطه­ي معني داري بين ميزان سلاست فکري هيئت مديره و ميزان سودآوري شرکت تعاونيهاي فعال شهر اصفهان وجود ندارد.

جدول (4-12) ضريب همبستگي پيرسون بين ميزان سلاست فکري و ميزان سودآوري شرکت

    سودآوري
سلامت فکری ضريب همبستگي پيرسون 145/0
Sig 33/0
تعداد 47

 

4-3-2-6- آزمون فرضيه فرعي ششم

H0: بين روياپردازي و سودآوري شرکت تعاونيهاي فعال شهر اصفهان رابطه وجود ندارد.

H1: بين روياپردازي و سودآوري شرکت تعاونيهاي فعال شهر اصفهان رابطه وجود دارد.

با انجام آزمون ضريب همبستگي پيرسون، در سطح اطمينان 95% ، مقدار 364/0=r، 012/0=sig لذا فرض صفر را مي توان رد نمود.يعني رابطه معني داري بين ميزان روياپردازي هيئت مديره و ميزان سودآوري شرکت تعاونيهاي فعال شهر اصفهان وجود دارد.

 

جدول (4-13) ضريب همبستگي پيرسون بين ميزان روياپردازي و ميزان سودآوري شرکت

    سودآوري
روياپردازی ضريب همبستگي پيرسون 364/0
Sig 012/0
تعداد 47

 

4-3-2-7- آزمون فرضيه فرعي هفتم

H0: بين عمل گرايي و سودآوري شرکت تعاونيهاي فعال شهر اصفهان رابطه وجود ندارد.

H1: بين عمل گرايي و سودآوري شرکت تعاونيهاي فعال شهر اصفهان رابطه وجود دارد.

با انجام آزمون ضريب همبستگي پيرسون، در سطح اطمينان 95%، مقدار 406/0=r، 005/0=sig لذا فرض صفر را مي توان رد نمود. يعني رابطه معني داري بين ميزان عمل گرايي هيئت مديره و ميزان سودآوري شرکت تعاونيهاي فعال شهر اصفهان وجود دارد.

 

 

جدول (4-14) ضريب همبستگي پيرسون بين ميزان عمل گرايي و ميزان سودآوري شرکت

    سودآوري
عمل گرايی ضريب همبستگي پيرسون 406/0
Sig 005/0
تعداد 47

 

4-3-2-8- آزمون فرضيه فرعي هشتم

H0: بين چالش طلبي و سودآوري شرکت تعاونيهاي فعال شهر اصفهان رابطه وجود ندارد.

H1: بين چالش طلبي و سودآوري شرکت تعاونيهاي فعال شهر اصفهان رابطه وجود دارد.

با انجام آزمون ضريب همبستگي پيرسون، در سطح اطمينان 95%، مقدار 552/0=r، 000/0=sig لذا فرض صفر را مي توان رد نمود. يعني رابطه معني دار بين ميزان چالش طلبي هيئت مديره و ميزان سودآوري شرکت تعاونيهاي فعال شهر اصفهان وجود دارد.

 

جدول (4-15) ضريب همبستگي پيرسون بين ميزان چالش طلبي و ميزان سودآوري شرکت

    سودآوري
چالش طلبی ضريب همبستگي پيرسون 552/0
Sig 000/0
تعداد 47

 

4-3-2-9- آزمون فرضيه اصلي

H1: بين کارآفريني و سودآوري شرکت تعاونيهاي فعال شهر اصفهان رابطه وجود ندارد.

H0: بين کارآفريني و سودآوري شرکت تعاونيهاي فعال شهر اصفهان رابطه وجود دارد.

با انجام آزمون ضريب همبستگي پيرسون، در سطح اطمينان 95%، مقدار 534/0=r، 000/0=sig لذا فرض صفر را مي توان رد نمود. يعني رابطه معني داري و مثبتي بين ميزان کارآفريني هيئت مديره و ميزان سودآوري شرکت تعاونيهاي فعال شهر اصفهان وجود دارد.

 

 

 

جدول (4-16) ضريب همبستگي پيرسون بين ميزان کارآفريني و ميزان سودآوري شرکت

    سودآوري
کارآفرينی ضريب همبستگي پيرسون 534/0
Sig 000/0
تعداد 47

 

4-3-3- آزمون فرضيات با بهره گرفتن از رگرسيون خطي ساده

در اين قسمت متغير بازده حقوق صاحبان سهام به عنوان متغير ملاک و متغير کارآفريني فردي به عنوان متغير پيش بين در نظر گرفته شده است.

 

4-3-3-1- مفروضات رگرسيون خطي

در صورتي مي توان از رگرسيون خطي استفاده کرد که شرايط زير محقق شده باشد (مومني و فعال قيومي،1390):

1- توزيع خطاها بايد داراي توزيع نرمال باشد.

بدين منظور بايد مقادير استاندارد خطاها محاسبه شود و نمودارتوزيع داده ها و نمودار نرمال آنها رسم شود و سپس مقايسه اي بين دو نمودار صورت گيرد.بنابراين همين طور که در نمودار 4-6 مشاهده مي شود توزيع خطاها داراي توزيع نرمال است. همچنين مقدار ميانگين ارائه شده و در سمت راست نمودار بسيار کوچک (نزديک به صفر) و انحراف معيار نزديک به يک است.

2- بين خطاهاي مدل همبستگي وجود نداشته باشد. به منظور بررسي اين موضوع و به عبارت ديگر فرضيه استقلال خطاها از يکديگر از آزمون دوربين-واتسون استفاده شده است. پس از مشاهده نتايج مقدار آماره آزمون برابر 742/0 شده که در بازه 5/1 تا 5/2 قرار نمي گيرد . بنابراين فرضيه استقلال بين داده ها رد مي شود و همبستگي بين خطاها وجود دارد.

با اين تفاسير نمي توان از رگرسيون خطي ساده بين دو متغير بازده سهام حقوق صاحبان سهام و کارآفريني استفاده کرد.

نمودار (4-6) مقايسه توزيع فراواني خطاها و نمودار توزيع نرمال در رگرسيون خطي ساده

 

4-3-4- آزمون رگرسيون چندگانه گام به گام

در اين قسمت به بررسي وجود و تعيين رگرسيون چندگانه بين 8 متغير پيش بين (ابعاد کارآفريني فردي) و متغير ملاک بازده حقوق صاحبان سهام پرداخته شده است.

 

4-3-4-1- مفروضات رگرسيون چندگانه

1- توزيع خطاها بايد داراي توزيع نرمال باشد.

بدين منظور بايد مقادير استاندارد خطاها محاسبه شود و نمودار توزيع داده ها و نمودار نرمال آنها رسم شود و سپس مقايسه اي بين دو نمودار صورت گيرد.بنابراين همين طور که در نمودار 4-7 مشاهده مي شود توزيع خطاها داراي توزيع نرمال است. همچنين مقدار ميانگين ارائه شده و در سمت راست نمودار بسيار کوچک (نزديک به صفر) و انحراف معيار نزديک به يک است.

نمودار (4-7) مقايسه توزيع فراواني خطاها و نمودار توزيع نرمال در رگرسيون چندگانه

 

2- بين خطاهاي مدل همبستگي وجود نداشته باشد. به منظور بررسي اين موضوع و به عبارت ديگر فرضيه استقلال خطاها از يکديگر از آزمون دوربين- واتسون استفاده شده است. پس از مشاهده نتايج مقدار آماره آزمون برابر 576/1 شده که در بازه 5/1 تا 5/2 قرار مي گيرد . بنابراين فرضيه استقلال بين داده ها رد نمي شود و همبستگي بين خطاها وجود ندارد.

3- بين متغيرهاي مستقل همبستگي وجود نداشته باشد (داراي هم خطي نباشند).

هم خطي وضعيتي است که نشان مي دهد يک متغير مستقل تابعي خطي از ساير متغيرهاي مستقل است. اگر هم خطي در يک معادله رگرسيون بالا باشد، بدين معني است که بين متغيرهاي مستقل همبستگي بالايي وجود دارد و ممکن است با وجود بالا بودن ضريب تعيين، مدل داراي اعتبار بالايي نباشد. همين طور که مشاهده مي شود جدول 4-17 داراي دو سطر است که سطر اول مربوط به جزء ثابت و سطر دوم مربوط به متغير چالش طلبي است. علت اينکه اين جدول تنها داراي دو سطر است، استفاده از روش گام به گام در رگرسيون چندگانه است. در اين روش متغيرهاي مستقل يکي يکي به معادله رگرسيون اضافه مي شوند و اگر نقش معني داري در رگرسيون نداشته باشند از آن حذف
مي شوند. بنابراين همين طور که بعداً بررسي خواهد شد اين تنها متغير چالش طلبي است که در رگرسيون چندگانه گام به گام نقش معني داري در متغير ملاک بازده حقوق صاحبان سهام خواهد داشت.

 

جدول (4-17) آزمون هم خطي بين متغيرهاي مستقل در رگرسيون چندگانه

  مقدار ويژه شاخص وضعيت
1- جزء ثابت 982/1 1
2- چالش طلبي 018/0 431/10

 

از آنجا که شاخص وضعيت دو مورد کمتر از 15 مي باشد مشکلي براي استفاده از رگرسيون وجود نخواهد بود.

با بررسي شروط بالا و تاييد همگي آنها نوبت به اجراي رگرسيون چندگانه گام به گام بين ابعاد هشت گانه کارآفريني فردي به عنوان متغير پيش بين و متغير بازده حقوق صاحبان سهام به عنوان متغير ملاک مي رسد.

 

4-3-4-2- رگرسيون چندگانه گام به گام

با انجام رگرسيون چندگانه گام به گام، در سطح اطمينان 95%، مشخص شد که تنها بعد چالش طلبي با 000/0=sig و 305/0=r و  رابطه معناداري با بازده حقوق صاحبان سهام دارد. با توجه به جدول4-18 و جايگذاري در معادله رگرسيون، معادله   حاصل مي شود.

 

جدول (4-18) نتايج رگرسيون چندگانه گام به گام براي بعد چالش طلبي

ملاک پيش بين ضرايب انحراف معيار بتا t Sig ضريب همبستگي چندگانه ضريب تعيين ضريب تعيين

تعديل شده

بازده حقوق صاحبان سهام جزء ثابت 947/0 369/0   563/2- 014/0      
چالش طلبي 525/0 118/0 552/0 445/4 000/0 552/0 305/0 29/0

 

4-3-5- ساير يافته ها

4-3-5-1- آزمون t تک نمونه­اي

همچنين از آزمون t براي تعيين ميانگين هريک از ابعاد کارآفريني فردي استفاده شد (جدول 4-19). در آزمون t تک نمونه­اي اين فرضيه آزمون مي شود که آيا کارآفريني فردي در جامعه آماري برابر با 5/2 است يا خير. با توجه به اين که اين آزمون دو طرفه بوده، نتايج حاصل و Sig حاصل، تنها عدم برابري ميانگين اين ابعاد را با عدد 5/2 بيان مي کند. اما در اينجا هدف، آزمون اين مطلب است که آيا کارآفريني فردي در جامعه مورد نظر بالاتر از حد متوسط است يا خير.

بنابراين براي انجام اين آزمون يک طرفه و تشخيص رد يا قبول ادعا مبني بر بالاتر از متوسط بودن ابعاد لازم است T مشاهده شده در سطح اطمينان 95%، يا عدد  مقايسه شود.

با توجه به جدول 4-20، نتايج نشان مي دهد که در سطح اطمينان 95%، ميانگين ابعاد خطرپذيري، کانون کنترل، توفيق طلبي،سلاست فکري، عمل گرايي، روياپردازي، چالش طلبي، و در نهايت متغير کارآفريني فردي همگي در ناحيه رد فرض صفر قرار مي گيرند. لذا ميانگيني بالاتر از متوسط دارند، ولي در مورد بعد تحمل ابهام بايستي عنوان کرد که فرض صفر رد نشده است. بنابراين افراد جامعه در اين بعد داراي ميانگيني کمتر از متوسط مي باشند.

[1]- achievement orientation

[2]- McClelland

[3]- Murry

[4]- Ratzuberg

[5]- Mille

[6]- Toulous

[7]- Kassem

[8]- Yusuf

[9]- Miller&Friesen

[10] – Return Of Investment

[11] – Return Of Equity

[12]- Donaldson Brown

[13]- Dupont

[14]- Miller

[15]- Dess et.al

[16]- Chow

[17]- Stimuls

[18]- Validity

[19]- Stability

[20]- Reliability

[21]- Kolmograf-Smirnov

[22]- Pearson Correlation Coeficient

[23]- Linear regression

[24]- One Sample t test

[25]- Levene

[26]- ANOVA

[27]- Chi-Square

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *