No category

تحقیق رایگان درباره بزرگسالان، نظام ارزش ها، قرن نوزدهم

بحران هویت می گویند(جوانی، 1386)
پیشینه تاریخی
معمولا مبدأ جعل مفهوم از خود بیگانگی را هگل114 ، فیلسوف معروف آلمانی می دانند. با وجود این، برای یافتن تاریخچه معنایی که در وادی این مفهوم قرار دارد باید بسی دورتر رفت و تاریخ اندیشه و دانش را از دوره های دورتر کاوید . به تعبیر دیگر، ازآن زمانی که تعبیر “انسان آرمانی ” در ذهن و زبان آدمی رویید و انسان برای رسیدن به زندگی ایده آل ، تفاوت و تمایز وضع موجود را با موقعیت ایده آل مجسم کرد، به حالت دورافتادگی و غربت واز “از خود به در شدن” رسید.
به اعتقاد هگل ، از خود باختگی نتیجه ناتوانی ما در فهم این نکته است که واقعیت عمیقاً با افکار انسانی مرتبط است . وی با رد این عقیده واقع گرایان که واقعیت از ذهن انسان مستقل است. چنین استدلال می کرد که در ” از خود بیگانگی” روح نسبت به خود بیرون پنداری دارد. این بیگانگی زمانی رخت برمی بندد که مردم به این خودآگاهی برسند که آنها موجوداتی متفکرند و واقعیت جنبه ای از این خود آگاهی است اینکه اساساً واقعیت “عینی” مثل فرهنگ و محیط انسانی ، افاضه های روح هستند.
هگل تأکید داشت که واقعیت را می توان از طریق جدل، که نظامی منطقی (تز115، آنتی تزوسنتز) دارد، درک کرد. این نظام تناقض های منطقی راازبین می برد درنهایت ، توافق بر سر مثال مطلق (=روح) حاصل می شود. زمانی که یک نفر به مقوله ای مثل طبیعت فکر می کند، مجبور است به ضد آن یعنی تاریخ نیز بیندیشد. با مطالعه درباره افزایش تنش میان طبیعت و تاریخ در هر دوره زمانی ، شخص متفک ر به دوره بعدی هدایت می شود.موقعیت طبیعی آنچه را که در تاریخ محقق می شود. شکل می دهد و فعالیت های انسانی که تاریخ را به وجود می آورد، اوضاع طبیعی را تغییر می دهد . سنتز اندیشه درباره طبیعت و تاریخ هر عصری سرآغاز عصری جدید است .
یکی از نکات تعجب آور این است که دو نهضت مهم دینی قرن نوزدهم در عقاید خود از هگل استفاده کرده اند ؛ مکتب لودویگ فوئریاخ و مکتب کارل مارکس، که هردو به نحوی موضوع از خود بیگانگی را مطرح نموده اند.
فوئریاخ116 شاگرد هگل بود، اما برخلاف او دیدگاهی کاملاً مادّی و ملحدانه داشت . او نظریه “ازخود بیگانگی ” هگل را اقتباس کرد و آن را بر اصل الوهیت و اعتقاد به خدا تطبیق نمود . فوئریاخ به خدا اعتقاد نداشت و اندیشه خدا و دین را زاییده طبیعت انسانی می دانست.
هستی همانا جوهر انسان است . لحظه حساس تاریخ هنگامی خواهد بود که انسان آگاه شود که تنها خدای انسان ، خود انسان است .
هگل تمام حقیقت را مظهری از روح مطلق می دانست ، اما فوئریاخ معتقد بود که این روح همان طبیعت است و طبیعت منشأ انسان . ازاین رو با شلایرماخر117 هم عقیده بود که اصل مهم دردین عبارت است از: احساس توکّل محض، امادر عین حال معتقد بود که آنچه انسان به آن اتکا دارد و خود را به آن متّکی می داند چیزی غیر از طبیعت نیست.
وی به جای آنکه همچون هگل ، آگاهی انسان را بازنمود خدا بداند براین باوربود که در انسان هیچ چیزی سوای خود انسان وجود ندارد آنچه خدا آگاهی نامیده شده است چیزی غیر از خود آگاهی انسان نیست . ازاینجا روشن می شود که الهیّات ، همان انسان شناسی است . ” علم خدا همان علم انسان است . به خود و وجودش ” فوئریاخ با این نظریه ، واقعیت جهان مادّی را مجدداً مورد تأیید قرارداد و انسان شناسی را عملی جامع شمردجوانی(1386).
در میان روانش÷ناسان ، اریکسون بر مفاهیم هویت (حس درونی این همانی که علی رغم تغییرات خارجی ، ثابت می ماند ) ، بحران هویت و آشفتگی هویت تأکید می نماید.
بحران هویت واژه ای است که به وسیله اریکسون برای توصیف عدم توانایی نوجوان در قبول نقشی که جامعه از او انتظار دارد به کار رفته است .( نظر پور،1387)
شکل گیری هویت و بحران هویت
اریکسون (1959) زمانی که فرد نوجوان ، نتواند خود را به طور آگاهانه شناسایی کند و خویشتن را از سایر افراد متمایز سازد و از بر قراری ارتباط همراه با اعتماد و اطمینان با دیگران عاجز ماند، به بحران آشفتگی هویت دچار می شود. دراین حالت فرد در شرایطی از ابهام تنش ، گوشه گیری ، انزوا و سردرگمی در مفهوم خویش به سر می برد . در شرایط بحران هویت ، تضاد و کشمکش درونی فرد به کشمکش بیرونی با والدین و بزرگسالان منجر می شود. علاقه مندی و وابستگی به آنان و میل به استقلال و رهایی از تسلط بزرگسالان ،فرد را به رفتارهای ضدو نقیض و والدین را به مخالفت با نوجوان وادار می سازد.
در شرایط بحران هویت عوارضی بر فرد وارد می شود .1-اختلال دراحساس زمان و وقت عده ای از نوجوانان متوجه گذشت زمان نیستند و احساس می کنند وقت کافی برای انجام امور خود دارند . درحالیکه عده ای از گذر ایام رنج برد ه و احساس شدید نسبت به خویشتن که صورتی از خود نگری و خود محوری بیش از حد و افراط نوجوان است و افکار و رد رفتارهای مناسب و مطابق عرف ، منجر شده و با پرخاشگری رفتارهای بهنجار اجتماعی را زیر پا می گذارد . این حالت در نهایت به رفتارهای خلافکارانه و بزهکاری منجر می شود (احمدی ،1374 )
شکل گیری احساس هویت
شکل گیری احساس هویت، اعتماد مضاعف است به اینکه نحوه نگرش فرد به خود ، استمرار و پیوندی با گذشته او داشته و با ادراک دیگران از وی یکسان است . افرادی که دچار اغتشاش نقش هستند نمی دانند که چه کسی هستند و مطمئن نیستند که آیا تصوری که از خود دارند با ادراکی که دیگران ازآنها دارند هماهنگی دارد یا نه ؟ آنها از وضعیت فعلی و عواقب آینده آن نگران و مضطربند در خلال سال های آخر نوجوانی ، این کشمکش فرد با حس هویت می تواند به پیوستن و انواع گروهها منجر شود یا به اضطراب قابل توجهی درباره انتخاب حرفه بینجامد.( مارسیا،1966)
جدی ترین بحرانی که یک شخص باآن مواجه می شود، در خلال شکل گیری هویت رخ می دهد، این بحران بدان جهت جدی است که عدم موفقیت در رویارویی باآن ، پیامدهای بسیاری دارد. شخصی که فاقد یک هویت متشکل است در خلال زندگی بزرگسالی اش با مشکلات متعددی مواجه خواهد شد. اریکسون خاطرنشان می سازد که برای هر فردی امکان دارد بحران هویت روی دهد و منحصر به دوره نوجوانی یا جوانی نیست . از نگاهی دیگر بحران هویت اینگونه تعریف شده است .”عدم موفقیت یک نوجوان در شکل دادن به هویت فردی خود، اعم ازاین که به علت تجارب نا مطلوب کودکی و یا شرایط نامساعد فعلی باشد، بحرانی ایجاد می کند که بحران هویت یا گم گشتگی نام دارد .
تأثیر بحران هویت بر نوجوانان
افراد دردوره نوجوانی اغلب سئوالاتی درباره هویت در ذهن خود مطرح می کنند و بعد در جست وجوی یافتن پاسخ های مناسب و منطقی هستند. یکی از علت های ایجاد سئوالاتی درباره هویت خود این است که نوجوان نمی داند کیست وچیست؟ نمی داند آیادرس بخواند یا نه ؟ چطور و کجا درس بخواند؟ ودریک کلمه هویت تحصیلی مشخص برای خود ندارد.
انگیزه چنین سئوالاتی دراین سن ناشی از تغییراتی است که درشناخت او به وجود می آید که کاری ضروری در راه کسب استقلال و شناخت هویت فردی خویش است و نوید دهنده بلوغ و شروع دوره ی نوجوانی است . نوجوان برای اینکه احساس هویت داشته باشد باید تداوم رادر طول زمان در خود مشاهده نماید. وی باید این یکپارچگی رادر خود احساس کند؛ یعنی با توجه به قراین موجود ، آنچه درآینده خواهد شد تداوم یافته همان چیزی است که در سال های طفولیت در وی شکل گرفته است (اریکسون) . نظر روان شناسان درباره تعریف بحران هویت چنین است که هرگاه فرد در یافتن هویت خویش دچار تردید و عدم قاطعیت شود دچار سردرگمی ، بی هدفی و یک نوع یأس و افسردگی می شود و در عین حال به یک تصور منفی از خود دچار می گردد که به بحران هویت معروف است . هویت عبارت از افتراق118 و تمییزی119 است که فرد بین خود و دیگران می گذارد . هویت یک سازه و ساختار روانی و اجتماعی است . نوجوان برای ساخت هویت خود با دو مسأله روبه رو است . مسأله اول سازگاری با تغییرات بدنی ، درونی و شناخت است و مسأله دوم نحوه برخورد با مجموعه ای از نظام های بیرونی و ارزشی است ( راهنما و عبدالملکی ، 1387 ) . در بحران هویت، نوجوان شدیداً دچار اضطراب وناراحتی ذهنی می شود و نمی تواند جنبه های مختلف شخصیت خود را هماهنگ سازد . از نظر روان شناسی دوره نوجوانی و جوانی دورانی است که درآن بحران هویت بر سازمان های روانی فرد غالب می شود . بنابراین ، نوجوان وجوانی که تشنه هویت خویش است به جست وجوی ارزش های گوناگون و گاه متضاد می رود و آنها را ارزشیابی می کند ودر پایان این دوره بحران، احساسی از هویت برای وی ایجاد می شود. هویت هر فرد ؛ فرایندی از هویت واقعی ، هویت آرمانی و هویت مورد انتظار است . هویت واقعی تصویری از خود است که نوجوان از خویشتن واقعی خود دارد . این تصویر از خود نیز تصوری است که عمدتاً به وسیله والدین و مربیان جهت دهی می شود . پیاژه اظهار می دارد : هنگامی که سازمان های روانی فرد تغییر می کند نوجوان به دلیل دست یابی به فکر انتزاعی از زوایای مختلف به موضوع می نگرد . هنگام بحران هویت، نوجوان غالباً در موارد زیر دچار شک وتردید می شود: اهداف بلند مدت ، انتخاب شغل برای آینده ، الگوهای رفاقت و انتخاب میل برای رقابت هدفمند ، رفتار و تمایلات جنسی ، تشخیص مذهبی ، نظام ارزش های اخلاقی تغییر گروهی و تعریف مجموعه ای از عناوین یاد شده ” دراین سن، نوجوان از خود بریده و در دنیای درونی خود غوطه ور می شود . دراین دوره از زندگی ؛ نوجوان حساسیت زیادی دارد. این بریدگی ودر خود فرورفتگی مشکلاتی چون بحران هویت دارد و علاوه براینکه انسان ها را به ابهام و سردرگمی می کشاند؛ مشکلاتی را هم ایجاد می کند . این مشکلات عبارتند از -بروز اختلاف زمان و بی دقتی درامور ، دراین صورت نوجوان احساس می کند که گذشت زمان اهمیتی ندارد و برای هر کاری بیش از حد کافی وقت دارد . برخی نیز احساس می کنند که همه امور به سرعت می گذرد و برای خود وقت کافی ندارند
-احساس شدید نسبت به خود ، فکر نوجوان دراین حالت همیشه مشغول خصوصیات بدنی، شغلی یا نقشی است که برعهده دارد و نمی تواند افکارش رادرتأکیدهای درونی خود آزاد سازد.
-تشکیل هویت منفی که نوجوان ارزش های خانوادگی، اجتماعی ،و تحصیلی را به تمسخر گرفته واز کنارآن رد می شود و به گونه ای عصبی و پرخاشگرانه به آن بی اعتنایی می کند و نوعی رفتار نامأنوس از خود بروز می دهد.
-نوجوان ادراک اجتماعی را به رکود و بن بست می کشاند . ناملایمات اقتصادی مسأله می شود که درهر صورت با بروز رفتارهای هیجانی ، انگیزه های پیشرفت مفید، تحت الشعاع قرار می گیرد (همان).
هویت وجنسیت120
نه تنها بلوغ جنسی یک نشانه برجسته انتقال از کودکی به بزرگسالی است بلکه نقش جنسی ، یک تاثیر نفوذ کننده ای بر همه جنبه های زندگی بزرگسالی دارد . با کار برد روشهای قدیمی ، دریافت شد که زنها کمتر از مردها احتمال دارد که با نزدیک شدن به بلوغ ونوجوانی به یک حس محکم و منسجمی از هویت دست یابند . در این مورد آرچر121 (1983) از تحقیقات خود نتیجه گرفت که در رشد کیفیت و پیشرفت حالات هویت زنان ومردان تفاوتی را نشان نمی دهد . آرچر (1985) د رتحقیق دیگری در یافت که زنها نسبت به مردان دیرتر به اهداف حرفه ای روشن ومنسجمی دست می یا بند . و این در حالی است که زنان بیش از مردان همسن خود احتمال دارد که با توجه به موارد و جریانات مربوط به تعدل نقش جنسی و خانوادگی به یک حس جری و یکپارچه از هویت متعهد و موفق نایل آیند .
آرچر (1989) د رتحقیقات بعدی خود به این نتایج دست یافت که زنان و مردان به جز د رحالات هویت زود شکل گرفته مردان جریان شکل گیری هویت مشابهی دارند در واقع مردانی که به عنوان زود شکل

No category

تحقیق رایگان درباره دانشگاه ها، مشارکت مردم، استاندارد

گرفته مشخص شده بودند ، بیشتر از زنان این دسته بودند ، در ارزیابی ایدئولوژی سیاسی ، مردان ، بیشتر در حالات زود شکل گرفته و زنان بیشتر در حالت آشفته بودند . هویت به تعویق افتاده و پیشرفت در نقش های خانوادگی و حوزه مربوط به روابط فامیلی ، برای زنان شیوع بیشتری داشته است . در نهایت آرچر هیچ تفاوتی از لحاظ زمانی در رشد ، جریان هویت بین دو جنس حداقل در دو مورد از سه مورد تحقیق وجود نداشته است ( گودینو122 و دیگران ،1993 ،)
شکل گیری هویت وجنسیت
در زمینه شکل گیری هویت معلوم شده . که شکل گیری هویت حرفه ای برای زنها ، پیچیده تر از مردان است . در زمینه شکل گیری هویت معلوم شده است که مرد و زن هردو به یک اندازه و به یک روش بر بحران هویت غالب و چیره نمی شود آنچه از مطالعات بر می آید این است که جریان وابسته به هویت حرفه ای ممکن است برای مردان،بارزتر و همرا با استرس بیشتری باشد دوآن123 و آدسون،124( 1966 ) همسان با نظریه مارسیا (1966) میتوان گفت که جریان شکل گیری هویت به نظر نمیرسد در زنان و مردان کاملا مشابه باشد مثلا جریان اجتماعی شدن در طی شکل گیری هویت بزرگسالی برای دو جنس مشابه نیست و ممکن است در کل شکل گیری هویت نیز چنین باشد . از سویی به نظر میرسد که حالات هویت زود شکل گرفته برای زنان کمتر از مردان تاثیر منفی داشته باشد. در مورد انتخاب حرفه نیز هنوز جامعه از زنان انتظار دارد تا شغل هایی را که به طور سنتی برای آنان مناسب تشخیص داده شد انتخاب کنند.(اینگر سول،1982به نقل ازدانشور)
اریکسون 1968 که بیش از همه به تفاوت شکل گیری هویت در دو جنس عقیده دارد ، معتقد است ، برای زنان مسئله هویت در ضمن نوجوانی حل نمیشود ، وی معتقد است یک بخش از زنان باید برای تطبیق و سازگار یافتن با شوهرداری و بچه داری باز می مانند . شکل گیری هویت برای زنان طی دو مرحله است :1- در ضمن مرحله هویت 2- در ضمن مرحله صمیمیت .
به هر حال یک زن قبل از مشخص شدن وضعیت ازدواج و بچه داری اش احساس عدم کنترل ، بر نقشهای مهم بزگسالی خود را درک می کند و این ادراک سبب می شود که یک حالت تعویق افتادن را در شکل گیری هویت شخصی ایجاد کند . بنابر این یک دوره وقفه جزئی در شکل گیری هویت زنان ، قبل ازازدواج ، تولد بچه ،رفتن بچه به مدرسه وجود دارد (اریکسون ، 1968)
به هر حال با وجود اختلافات ، واترمن( 1982) نتیجه گرفت مقایسه الگو های شگل گیری هویت بین زنها و مرد ها بیشتر حاکی از شباهت این دو است تا تفاوت آنها . برا ی مردها حساب هویت و پیشرفت به تعویق افتاد .
برای زنها حالت هویت پیشرفت و زود شکل گرفته ممکن است بیشتر سازگار باشد این نتیجه تحقیق آدامز و همکارش 1989 است. همچنین تفاوتهایی از رفتارهای مربوط به حالات مختلف هویت زنان و مردان ، وجود دارد. زنان با حالات هویت پیشرفت به نظر مستقل ، انعطاف پذیر و توانا برای تحمل ناکامی به نظر میرسند . اعتماد به نفسشان به دلیل برسیها و اکتشافات و قدرت برقراری ارتباطا تشان زیاد است .مردان در حالات هویت پیشرفت با اعتماد به نفس و استدلال اخلاقی و رشد ((من)) بیشتری مشخص می شوند .که به طور کلی با صفات پیچیده شخصیتی آنها ارتباط دارد . زنان هویت تعویق افتاده احساس گناه و کشمکش بیشتری را در رابطه با والدین و انتظارات آنها تجربه می کنند و زنان با هویت زود شکل یافته بر رفتارهای مربوط بر آرامش و امنیت خانوادگی و ارزشهای مورد نظر والدین دلبستگی دارند( آدامزوهمکاران ، 1989).
دانشگاه و شکل گیری هویت دانشجویی
تعریف اصطلاحات125 :
دانشگاه محل دانش و موسسه علمی بزرگی که شامل حداقل چند دانشکده است که در هر یک رشته ای از علوم تدریس می شود ( خرمشاد ،1387 ) .
هویت دانشگاه126 :
هویت دانشگاه به فعلیت رساندن هویت دانشجو است البته باید توجه داشت که سخن از اهداف دانشگاه نیست زیرا هدف از تاسیس دانشگاه در یک کشور فراتر از فعلیت بخشیدن به هویت دانشجو است .
هویت دانشگاهی باید فضایی را ایجاد نماید که در آن فضا عناصری که هویت دانشجو را شکل می دهد به دانشجو ببخشد و یا در دانشجو آن عناصر را ایجاد نماید . ( سلمانپور، 1384 ) .
دانشجو127 :
از ارکان مهم دانشگاه دانشجو است شناخت جایگاه و ویژگی های یک دانشجوی مسلمان از اهمیت خاص برخوردار است و وقتی جایگاه و ویژگی های یک دانشجو به صورت واضح شفاف و روشن تبیین شود هر فردی که در چنین جایگاهی قرار گیرد هر فردی که در چنین جایگاهی قرار گیرد سعی خواهد نمود که آن جایگاه و ویژگی ها را رعایت کند . دانشجو یعنی طالب علم بودن ( فاتحی،1378 ) .
هویت علمی دانشجو :
اولین هویت دانشجو علمی و علمیت اوست . افزودن بر مسئله هویت اگر سخن از وظیفه دانشجو به میا ن آید اولین چیز علم او می باشد در شکل گیری هویت علمی دانشجو عوامل متعددی دخالت دارد . فضای حاکم بر جامعه نوع نگاه در جامعه به دانشگاه ارتباط و تعامل مدیریت صنعت ، فلاحت . . .
1 ـ روحیه پرسشگری
2 ـ توجه عمیق
3 ـ تفکر عمیق
4 ـ آگاهی و علم وسیع دقیق و به روز
5 ـ مطالعه جدی از عواملی هستند که در شکل گیری هویت علمی دانشجو حائز اهمیت است .
شکل گیری هویت دانشگاهی :
در نظریه های روانی ـ اجتماعی اریکسون ( 1968 ) بر تعامل و کنش متقابل بین فرد و محیط اجتماعی بسیار تاکید شده است برزنسکی و آدافر( 1990 ) برای گروهی از نوجوانان دانشگاه به عنوان یک بافت آموزش کنش هایی را در نوجوان ایجاد نموده و پلی است میان نوجوانی و ورود به دنیای بزرگسالی .هیون128 ( 1994 ) معنقد است که پیشرفت عمده در شکل گیری هویت معمولا در طول سالهای تحصیل در دانشگاه رخ می دهد و این به دلیل تنوع محرکات فکری و اجتماعی است که فرد در طول این سالها با آن مراجعه می شود در یک مرور 100 تحقیق انجام شده در زمینه تجربه دانشگاهی که توسط پاسکارلا و تزنزین صورت گرفته این نتیجه به دست آمد که دانشجویان به طور موفقیت آمیزی رشد یافتند پاسکارلا129 و ترنزین130 معتقدند که دانشگاه باید چالش هایی را برای دانشجویان ایجاد نماید که برای حل آنها فرد به تفکر منطقی و انتقادی نیاز داشته باشد و در این مسیر عقاید و شیوه های فعالیت مختلف آزمون شود و تا از طریق رشد و تحول شخص تسهیل گردد ( آدامنر ، ریان131 و کینیگ132 2000).
آدامز (2000 ) معتقد است است که محیط آموزشی عقلانی که در آن آگاهی های تحلیلی و انتقادی از جریانات اجتماعی ایجاد می شود تحول هویت را تسهیل می نماید (آدامنر ریان و کیتینگ ،2000 ) معتقدند در چارچوب ساخت هویت با یک فرایند خود تاملی همراه است . خود تاملی عبارتست از : مقایسه دیدگاه های دیگران با نقطه نظر خود و ایجاد استنباط هایی در مورد احساسات ، رفتار و یا نگرش های خود که نتیجه آن ساخت یک احساس از خود یا هویت می باشد برزنسکی (1988 ) خود تاملی زیر بنای تفکر مجا دله ای ( دیالکتیک ) است و به محض این که برای فرد فرصتی جهت تجربه تنش مجا دله ای در انتخابهای متضاد ایجاد شود برانگیخته خواهد شد .
شکل گیری هویت ورشته های تحصیلی
افراد آگاه از دیدگاه های متضاد فرآیند تفکر به صورت مجا دله ای را تجربه می نماید که این سبب بروز خود آگاهی و خود هوشیاری در فرد می شود . به این ترتیب فرد با چنین تفکری احتمالا در جهت هماهنگی و تلفیق آرای متضاد اطلاعات مهم خود عمل کرده و انتخابهای جدید و تعهد به یک هویت را در خود ایجاد می نماید . به این ترتیب قابل پیش بینی است که نظام های ارتباطی که با جریانات اطلاعاتی تحلیلی و تفکر انتقادی مشخص می شوند با خود تاملی بالاتر به صورت تفکری مشابه با تفکر مجادله ای همراه خواهند شد . به این ترتیب می توان حدس زد در دانشجویان رشته های فنی که کمتر با چنین تفکری در طول سال های تحصیل خود مواجه هستند رشد و تحول هویت با سرعت کندتری نسبت به آنچه در دانشجویان رشته علوم انسانی انتظار می رود صورت می گیرد .
لووینگر133 ، کومن134 و بونویل 135 ( 1985 ) به نقل ازمردیها ( 1382 ) یک پژ|وهش طولی را طراحی نمودند که طی آن رشد من دانشجویان در طول چهار سال تحصیل در دانشگاه مورد بررسی قرار گرفت . آنها دو گروه از دانشجویان فنی را با هم مقایسه نمودند گروه اول دانشجویانی بودند که دانشکده آنان در یک محیط کاملا فنی قرار داشت گروه دوم دانشجویان فنی از مجتمعی بودند که در آن جز دانشکده فنی دانشکده های دیگری در سایر حوزه ها نظیر علوم انسانی هنر ، پزشکی در آن قرار داشتند در این تحقیق به گروه اول یک برنامه آموزشی ارائه شد که هدف آن آگاه نمودن دانشجویان از این مطالب بود که فقط تسلط بر مهارت های تکنیکی کافی نیست لازم است آنها در فهم و آگاهی از خویشتن نیز رشد کنند ظرفیت آگاهی های زیبایی شناختی خود را بالا ببرند .
و از همه مهم تر اینکه مداوما برای دریافت اطلاعات جدید باز باشند هر چند به طور معمول انتظار می رفت که دانشجویان گروه دوم در رشد من در طور چهار سال تحصیل پیشرفت بیشتری را نشان دهند . ولی لووینگر و همکارانش ملاحظه کردند که که دانشجویان گروه اول ( کاملا فنی ) به پیشرفت وسیع تری در رشد من دست یافتند که این نشان دهنده موفقیت برنامه اجرا شده توسط آنان بر روی گروه اول بود تحقیق دیگری آدامنر ریان ، کیتینگ (2000 ) برای بررسی تاثیر محیط دانشگاه بر روی شکل گیری هویت و قدرت من انجام گرفت در این تحقیق 294 نفر از دانشجویان طی دو سال مورد بررسی قرار گرفتند . اطلاعاتی که در این تحقیق جمع آوری شد عبارت بودند از :
میزان حمایتگری و عقلانیت موجود در گروههای آموزشی ، فراوانی آموزش تحلیلی و انتقادی در کلاس ، تفکر مجادله ای ، سر درگمی هویت ، هویت یابی موفق و قدرت وفاداری من .
نتایج نشان داد که حمایتگری و عقلانیت موجود در گروه آموزشی پیش بینی کننده قدرت من می باشد همچنین استفاده از تفکر مجا دله ای ( دیالکتیک ) و راهبردهای مدیریت اطلاعات ( خود تاملی ) به عنوان میانجی اثر حمایت گری و عقلانیت فضای دانشگاه بر روی کنش های روانشناختی عمل کردند با توجه به مطا لعاتی که در داخل و خارج انجام شده موید این مطلب است که دانشگاه و ساختار علمی ، فرهنگی و اجتماعی آن می تواند تسریع کننده رشد هویتی دانشجویان باشد ( رحمانی ،1385 ).
نقش دانشگاه در تربیت هویت جوانان :
اساسی ترین عامل برقرار نمودن نظام آموزش عالی ( دانشگاه ) تربیت و آماده ساختن نیروی انسانی کار آمد و شایسته دارای مهارت به منظور پاسخگویی به نیازهای واقعی جامعه در زمینه های مختلف می باشد . همچنین تولید و ارائه دانش بومی برای حل مسائل جاری و حیاتی جوامعی که دانشگاه ها در آن قرار دارند از عمده ترین نقش های آموزش عالی به حساب می آید .
چنین نظام آموزشی عا لی دانشجویان را به عنوان نوآوران ، متفکران ، حرفه شناسان و حتی مخترعان ، تربیت و به جامعه عرضه می نماید . این فلسفه ، تمام دانشگاهیان را بر آن می دارد که به سهم خود و به اندازه توان و شایستگی خود مشارکت با دانشگاه را جهت دستیابی به استانداردها و روز آمد شدن آن افزایش دهند . به منظور رسیدن دانشگاه به درجه عالی پاسخ گویی و رفع نیاز از جامعه خود لازم است دور نمایی جامع که نشانگر تلاش هر عضو هیات علمی و هر دانشجو و به همراه آنان مساعی کارکنان و مشارکت مردم و سایر نهادها و دستگاه ها جهت رونق روز افزون دانشگاه ها می باشد تهیه و به عمل در آید .(خادمی،1381 )
سیما ومحتوای دانشگاه
سیما و محتوا ی دانشگاه دو مولفه بنیا دی هستند که در تعیین جایگاه و نقش اجتماعی آن به طور مستقیم دخالت دارند دانشگاه جایگاه والاترین تعاملات منتهی به اجتماعی شدن انسان ها است به ویژه در زمانی که مولفه های فرهنگ ساز صورت سابق خود را از دست داده و تخصص

No category

تحقیق رایگان درباره اصالت وجود

خواهد رفت و فرد دچار از خود بیگانگی می شود زبان نه تنها وسیله انتقال از فردی به فرد دیگر و از نسلی به نسل دیگر است بلکه تاثیر اساسی در طرز اندیشیدن فرد و ساختار ذهنی او دارد .
3 ـ بعد اجتماعی : تفاوت در هویت افراد و گروه ها تاثیر بسزایی در تعاملات اجتماعی آنان دارد به گونه ای که در صورت خلاف پارامتر هویت امکان شناسایی وجود نخواهد داشت . و اجتماع و ساختارهای جامعه از هم فرو خواهد پاشید نظام ارزشی ، هنجارها ، اصول اخلاقی و قوانین عرفی ما که با پیروی از آنان قوام اجتماعی میسر و زندگی فرد در جامعه مقدور می گردد نشات گرفته از لایه های مختلف هویتی از هویت فردی و خانوادگی و طبقاتی گرفته ، هویت شعری و ملی و قومی و منطقه ای و جهانی می باشد
4 ـ بعد فلسفی هویت : همواره ذهن انسان سوالاتی از قبیل : من که هستم از کجا آمده ام به کجا خواهم رفت هدف از آفرینش من چیشت ؟ و مطرح است پاسخ دهی به کیستی و چیستی انسان و جایگاه او در جهان هستی و یافتن دلیل زیستی او به عنوان یک انسان بدون درک هویت و هستی معنوی و فرهنگی فرد و درک موقعیت او در جامعه و نسبت او با پیرامونش کاری تقریبا غیر ممکن است .
این مسئله چنان مهم است که در مکتب اگزیستا نسیالیسم ( اصالت وجود )
ابتدا موقعیت فرد هویت او در جامعه شناخته شده و سپس بر اساس هویت وجودی آن فرد و کیستی درک شرایط اهداف مطلوب برای او توسط خود او تعریف می گردد .
5 ـ بعد سیاسی : با نگاه به اتحادیه های ایجاد شده در جهان از جمله اتحادیه کشورهای عرب زبان،اتحادیه اروپا ، اتحادیه کشورهای آمریکای لاتین و . . . مشاهده می کنیم که وجود هویت واحد عربی اروپایی یالاتین تاثیر بسزایی در ایجاد این اتحادیه های سیاسی داشته و یکی از مهم ترین پارامترها در روابط و تعاملات سیاسی ملل و کشورهای جهان می باشد .
وقوع جنگ های ملی قومی در جهان حرکت های استقلال طلبانه وجود تبعیض نژادی ایجاد جنبش های فاشیستی و . . . همه موید تاثیر اساسی پارامتر هویت در معاملات سیاسی جهان می باشد و گذرزمان و ورود به هزاره سوم نه تنها از اهمیت این مسئله نکاسته بلکه مشاهده مسائل و تنش های ملی قومی از کانادا ، و آمریکای شمالی و اروپای توسعه یافته گرفته تا آفریقای عقب مانده و آسیا همگی نشانگر این مسئله است که بی توجهی به هویت و نادیده گرفتن یا تکذیب و تخریب مرزهای هویتی می تواند آثار زیان باری در پی داشته باشد .
جنبش های آزادی خواهانه و هویت طلبانه ملل تحت ستم در خاورمیانه همه موید اهمیت بعد سیاسی مقوله هویت می باشد .
6 ـ بعد فرهنگی : طبیعتا جوامع مختلف اعم از ملی یا قومی تا حدود زیادی تحت تاثیر همین مقوله فرهنگی و وجود مرزهای فرهنگی شان از هم متمایز گشته اند .
هویت طی زمان به شکل مداوم تحت تاثیر اتفاقات مختلف شکل می گیرد و آرام نیز تغییر می یابد و هرگز ثابت و راکد نمی باشند در حالت فرمان این تحولات آرام و قابل کنترلند و مشکل ایجاد نمی شود (مقدم فر ، 1388 ) .
نظریه رشد روانی ، اجتماعی اریسکون
یکی از معروف ترین نظریه های شخصیت در روانشناسی است اریکسون نیز همانند فروید اعتقاد داشت که شخصیت هر فرد طی مراحلی رشد می یابد یکی از عناصر اصلی در نظریه مراحل روانی ـ اجتماعی اریکسون رشد هویت خود egoidentity است .
هویت خود حس آگاهانه خود است که ما از طریق اجتماع رشد می دهیم . به گفته اریکسون هویت خود ما با هر تجربه جدیدی که در تعاملات روزانه خود با دیگران به دست می آوریم دائما تغییر می کند اریکسون همچنین عقیده داشت که علاوه بر هویت خود یک حس صلاحیت نیز انگیزه رفتار و اعمال ما را تشکیل می دهد هر مرحله در نظریه اریکسون به صلاحیت یافتن و شایسته شدن در یک محدوده 10 مرحله ای زندگی مربوط است . اگر یک مرحله به خوبی پشت سر گذاشته شود شخص احساس تسلط خواهد کرد و اگر یک مرحله به طور ضعیفی مدیریت شود حس بی کفایتی در شخص پدید خواهد آمد . اریکسون عقیده داشت که افراد در هر مرحله با یک تضاد رو به رو می شود که نقطه عطفی در پروسه رشد خواهد بود . به عقیده اریکسون این تضادها بر به وجود آوردن یک کیفیت روانی یا ناکامی در به وجود آوردن آن کیفیت متمرکزند . در خلال این دوره هم زمینه برای رشد شخصی بسیار فراهم است و هم از سوی دیگر برای شکست و ناکامی .
مرحله 1 رشد روانی ـ اجتماعی اعتقاد در برابر بی اعتمادی :
ـ نخستین مرحله نظریه رشد روانی اجتماعی اریکسون بین تولد تا یک سالگی پدید می آید و بنیادی ترین مرحله در زندگی است .
ـ به دلیل آن که نوزاد به طور وابسته است رشد اعتماد در او به کیفیت و قابلیت اطمینان کسی که از او پرستاری می کند بستگی دارد .
ـ اگر اعتماد به نحو موفقیت آمیزی در کودک رشد یابد او در دنیا احساس امنیت خواهد کرد اگر پرستار ناسازگار پس زننده یا از نظر عاطفی غیر قابل دسترسی باشد به رشد حس بی اعتمادی در کودک کمک می کند عدم توفیق در رشد اعتماد به ترس و باور این که دنیا ناسازگار و غیر قابل پیش بینی است منجر می گردد .
مرحله 2 رشد روانی ـ اجتماعی : خودگردانی و اتکا به نفس در برابر شرم و شک
ـ دومین مرحله نظریه رشد روانی ـ اجتماعی اریکسون در دوران اولیه کودکی صورت می گیرد بر شکل گیری و رشد حس عمیق تری از کنترل شخصی در کودکان تمرکز دارد .
ـ اریکسون همانند فروید عقیده داشت که آموزش آداب دستشویی رفتن بخش حیاتی و ضروری این فرایند است اما استدلال اریکسون کاملا با فروید متفاوت بود اریکسون عقیده داشت که یادگیری کنترل کارکرد بدن به پیدایش حس کنترل و استقلال می انجامد .
ـ رویدادهای مهم دیگر در این مرحله شامل به دست آوردن کنترل بیشتر بر انتخاب غذا ، اسباب بازی و لباس است .
ـ کودکانی که این مرحله را با موفقیت پشت سر بگذارند احساس امنیت و اطمینان می کنند در غیر این صورت حس بی کفایتی و شک به خود در آنها باقی می ماند .
مرحله 3 رشد روانی ـ اجتماعی : ابتکار در برابر گناه
ـ در خلال سال های قبل از مدرسه ، کودکان شروع به قدرت نمایی و اعمال کنترل بر دنیای خود از طریق برخی بازی ها و سایر تعاملات اجتماعی می کنند .
ـ کودکانی که این مرحله را با موفقیت بگذارنند حس توانایی شخصی و قابلیت رهبری دیگران را پیدا می کنند و آن هایی که در به دست آوردن این مهارتها ناکام می مانند حس گناه شک به خود و کمبود ابتکار در آنها باقی می ماند .
مرحله 4 رشد روانی ـ اجتماعی : کوشایی در برابر حقارت :
ـ این مرحله سال های اول مدرسه ، تقریبا از 5 سالگی تا 11 سالگی را در بر می گیرد .
ـ کودکان از طریق تعاملات اجتماعی شروع به رشد حس غرور نسبت به دستاوردها و توانایی خود می کنند .
ـ کودکانی که توسط والدین یا معلمان تشویق و هدایت می شوند حس کفایت صلاحیت و اعتقاد به توانایی های خود در آنها به وجود می آید
ـ آنهایی که از سوی والدین ، معلمان یا هم سن و سال های خود به قدر کافی مورد تشویق قرار نمی گیرد به توانایی خود برای موفقیت شک خواهند کرد .
مرحله 5 رشد روانی ـ اجتماعی : هویت در برابر گم گشتگی :
ـ در دوران نوجوانی ، کودکان به کشف استقلال خود می پردازند و به عبارت دیگر خود را حس می کنند .
ـ آن هایی که از طریق کاوش های شخصی تشویق و پشتیبانی مناسبی دریافت کنند این مرحله را با حس استقلال و کنترل و نیز حسی قوی نسبت به خود پشت سر می گذارند و کسانی که نسبت به باورها و تمایلات خود نامطمئن بمانند درباره خود و آینده نیز نامطمئن و گم گشته خواهند بود .
مرحله 6 رشد روانی ـ اجتماعی : تعلق در برابر انزوا :
ـ در این مرحله دوران اولیه بزرگسالی یعنی زمانی که افراد به کشف روابط شخصی می پردازند را در بر می گیرد .
ـ اریکسون عقیده داشت که برقرار کردن روابط نزدیک و متعهدانه با دیگران ضرورت دارد کسانی که در این مرحله موفق باشند روابط مطمئن و متعهدانه ای را به وجود خواهند آورد .
ـ به یاد داشته باشید که هر مرحله بر پایه مهارت های یادگرفته شده در مراحل قبل بنا می شود اریکسون عقیده داشت که حس قوی هویت شخصی برای ایجاد روابط صمیمانه و همراه با تعلق خاطر اهمیت دارد مطالعات نشان داده اند که کسانی که حس ضعیفی نسبت به خود دارند در روابطشان نیز تمایل به تعهدپذیری کمتری دارند و بیشتر در معرض انزوای عاطفی تنهایی و افسردگی قرار دارند .
مرحله 7 رشد روانی ـ اجتماعی : فعالیت در برابر رکود :
ـ در دوران بزرگسالی ما به ساختن زندگی خود ادامه می دهیم و تمرکزمان بر روی شغل و خانواده قرار دارد .
ـ کسانی که در این مرحله موفق باشند حس خواهند کرد که از طریق فعال بودن در خانه و اجتماع خود در کار جهان مشارکت دارند آنهایی که در به دست آوردن این مهارت ناموفق باشند حس غیرفعال بودن رکود و درگیر نبودن در کار دنیا را پیدا خواهند کرد .
مرحله 8 رشد روانی ـ اجتماعی : یکپارچگی در برابر ناامیدی
ـ این مرحله مربوط به دوران کهنسالی است و بر بازتاب فعالیت های گذشته تمرکز دارد .
ـ آنهایی که در این مرحله ناموفق هستند حس خواهند کرد که زندگیشان تلف شده است و بر گذشته افسوس خواهند خورد .
در این حالت است که فرد با حس ناامیدی و ناخشنودی روبه رو خواهد شد .
ـ کسانی که از دستاوردهای گذشته خود در زندگی احساس غرور داشته باشند حس یکپارچگی درستی و تشخص خواهند کرد .
با موفقیت پشت سرگذاشتن این مرحله یعنی نگاه به گذشته با اندکی تاسف و احساس رضایت کلی . این افراد کسانی هستند که خردمندی به دست می آورند حتی در مواجهه با مرگ ( اریکسون،1968) .
دیدگاه لووینگر :
لووینگر103 (1985 ) در نظریه خود از اصطلاح تحول من استفاده کرده است این واژه در نظریه او بر عوامل درگیر در تحول شخصیت نظیر انگیزش قضاوت اخلاقی پیچیدگی شناختی و شیوه های درک خود و دیگری دلالت دارد اصطلاح من در روان تحلیل گری به گونه های مختلفی مورد استفاده قرار گرفته است ولی لووینگر آن را در معنای متفاوتی به کار می گیرد زیرا او بر خلاف نظر اشپیتز تحول من را فقط محدود به دوره اولیه زندگی نمی داند و برمن104 (2004 ) در این نظر که تحول من در یک فضای خالی از تعارض صورت می گیرد مخالف است به همین دلیل نظریه او در مورد من و تحول آن بیشتر با نظریه اریکسون قابل مقایسه می باشد ( کراگر105 1997 ، لووینگر106 ،1985 به نقل از کراگر 1997 ).
پس از انجام مطالعات خود به شیوه تکمیل جملات ناتمام مدلی از تحول من دست یافت که در آن من طی مراحلی ثبت و متوالی تحول می یابد . هر مرحله با شیوه های کنترل سبکهای بین فردی و هوشیاری ذهنی مشخص می شود لووینگر ابتدا 4 مرحله را برای تحول من شناسایی نمود ولی بعدها مراحل دیگر و همچنین سطوح بین مرحله ای را به آنها اضافه نمود . او در نهایت 6 مرحله را در تحول من ذکر کرده که به ترتیب در زیر آمده است 0 ـ I مرحله پیش اجتماعی
1 ـ I مرحله همزیستی :
2ـ I مرحله تکانشی / میان مرحله خود محافظتی ( دلتا )
3ـ I مرحله همنوایی 4 / 3 ـ I سطح خود آگاهی دوره انتقال از مرحله همنوایی به مرحله هوشیاری
4ـ I مرحله هوشیاری / 4 / 5 I سطح تفرد ، انتقال از هوشیاری به مرحله استقلال
5ـ I مرحله استقلال
6 ـ I مرحله یکپارچگی
ششمین مرحله در نظریه لووینگر به عنوان فراتر رفتن از مرز تعارضات مراحل پیش تعریف شده است علاوه بر این پیچیدگی شناختی بیشتر ارتباطات بین فردی رشد یافته تر و توجه به استقلال که همگی در مراحل قبل به تدریج ایجاد شده اند هم اکنون در یک ترکیب تازه از هویت و فردیت فرار می گیرند که این مفهوم به دیدگاه اریکسون در مورد وفاداری یا تعهد پس از جست و جوی هویت نزدیک می شود(شرفی،1380)
-روند هویت یابی در نوجوانی و جوانی107
نظریههای هویت یابی
نظریههای

No category

تحقیق رایگان درباره عزت نفس، طلاق

روانشناسانی نظیر استانلی هال (1957)به نقل ازپور حسینی (1380)، نوجوانی را سیر بحران، آشفتگی و طوفان میدانند. هرچند نظریات گوناگی تغییر در نوجوانی را بیان میکنند، ولی نظریاتی نیز این مرحله را همچون سایر مراحل و با ویژگیهای عادی که تحت تأثیر محیط است، قابل تغییر و تبدیل میدانند. طوفان بودن نوجوانی بیشتر از تعاریف دیگر موردپسند واقع شده است، برخی از روانشناسان به تفسیر و تصویر این طوفان پرداخته و با توصیف نوع، چگونگی و علت این طوفان، نوجوانی را همچون داستانی از زندگی شهر توصیف و تشریح نمودهاند (بلوجونز108، 1354به نقل از پورحسینی،1380).
چنانچه در نظریه اریکسون (1959) نیز آمده است سیر هویت یابی بیشتر در مردان تشریح و توصیف شده است. بنابراین کوشش بسیاری از روانشناسان و محققان متوجه روشن ساختن روش هویت یابی در بین زنان و یا تفاوتهای این تکامل و تحول بین دو جنس زن و مرد بوده است. به طور مثال اکانل (1975) به تفاوت سبکهای تشکل هویت در گروههای مختلف زنان پرداخته است. ماساد (1981) نیز به بررسی تأثیر صفات زنانه و مردانه در شکل گیری هویت میپردازند.
به غیر از اختلاف بین دو جنس، مسائل دیگری نیز در هویت یابی نوجوان ملاحظه شده است. این مسئله که هویت دارای چه بخشهایی است و چگونه میتوان آن را مورد ارزیابی قرار داد به تحقیقات و به تکامل روشهای مختلف اندازهگیری هویت منجر شده است. واترمن و همکاران (1974) در مطالعهای تفاوت نوجوانان زن و مرد را در هویتهای مختلف که شامل شغل و ایدئولوژی است، مورد بررسی قرار میدهند.
تحقیقات دیگر مثل پژوهش فلوم (1994) به منظور کشف دیگر حالات هویت، صورت میگیرد. چنانکه وی در تحقیق خود سبک جدیدی از حالت هویت یابی نوجوانان را همراه با تشریح و توصیف کامل خصایص این حالت بیان میدارد.
ویو میوس (1996) چگونگی حرکت و پیشرفت نوجوانان را از هر مرحله بعد توصیف و تشریح میکنند و با مرور کلی به ادبیات این موضوع شرایطی که سبب میشود فرد از سطوح پاینتر هویت به سطح بالاتر آن حرکت کند یا از سطوح بالاتر به سطوح پاینتر هویت عقب نشینی کند را روشن میسازد.
بحران هویت که اریکسون (1959) حمل آنرا نشانه پیروزی و رسیدن به تعادل خود در دوره نوجوانی میداند، بحران خودیابی و تشکیل شخصیت است. شخصیت فرد جنبههای متفاوتی از خود را شامل میشود، هویت نیز ترکیبات متفاوتی دارد که جمعاً هویت شخصی را تشکیل میدهد. هویت جنسی عقاید و رفتارهای فرد نسبت به جنسیت خود، هویت اجتماعی، شمه ی ارتباطی فرد با دیگران، هویت شغلی، مقام و مقاومت کاری و حرفهای فرد در جامعه، هویت سیاسی عقاید، نگرشها و بازخوردهای فرد در مقابل جریانات سیاسی، گروهها و احزاب و شکل ارتباطی او با این جریان و هویت مذهبی، عقاید و افکار و رفتارهای فرددر خوربا مذهب را شامل میشود(اریکسون،1968).
هویت یابی جوانان
امروزه با پیچیدگیهای فزاینده جوامع انسانی و تنوعات بی شمار آن، نوجوانان برای دستیابی به هویت باید امکانات متعددی را در نظر بگیرند و شمه رویارویی با تغییرات عمده روانی، فیزیولوژیکی، جنسی و شناختی، تقاضاهای مختلف شغلی و اجتماعی بتوانند جنبههای گوناگون شخصیت خود را به شکل قابل قبول سازماندهی و هماهنگ کنند. حاصل این تراکم تعارض هرچه بیشتر تا رسیدن به هویت شخص است و با تحولات سریع و همه جانبه روز به روز بر این دشواری افزوده میگردد (حمیدی، 1388).
مشکلات هویت یابی از مسائل عمده نوجوانان است که با توجه به اهمیت موضوع در چند دهه اخیر روانشناسان به هویت و متغیرهای مربوط به آن توجه بیشتری نموده و تحقیقات بسیاری در این زمینه به انجام رسیده است. از جمله ارتباط بین پایگاههای هویت مارسیا با متغیرهای پیشرفت تحصیلی، عزت نفس، عملکرد شناختی، اضطراب، همنوایی پایگاه اقتصادی، اجتماعی، ساختار خانواده، استدلال اخلاقی و مکان کنترل (هیون، 1994؛ مارسیا، 1980؛ موس، 1988).
دوره انتقال به زندگی بزرگسالی و مواجه شدن با فرایند هویت یابی، فرد را با چالش مواجه شاخته و باعث میشود که نوجوان آشفتگیهای قابل توجهی را تجربه کند. هر ناهماهنگی میان ادراک خود در موقعیت و تعریف از خود در معیارهای هویت، علائمی برای مقایسهگر میباشند. این تضادها نشان دهنده وجود مشکل در تأیید خود بوده و برانگیختگی هیجانی را ایجاد مینماید. در نهایت میتوان گفت پریشانیهای هویتی به طور مثبت با جستجوگری هویت در ارتباط میباشد. در حالی که به طور منفی با تعهدات هویت در ارتباط هستند (عبدالملکی و راهنما، 1387).
( میل من 1977،به نقل از مارسیا، 1980) شکل گیری هویت را در پنج گروه سنی میان آزمودنیهای مذکر در سنین 12، 15، 18، 21 و 24 سالگی مورد مطالعه قرار داد و به این نتیجه رسید که آزمودنیها در آغاز نوجوانی دارای هویت دنبالهرو یا سردرگم هستند و بیشترین تغییرات هویتی بین 21 تا 24 سالگی دیده میشود. لاوین (1976) در تحقیق دیگری درباره نوجوانان دختر و پسر دبیرستانی 15 تا 18 سال روند افزایش هویت یابی را مورد بررسی قرار داده است. ولی علی رغم افزایش شکل گیری هویت این روند افزایش را معنی دار نمییابد. واترمن (1982) نیز معتقد است علی رغم تغییرات اندک در هویت نوجوانان درصد اندکی از نوجوانان تا پایان نوجوانی به هویت یابی نائل میشوند (هووارد، 1960؛ لاوین، 1976، پومرانتر، 1976 و آرچر به نقل از واترمن، 1992) و بالاخره دابسون در تحقیقات خود به این نتیجه رسند که بطور کلی در خانوادههایی که محیط خانوادگی گرم و پذیرنده بوده و علاوه بر حمایت کافی از نوجوان و کمک به او در حل مسائل و مشکلاتش به فردیت اعضای خانواده احترام گذاشته میشود و اجازه ابراز احساسات و تفکرات به صورت آزادانه به افراد داده میشود فرایند هویت یابی در سطح بالاتری درجه بندی میشود. در چنین خانوادههایی نوعی تمرکز بر تشخیص عقاید گوناگون موافقتها، مخالفتها و رسیدن به راهحل رضایت بخش دیده میشود (گراتوانت، کوپر، 1983؛ به نقل از برجعلی، 1378).
اریکسون معتقدند یکی از مسائل عمده ای که نوجوان با آن روبه رو می شود ، مسئله تکوین هویت شخصی است ، به این معنی که باید به پرسش هایی نظیر من کیستم؟ و مقصدم کجاست ؟ پیش کشید؛ اما براین باور بود که بحران هویت بخش جدایی ناپذیری از رشد روانی – اجتماعی سالم است . در همین راستا اغلب روانشناسان رشد نیز معتقد هستند که نوجوانی باید دوره تجربه نقش ها باشد. بدین معنی که افراد جوان در طی آن بتوانند به کندو کاو در رفتارهای گوناگون ، علائق ،و جهان بینی ها بپردازند . بسیاری از باورها ، نقش ها و شیوه های رفتاری ممکن است در تلاش برای دست یابی به مفهوم یکپارچه ای از خویش آزمایش شوند، یا تغییر یابند یا کنار گذاشته شوند . نوجوان می کوشد با تلفیق این ارزش ها و ارزیابی ها به تصویر یکپارچه ای از خویش دست یابد . اگر ارزش های مورد تأکید والدین ، معلمان و همسالان ، همخوان باشند ، هویت یابی آسان تر می شود. دریک جامعه ابتدایی که درآن الگوهای همانند سازی ونقش های اجتماعی محدود است ، هویت یابی تا حدودی سهل تر صورت می گیرد؛ اما در جامعه های پیچیده ، هویت یابی برای بسیاری از نوجوانان ، کار دشوار است. در چنین جامعه ای ، برای اینکه نوجوان بداند چگونه رفتار کند و چه کاری رادر زندگی دنبال کند، باید مجموعه تقریباً نامحدودی ا ز امکانات رادر نظر بگیرد . درنتیجه ، در رشد هر نوجوان ممکن است در حوزه های گوناگون زندگی در مراحل متفاوت رشد باشد. معمولاً شرایط مطلوب ، بحران هویت دراوایل یا اواسط دهه سوم عمر حل می شود تا فرد بتواند به مسائل دیگر زندگی بپردازد . وقتی این فرایند با موفقیت انجام گیرد، می توان گفت فرد به هویت دست یافته است، به این معنی که فرد به مفهوم یکپارچه ای از هویت که اینها باید طی رشد فرد درسال های بعد ، قابل انعطاف باشند. تا وقتی بحران هویت حل نشده باشد، فرد مفهوم یکپارچه ای از فرد یا سلسله معیارهای ارزیابی ارزشمندی خویش در زمینه های عمده زندگی نخواهد داشت مارسیا،( 1980-1966)در پیوستار هویت یابی اریکسون ؛ چهار وضعیت هویتی را شرح داد 1-دست یابی به هویت109 افرادی که دراین وضعیت قراردارند، بحران هویت خویش را پشت سر گذاشته اند و شخصا به موانع فکری خاص دست یافته و به آنها پای بند هستند . آنان باورهای مذهبی و سیاسی خانواده خود رابررسی کرده اند و آنچه با هویت شان همخوان نبوده است را کنار گذاشته اند.
وقفه هویت یابی110
– افراد این گروه نسبت به شغل و جهان بینی خود احساس تعهد می کنند . ولی درآن علائمی از تجربه بحران هویت دیده نمی شود. آنها بی چون و چرا مذهب خانواده خود را پذیرفته اند . هنگامی که از آنها در مورد موضع سیاسی شان سئوال شود . غالباً می گویند هیچ وقت درباره این موضوعات زیاد فکر نکرده اند . بعضی از آنها افراد پای بند به باورهایشان به نظر می رسند و روحیه همکاری دارند. برخی دیگر نیز انعطاف ناپذیر ، خشک ، جزمی و دنباله رو هستند . به نظر می رسد اگر رویداد مهمی ؛ ارزش های آزمون نشده آنها را به چالش بطلبد . احساس سردرگمی خواهند کرد.
تعلیق111
جوانان این گروه در حال تجربه بحران هویت هستند .آنان فعالانه می کوشند پاسخ هایی برای پرسش های خود بیابند ، و هنوز گرفتار تعارض بین علائق خود و برنامه هایی هستند که والدین شان برای آنها در نظر گرفته اند.
پراکندگی هویت112
این اصطلاحی است که مارسیا برای مفهوم سردرگمی هویت یابی اریکسون به کار برده است. بعضی از افرادی که در این دسته قرار می گیرند ممکن است در گذشته دچار بحران هویت بوده یا نبوده باشند؛ ولی در هر صورت ، به مفهوم یکپارچگی از خود دست نیافته اند.
همان طور که انتظار می رود. درصد نوجوانانی که به هویت دست می یابند از دوره پیش از دبیرستان تا سال های آخر دانشگاه ؛ رفته رفته افزایش می یابند و طبعاً از درصد افرادی که هویت پراکنده دارند به مرور کاسته می شود. تعلق در دو سال اول دانشگاه به اوج خود می رسد . به طور کلی، مقایسه هویت یابی در دو زمینه جهان بینی سیاسی و شغلی نشان می دهد که افراد بیشتری به هویت یابی شغلی دست می یابند ( واتر من113 -1985به نقل از،نظری پور و عمادی ،1387)
انواع هویت یابی نوجوان
هویت یابی نوجوانان به یکی از سه روش زیر صورت می گیرد.
الف) برخی از جوانا ن پس از یک دوره آزمایش و کند و کاو درونی؛ مصرانه به هدفی در زندگی علاقمند می شوند و در راه رسیدن به آن هدف گام بر می دارند.
ب) برخی دیگر ممکن است هر گز “بحران هویت” را تجربه نکنند. این نوجوانان ارزش های والدین شان را بدون چون و چرا پذیرفته اند و برای خود به عنوان یک فرد بزرگسال نقش هایی را انتخاب می کنند که با نظر والدین شان هماهنگی کامل دارد به صورتی که هویت این افراد در مراحل اولیه زندگی تبلور یافته است.
ج) دسته ای دیگر از جوانان هویت انحرافی بر می گزینند؛ هویتی مغایر با ارزش های جامعه ای که در آن زندگی می کنند ؛ مثلاً جوانی که در طول زندگیش تحت فشار باشند؛ اگر در آینده پزشک شود امکان دارد در مقابل این فشارها طغیان کند و ولگرد شود. (حمیدی ،1388 )
بحران هویت
مفهوم از خود بیگانگی (بحران هویت) که درزبان با واژه Alienationازآن یاد می شود، مفهومی جامعه شناختی ، انسان شناختی ، فلسفی و حتی مفهومی ارزشی و اخلاقی است که در علوم انسانی ازآن سخن به میان آمده است .
بحران هویت در واقع همان از خود بیگانگی است، منتها با توجه به گستره اجتماعی که در بحران مدّنظر است ، به آن بحران هویت اطلاق می شود . وقتی دریک جامعه از خود بیگانگی گسترش یافت و درافراد بیشتری بروز نمود ، دراین حالت جامعه در حالت بحران هویت به سر می برد یعنی شیوع فراگیر از خود بیگانگی را

No category

تحقیق رایگان درباره نوجوان و جوان، بزرگسالان، گروه همسالان

، امنیت ، ارضای آنی آرزوها ، همرنگی ، هم آرایی با جماعت و کسب مقبولیت اجتماعی است و در این طریق سعی دارند از شیوه بزرگترها که موقعیت هایی در این زمینه به دست آورده اند تقلید کنند البته این حالت دیری نمی یابد آنها به مرحله پختگی وارد می شوند و رفتار خود را عاقلانه می سازند (احدی،عیسی مراد، 1382 ) .
انواع رفتار نوجوانان و جوانان
1 ـ رفتار تقلیدی : در نوجوان و جوان دو خواسته متضاد در یک زمینه وجود دارد تقلید و ضد تقلید او مقلد است آن چنان که حتی می توان گفت تقلیدی دارد کورکورانه و از آن برای ساختن شخصیت خود کسب محبوبیت اجتماعی ، بالا آمدن و معروف شدن استفاده می کند .
او می خواهد به رشد و تکامل اجتماعی برسد ولی امکان و توان آن را ندارد و تقلید برای او یک راه هست برای وصول به مقاصد نوجوان
2 ـ جنبه قهرمان جوامعی : جوانی سن قهرمان پرستی است و آنها شیفته کارهای قهرمانی هستند تا با تطبیق دادن اعمال و رفتارشان با آنان جنبه تفوق طلبی خود را به اثبات برسانند .
3 ـ رفتار گروهی : با فرا رسیدن نوجوانی ، نوجوان با همراهی پیروی از دوستان برای فرد مطرح می شود آن چنان که گاهی خانواده خود را در رابطه با آنان نادیده می گیرد دوستی ها شدید آتشین است و این خود می تواند نقشی موثر در رشد و پرورش نوجوان داشته باشد .
4 ـ کسب محبوبیت : او در صدد کسب محبوبیت است میل به جلب توجه دیگران راجع به مسائلی که در او کاملا به چشم می خورد و اگر سد راه کردن دیگران مانع تحقق آن شود فوق العاده خشمگین می گردد . علت اصلی حمله های عصبی در جوانان هم از عدم امکان او ثبات شخصیت و از دست دادن محبوبیت است .
5 ـ خودنمائی : اصولا سن نوجوانی و بلوغ سن خودنمائی است او می خواهد زیبا باشد آن چنان که همه تحسینش کنند تن به زینت و خود آرائی می دهد در پی تظاهراتی است که به نظر بزرگترها لوس و بد منظر می آید . در جستجوی مدهای جدید و برنامه ها جدید برای وصول به این هدف است .
6 ـ حادثه جوئی ها : به علت تحولاتی که در جنبه روانی برای او حاصل می شود در مواردی ممکن است اینان تن به حادثه جوئی هایی بدهند که ظهور این حالت از ویژگی های این سن است اینان در جستجوی زمینه ای برای تخلیه هیجان و یا یافتن راه مقری برای آنان هستند .
7 ـ تهاجم و پرخاشگری : آغاز پرخاشگری و تهاجم به صورت عصیان ، مخالفت با بزرگان با طرز فکرها با ذوق ها و سلیقه ها حاصل می شود و بعد به صورت تمرد و سرکشی و هجوم اعمال خشم خود را نشان می دهند .
8 ـ گریزپائی نوجوان : مساله گریزپائی و احیانا سرقت هایی در آنان دیده می شود که این نشانه وجود اختلال عمیقی است که در اثر سستی محیط پدید می آید اینان در محیط خانه با کار و افکار و عقاید متضادی مواجه اند و این تضاد آنها را از خانه فراری می دهند .
9 ـ حالت بدبینی : این حالت گاهی در زندگی نوجوان پیش می آید که در مواردی هم ممکن است تصنعی و برای تسلیم کردن والدین و مربیان باشد اما آنچه که حقیقت است در خود احساس ناسودمندی زندگی و گمراهی و انحراف است .
10 ـ حالت انزوا جوئی : نوجوان و جوان برای غلبه بر ناکامی ها و جبران آن طرف و شیوه های گوناگونی را بر می گزینند از جمله گزینش خواسته های جدید و تن دادن به اموری است که شخصیت به نظر از دست رفته آنها را احیا کند . تن دادن به خیال بافی و رویا دلیل تراشی و تن دادن به استدلال های پوچ و بیهوده ، بازگشت به دوران کودکی و گریه و ضجه کردن و با دست بازی کردن و ناخن جویدن انکار واقعیت هایی که در دور و بر او وجود دارد .
11 ـ رویا و مخفی کاری : جوانی را در تعبیری سن خواب و خیال خوانده اند و گفته اند آنان در مواردی بسیار دچار تصورات و خیالات آشفته ای هستند اغلب در رو یا بسر می برند و این امر به علت تخیل قوی و شدید آنهاست .
وجود مخفی کاری های بسیار که در آن مهارت هم دارند به گونه ای است که اصولا دوره حیات شان را رازآمیز جلوه می دهد و روانشناسان سخن از وجود حقایق ناشناخته بسیاری درباره آنها دارند ( احدی،عیسی مراد، 1382 ) .
1-5 گروه همسالان
گروه همسالان یکی از مهم ترین عوامل است در شکل گیری هویت جوانان ، مواجهه شدن نوجوانان با عقاید و ارزش ها از طریق تعامل با انواع همسالان گسترش می یابد دوستان صمیمی با حمایت کردن عاطفی از هم دیگر و تامین الگوهای نقش تشکیل هویت به یکدیگر در کاووش گزینه ها کمک می کنند . در یک تحقیق نوجوانان 15 ساله ای که روابط صمیمانه و قابل اعتمادی با همسالان خود داشتند بیشتر درگیر کاووش کردن موضوعات رابطه بودند برای مثال: فکر کردن به آنچه دوستان صمیمی برای آن ارزش قائل بودند ( میوس89 ، اوستروگل90 ، و ولبرگ91 2002 ) در تحقیق دیگری دلبستگی نوجوانان به دوستان کاووش شغلی و پیشرفت در انتخاب کردن شغل را پیش بینی کرد ( فلشمن92 و بلاستین93، 1999 به نقل ازلوراک،1389 ) .
پیاژه در مورد تعامل بین همسالان حمایت می کند . که یکدیگر را با نقطه نظرهای مختلف مواجه می سازند به درک اخلاقی کمک می کند هنگامی که کودکان و نوجوانان با همسالان خود مذاکره و مصالحه می کنند می فهمند که زندگی اجتماعی می تواند به جای روابط صاحبان قدرت ، بر همکاری بین افراد برابر استوار باشد نوجوانانی که روابط دوستی صمیمانه و گفتگوهای بیشتری با دوستان خود دارند از نظر استدلال اخلاقی پیشرفته هستند
( شونرت ریچل به نقل ازلورابرک94، 1999 ) .
نقطه نظرهای مشترک و صمیمیت روابط دوستی که در تصمیم گیری بر اساس اتفاق نظر استوار هستند بر رشد اخلاقی اهمیت زیادی دارند بحث های همسالان نقش گزاری مسایل اجتماعی اخلاقی ، مبنایی را برای مداخله هایی فراهم کرده اند که هدف انها بهبود بخشیدن به درک اخلاقی دانش آموزان دبیرستانی و دانشجویان است ( لورابرک95 ،2007 ) .
همسالان به طور فزاینده ای با اهمیت می شوند نوجوانان در کشورهای صنعتی بیشتر روزهای هفته را با همسالان خود در مدرسه می گذرانند . نوجوانان همچنین وقت خارج از کلاس زیادی را هم با هم می گذرانند که در برخی فرهنگ ها بیشتر از فرهنگ های دیگر است .
روابط نوجوانان با همسالان می تواند مثبت و منفی باشد همسالان در بهترین حالت پلی هستند بین خانواده و نقش های اجتماعی بزرگسال .
نوجوانان می گویند هنگامی که با دوستان خود هستند بهترین خلق را دارند ( لارسون96 و ریچارد97، 1999 ) .
افرادی که در اوایل نوجوانی هستند احتمالا به خاطر نگرانی بیشتر از آنچه که دوستانشان درباره ی آنها فکر می کنند بیشتر از افراد جوان تر یا مسن تر تسلیم فشار همسالان می شوند .
( براون کلاسن ایچر98، 1986به نقل ازبرک) با این حال در صورتی که والدین و همسالان مخالف باشند حتی نوجوانانی که سن کمتری دارند از مقررات خانواده سرپیچی نمی کنند همسالان بر انتخاب های شخصی روزمره نوجوانان ، مانند لباس ، موسیقی و انتخاب دوستان نفوذ بیشتری دارند اما والدین بر ارزش های زندگی اساسی و برنامه های تحصیلی تاثیر بیشتری دارند
سرانجام اینکه فرزند پروری مقتدرانه با مقاومت در برابر فشار همسالان ارتباط دارد ( سیم99، 2000 ) نوجوانانی که والدین آنها حمایت کننده هستند و نظارت مناسبی بر رفتار آنها دارند برای والدین خود احترام قایلند و بنابراین معمولا از مقررات آنها تبعیت کرده و راهنمایی آنها را در نظر می گیرند در مقابل جوانانی که رفتار های افراطی والدین را تجربه می کنند کنترل خیلی کم یا خیلی زیاد شدیدباشد به سمت همسالان گرایش دارند آنها در مورد زندگی شخصی و آینده خود بیشتر به راهنمایی دوستان اتکا می کنند و بیشتر تمایل دارند که مقررات والدین خود را نقض کنند تکالیف مدرسه خود را نادیده بگیرند و به رفتارهای مشکل ساز دیگر بپردازند ( لورابرک100، 2007 ) .
1-6 عوامل اجتماعی ـ فرهنگی :
شاید بتوان گفت که تاثیر زمینه های اجتماعی فرهنگی بر چگونگی شکل گیری هویت نوجوانان از سایر عوامل بیشتر است اریکسون بر این مساله تاکید می کند که طرد شدن از طرف دیگران یا اجتماع ممکن است باعث شود که نوجوان نتواند در خود احساس هویت پیدا کند در دوره ی خویشتن یابی نوجوان خود را مکلف می داند تا به اهداف خاص صادقانه تعهد سپرده و به آنها وفادار بماند شاید به همین دلیل است که نوجوانان در بسیاری موارد و به عضویت در گروههای خاص، مدهای متنوع یا پیوستن به گروههای همسالان تمایل دارند نوجوانان متعلق به فرهنگهای قدیمی و نقاط دور افتاده و یا محیط های روستایی تحت تاثیر زمینه های اجتماعی فرهنگی خود هویت متناسب با شرایط محیط زندگی خود را شکل می دهند و نیز نوجوانان فرهنگهای پیچیده و باز تحت تاثیر هویت سایر افراد آن جامعه و فرهنگ هستند اهمیت نقش عوامل زمینه ساز اجتماعی آشکارتر خواهد شد در فرهنگ های قدیم تر نوجوانان از نظر شکل گیری هویت از بزرگسالان خود تقلید می کردند در فرهنگ های سنتی کنونی نیز چنین است اما در فرهنگ های جدید و باز این گونه نیست و تسلیم طلبی در شکل گیری هویت جای خود را به درگیری و جستجوگری داده است ( شکرکن،امیدیان1381) .
عوامل اجتماعی و فرهنگی نیز بر چگونگی شکل گیری هویت نوجوانان و جوانان تاثیر زیادی دارند جوانان متعلق به هر جامعه تاثیر زمینه اجتماعی و فرهنگی هویت متناسب با شرایط محیط زندگی خود را کسب می کنند ( فلاح، 1388 ) .
انسانهای دارای ویژگی های شخصیتی و هویت های اجتماعی و فرهنگی متفاوتی می باشند یعنی دارای خود های متفاوتی می باشند و خود آنها نیز در بر گیرنده دو بخش یعنی خود فاعلی و خود مفعولی است خود مفعولی حاصل محیطی است که فرد در ان رشد می کند که یکسان نخواهد بود چون محیط ها برای همه ی افراد یکسان نیست ژاک ارد و آنو،رفتار و واکنش انسان را در مقابل نهادها و سازمانهای مختلف به سه صورت مجری ، بازیگر و خالق ترسیم کرده است بر اساس تفکر اردوآنو این سه حالت و ویژگی در تمام محیط ها قابل مشاهده بوده است ( اردوآنو101، 1994به نقل از فلاح1388 ) .
خانواده ، مدرسه ، رسانه ها شبکه دوستان و مکان های عمومی ( کوی و برزن ، مغازه ها و پارک ها ، سینما ، معابد و غیره ) ازعواملی تاثیرگذار بر هویت اجتماعی و فرهنگی نوجوانان و جوانان و چگونگی شکل گیری این هویت ها می باشند . ولی می توان گفت در میان این عناصر خانواده اولین و بیشترین تاثیر را بر روند هویت اجتماعی و فرهنگی دارد با توجه به اینکه خانواده ها تفاوت های زیادی از نقطه نظر اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی دارند و همچنین از جهت نوع رفتار با فرزندان فضای حاکم بر خانواده و رابطه والدین با فرزندان که به اشکال آزادی و استبدادی و یا دمکراسی می انجامد متفاوتند فرزندان از نظر شخصیت اجتماعی و هویت فرهنگی یکسان تربیت نمی شوند نگرش ها تصورات و رفتار خانواده بیشترین تاثیر را بر رفتار اجتماعی و هویت فرهنگی و اجتماعی فرزندان دارد .
تحصیلات دانشگاهی و یا فعالیتهای فرهنگی مانند : مطالعه ، مشغولیات هنری ، فعالیت های دینی و مذهبی سنتی ، از عواملی هستند که موجب می شوند که والدین فرزندان را برابر با بزرگسالان تلقی کنند و زمانی را به آنها اختصاص داده و با آنها به گفتگو بنشینند اکثر این والدین روشی بر پایه دموکراسی یا آزادی با فرزندان خود دارند نتیجه فرزندان انها بیشتر خالق و کمتر بازیگر خواهند شد و به هیچ عنوان مجری نخواهند بود البته والدینی که تحصیلات در سطح دیپلم و یا کمتر داشته باشند ولی فعالیت های فرهنگی آنان مطابق با آنچه ذکر شد آنان نیز هم فرزندانی خالق و بازیگر تربیت خواهند کرد .
به طور کلی والدین چه تحصیل کرده دانشگاهی چه کم سواد یا بی سواد در صورتی که فعالیت های فرهنگی یا ایدئولوژی نداشته باشند موجب می شوند تا برای فرزند خود ارزشی برابر با

No category

تحقیق رایگان درباره خانواده ها، جهان اسلام، احساس حقارت

بزرگسالان قایل نبوده و در نتیجه زمانی را به وی اختصاص ندهند و رابطه ای بر اساس استبداد با آنها داشته باشند در نتیجه فرزندان این گونه خانواده ها غالبا مجری و تعداد کمی بازیگر می شوند ( منادی ،1388 ) .
اگر جوانان در پی کسب هویت خویش به مبانی محکم و پایداری نرسند در مراحل مختلف زندگی دچار تزلزل اجتماعی می شوند در مقابل چنانچه نسل جوان از لحاظ فکر و فرهنگی مخفی باشند و پایه های محکمی برای معنای زندگی داشته باشد بی تردید مسیر ترقی و کمال برای او هموارتر خواهد شد جوانی که خلاء درونی و موضوعات سطحی و ساده در ذهنش پر کند بی تردید به دستاویزی سست چنگ زده است چرا که در صورت فقدان هر بی هویتی احساس می کند که موجودی بی ارزش شده است عوامل اجتماعی و فرهنگی جوان بر نظام فکری ورفتاری او تاثیر بسیاری می گذارد .
همانگونه گفته شد جامعه خانواده مراکز آموزشی و محیط اجتماعی و فرهنگی از عوامل شکل گیری هویت نوجوانان و جوانان می باشد چنانچه این نهادها به وظیفه خود در قبال اعطای شخصیت و هویت مناسب به افراد تحت پوشش خود خوب عمل کنند نتیجه اش خود باروری اجتماعی ، خود اتکایی ، خودیابی ، آزاد اندیشی ، اعتماد به نفس ، استقلال خواهی ، فقدان وابستگی ، عزت نفس رشد و توسعه و فتح قله های کمال فردی و اجتماعی می گردد . اما اگر جامعه به وظیفه ی خود در سامان دادن هویت جمعی سالم برای افراد خود نکوشد یا سستی کند نتیجه اش وابستگی ، بی هویتی ، مقلد محض بودن ، مایوس شدن ، افسردگی ، رشد و توسعه نیافتن ، احساس حقارت در مقابل بیگانگان ، عقب ماندگی ، مصرفی بار آمدن و هزار مشکل اجتماعی دیگر خواهد بود بازنگری باورهای فرهنگی ، زمینه ی تصحیح ، پالایش و تعمیق اندیشه ها را در نسل جوان مهیا می نماید هر رفتاری مبتنی بر رویکردهای خاص است و به تعبیر دیگر همان گونه زندگی می کنیم که می اندیشیم چنانچه از جهت فرهنگی متمایل به تقدم فرد بر جامعه باشد عملکرد ما نیز متضمن چنین انتخابی خواهد بود ( فلاح، 1388 ) .
1-7 ترتیب تولد و فاصله سنی فرزندان در خانواده
ترتیب تولد بر رشد هویت نوجوانان تاثیر به سزایی دارد فاصله سنی نوجوانان نیز موجب می شود که نه تنها برخورد والدین با آنها متفاوت باشد بلکه این امر رابطه فرزندان با یکدیگر را نیز تحت تاثیر قرار می دهد برای مثال فرزند کوچک خانواده بخصوص وقتی که فاصله سنی زیادی با بقیه فرزندان خانواده دارد بر آن است که به استقلال بیشتری برسد نقشهایی ایفا می کند که متفاوت از برادر و خواهر بزرگتر از اوست . فرزند اول نیز موضوع آزمایش تربیتی والدین جوان و بی تجربه است که به شدت مورد توجه والدین می باشد .
این امر ممکن است باعث خلقیات رهبری و احساس مسوولیت در او ایجاد کند . همچنین معمولا گفته می شود نقش فرزند وسط خیلی برایش روشن نیست . و فرزندان کوچکتر معمولا آزادی بیشتری را در خانواده تجربه می کنند و والدین هم تجربه به بهتری برای پرورش آنان دارند در عین حال نباید فراموش کرد که ترتیت تولد و فاصله سنی بچه ها بر حسب اینکه در چه خانواده و فرهنگی تربیت شوند با تفاوتهای زیادی در تاثیر گذاری بر هویت آنان همراه خواهد(تومان102،1993به نقل از رزمی)
1-8 تاثیر رسانه ها بر شکل گیری هویت :
قرن بیست و یکم را عصر ارتباطات و مد یاکراسی می نامند و این نامگذاری مبین کارکرد رسانه ها در هویت یابی و شکل گیری صور فرهنگی و سو گیرهای اجتماعی سیاسی و اقتصادی است اما قالب های رسانه ها نیز تفاوت هایی را در تعامل با مخاطبین نشان می دهد .
مثلا رسانه ها نوشتاری که مطبوعات نامیده می شوند مزایا و امکاناتی دارند که مانند نخبه پسند بودن تنوع بیشتر ، عدم نیاز به امکانات فنی ، ماندگاری و در دسترس بودن ، اما محدودیتهایی نیز دارند از قبیل اینکه خبر به طور کامل بیان نمی شود . عمر کوتاهی دارند و همچنین شکل توزیع رسانه های گفتاری نیز نظیر رادیو امتیازاتی نظیر سرعت ، فراگیری ، قابل استفاده بودن برای بی سوادان ، نداشتن محدودیت های زمانی و همچنین قابل استفاده بودن حین کار اما محدودیت های شامل ، عدم ماندگاری عدم توانایی مراجعه دوباره در رسانه های تصویری نظیر سینما و تلویزیون جذابیت ، قدرت تحریک احساسات عوامل امتیازی ان محسوب می شود ولی محدودیت هایی نظیر عدم امکان حمل و نقل و به کارگیری تمام حواس و دقت در استفاده را دارند . بحث رسانه های مجازی که خود بحث مفصلی را می طلبد اما در همه این انواع رسانه واقعیت های تلخی هم وجود دارد و مهمترین آن همانطور که اشاره شد عدم انعکاس درست واقعیت و تحت الشعاع گردانندگان بودن است . که در شکل گیری درست هویت یابی جوانان نیز تاثیر گذار می باشد .
ارتباط برای تقویت پیوند های عاطفی و اجتماعی افراد مخصوصا جوان لازم است و به جرات می توان گفت که بی نظیر ترین و متداول ترین عملکرد انسان است ( جعفر نژاد ، 1384 ) .
ارتباط مردم را به هم می شناساند مهارت استفاده از زبان ، انتقال و دریافت خبر و . . . می توان گفت که از دیدگاه روان شناس اندیش های انسان وقتی که با دیگران در میان گذاشته شود سهیم شدن فرد با دیگران در کسب تجربه و درک بیشتر را به همراه می اورد و از طریق ارتباط قادر خواهد بود تا معنایی را پیگیری مورد آزمایش قرار دهد .
از آنجا که ارتباط یک جریان منحصر به فرد سمبلیک است مستلزم تاثیر متقابل بین افراد است به علت عمومیتش در بین انواع کنش مادی انسانی می توان گفت که جوهره اصلی انسان در مقایسه با حیوانات است .
به گفته جولیس سنرار ارتباط به تنهایی همه چیز نیست ولی یک جریان است که تمام جریانات را به عنوان یک متن اجتماعی به خود وابسته می گرداند .
ارتباط برای تقویت پیوندهای عاطفی اجتماعی نیز لازم است و به جرات می توان گفت که بی نظیر ترین و متداولترین عملکرد انسان است .
اما اندکی از انسان ها از اهمیت ارتباط و ماهیت ان اگاهی دارند قرابت ارتباطی مستلزم یک رابطه متقابل است و از آنجا خود سهم خود را در جامعه می یابد و روابط بنیانی در جامعه پدید می آورد ( همان )
ارتباط بین انسان ها نیز از چهار طریق و به تناسب ذیل صورت می گیرد . گوش دادن 42% محبت کردن 32% خواندن 10 % نوشتن 11% و بقیه 5%
گرچه امروزه نقش ارتباطات تکنولوژیک نظیر رایانه ها و . . . زیاد شده است اما به یاد داشته باشیم که رایانه ها فقط اطلاعات را نگه می دارند و نگهداری ها فقط و فقط از خود انسان بر می آید در هر ارتباط انسانی سه عنصر مهم قابل بررسی است فرستنده ، گیرنده ، خبر اما عنصر مهم دیگر واکنش به خبر یا بازخورد خبر است .
و در واقع پاسخ دریافت کننده به فرستنده که هم در روابط بین فردی انسانی و هم در عرصه رسانه ها قابل بررسی است .
فرهنگ کشور ما برای توسعه نیاز به ارتباط سازنده و معقول و عمیق با سایر فرهنگ ها دارد . تا از این رهگذر ضمن پذیرش ( بعد از گزینش ) جنبه های مثبت سایر فرهنگ ها پیرایه های منفی را هم از خود دور سازد و نقش رسانه در این میان یعنی توسعه فرهنگی نقش محوری است .
امروزه حتی تصور دنیای بدون رسانه محال است از هر طرف که بنگیریم خبری ، رویدادی و تفسیری ذهنمان را مشغول می کند اما حقیقت ان چیزی دقیقا نیست که در رسانه ها می بینیم و می شنویم پیام هایی که از رسانه ها شنیده می شود و حتی پیام هایی که شنیده نمی شوند باعث شکل گیری ذهنیت ها می شود گاهی سکوت گذاشتن یک رویه هم خود یک پیام است .
بنابراین تصویر مخدوش از جهان وقتی اتفاق می افتد که رسانه ها خواسته یا ناخواسته عملکرد صادقانه ای نداشته باشند حتی اگر هم هم رسانه ها حسن نیست داشته باشند اما باز هم بین آنچه که وجود دارد و اتفاق می افتد و آنچه که گزارش می شود فاصله است و این طبیعت کار رسانه است سانسور خود سانسوری ف گرایش ها ، سلیقه ها ، محدودیت ها تکنیک ها از عوامل تاثیر گذار در شکل گیری واقعیت کار رسانه است اینجاست که یادگیری مخاطبان برای جستجو هدفمند و متعادل فعالانه و نه منفعلانه آنها را به سمت شناخت الگوها فرایند ها در روش های رسانه سوق می دهد . (همان ) .
رسانه ها می توانند آموزش های لازم در عرصه بهداشتی ، اخلاقی و اقتصادی را در اختیار خانواده ها قرار دهند اما اگر فرهنگ حاکم بر رسانه با فرهنگ جامعه در تضاد باشد خانواده به شدت آسیب می بیند و امروزه رسانه های غربی از طریق ماهواره و به دلیل سهل انگاری برخی حاکمان کشورهای اسلامی تا حدود زیادی بر خانواده های جهان اسلام حاکمیت پیدا کردند ( حداد عادل ،1389 ) .
تلویزیون ماهواره سبب شده کانون گرم خانواده را از بین ببرد و سبب قطع ارتباط فرد با خانواده می شود و شبکه ارتباطی میان افراد به دلیل حضور همین رسانه قوی از هم گسیخته شده است این رسانه سکوت خانواده را از بین برده است و ما نعمت سکوت و آرامش و خلوت را از دست داده ایم اما این امر در مقابل خطر اصلی که همه رسانه های غربی است بسیار کم اهمیت است تضعیف خانواده تضعیف بسیاری از هویت های فرهنگی ، اجتماعی ، فردی ، مذهبی می باشد زیرا خانواده بستر و مسیر اجتماعی و طبیعی انتقال فرهنگ از یک نسل به نسل دیگر است و براستی این مسیر باعث زوال فرهنگ و دین و بسیاری هویت های دیگر است . جوانان به جای اینکه وقت خود را با خانواده صرف کنند اوقات خود را با رسانه ها و اینترنت می گذرانند . خانواده یک نهاد اجتماعی اصلی و مهم با کارکردهای متعدد و مهم است که اگر آن کارکردها در اثر تضعیف بنیان خانواده از دست برود جانشینی برای آن نمی توان یافت( همان ) .
جهانی شدن رسانه ها
با جهانی شدن رسانه ها ، استرتژی غرب و رسانه های غربی سعی دارند شخصیت ملی و فرهنگی جوانان را در برابر یک چالش و بحران جدید قرار دهند اینجاست که بحث از کارکرد رسانه ها در ایجاد بحران هویت اهمیت بیشتری پیدا می کند (جعفری نژاد،1381 ) .
پاستر یکی از نظریه پردازان پست مدرنیزم کوشید است اثرات فناوری های جدید و رسانه ها را در پرتو آخرین نظریه های معتبر نسبت به اجتماع و فرهنگ موشکافانه بررسی کند . وی در اثر خود با عنوان عصر دوم رسانه ها در این زمینه می گوید : آنچه در نوآوریهای فنی مربوط به عصر دوم رسانه ها یعنی عصر اینترنت ، پست الکترونیکی و ماهواره مهم است دگرگونی گسترده فرهنگ ، هویت فرهنگی و روش جدید ساخته شدن هویتهاست .
به میزانی که رسانه ها مسئولیت خود را در جهت حفظ هویت و ارائه مدلهای هویتی به نوجوانان درک می کنند می توانند پیامدهای منفی رسانه های مهاجم که هویت ملی و فرهنگی را نشانه گرفته و استراتژی بحران آفرینی را در پیش گرفته اند پیشگیری کنند ( همان )
مراحل شکل گیری هویت :
فرد در خلال مرحله شکل گیری هویت احتمال دارد شدیدتر از زمان دیگر چه در گذشته و چه در آینده از نوعی سردرگمی و آشفتگی نقشها یا همان چیزی که اریسکون همان آشفتگی هویت می نامد رنج ببرد این حالت سبب می شود وی احساس کند منزوی ، مضطرب و مردد شده است. احساس می کند که باید تصمیمهای مهمی بگیرد لیکن قادر به انجام دادن این کار نیست احساس می کند که جامعه به او فشار می آورد تا تصمیم هایی اتخاذ کند اما او مقاومت می کند در طی آشفتگی هویت ، فرد ممکن است اساس کند به جای آنکه در حال پیشرفت باشد دچار پس روی است ( شرفی ،1380).
بنیان های هویتی :
1 ـ تاریخ : فرآیند شکل گیری هویت فردی و جمعی در طول زمان نه در یک لحظه صورت می پذیرد به عبارتی مجموعه حوادث و اتفاقاتی که در طول زمان برای یک قومم یا ملت واقع شده و باعث ایجاد حافظه تاریخی معین در میان آنان گردیده باعث ایجاد هویت ملی قومی واحد میان افراد آن مجموعه می گردد .
2 ـ زبان : طبیعی است که اگر زبان و تاریخ ملتی را از او بگیریم هویت آن ملت در مدت زمان کمی از بین

No category

تحقیق رایگان درباره خانواده ها، عوامل موثر، نهاد خانواده

به پیشینه ی تاریخی و اعتقاد و احساس تعلق خاطر و دلبستگی بدان دانست.
3 ـ بعد جغرافیایی59 : محیط جغرافیایی تبلور فیزیکی ، عینی ، ملموس و مشهود هویت ملی به حساب می آید برای شکل گیری هویت60 واحد ملی تعیین محدوده قلمرو یک سرزمین مشخص ضرورت تام دارد . دلبستگی و تعلق خاطر به سرزمین مادری که با مرزهای معین مشخص می شود شاخص های متعدد دارد که از آن جمله اند آمادگی برای دفاع از سرزمین در زمان بروز خطر مرجع دانستن زندگی در کشور خود بر سایر نقاط جهان یا عدم تمایل به مهاجرت و پذیرفتن سرزمین مشخص به عنوان کشور علاقه مندی به یکپارچگی سرزمین در آینده رویکرد و نگرش مثبت به سرزمین خود احساس آرامش و آسایش در صورت زندگی در آن در هویت ملی فرهنگی ـ تاریخی سرزمین مورد توجه است .
4 ـبعد فرهنگی61 : فرهنگ مجموعه ذهنی و روانی مشترکی است که در گذشته تاریخی شکل گرفته و طی فرآیند جامعه پذیری به نسل های بعدی منتقل گردید و نسل های نوین آن را به عنوان میراث گذشته به ارث برده اند این مجموعه شامل ارزش ها ، هنجارها شامل ارزش ها ، هنجارها ، نمادها ، اعتقادات و احساسات و رویکردهایی است که در زمینه خانواده ، اقتصاد ، سیاست مذهب ، جامعه پذیری و تفریحات در بین مردم یک جامعه به صورت وجدان جمعی درآمده است .
5 ـ بعد سیاسی62 : هویت سیاسی مهم ترین مولفه هویت ملی را تشکیل می دهد هویت ملی در بعد سیاسی بدین معنی است که افرادی که از لحاظ فیزیکی و قانونی عضو یک نظام یا ساختار سیاسی هستند و داخل مرزهای ملی یک کشور زندگی می کنند و موضوع یا مخاطب قوانین آن کشور هستند از لحاظ روانی هم خود را اعضای سیستم بدانند بنابراین عشق و علاقه قلبی به یک سیستم سیاسی و مبانی ارزشی و مشروعیت آن عامل عمده ای در تقویت همبستگی و پیوند ملی خواهد بود . ( ابوالحسنی، 1387) .
هویت ملی پارامترهای بسیاری همچون سیاسی ، سرزمینی ، اکولوژیکی ، قومی ، اجتماعی مذهبی ، ادراک های ارزشی چون بقاء موفقیت ، برابری ، آزادی ، توسعه و عدالت و فهم و درک اولویت ها و مقاصد ملی ( کپروستیلین63 2003 به نقل ازفلاحی ) .
هویت ملی از نظر اسمیت باز تولید و باز تفسیر دایمی الگوی ارزش ها ، نمادها ، خاطرات اسطوره ها و سنت هایی که میراث متمایز ملت ها را تشکیل می دهند و تشخیص هویت افراد با آن الگو و میراث و با عناصر فرهنگی اش می باشد ( اسمیت،64 به نقل ازشرفی1383 ) .
اسمیت تعریف پیشنهادی خود را فرآیند باز تفسیری می داند که از طریق آن خاطرات ، ارزش ها ، نمادها اسطوره ها که میراث متمایز ملت ها را تشکیل می دهند به صورت مداوم باز تولید و باز تفسیر می شوند اسمیت معتقد به تغییر در درون تعریف هویت در درون پارامترهای روشنی است که فرهنگ و سنت های ملت مورد بحث و میراث تمایز آن اجازه می دهد و تعیین میکند (همان) .
هویت ملی مولفه بنیادی شکل گیری و بقا جامعه ملی است که تزلزل ، تجزیه و تضعیف آن موجب بی ثباتی اجتماعی می گردد اما این پدیده به لحاظ کمیت و کیفیت عناصر هم از نظر تعاریف ارائه شده و هم به تناسب زمان و مکان اجتماعی نسبی است نسبی بودن آن دلیل برانکار و یا کم اهمیت دانستن آن نیست بلکه لازم است در هر جامعه ملی مورد سنجش و ارزیابی و باز تولید قرار گیرد . ( فلاحی ،1388).
هویت خانوادگی65 :
نسبت تعیین پیوند فرزند با خانواده ، تربیت رفتار ، آداب و نگرش خانوادگی جوانان در شکل گیری شخصیت و هویت آنان موثراست والدین در چگونگی شکل گیری هویت نوجوانان تاثیر زیادی دارند نوجوانانی که درک سالمی از والدین خود دارند حمایت عاطفی و آزادی کاوش کردن برای آنها تامین می شود(شرفی، 1380 ) .
همین طور در صورتی که خانواده پایگاه امنی باشد که نوجوانان بتوانند با اطمینان از این پایگاه به سوی دنیای بزرگتر پیش بروند رشد هویت تقویت می شود .
نوجوانانی که احساس می کنند به والدینشان دلبسته هستند اما در عین حال آزادند تا عقاید خودشان را بیان کنند هویت کسب کرده و یا در حالت وقفه هویت هستند نوجوانانی که هویت تسلیم طلب برخوردارند معمولا روابطی صمیمی با والدین دارند ، اما از فرصت جدا شدن سالم بی بهره اند و نوجوانانی که دچار پراکندگی هویت هستند از کمترین رابطه صمیمانه و ارتباط آزاد در خانواده خبر می دهند ( بنیان ،1389 ). خانواده در شکل گیری هویت نوجوانان و جوان بسیار مهم و موثر می باشد و اولین نهادی است که انسان در آن متولد می یابد و رشد پیدا می کند با شروع دوران نوجوانی خانواده باید گامهایی را بردارد تا جوان بتواند خود را بهتر دریابد و به هویت واقعی خود برسد .
1 ـ دادن استقلال به نوجوانان66 : در دوره نوجوانی و رشد احساس استقلال طلبی نوجوانان ، یکی از درگیری های جدی والدین با فرزندان که نزاع بر سر قدرت است آغاز می شود نوجوانان تمایل به ابراز عقاید و خواسته های خود عملی کردن آنها دارند این در حالی است که بسیاری از این خواسته ها همسو و هماهنگ با نظرات والدین نیستند این کشمکش از خسته کننده ترین مراحل تربیتی فرزندان است اما از سوی دیگر برخورد اصولی و صحیح با آن و مشاهده تاثیر این برخورد در بهبود روابط والدین فرزندی و کمک به تکامل هویت یابی فرزندان لذت بخش ترین تجربه والدین می باشد .
2 ـ حل مشکلات نوجوانان67
این مراحل خود شامل پنجم گام می باشد گام اول تامل کن ، باید درباره این موضوع فکر کنی
گام دوم چه راه هایی برای رسیدن به هدف وجود دارد ؟
گام سوم آیا انتخاب های بهتری هم می توانی داشته باشی ؟
گام چهارم : چرا آن را متحان نمی کنی ؟
گام پنجم : تصمیم درستی گرفتی آفرین
این مراحل بسیار مهم هستند چون هیجانات نوجوان را کاهش و مهارت حل مسئله را افزایش می دهند و جایگزین نزاع بر سر قدرت می شوند اینجاست که عشق و محبت در خانواده ایجاد می شود و ارتباط موثر جایگزین ارتباط ناصحیح می شود .
3 ـ دادن مسئولیت پذیری به نوجوانان68
والدین باید شجاعت این را داشته باشد که به نوجوان فرصت تجریه دوباره را بدهد حتی وقتی اشتباه می کند و شکست می خورد . والدین باید با مسئولیت دادن به نوجوان او را در عرصه ی عمل قرار دهد . تا بتوانند راه حل ها و تدابیر مناسب را پیدا انتخاب کند .
4 ـ بالا بردن اعتماد به نفس در نوجوان69
والدین باید عقیده نوجوان خود را بپذیرد و حتی اگر مخالف با نظر خودش باشد والدین استعداد و توانایی های فرزندانشان را پر رنگ تر و پر اهمیت تر جلوه دهند تا آنان تشویق شوند اولیا بهتر است مکان مناسبی را در منزل برای نوجوانان در نظر بگیرند تا آنان بتوانند دوستان خود را به خانه بیاورند ایجاد علاقه و دلبستگی خانواده به فرزند و زمان هایی را با آنان بگذراند و سخنان فرزندانشان را با علاقه و اشتیاق گوش فرا دهند تا اعتماد به نفس نوجوانان بالا رود تا بتوانند خود را بهتر بشناسند ( رزمی،1379 ) .
میزان متوسط تعاریض و پذیرش دیدگاه های مخالف در روابط والدین نوجوان می تواند اساس فرآیند اکتشاف نوجوان در شکل گیری هویت باشد آدافر( 1985 ) آدافر و جونز70 ( 1983 ) در نتیجه مطالعات خود اظهار می دارند که بعضی از خانواده ها پذیرش محبت و همراهی را برای رفتارهایی ارائه می کنند که در جهت روندهای رشدی برای دست یابی هویت است به نظر محققان مذکور این امر دست یابی به هویت را تسهیل می کند اما خانواده هایی که تحمل اندکی برای تمایز بخشی و فردیت دارند ، جستجو را منع و پذیرش نقشهای ارائه شده را تشویق می کند یعنی نوعی مانع در جهت دست یابی به هویت فرا روی نوجوان قرار می دهد نوجوان در چنین خانواده هایی طرد و محبت را توما احساس می کند چرا که والدین ، محبت را هنگامی ابراز می کنند که فرد در حیطه ی نقش های تعیین شده از سوی خانواده عمل می کند و وقتی نگرش های جدید را جستجو کند محبت را از او دریغ و او را طرد می کنند (مارسیا71 1966 ،کروگر72 1993 ) .
عوامل موثر در شکل گیری هویت
1-1 رشد شناختی :
(( رشد شناختی73)) تاثیر تعیین کننده ای بر شکل گیری هویت دارد . وقتی که نوجوان به مرحله تفکر عملیات صوری می رسد ، امکان بسیار بهتری به دست می آورد که هویت آتی خود را ترسیم کند و به مسائل آن بیندیشد . تحقیقات گوناگون دراین زمینه مثلا تحقیقات (واترمن ،1992، و بزرونسکی،1992) نشان می دهند نوجوانانی که به رشد شناختی متناسب با این دوره از رشد رسیده اند ، از کسانی که به این سطح از تفکر نرسیده اند ، از موفقیت بیشتری و در حل مسائل مربوط به هویت خود برخودارند آنان اطلاعاتی راکه برای این منظور لازم دارند ، بهتر اختیار می کنند و بهتر به کار می گیرند .
همچنین نیاز آنان با کمک گرفتن از دیگران کمتر است و به جای اینکه تصمیم گیری های خود را مرتب به تاخیر بیندازند ، قادرند راه خود را به موقع انتخاب کنند و خلاقیت بیشتری در تجربه هایشان نشان می دهند (لطف آبادی ،1380)
بنابر این پیشرفت های شناختی ، نوجوانان را قادر می سازد هویت های را که در آینده به دست می آورند ، تصور کنند . نوجوانانی که تجربه ی بیشتری در تفکر صوری به دست آورده اند ، بیشتر از نوجوانانی که هنوز به بلوغ فکری نرسیده اند ، قادر به تفکر در ابعاد پیچیده هستند و می توانند مسائل هویتی خود را حل کنند به همین دلیل یکی از عوامل موفقیت در کسب هویت پایدار ، شایستگی در تفکر انتزاعی است .( همان)
نظریه شناختی رشد هویت را تابع تکامل شناختی میداند و شناخت را به منزله عنصر تحولی اخلاقیات ، معنا جویی و هدفمندی زندگی به شمار می آورد . پیاژه و کلبرگ از صاحب نظران دیدگاه شناختی رشد هویت هستند . نظریه ی زمینه ای _ فرهنگی نیز رشد هویت را بر اساس عوامل فرهنگی و خرده فرهنگی مورد بررسی قرار می دهد ، به طور کلی در رویکرد روانشناختی ، برخی از نظریه پردازان روانکاوی ، زیستن _ تکاملی و شناختی ، عوامل موثر بر تکوین هویت شناختی را شناسایی و بررسی کرده اند . در حالی که نظریه پردازان یادگیری اجتماعی و زمینه ای – فرهنگی ، غالبا بر تاثیر عوامل خار جی و محیطی در شکل گیری هویت تاکید دارند . با وجود این در میان رویکردهای فلسفی ، جامعه شناختی و روانشناختی در مورد شکل گیری هویت ، نظریه اریکسون از سایر نظرات برجستگی و شهرت جهانی و علمی بیشتری دارد . به طوری که اغلب مطالعات میدانی بحران هویت بر اساس این نظریه انجام شده اند ، در نظریه اریکسون هویت به معنای این همان شخصیت و وابستگی به موقعیت زمانی ومکانی است . مرحله شکل گیری هویت در نظر اریکسون ، معادل مرحله بلوغ جنسی و در نظریه فروید است و با مرحله عملیات صوری در نظریه پیاژه74 انطباق دارد . طبق این نظریه ، شکوفایی همان نمود ها و جلوه های رشد اجتماعی در ابعاد فردی و اجتماعی است .
در نظر اریکسون ، رشد نوجوانی در مرحله هویت د رمقابل سردر گمی نقش قرار می گیرد . چنانچه تعارض بین هویت و سردرگمی نقش در این مرحله از رشد حل نشود نتیجه ی آن بحران هویت است که با ویژگی های آشفتگی نقش در این مرحله از رشد حل نشود ، نتیجه ی آن بحران هویت است.
این ویژگی ها شامل اختلال و اشکال در نقش های وابسته به جنسیت ، مشکل در انتخاب رشته ی تحصیلی ، مشکل در انتخاب شغل آینده و آشفتگی در نظام جهان بینی و آشفتگی هستند. بنا بر یافته های آسیب شناسی روانی ، چنانچه این اختلالات و مشکلات به نحو مطلوب ودر نوجوانی درمان و پیشگیری نشوند ، به جلوه های آسیب گونه مانند افسردگی واضطراب منجر می شوند.
مطالعات جاری روانشناسی بالینی75 و شخصیت نشان می دهد، حل تعارض هویت در مقابل سردرگمی نقش ، تحت تاثیر عوامل رشد شناختی ، والدین شرایط آموزشی و مدرسه شرایط اجتماعی و فرهنگی طی رشد و تاثیر آنها بر شکل گیری هویت است (دلاور، 1373)
1-2 نهاد خانواده
از گذشته تاکنون، فرآیند

No category

تحقیق رایگان درباره دانش آموز، نوجوان و جوان، خانواده ها

جامعه پذیری که زمینه های کسب هویت اجتماعی نوجوانان در گروه می باشد ، عملکرد خانواده می باشد . نوع ارتباط جوان با والدین در شکل گیری هویت آنها موثر است .
پژوهش هایمارکستروم76 ، آدفرو واترمن77 ،(1999 ) کراته وانت78 و کوپر79 ،(1989) به نقل از رزمی (1379).موید این مطلب است . نوجوانانی که در حالت پراکندگی هویت هستند .غالبا از جانب والدین خود به فراموشی سپرده شده یا طرد شده اند. همچنین وابستگی شدید به والدین ، باعث تسلیم طلبی هویت ( هویت زودرس ) نوجوانان می شود خانواده نماینده تمامی جهان پیرامون کودکان است ، تصویری که کودکان از خودشان دارند ، بستگی به این دارد که اعضای خانواده چه احساسی در موردشان دارند خانواده یکی ا ز نهادهای مهم و موثر در تکوین شخصیت و تربیت نوجوان می باشد .
خانواده به عنوان مهمترین پایگاه انتقال عناصر فرهنگی ، آداب و سنن ، عقاید ، دانش و مهارت ها و….. به نسل جدید و فرزندان خود می باشد. ( بروس کوئن80)
نوع ارتباط نوجوان با والدین در چگونگی شکل گیری هویت آنان موثر است . نوجوانانی که وابستگی شدید به والدین داشته باشند و مدام از آنان زمان ببرد ، هویت او حاکی از تسلیم طلبی ( هویت زودرس ) در مقابل والدین خواهد بود زیرا ممکن است هیچ وقت به خود اجازه ندهند که اقتدار آنان را ببرد و بر عکس ، نوجوانانی که هویت محکمی به دست می آورند ، غالبا کسانی هستند که از عواطف حکم و آزادی کافی در محیط خانواده برخوردارند و اجازه پیدا میکنند که فردیت خود را داشته باشند . وقتی کودکی اجازه پیدا می کند که نظرخود را اگر مخالف نظر والدین باشد ، به راحتی ابراز کند و والدین نیز عقاید فرزندان خود را به دیده ی احترام بنگرند و در عین حال نظم و کنترلی در خانواده وجود داشته باشد و موفقیت های تحصیلی بچه ها نیز مورد تاکید و تشویق قرار گیرد ، طبعا رشد هویت نوجوانان چنین خانواده هایی نیز با موفقیت ( هویت موفق) همراه خواهند بود .(لطف آبادی ،1380)
خانواده از دو جنبه در شکل گیری هویت نوجوانان هائز اهمیت است ، ابتدا بعد مرجعیت و سندیت خانواده است ، به این معنا که رفتار کلامی و عملی والدین ، علی رغم سنین حساس جوانی ، برای فرزند از نوعی اعتبار برخوردار است و چنانچه در رفتار ظاهری چنین واقعیتی را بروز ندهد ولی در باطنش به آن اذعان و باور دارد . لذا هرگونه ارتباط والدین با فرزند جوان ، از اهمیتی در خور توجه برخوردار است . جنبه دوم فزونی و کثرت ارتباط های جوان و والدین در درون نهاد خانواده است که به نوبه خود می تواند هم آنها را به یکدیگر نزدیکتر و یا در مواردی دورتر نماید (شرفی،1380)
اثر خانوادها بر اشخاص از تمام نیرو هایی دیگر که تا به حال شناخته شده بیشتر است یعنی اثر خانواده فراتر از فرهنگ جامعه ، دنیای کار ، دوستان ، نزدیکان و امثال آنها است (رزمی ،1379)
ثنایی به نقل از مینو چین براین باور است که فرد بدون خانواده ، قابل تعریف نیست . در واقع خانواده کانون شکل گیری و هویت فر د است باقر ثنایی نیز خود معتقد است ، انسان عمدتا وارث برنامه ریزی های خود آگاه و نا خود آگاه خانواده و برون سازی های دوران کودکی خود با آنها ست (همان).
به عقیده کاردینر شیوه تربیت کودک( نخستین نهاد اجتماعی ) ساختن اساس شخصیت را پی ریزی می کند در مورد تاثیر خانواده بر شخصیت فرزندان که براساس مطالعات روانی – اجتماعی ملاحظه شده است در خانواده های سختگیر کودکان یا سر به طغیان می زنند و خشونت به خرج می دهند یا احساس گناه و مجرمیت می کنند و در خود فرو می روند . (شیخاوندی، 1379)
روشهای برای تقویت هویت نهاد خانواده
1 -مقبولیت81 (پذیرش )
یکی از پرسش هایی که فرزندان سعی می کنند پاسخ آن را از لابه لای رفتار های عملی و کلامی والدین پیدا کنند این است که والدین تا چه حد جوان یا نوجوان را پذیرفته اند . در حقیقت میزان پذیرش فرزند از سوی والدین با احساس تعلق به خانواده ، نسبت مستقیم دارد . یعنی همان قدر می تواند خود را به خانواده اش نزدیک و وابسته احساس کند که آنها عملا آن را پذیرفته اند .
2 – تکریم منزلت82
منظور از تکریم منزلت این است که به طور دقیق شامل پرداختن به دو امر می باشد ، یکی اینکه والدین شرایط و موقعیتی را برای نوجوان و جوان فراهم آورند که او احساس کند در این محیط ، دارای شان و مقامی در خور توجه است . و یقین حاصل نمایند که به مرز های شخصیت و منزلتش ، تعدی نمی شود و از سوی دیگران ، مورد احترام واقع می گردد . در این خصوص امام حسن مجتبی فرموده اند (هرکس را در جایگاه خود قرار دهید.)
3 – تبادل عاطفی83
تبادل عاطفی متوازن عامل تعیین کنندهای در شکل گیری هویت خانوادگی می باشد . همانگونه که والدین از هیچ محبتی برای فرزندش دریغ نمی کند نوجوان نیز تبادل عاطفی برقرار کند زیرا آدمی در تمام مراحل زندگی از کودکی تالحظه مرگ نیاز به این تبادل عاطفی دارد و اگر یک جانبه باشد . باعث دلسردی و نا امیدی می شود .
4 – مشورت84
مشورت در زندگی نسل جوان ، دوجنبه ی متمایز ولی مکمل یکدیگر دارد یکی اینکه جوانان از مشاوره بزرگتر ها ( نظیر والدین ) بهره جویند و دیگر اینکه خود را در موقعیتی قرار دهند تا دیگران نیز متقابلا با نیز مشورت نمایند .
5 – درک و تفاهم85
مهترین انتظار یک جوان از خانواده اش دستیابی به تفاهم با خانواده به ویژه والدین است. می توان یکی از آرزو های والدین را درک و تفاهم دو جنبه میان خود و فرزندشان دانست به دلیل تاثیری که در پیوند های میان اعضای خانواده و متعاقبا بهبود منزلت و جایگاه نسل جوان وجود دارد . درک و تفاهم متقابل بر مسئله (هویت خانوادگی) اثر گذار بوده و آن را شفاف تر و کامل تر می کند . (شرفی ،1380)
1-3 نهاد آموزشی
آموزش و پرورش در جوامع امروزی به عنوان کلیدی ترین نهاد آموزشی در جهت توسعه همه جانبه بشمار می رود . چراکه در پرتو آموزش است که انسانها متحول می شوند . بر پایه نظام آموزشی و تربیتی یک جامعه است که نظم و انضباط اجتماعی حالت نهادی به خود می گیرد. (جعفری نورآبادی،1382)
انسان باید ارزش پیدا کند و تربیت او مبنای توسعه قرار گیرد، چون هدف از آموزش و سرمایه گذاری آموزشی کشف و توسعه منابع انسانی در جهت تعالی بخشی ارزشها و استعدادها و بهینه ها کردن آن است چون محور اصلاحات اقتصادی ، فرهنگی ، سیاسی ، اجتماعی در کلیه ممالک توسعه یافته ، انسان بوده است آموزش مهمترین رکن برنامه ریزی جامعه است و کلیدی ترین عنصر در توسعه یک جامعه مردم آن جامعه هستند که باید از فرهنگ ، آگاهی ومهارت های گوناگون برخوردار باشند.(همان)
اولین آموزش رسمی کودکان مدرسه است و مدرسه می تواند نقش موثری درایجاد حس استقلال در نوجوانان داشته باشد . اما این منوط به درک و تشخیص خصوصیات دوران نوجوانی واستفاده از نیروی آنان در مدرسه و اداره آن می باشد.میوس86 (1993)در مورد شکل گیری هویت در مدرسه وی با انجام تحقیقاتی دراین زمینه ، چنین نتیجه گیری کرد. که انتقال از سطوح پایین به سطوح بالاتر تحصیلی در نوجوانی می تواند به عنوان تغییر پذیری هویت در جهت مطلوب و ایده آل تعریف شود. و برعکس حرکت از سطوح ودرجات بالاتر به سطوح پایین تر پیشرفت تحصیلی ، به عنوان تغییر پذیری روبه پایین هویت تعریف می شود.
بنابراین سطوح پیشرفت تحصیلی و عملکرد و توانایی های فرد در مدرسه می تواند برای رشد افراد جوان حائز اهمیت فراوانی می باشد. مطالعات 30ساله نشان می دهد که برای طرح ریزی آینده در زندگی ایده آل ، نوجوان بیش از همه با شغل و کار و مدرسه مشغولیت ذهنی می یابد . در واقع شغل و تحصیل مهمترین امور می شوند . در حالیکه دراین دوره ارزش و اهمیت اوقات فراغت کاهش می یابد معمولاً ضعف در اجرای تکالیف مدرسه، با شکایات روان ، تنی ، سردرد ، ضعف تمرکز و دقت ، رفتار پرخاشگرانه و بزهکاری نوجوان همراه است.
پیشرفت تحصیلی ، احساس ناامنی رادر مورد یافتن شغل مناسب درآینده کاهش می دهد و برعکس . بااین وصف برحسب نظریه مارسیا،(1966)در مورد شکل گیری هویت صحیح است که بگوییم رسیدن به یک هویت موفق در صورت عملکرد موفق تحصیلی بیشتر امکان پذیر است.
کراس آلن،87( 1970) در تحقیق خود به این نتیجه رسیدند ؟ دانش آموزان با حالات هویت بالاتر و قویتر انگیزه پیشرفت بیشتری داشتند ، به علاوه نگرش مثبت تری برای مطالعه و همچنین عملکرد و توانایی تحصیلی بهتری داشته اند . میوس،(1993) با توجه به اهمیت و ارزش غیر قابل انکار مدرسه در رشد شخصیت افراد ، نظریات متفاوتی درباره وظایف آن بیان شده است.
دراینجا به نظریه اینگرسول،88(1982)، اشاره می شود معتقدات مدرسه باید تجربیات تحصیلی و هدایت کننده ای که جریان شکل گیری هویت را تسهیل دهد، فراهم کند. باید فرصت های برای نوجوانان فراهم سازد. تا طرز تلقی و نگرش مثبتی و مهارتهای اساسی را برای رشد جریان تصمیم گیری کسب کند.
مدرسه از عوامل مهم تربیتی و سازنده معیارها و ارزش های ذهنی و تفکر و راه و روش کودکان و نوجوانان در جامعه به شمار می رود. زیرا دانش آموز بیشتر اوقات زنده و فعال خود را در مدرسه می گذراند و حال اگر مدرسه نتواند به وظایف تربیتی و پرورشی خود عمل کند. یکی از عوامل انحراف و بزهکاری محسوب می شود تجارب کودک و نوجوانان در مدرسه همراه با تجارب اودر محیط خانوادگی تشکیل دهنده هویت و شخصیت نوجوان است .(کارگاه آموزش جوانان و نوجوانان، 1388)
چنان که در نظریه روانی -اجتماعی اریکسون،( 1968) بر تعامل واکنش متقابل بین فرد و اجتماعی بسیار تأکید شده است برزنسکی و آدافر ،(1990) برای گروهی از نوجوانان دانشگاه به عنوان یک بافت آموزشی کنش هایی رادر نوجوان ایجاد نموده و پلی است میان نوجوانی ورود به دنیای بزرگسالی . (هیون، 1994)
1-4 رفتار نوجوانان
نوجوانی دوره انتقال از وابستگی کودکی به استقلال و مسئولیت پذیری جوانی و بزرگسالی است در این دوره نوجوان با دو مسئله اساسی رو به روست :
1 ـ بازنگری و بازسازی ارتباط با والدین و بزرگسالان و جامعه
2 ـ بازشناسی و بازسازی خود به عنوان یک فرد مستقل
رفتار نوجوانان گاهی کودکانه و گاهی همانند بزرگسالان است و در طول این دوره معمولا تعارض بین این دو نقش در نوجوان مشاهده می شود استانلی هال پدر روانشناسی نوجوانی این دوره را دوره توفان و تنش می نامد و نوجوانی را تولدی تازه می نامد او می گوید که نوجوانی دوره انتقالی مهمی است و نوجوان شور و هیجان فراوانی احساس می کند .
در این دوره نوجوان بین خواسته های متضاد قرار دارد حالات شادمانی و خنده رویی ناگهان به افسردگی و پریشانی تبدیل می شود نوجوان احساس غرور می کند به همان اندازه نیز احساس شرمندگی در او ظاهر می شود با وجود داشتن دوستان متعدد ممکن است گاهی اوقات خودش را در تنهایی بگذراند کنجکاوی نوجوانان به شدت تحریک می شود و به حل مسایل با آگاهی و علاقه نگاه می کند و تلاش فراوان انجام می دهد و گاهی نسبت به حل مسایل بی اعتنا می شود رفت و برگشت در حالات و رفتار نوجوان به روشنی مشاهده می شود این دوره، دوره بسیار مهمی در زندگی او می باشد بعد از کودکی و قبل از بزرگسالی است فرایند انتقال کودکی به بزرگسالی دشوار و پر کشمکش است نوجوان از یک سو با سرعت بی سابقه ای بلوغ جسمی و جنسی را طی می کند و از سوی دیگر خانواده و فرهنگ و جامعه از او می خواهند که مستقل باشد . ( شیخ زاده، 1388 )
رفتار نوجوان و جوان دوام و ثبات ندارد و بدین خاطر قابل پیش بینی نیست برخوردش با دیگران نامناسب و اغلب رنجاننده است خنده های بلند و تظاهرات ضد و نقیض صورت رفتاری خاصی به آنها می دهد در عملکرد ها هدف و ارزش شان در جهت به دست آوردن موقعیت

No category

تحقیق رایگان درباره نوجوان و جوان، بزرگسالان، ادراک خود

حمیدی ،1388 ) .
هویت شغلی یکی از نشانه های برجسته رشد و کمال استعداد تحصیل فرد است این امر به نوجوان تشخیص و استقلال اقتصادی می بخشد . جوان بر اساس علائق و شرایط و آرزوهای خویش ، شغل خود را می یابد این امر در طبقات متفاوت به صورتهای متفاوتی به انجام می رسد و مثلا جوان طبقه عالی ، کمتر در سنین پایین به فکر احراز شغلی می افتد طبقات متوسط به صورت نیمه وقت در ایام تعطیل به این کار دست می زنند و خود را به شغل و حرفه ای مشغول می سازد و نوجوان طبقه پایین نیز معمولا به دلیل شرایط سخت خانوادگی ، تحصیل را در سنین نوجوانی ترک کرده و به کارهای سخت و پایین تن می دهد ( شریعتمداری، 1364 ) .
اریکسون ( 1968 ) معتقد است یکی از وظایف اولیه تکاملی نوجوانی ، برقرار کردن یک حس هویت با توجه به دنیای مشاغل است هولند،( 1980) نیز معتقد است هویت حرفه ای به معنای داشتن یک تصویر منسجم ، یکپارچه و روشنی از هدفها ، علائق و استعدادهای شخصی است این خصوصیات سبب می شود که تصمیم گیری راحتر و اطمینان به توانایی شخصی در رو به رویی با برخی ابهامات محیطی غیر قابل اجتناب با زحمت کمتری صورت بگیرد ( اینگرسول، 1982 ) .
هارنز( 1979 ) به نقل ازاکبرزاده،(1376) برای تفسیر این مطلب جریان شکل گیری هویت را در 4 مرحله توضیح می دهد .
1ـ اگاهی ارزیابی خود و شناخت انتظارات محیطی
2ـ طرح ریزی ( اکتشاف و جستجوی اختیارات و ساختن و شکل دادن به هدفها )
3ـ تعهد و چهارم تکمیل یک هویت . وی معتقد است افرادی که آگاهی بیشتری در مورد علائق ، مهارتها و اهدافشان دارند نسبت به همسالانی که آگاهی کمتری دارند مشکلات کمتری در مورد تصمیم گیری شغلی خواهند داشت ( توربک و همکاران، 1982 ) هر چند تصمیم گیری نوجوان درباره انتخاب شغل ، یک بخش مهم از جریان شکل گیری هویت است ولی این مسئله از سایر تصمیمات و فرآیندهای مربوط به انتقال از کودکی به بزرگسالی جدانیست
.اینگر سول به نقل ازدانشور( 1982 ) معتقد است نوجوان ممکن است در جستجوی هویت حرفه ای دچار حالت مرضی شود یعنی یا آینقدر سریع در مورد حرفه آینده تصمیم بگیرد که دیگر شغل ها و حرفه های دیگر را از نظر دور بدارد یا اینکه این جریان تصمیم گیری آنقدر طولانی شود که جریان شکل گیری یک بخش از هویت را با شکست روبه رو سازد . البته این تصمیم های شغلی در حال تغییر مستمر هستند همان طور که رشد مفهوم خود نیز با جریان مستمری صورت می پذیرد مفهوم نقش کار در زندگی آنان به طور مستمری پیچیده می شود از سوی دیگر انتخاب شغل حتی با اعتماد به نفس فرد ارتباط دارد یعنی در شرایط پایین بودن اعتماد به نفس ادراک فرد از واقعیت نادرست و انتظارات وی از آینده شغلی خود نیز یا خیلی پایین و یا خیلی بالاست به طور کلی می توان گفت تصمیم های شغلی فرد از خود پنداره او سرچشمه می گیرد و استعدادها و آمادگی فردی او را به همراه احساس کفایت شخصی نشان می دهد .
ماهیت جریان انتخاب شغل هم به خصوصیات رشد کلی جوان بستگی دارد و هم به واقعیت های دنیای کار در حالی که این واقعیات دائم در حال تغییر کردن بوده اند اما اعتقاد بر این است که شرایط ، برای بالاتر بودن سطح زندگی کارگران و شاغلین بهتر نشده است . تحقیق نشان می دهد به طور کلی انتخاب حرفه ای نوجوان هم به واقعیات جهان کار بستگی دارد و هم به ادراک خود شخص و نگرش های او نسبت به مشاغل متفاوت وابسته است .
* هم چنین روز نبرگ،( 1965) به نقل ازفاتحی(1378) تحقیقی درباره ارزش های شغلی جوانان ارائه داده که نشان می دهد جوانان به چه ارزش هایی در یک شغل توجه دارند او معتقد است در حالیکه فرد شغل های مختلف حرفه ای را پیش رو دارد باید به انتخاب یکی از آنها دست بزند . اما زمانی وی در این انتخاب متوجه قدرت و رقابت در روابط بین فردی است این تمایل منفی نسبت به شغل و حرفه ای را نشان می دهد وی همچنین عقیده داردکیفیت شکست و موفقیت یک فرد در قلمرو و حرفه ای به دو قضاوت وابسته است استدلال اینکه ، 1 ـ چه صفات و کیفیاتی شخص به طور ذاتی برای موفقیت در یک زمینه خاص وجود دارد ( یا به طور کلی چه صفات ذاتی وجود دارد ) .
2 ـ چه معانی و احساسی را این صفات ایجاد می کند اهداف حرفه ای جوانان با توجه به سن و جنس متفاوت است .در اوایل نوجوانی پسران با توجه به میزان حقوق و رسیدن به هدفهای شخص ، شغل مورد نظر خود را تعیین می کنند دختران در شغل امکان تماس و برخورد اجتماعی و توانایی کمک به دیگران را جستجو می کند در حالی که پسرها و دخترهای بزرگتر شغل را با توجه به زندگی و شرایط خانوادگی خود را در نظر می گیرند . می توان گفت دو عامل مهم در انتخاب شغل رضایت شغلی و علاقه شخصی است ( اینگرسول34 1982 ،به نقل از دانشور) .
اما در اهمیت رشد هویت حرفه ای کروتز،35 ( 1974 ) معتقد است هویت حرفه ای یک شاخص اصلی و اساسی وضعیت اجتماعی فرد است قالب حرفه ای یک عمر ، عقیده وی در سنین اولیه شکل می گیرد این است که انتقال از مدرسه تا شغل ،گذر مهمی در دوره نوجوانی است به این ترتیب می توان گفت نوجوانی دوره ای است که در آن موقعیت اجتماعی فرد به او واگذار می شود ( میوس،36 1993 ) .
رابرت ها37 و یکهورست،38 ( 1952 ) به نقل از مارسیا (1966) نیز انتخاب شغل و آماده شدن جهت احراز آن را یکی از وظایف اصلی تکاملی نوجوانی می داند بنابراین نوجوانی که نتواند مهارت فنی و حرفه ای خاصی را بیاموزد و یا ترک تحصیل می کند کمتر می تواند زندگی آینده خود را تامین کند . این افراد هم چنان وابسته به والدین خود باقی می مانند و یا به سوی ولگردی و بزهکاری روی می آورند بدین ترتیب نمی توانند استقلال اقتصادی خود را کسب کنند .
هویت سیاسی39 :
از شاخصه های مهم حیات دانشجویی را می توان هویت سیاسی دانشجو دانست در حقیقت هویت سیاسی دانشجو ناشی از هویت روشن و جنبش نقد و تحلیل ، فرانگری و هویت معنوی اوست .اگر دانشجوی فاقد هویت سیاسی باشد هم استقلال یک کشور به مخاطره می افتد و هم حاکمیت کشور به سرعت رو به فساد می رود . در واقع هویت سیاسی دانشجو دانشگاه را تبدیل به چشم بینایی در نظارت بر حاکمیت قرار می دهد حاکمیت را از استدراج در فساد باز می دارد و حافظ استقلال نظام نیز خواهد بود هویت سیاسی موجب می شود دانشجو به عامه مردم و حاکمیت ناصح ، بهترین پشتیبان باشد . نظامی که بخواهد به مردم تکیه کند نه متکی بر قدرت نظامی یا قدرتهای خارجی ، باید هویت سیاسی دانشجو را تقویت کند . زیرا دانشجو نماد مردم و عصاره مردم است . دانشجوی فاقد هویت سیاسی یک دانشجوی مرده به حساب می آید .
چنین دانشجویی به یک عنصر منفعل و ساده لوح تبدیل می شود و در نهایت یک ابزار و وسیله است که به راحتی هر نوع مدیریتی را می توان بر آن اعمال کرد .
برای اینکه دانشجو بتواند به هویت سیاسی دست یابد باید به این مورد توجه داشته باشد.
1 ـ آگاهی سیاسی40 : اولین شرط برخورداری صحیح دانشجو از هویت سیاسی داشتن یک سری آگاهی و اطلاعات دقیق سیاسی و به روز می باشد لازمه مهم هویت سیاسی می باشد زیرا در غیر این صورت دانشجو بدون آگاهی لازم از وقایع ، امور و جریانات داخلی و خارجی و اطلاع از سوابق جریانات و وقایع یا بدون آگاهی از هویت ملی مردم خودبا هویت قطب های قدرت جهانی هویت سیاسی او معنای صحیح پیدا نمی کند .
2 ـ هوشیاری سیاسی41 : هوشیاری سیاسی یا شم سیاسی در حقیقت مواد خام و اطلاعات خام سیاسی را پخته می کند بین وقایع و جریانات یا سخنان به ظاهر غیر مرتبط ارتباط برقرار می سازد دانشجو بدون هوشیاری سیاسی اگرچه اطلاعات سیاسی وسیعی هم داشته باشد اما تبدیل به یک عنصر ساده لوح سیاسی می شود گاهی از عامه مردم هم در درک مسائل سیاسی پایین تر می روند . در واقع دانشجو با هوشیاری سیاسی می تواند لایه های مختلف و تودر تو پیچیده مسائل را یکی پس از دیگری کنار زده و به اساس و ریشه آنها دست یابد .
3 ـ تحلیل سیاسی42 : هویت سیاسی دانشجو با تحلیل سیاسی تکامل پیدا می کند دو عنصر اطلاعات سیاسی و هوشیاری سیاسی به دانشجو قدرت تحلیل سیاسی می دهد علت اینکه بسیاری از دانشجویان فاقد قدرت و مهارت تحلیل سیاسی از رخدادهای داخلی و سیاسی اند . به علت نداشتن اطلاعات سیاسی و یا به خاطر فقدان هوشیاری سیاسی است .
4ـ اقدام سیاسی43 : هویت سیاسی دانشجو به اقدام سیاسی او ختم ومنجر می شود صرف تحلیل سیاسی داشتن برای برخورداری از هویت کفایت نمی کند هویت سیاسی باید ظهور و بروز کند . اقدام به موقع و مناسب ، صحیح و معقول سیاسی دانشجو در حقیقت رویش جنبش سیاسی دانشجو است و همین رویش و جنبش ثمره هویت سیاسی او می باشد .( سلمان پور، 1384) .
هویت مذهبی44 :
مهم ترین بعد هویتی جوان دانشجو مذهب و دین اوست ،منشا تمام آسیب های هویت دانشجویی و کارساز شدن آفات آنها ریشه در فقدان یا سستی در هویت مذهبی دینی آنهاست . هویت مذهبی معنوی در حقیقت حافظ و نگهبان هویت علمی ، فرانگری ، سیاسی ، فردی اجتماعی دانشجو می باشد .متاسفانه در دو دهه اخیر موانع زیادی بر سر راه بسط عمیق و فعلیت یافتن هویت مذهبی و معنوی دانشجویان پدید آمده ( سلمان پور، 1384 ) .
هویت مذهبی به عقیده گزل45 ( 1956 ) مرحله 13 تا 16 سالگی سن شکوفایی استدلال عقلانی فرد است در این سن فرد متوجه امور عقلانی ، مذهبی و هنری می شود یک نوع رابطه فعال با دیگران برقرار می سازد نظریه پیاژه نیز بر این است که کودک پس از تفکر عینی ، به تفکر صوری می رسد این نوع از رشد فکری ، نوجوان را قادر به تحلیل و تفکر و ایده آل گری نموده و رشد مذهبی را با پیشرفت و تعالی بیشتری همراه می سازد با قدرت تفکر مجدد ، باورهای مذهبی و بخصوص مفهوم خدا ، مجرد و انتزاعی تر شده و از حالت تفکر عینی و ظاهری به استباطهای عقلانی انتزاعی در مورد عقاید مذهبی کشیده می شود این تفکر به عقیده پیاژه کمتر حالت تعصب آمیز و خشک را دارند ( کانگر،46 1974به نقل ازهاتف نیا، 1387) .
رشد سیستم های ارزشی و اخلاقی نوجوان را مجوز ورود به عرصه بزرگسالی دانسته اند برای کسب این بخش از هویت ، نوجوان باید قادر باشد تا سیستمهای ارزشی مختلف را بررسی و ارزیابی کند هر چند در وی تضادی بین ارزشهای والدین و ارزشهای مذهبی مورد قبول وی بیشتر شبیه والدین خواهد بود تا اینکه با آن مغایر باشد با تطبیق ارزشهای مذهبی متفاوت نوجوان سیستم های مذهبی خود را پی ریزی می کند اما کمتر اتفاق می افتد که در آخر نوجوانی ، سیستم ارزشی کاملا متفاوتی را به جای سیستم ارزشی اوایل نوجوانی اش جایگزین کند . مانند سایر بخش های هویت شکل گیری مذهبی نیز مختص دوره ی نوجوانی نیست و در سرتاسر عمر انسان ، رشد تحول و شکل می گیرد .( ویلیام جیمز47 و استانلی مال48 1957 اینگر سول49 ،1982،همان)
هر چند نوجوان و جوان به داشتن عقیده مذهبی که در واقع نیاز او را به روشن شدن موضع اش نسبت به مذهب و جهان به طور کلی نشان می دهد گاه افراط و تفریط هایی در این گرایشات وی صورت می گیرد فشارهای وارد بر نوجوان یا جوانان برای دینداری افراطی یا بی دینی معمولا از سوی دوستان اعمال می شود این فشارها برای همرنگی نوجوان باعث می شود والدین از اینکه فرزندانشان دیگر علاقه ای به مذهب ندارد نگران شوند در حالی که این امر نشان دهنده ترس او از مسخره شدن از طرف دوستان است نوجوان یا جوانان برای یافتن یک سیستم ارزشی صحیح و یکپارچه و روشن شدن اعتقادات مذهبی اش به هدایت و راهنمایی مناسب والدین و بزرگسالان و همچنین محیط مساعد دارد .
اما این راهنمایی نباید در جهت اعمال فشار و برای پذیرفتن اعتقادات ما از سوی نوجوان باشد در هر حال همان گونه که مذهب در نحوه ، زندگی افراد جامعه موثر واقع می شود و

No category

تحقیق رایگان درباره آداب و رسوم، نظام ارزش ها، آموزش و پرورش

سیستم فردی و مسئولیت جمعی و استاندارهای رفتاری و اخلاقی جامعه را تعیین می کند اختلال در کسب این هویت فرد را با فقدان یا نقصان این منابع ارزشمند رو به رو می سازد . ( سوری 1961 ،اینگرسول 1982 )
از جمله آثار هویت مذهبی و دینی که در دانشجویان تاثیر بسیاری دارد می توان گفت اولا در رشد و پرورش روحیه دانشجویی تاثیر مستقیم می گذارد و موجب دست یابی هر چه بیشتر به مجهول و سوال که در زمینه تولید علم است می گردد دوم اینکه معنویت و مذهب یک تفسیر درست ذهنی از معنای زندگی به دست می دهد دانشجو در پرتو تفسیر برآمده از معنویت درباره زندگی هرگز دچار بحران هویت50 نمی شود.
سوم اینکه در عمل و متن زندگی به زندگی معنا می دهد اضافه بر اینکه در فهم و ذهن تفسیری درست و عملی از زندگی و معنا آن به وجود می آید و زندگی را معنادار می سازد .
چهارم اینکه مذهب و معنویت در دوران جوانی و زندگی دانشجویی لذات پایدار معنوی ایجاد می کند که از مهمترین سرمایه دانشجو51 در آینده شغلی و زندگی فردی است پنجم اینکه معنویت باعث می شود انسان خودش را به دست آورد . بسیاری از مشکلات انسان امروزی و خسته شدن از برخی کارها به خاطر این است که نمی داند برای چه کسی کار می کند البته می گوید برای خودم ولی این خود را نمی داند کیست. چون گاهی مواقع ناخودآگاه می رسند و می فهمند که این خودی که برایش کار می کند خود نبوده بیگانه بوده
ششم اینکه مذهب و معنویت جوان ، در زندگی سرانجامش نقش مهمی دارد یعنی اگر کسی در سن جوانی نتواند معنویتی اندوخته کند و خاطره و تجربه ای معنوی در ذهن و وجود خودش بارور سازد این نقص در گذشتن از موانع زندگی جوانی و دانشجویی برایش مشکلات فراوانی ایجاد می کند ( احمدیان،1382 ) .
هویت فرهنگی :
هویت فرهنگی همانند فرهنگ ارجمند و در خود تامل است زیرا پیوند میان نسل جوان زندگی ، آداب و رسوم ، هنر و سایر تعلقات از طریق معرفت و شناخت آنها برقرار می شود در جهان معاصر هویت فرهنگی در مقایسه با ابعاد دیگر فرهنگی اهمیت فزاینده ای یافته است .
نظریه ی هانتینگتون52 از این جهت قابل تامل است که در عصر حاضر به دلیل تحولات روز افزونی که در شئون و ارکان بنیانهای اجتماعی به وجود آمده است اعتماد اطمینان آحاد مردم به آنها متزلزل شده، ولی فرهنگ به لحاظ عناصر و جنبه های نسبتا پایدار خویش ، به مراتب بیش از سایر عوامل اعتماد مردم را بر می انگیزد تا از طریق ارتباط با فرهنگ و شکل دادن به هویت فرهنگی خویش ، نوعی احساس امنیت و پایداری در زندگی برای خود حاصل کنند .
هویت فرهنگی ، به مفهوم برخورداری از وجوه مشترک فرهنگی ، همکاری و وحدت را تسهیل می کند و تفاوتهای فرهنگی به اختلاف و تفرقه دامن می زند (شرفی ،1380)
فرهنگ و هویت به عنوان دو مقوله مهم از جمله دلمشغولی های ذهنی طیف وسیعی از پژوهشگران حوزه علوم اجتماعی است که در سالهای اخیر بخش قابل توجهی از ادبیات سیاسی و زیر مجموعه های مرتبط با آن را به خود معطوف داشته است . فرهنگ به مجموعه عناصر معنوی در جهان بینی تا نظام ارزش های اخلاقی ، آداب و رسوم و گرایش های سیاسی و ملی و علایق زیبایی شناسانه است که رفتار فرد، گروه های اجتماعی را نسبت به جامعه ، طبیعت و دیگر پدیده ها تعیین می کند رفتار روایستار انسانها در برابر دولت و در رابطه با دین ، بوم زیستی ، مقررات راهنمایی و رانندگی ، ازدواج ، نظافت و فعالیت اقتصادی تابع فرهنگ آنها نسبت به هر یک از پدیده ها است . ( مقصودی ،1379)مولفه های هویت فرهنگی را می توان ا شامل یک سری عوامل فرهنگی مشترک مثل ادبیات مشترک ، گذشته تاریخی مشترک ، احساس مشترک در شادیها و غم ها ، زبان مشترک و خصایص مشترک می باشد بخشی از این تجلیات فرهنگی و معنوی در مولفه های مادی نظیر سرزمین و دین مشترک نمود پیدا می کند . در مورد اهمیت هر یک از مولفه ها در واقع باید به زمان و مکان مورد بحث رجوع کرد . فرهنگ در واقع ناظر بر خاطرات ، تصورات ، ارزشها ، نشانه ها ، برداشتها ، تعبیرت ، نوآوری و کشفیات است ( میر محمدی ، مقصودی،1379 ) . متاسفانه هویت فرهنگی جوانان ما امروزه با گسست فرهنگی رو به روست و این امر باعث شده نیمرخ فرهنگی برخی جوانان ما چنین شود غالبا انگیزه کافی برای پرداختن به دست مایه های فرهنگی ندارند .
فرصت کافی برای شناخت ، بزرگداشت ، قدرشناسی از فرهنگ خویش ندارند .
حتی با وجود انگیزه و فرصت مطلوب ، فرهنگ ملی خویش را دارای چنین شانسی نمی دانند که ضرورتا بدان اهتمام ورزند .
به علاوه عوامل جذب و پر رونق همچون فرهنگ های بیگانه و رقیب ، مجالی برای عرضه و خود نمایی فرهنگ ملی باقی نگذاشه است . در نتیجه ، رشته ها و پیوندهایی که باید فرهنگ ملی و برخی جوانان برقرار باشد از هم گسیخته است و نوعی گسست میان قشرهایی از نسل معاصر و فرهنگ خودی به وجود آمده است .( شرفی ،1385 ) .
عناصر و عوامل فرهنگی عمدتا از نسل بالغ به نسل جوان منتقل می شود این انتقال نیاز به پل های ارتباطی مناسب دارد که قبلا و طی سال ها شکل گرفته است خاطرات دوران نوجوانی ، فصل مشترک عاطفی والدین و جوانان ،پیوندهای روحی میان آنان راه را برای انتقال ارزش ها و عناصر فرهنگی هموار می سازد اما واقعیت این است که قشرهایی از دو نسل ( والدین ـ فرزند ) به مرور زمان از یکدیگر دورتر و بیگانه تر شده و بعضا در مواردی به نوعی تقابل و تضاد منجر گردیده است اشتغال روز افزون والدین در بیرون از منزل ، خستگی جسمی و روحی ناشی از اشتغال و فشارهای روحی و روانی عصر جدید و عواملی نظیر آنها نسل بالغ را به گونه ای با مسائلی ناخواسته درگیر کرده ؟ میل و رغبتی از سوی نسل بالغ ،که راهی برای نفوذ و تعاملات فرهنگی در نسل جوان با شد یافت نمی شود (شرفی، 1383 ) .
نظریه پردازان معتقدند که تضاد درون خانواده نقش مهمی در شکل دادن به رشد فرزندان دارد و تضاد والدین فرزندان به طور وسیعی به عنوان عاملی در سوء تطبیق نوجوانان و جوانان باز شناخته می شود ( یوسفی،1383 )
از خصوصیات زندگی معاصر دگرگونی های سریعی که در همه شئون اجتماعی رخ می دهد به گونه ای که تافلر53 (1990 ) آن را عارضه تازه ای با نام بیماری تغییر می داند که امروزه بخش مهمی از جمعیت جهان را فرا گرفته از پیامدهای است که ناتوانی انسان در تحلیل و ارزیابی رخدادها اشاره شده و وقایع پیچیده آن چنان به سرعت از راه می رسند که فرصتی برای تحلیل آنها باقی نمی ماند لذا نه تنها فرهنگ بلکه مقوله های دیگر زندگی نیز از دور خارج می شوند و بیگانگی فرهنگی به جای هویت و یکپارچگی فرهنگی ، در جامعه مستقر می گردد (شرفی،1385 ) .
از ضرورت های هویت فرهنگی تامل و تفکر در راه و رسم زندگی است وی دگرگونی های سریعی که در ابعاد گوناگون حیات واقع می شود مجال اندیشیدن را از آدمی سلب می کند و فرصتی ایجاد نمی شود تا وی بتواند عناصر و اجزای فرهنگ را درک کرده و سپس آنها را جذب و درونسازی کند تا هویت فرهنگی خویش را تعریف نماید. (هانیتینگتون ،1999به نقل ازشرفی،1385)
آموزش و پرورش54 و یا حتی دانشگاه های کنونی بر حافظه و مباحث فنی تاکید می کنند و هنوز از بالنده ساختن کامل انسان خیلی به دور است بالندگی کامل انسانی به معنای رشد فیزیکی اجتماعی ، عاطفی ، ذهنی و عقلی می باشد چیزهای آموخته باید دگر باره با جامعیت پیوند یابد یا به معنای دیگر تن ، روان ، محیط ، جامعه در هم تنیده شود دانش به خودی خود کافی نیست باید اخلاق با یادگیری در هم آمیزد و دیگر به صورت موضوعات جدا و ناکارآمد تلقی نشود با این رویکرد هر آنچه شخص یاد می گیرد مجددا با جامعیت و خلاقیت پیوند می خورد و فرهنگ و اخلاقیات بخش جدایی ناپذیر یادگیری می شود ( زیبا کلام، 1379 ).
هویت ملی :
هویت ملی از عوامل اصلی پایداری نظام های سیاسی و اجتماعی است لذا یکی از اهداف و حوزه های اصلی جامعه پذیری سیاسی در همه نظام های سیاسی را تقویت و باز تولید هویت ملی تشکیل می دهد.(ابولحسنی،1387)
هویت ملی نوعی هویت جمعی55 در سطح گروهی اجتماعی به نام ملت است ملت مفهومی است که نسبت به وجود عدم وجود تاریخچه پیدایش و نیز ویژگی ها و خصوصیات آن تفاوت نظر وجود دارد برخی از صاحب نظران معتقدند که ملت نوعی اجتماع ذهنی یا تصوری است چرا که اعضای آن نه چندان همدیگر را می شناسند نه چندان هم دیگر را می بینند اما بر این باورند که همگی عضو یک ملت واحد هستند پدیده ملت نه طبیعی است و نه جاودانه و ملیت بیشتر در باورهای ذهنی ریشه دارد تا واقعیتهای عینی ( بروجردی، 1379به نقل از ابولحسنی1386 ) .
هویت ملی56 یکی از انواع هویت جمعی است که به شیوه های مشترک در نحوه تفکر ارزش ها ، اعتقادات هنجارها ، نمادها ، رویکردها احساسات و تمایلات یک گروه که نوعی احساس تعهد و تکلیف نسبت به آن گروه را بر می انگیزد وجود و نتیجه هویت جمعی احساس پایبندی دلسبتگی و تعهد به اجتماع و گروه است مقصود از پایبندی اعتقاد و دلبستگی به هنجارها و ارزش ها است و مقصود از تعهد نیز مشارکت در جهت توسعه و تثبیت ارزش ها و هنجارها در گروه مربوط است ( رازی فر ، 1379).
هویت ملی را هم می توان از جنبه سیاسی و هم از جنبه فرهنگی ـ تاریخی به آن پرداخت برخی در تعریف هویت ملی کاملا به ملت سیاسی و در نتیجه به تعریف هویت ملی سیاسی توجه دارند چنانکه می گویند هویت ملی مجموعه ای از گرایش ها و نگرش های مثبت نسبت به عوامل و عناصر و الگوهای هویت بخشی و یکپارچه کننده در سطح یک کشور به عنوان یک واحد سیاسی دانست ( نفیسی ،1379 ) چون که معتقدند که هویت ملی یک پدیده سیاسی و اجتماعی جدید و ناشی از شکل گیری پدیده ای به نام ملت است ( خانیکی ،1383 ) .
در تعریف ملت به مفهوم فرهنگی ـ تاریخی مولفه های سرزمین تاریخی ، اساطیر ، نمادها وقایع تاریخی ، میراث فرهنگی دارای اهمیت بیشتر هستند .ولی در ملت سیاسی سرزمین فعل و یکپارچگی سیاسی و اجتماعی کنونی دارای اهمیت می باشد ( ابوالحسنی، 1387 ) .
گفته شد هویت ملی مجموعه ای شناختی ، اعتقادی و روانی است که با تاثیرگذاری بر کنش های اجتماعی موجب همبستگی و انسجام در سطح ملت می گردد این مولفه ها را در سطح می توان جمع بندی کرد .
1 ـ بعد اجتماعی57 : بعد اجتماعی هویت ملی در ارتباط با کیفیت روابط اجتماعی فرد با نظام مکان اجتماعی است در صورت تقویت مناسب و روابط فرد با جامعه هویت جمعی فرد در سطح ملی شکل می گیرد و اصطلاحا مای ملی تحقیق می یابد اعتقاد به وجود و ضرورت وجود جامعه ملی ، احساس و اعتقاد و تمایل به عضویت در این جامعه احساس تعلق خاطر مشترک و احساس تعهد افراد به اجتماع ملی پذیرش یکدیگر به عنوان هم وطن ، نگرش مثبت به دیگران متعلق به ملت ، باورهایی در باب ریشه های اجتماع ملی اعتقادات راجع به سرنوشت و آینده جامعه افتخار به عضویت در این جامعه و علاقه و تمایل به پرداختن هزینه های لازم برای عضویت خود و تداوم حیات این اجتماع نگرش نسبت به مبانی همبستگی و همکاری اجتماعی در هویت ملی فرهنگی این اجتماع با شاخصه های فرهنگی تاریخی تعریف می شوند یعنی معطوف به گذشته است .
2 ـ بعد تاریخی : بعد تاریخی58 هویت ملی آگاهی مشترک افراد یک جامعه از گذشته تاریخی و احساس دلبستگی به آن و احساس هویت تاریخی و هم تاریخ پنداری پیوند دهنده نسل های مختلف به یکدیگر که مانع جدا شدن یک نسل از تاریخش می شود یادآوری این نکته ضروری است که وجود اشتراک تاریخی مهم نیست .بلکه احساس و تفسیر مشترک تاریخی اثرگذار است اعضای یک ملت نسبت به گذشته خود باید تفسیری همانند و ارزشگذاری مشابه و تعلق مشترک و تعهد مناسب داشته باشند نه اینکه واقعا وقایع مشترک داشته باشند پس هویت تاریخی را می توان آگاهی و دانش نسبت

Add your widget here