تحقیق رایگان درباره دانشگاه ها، مشارکت مردم، استاندارد

گرفته مشخص شده بودند ، بیشتر از زنان این دسته بودند ، در ارزیابی ایدئولوژی سیاسی ، مردان ، بیشتر در حالات زود شکل گرفته و زنان بیشتر در حالت آشفته بودند . هویت به تعویق افتاده و پیشرفت در نقش های خانوادگی و حوزه مربوط به روابط فامیلی ، برای زنان شیوع بیشتری داشته است . در نهایت آرچر هیچ تفاوتی از لحاظ زمانی در رشد ، جریان هویت بین دو جنس حداقل در دو مورد از سه مورد تحقیق وجود نداشته است ( گودینو122 و دیگران ،1993 ،)
شکل گیری هویت وجنسیت
در زمینه شکل گیری هویت معلوم شده . که شکل گیری هویت حرفه ای برای زنها ، پیچیده تر از مردان است . در زمینه شکل گیری هویت معلوم شده است که مرد و زن هردو به یک اندازه و به یک روش بر بحران هویت غالب و چیره نمی شود آنچه از مطالعات بر می آید این است که جریان وابسته به هویت حرفه ای ممکن است برای مردان،بارزتر و همرا با استرس بیشتری باشد دوآن123 و آدسون،124( 1966 ) همسان با نظریه مارسیا (1966) میتوان گفت که جریان شکل گیری هویت به نظر نمیرسد در زنان و مردان کاملا مشابه باشد مثلا جریان اجتماعی شدن در طی شکل گیری هویت بزرگسالی برای دو جنس مشابه نیست و ممکن است در کل شکل گیری هویت نیز چنین باشد . از سویی به نظر میرسد که حالات هویت زود شکل گرفته برای زنان کمتر از مردان تاثیر منفی داشته باشد. در مورد انتخاب حرفه نیز هنوز جامعه از زنان انتظار دارد تا شغل هایی را که به طور سنتی برای آنان مناسب تشخیص داده شد انتخاب کنند.(اینگر سول،1982به نقل ازدانشور)
اریکسون 1968 که بیش از همه به تفاوت شکل گیری هویت در دو جنس عقیده دارد ، معتقد است ، برای زنان مسئله هویت در ضمن نوجوانی حل نمیشود ، وی معتقد است یک بخش از زنان باید برای تطبیق و سازگار یافتن با شوهرداری و بچه داری باز می مانند . شکل گیری هویت برای زنان طی دو مرحله است :1- در ضمن مرحله هویت 2- در ضمن مرحله صمیمیت .
به هر حال یک زن قبل از مشخص شدن وضعیت ازدواج و بچه داری اش احساس عدم کنترل ، بر نقشهای مهم بزگسالی خود را درک می کند و این ادراک سبب می شود که یک حالت تعویق افتادن را در شکل گیری هویت شخصی ایجاد کند . بنابر این یک دوره وقفه جزئی در شکل گیری هویت زنان ، قبل ازازدواج ، تولد بچه ،رفتن بچه به مدرسه وجود دارد (اریکسون ، 1968)
به هر حال با وجود اختلافات ، واترمن( 1982) نتیجه گرفت مقایسه الگو های شگل گیری هویت بین زنها و مرد ها بیشتر حاکی از شباهت این دو است تا تفاوت آنها . برا ی مردها حساب هویت و پیشرفت به تعویق افتاد .
برای زنها حالت هویت پیشرفت و زود شکل گرفته ممکن است بیشتر سازگار باشد این نتیجه تحقیق آدامز و همکارش 1989 است. همچنین تفاوتهایی از رفتارهای مربوط به حالات مختلف هویت زنان و مردان ، وجود دارد. زنان با حالات هویت پیشرفت به نظر مستقل ، انعطاف پذیر و توانا برای تحمل ناکامی به نظر میرسند . اعتماد به نفسشان به دلیل برسیها و اکتشافات و قدرت برقراری ارتباطا تشان زیاد است .مردان در حالات هویت پیشرفت با اعتماد به نفس و استدلال اخلاقی و رشد ((من)) بیشتری مشخص می شوند .که به طور کلی با صفات پیچیده شخصیتی آنها ارتباط دارد . زنان هویت تعویق افتاده احساس گناه و کشمکش بیشتری را در رابطه با والدین و انتظارات آنها تجربه می کنند و زنان با هویت زود شکل یافته بر رفتارهای مربوط بر آرامش و امنیت خانوادگی و ارزشهای مورد نظر والدین دلبستگی دارند( آدامزوهمکاران ، 1989).
دانشگاه و شکل گیری هویت دانشجویی
تعریف اصطلاحات125 :
دانشگاه محل دانش و موسسه علمی بزرگی که شامل حداقل چند دانشکده است که در هر یک رشته ای از علوم تدریس می شود ( خرمشاد ،1387 ) .
هویت دانشگاه126 :
هویت دانشگاه به فعلیت رساندن هویت دانشجو است البته باید توجه داشت که سخن از اهداف دانشگاه نیست زیرا هدف از تاسیس دانشگاه در یک کشور فراتر از فعلیت بخشیدن به هویت دانشجو است .
هویت دانشگاهی باید فضایی را ایجاد نماید که در آن فضا عناصری که هویت دانشجو را شکل می دهد به دانشجو ببخشد و یا در دانشجو آن عناصر را ایجاد نماید . ( سلمانپور، 1384 ) .
دانشجو127 :
از ارکان مهم دانشگاه دانشجو است شناخت جایگاه و ویژگی های یک دانشجوی مسلمان از اهمیت خاص برخوردار است و وقتی جایگاه و ویژگی های یک دانشجو به صورت واضح شفاف و روشن تبیین شود هر فردی که در چنین جایگاهی قرار گیرد هر فردی که در چنین جایگاهی قرار گیرد سعی خواهد نمود که آن جایگاه و ویژگی ها را رعایت کند . دانشجو یعنی طالب علم بودن ( فاتحی،1378 ) .
هویت علمی دانشجو :
اولین هویت دانشجو علمی و علمیت اوست . افزودن بر مسئله هویت اگر سخن از وظیفه دانشجو به میا ن آید اولین چیز علم او می باشد در شکل گیری هویت علمی دانشجو عوامل متعددی دخالت دارد . فضای حاکم بر جامعه نوع نگاه در جامعه به دانشگاه ارتباط و تعامل مدیریت صنعت ، فلاحت . . .
1 ـ روحیه پرسشگری
2 ـ توجه عمیق
3 ـ تفکر عمیق
4 ـ آگاهی و علم وسیع دقیق و به روز
5 ـ مطالعه جدی از عواملی هستند که در شکل گیری هویت علمی دانشجو حائز اهمیت است .
شکل گیری هویت دانشگاهی :
در نظریه های روانی ـ اجتماعی اریکسون ( 1968 ) بر تعامل و کنش متقابل بین فرد و محیط اجتماعی بسیار تاکید شده است برزنسکی و آدافر( 1990 ) برای گروهی از نوجوانان دانشگاه به عنوان یک بافت آموزش کنش هایی را در نوجوان ایجاد نموده و پلی است میان نوجوانی و ورود به دنیای بزرگسالی .هیون128 ( 1994 ) معنقد است که پیشرفت عمده در شکل گیری هویت معمولا در طول سالهای تحصیل در دانشگاه رخ می دهد و این به دلیل تنوع محرکات فکری و اجتماعی است که فرد در طول این سالها با آن مراجعه می شود در یک مرور 100 تحقیق انجام شده در زمینه تجربه دانشگاهی که توسط پاسکارلا و تزنزین صورت گرفته این نتیجه به دست آمد که دانشجویان به طور موفقیت آمیزی رشد یافتند پاسکارلا129 و ترنزین130 معتقدند که دانشگاه باید چالش هایی را برای دانشجویان ایجاد نماید که برای حل آنها فرد به تفکر منطقی و انتقادی نیاز داشته باشد و در این مسیر عقاید و شیوه های فعالیت مختلف آزمون شود و تا از طریق رشد و تحول شخص تسهیل گردد ( آدامنر ، ریان131 و کینیگ132 2000).
آدامز (2000 ) معتقد است است که محیط آموزشی عقلانی که در آن آگاهی های تحلیلی و انتقادی از جریانات اجتماعی ایجاد می شود تحول هویت را تسهیل می نماید (آدامنر ریان و کیتینگ ،2000 ) معتقدند در چارچوب ساخت هویت با یک فرایند خود تاملی همراه است . خود تاملی عبارتست از : مقایسه دیدگاه های دیگران با نقطه نظر خود و ایجاد استنباط هایی در مورد احساسات ، رفتار و یا نگرش های خود که نتیجه آن ساخت یک احساس از خود یا هویت می باشد برزنسکی (1988 ) خود تاملی زیر بنای تفکر مجا دله ای ( دیالکتیک ) است و به محض این که برای فرد فرصتی جهت تجربه تنش مجا دله ای در انتخابهای متضاد ایجاد شود برانگیخته خواهد شد .
شکل گیری هویت ورشته های تحصیلی
افراد آگاه از دیدگاه های متضاد فرآیند تفکر به صورت مجا دله ای را تجربه می نماید که این سبب بروز خود آگاهی و خود هوشیاری در فرد می شود . به این ترتیب فرد با چنین تفکری احتمالا در جهت هماهنگی و تلفیق آرای متضاد اطلاعات مهم خود عمل کرده و انتخابهای جدید و تعهد به یک هویت را در خود ایجاد می نماید . به این ترتیب قابل پیش بینی است که نظام های ارتباطی که با جریانات اطلاعاتی تحلیلی و تفکر انتقادی مشخص می شوند با خود تاملی بالاتر به صورت تفکری مشابه با تفکر مجادله ای همراه خواهند شد . به این ترتیب می توان حدس زد در دانشجویان رشته های فنی که کمتر با چنین تفکری در طول سال های تحصیل خود مواجه هستند رشد و تحول هویت با سرعت کندتری نسبت به آنچه در دانشجویان رشته علوم انسانی انتظار می رود صورت می گیرد .
لووینگر133 ، کومن134 و بونویل 135 ( 1985 ) به نقل ازمردیها ( 1382 ) یک پژ|وهش طولی را طراحی نمودند که طی آن رشد من دانشجویان در طول چهار سال تحصیل در دانشگاه مورد بررسی قرار گرفت . آنها دو گروه از دانشجویان فنی را با هم مقایسه نمودند گروه اول دانشجویانی بودند که دانشکده آنان در یک محیط کاملا فنی قرار داشت گروه دوم دانشجویان فنی از مجتمعی بودند که در آن جز دانشکده فنی دانشکده های دیگری در سایر حوزه ها نظیر علوم انسانی هنر ، پزشکی در آن قرار داشتند در این تحقیق به گروه اول یک برنامه آموزشی ارائه شد که هدف آن آگاه نمودن دانشجویان از این مطالب بود که فقط تسلط بر مهارت های تکنیکی کافی نیست لازم است آنها در فهم و آگاهی از خویشتن نیز رشد کنند ظرفیت آگاهی های زیبایی شناختی خود را بالا ببرند .
و از همه مهم تر اینکه مداوما برای دریافت اطلاعات جدید باز باشند هر چند به طور معمول انتظار می رفت که دانشجویان گروه دوم در رشد من در طور چهار سال تحصیل پیشرفت بیشتری را نشان دهند . ولی لووینگر و همکارانش ملاحظه کردند که که دانشجویان گروه اول ( کاملا فنی ) به پیشرفت وسیع تری در رشد من دست یافتند که این نشان دهنده موفقیت برنامه اجرا شده توسط آنان بر روی گروه اول بود تحقیق دیگری آدامنر ریان ، کیتینگ (2000 ) برای بررسی تاثیر محیط دانشگاه بر روی شکل گیری هویت و قدرت من انجام گرفت در این تحقیق 294 نفر از دانشجویان طی دو سال مورد بررسی قرار گرفتند . اطلاعاتی که در این تحقیق جمع آوری شد عبارت بودند از :
میزان حمایتگری و عقلانیت موجود در گروههای آموزشی ، فراوانی آموزش تحلیلی و انتقادی در کلاس ، تفکر مجادله ای ، سر درگمی هویت ، هویت یابی موفق و قدرت وفاداری من .
نتایج نشان داد که حمایتگری و عقلانیت موجود در گروه آموزشی پیش بینی کننده قدرت من می باشد همچنین استفاده از تفکر مجا دله ای ( دیالکتیک ) و راهبردهای مدیریت اطلاعات ( خود تاملی ) به عنوان میانجی اثر حمایت گری و عقلانیت فضای دانشگاه بر روی کنش های روانشناختی عمل کردند با توجه به مطا لعاتی که در داخل و خارج انجام شده موید این مطلب است که دانشگاه و ساختار علمی ، فرهنگی و اجتماعی آن می تواند تسریع کننده رشد هویتی دانشجویان باشد ( رحمانی ،1385 ).
نقش دانشگاه در تربیت هویت جوانان :
اساسی ترین عامل برقرار نمودن نظام آموزش عالی ( دانشگاه ) تربیت و آماده ساختن نیروی انسانی کار آمد و شایسته دارای مهارت به منظور پاسخگویی به نیازهای واقعی جامعه در زمینه های مختلف می باشد . همچنین تولید و ارائه دانش بومی برای حل مسائل جاری و حیاتی جوامعی که دانشگاه ها در آن قرار دارند از عمده ترین نقش های آموزش عالی به حساب می آید .
چنین نظام آموزشی عا لی دانشجویان را به عنوان نوآوران ، متفکران ، حرفه شناسان و حتی مخترعان ، تربیت و به جامعه عرضه می نماید . این فلسفه ، تمام دانشگاهیان را بر آن می دارد که به سهم خود و به اندازه توان و شایستگی خود مشارکت با دانشگاه را جهت دستیابی به استانداردها و روز آمد شدن آن افزایش دهند . به منظور رسیدن دانشگاه به درجه عالی پاسخ گویی و رفع نیاز از جامعه خود لازم است دور نمایی جامع که نشانگر تلاش هر عضو هیات علمی و هر دانشجو و به همراه آنان مساعی کارکنان و مشارکت مردم و سایر نهادها و دستگاه ها جهت رونق روز افزون دانشگاه ها می باشد تهیه و به عمل در آید .(خادمی،1381 )
سیما ومحتوای دانشگاه
سیما و محتوا ی دانشگاه دو مولفه بنیا دی هستند که در تعیین جایگاه و نقش اجتماعی آن به طور مستقیم دخالت دارند دانشگاه جایگاه والاترین تعاملات منتهی به اجتماعی شدن انسان ها است به ویژه در زمانی که مولفه های فرهنگ ساز صورت سابق خود را از دست داده و تخصص

مطلب مشابه :  دانلود تحقیق با موضوعافغانستان، شهرستان زابل، استان هرمزگان

Author: admin3

دیدگاهتان را بنویسید